شناسهٔ خبر: 71578845 - سرویس فرهنگی
منبع: روزنامه شهروند | لینک خبر

«شهروند» به دنبال پاسخ به یک پرسش: چرا مهران مدیری در سال‌های اخیر- از «هیولا» تا «قهوه پدری»- مدام شکست خورده است؟

ایستگاه پایانی مرد هزار چهره؟!

صاحب‌خبر -

  [ شهروند ] چند ماه پیش آغاز انتشار «قهوه پدری» سریال جدید مهران مدیری- آن‌هم در روزهایی که انتقادات و اعتراضات مردمی و رسانه‌ای به حجم و عمق خشونت و میزان تک‌ساحتی بودن سریال‌های شبکه نمایش خانگی اوج گرفته بود- این امیدواری را به همراه داشت که مدیری پس از چند سال دوری از عالم سریال‌سازی با این سریال تغییراتی محسوس در فضای شبکه نمایش خانگی به وجود خواهد آورد. «قهوه پدری» اما در تمام قسمت‌هایی که هفته به هفته منتشر شد، کمترین و کوچک‌ترین اتفاقی را موجب نشد و چه از نظر جلب و جذب تماشاگران و چه از نظر استانداردهای کیفی و موفقیت‌های انتقادی دستاورد چندانی حاصل نیاورد- و این با توجه به پتانسیل نام بزرگ مهران مدیری و یادآوری تاثیراتی که او روزگاری در فضای کمدی ایران به وجود آورده بود، اتفاقی غم‌انگیز است و همان‌طور که در روزهای آغازین انتشار «قهوه پدری» نوشتیم «حکایت از بی‌تاثیری مردی می‌کند که روزگاری در وادی سریال‌سازی- به خصوص در تلویزیون- هر کدام از ساخته‌هایش زلزله‌ای بنیان‌کن می‌شد و اتفاقی عظیم به وجود می‌آورد».
«قهوه پدری» اما با هیچ متر و معیاری نشانی از مهران مدیری ندارد. سریالی با نام قبلی «پدر قهوه» که در آغاز به دلیل محوریت موضوع فساد مالی به نوعی ادامه سریال‌های «هیولا» و «دراکولا» به نظر می‌رسید. این سریال با بازی سام درخشانی، ژاله صامتی، جواد رضویان، بیتا سحرخیز، حامد آهنگی، اردشیر کاظمی و خود مهران مدیری اما در ادامه نشان داد که نه تنها آثار قدیمی مدیری- از قبیل «پاورچین»، «نقطه‌چین»، «شب‌های برره»، «قهوه تلخ»، «مرد هزار چهره» و چندین و چند اثر دیگر- این روزها دیگر غیر قابل تکرارند؛ بلکه مهران مدیری حالا دیگر از رسیدن به استانداردهای سریال‌هایی مانند «هیولا» و «دراکولا» نیز ناتوان نشان می‌دهد. مطلبی که به نقل از خبرگزاری تسنیم در پی می‌آید؛ به بهانه انتشار آخرین قسمت سریال «قهوه پدری» به این موضوع می‌پردازد که دلایل شکست مهران مدیری در ساخته‌های اخیرش- از «هیولا» تا «قهوه پدری»- چیست؟!

مهران مدیری با «قهوه پدری» به ایستگاه پایانی رسید. سریالی که می‌خواست «هیولا» باشد اما نتوانست آنچنان که باید تأثیرگذار باشد و بیشتر گویی به «دراکولا» نزدیک شد.داستان «قهوه پدری» حول خانواده‌ای می‌چرخد که برای کسب درآمد هنگفت، تصمیم به واردات قهوه می‌گیرند و در این راه موفق می‌شوند تا جایی که شخصیت اصلی به «پدر قهوه» شهرت پیدا می‌کند. این داستان در سطح خودش شاید جالب به نظر برسد، اما در اجرا نتوانست آن‌طور که باید مخاطب را جذب کند.

یک اشتباه استراتژیک
مهران مدیری کمدین و طنازِ قابل احترام و توانمندی است که در سال‌های گذشته آثار تحسین‌شده‌ای را به نمایش گذاشته، اما به نظر می‌رسد فاصله گرفتن او از همکاران قدیمی‌اش از جمله سیامک انصاری، پیمان قاسم‌خانی، امیرمهدی ژوله و محمدرضا هدایتی اشتباهی استراتژیک بوده است. این گروه هنری که در تولید سریال‌هایی مانند «شب‌های برره»، «مرد هزارچهره» و «قهوه تلخ» با مدیری همکاری داشتند، به نظر می‌رسید در کنار هم موفقیت‌های زیادی را که به دست آورده‌اند، تا همیشه تکرار خواهند کرد. مدیری اما تصمیم گرفت در پروژه‌های جدیدش با گروه‌های جدیدی همکاری کند که نتایج آن‌ها چندان موفق نبوده است.

شکست مهران
در عرصه بازیگری نیز مهران مدیری نتوانسته درخششی را که در تلویزیون داشت، به همان اندازه در سینما و شبکه نمایش خانگی تکرار کند. به عنوان مثال، کارنامه بازیگری او در فیلم‌هایی مانند «خائن‌کشی» و «درخت گردو» از سوی برخی منتقدان و مخاطبان با نقدهای منفی همراه بود. «خائن‌کشی» حتی نتوانست فروش خوبی داشته باشد و با واکنش‌های منفی زیادی از سوی مخاطبان مواجه شد.
با این حال شاید یکی از دلایل اصلی شکست «قهوه پدری» عدم توانایی مهران مدیری در جلب و جذب مخاطبان شبکه نمایش خانگی باشد. او که پیش از این با «قهوه تلخ» توانسته بود موفقیت‌های خوبی در این فضا کسب کند، در این سریال جدید- و چند سریال قبل از این- نتوانسته مخاطبان را به خود و کارش جذب کند. در حقیقت، در حالی که او در تلویزیون همیشه کمدی‌های جذاب و پربیننده ساخته بود، در شبکه نمایش خانگی نتوانسته در برابر درام‌های تلخ به رقابت بپردازد. نکته جالب این که این ناتوانی را در جنبه‌های فنی سریال جدید مدیری نیز می‌تواند دید. به عنوان مثال اگرچه برخی از بازیگران «قهوه پدری» از جمله ژاله صامتی حضور شیرین و خوبی در نقش‌های خود در این سریال داشته‌اند، اما مجموعاً اثر همان تأثیرگذاری که از مدیری و آثار گذشته‌اش انتظار می‌رفت داشته باشد- که در این میان شکست بازیگری مانند جواد رضویان، که در این پروژه نتوانسته درخشش قبلی خود را به نمایش بگذارد، از مسایل قابل ذکر است!

شوخی‌های سطحی
یکی از مشکلات اصلی «قهوه پدری»، تلاش بی‌وقفه برای خنداندن مخاطب با استفاده از شوخی‌های سطحی و کلامی است. این شوخی‌ها به شدت تکراری شده‌اند و نتوانسته‌اند به عمق و عمق‌ بخشی که در سریال‌های قبلی وجود داشت، برسند. علاوه بر این، استفاده از شوخی‌های مبتذل در این سریال نیز یکی از نقدهای جدی است که بسیاری از مخاطبان به آن وارد کرده‌اند. کافی است سری به شبکه‌های اجتماعی بزنید تا متوجه عصبانیت کاربران از کیفیت نامطلوب «قهوه پدری» بشوید.
یکی از فاکتورهای شوخی خوب که اغلب در شبکه نمایش‌خانگی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد دست اول بودن و غافلگیرکننده بودنش است. این نوع شوخی یعنی استفاده هوشمندانه از کمدی موقعیت. اما متأسفانه شوخی‌های «قهوه پدری» در بسیاری از قسمت‌ها و موقعیت‌های سریال فاقد تازگی و غافلگیری بودند.
کمبودهای دیگر
طراحان صحنه، لباس و دکور در این سریال تلاش بسیار کرده بودند تا فضایِ سریال برای مخاطب دلنشین شود؛ «قهوه پدری» اما در میان تمام داشته‌هایش خانواده و حس‌وحال خانوادگی را کم داشت و از ایجاد فضای گرم و صمیمی خانواده بازمانده بود و فضایی سرد و غریبه‌وار بین اعضای خانواده احساس می‌شد- که یکی از دلایلی بود که مخاطب نمی‌توانست به خوبی با کلیت خانواده همذات‌پنداری کند. «قهوه پدری» علاوه بر مشکلات فنی و محتوایی، از مشکلات دیگری نیز رنج می‌برد- که مهم‌ترین آن‌ها ناشی از تغییرِ مسیر مدیری به سمت آثار تجاری و بیزینسی بود. در واقع یکی از عواملی که موجب کاهش کیفیت آثار مهران مدیری شده؛ توجه بیشتر او به خواست اسپانسرها و بی‌توجهی به نیازها و خواسته‌های مخاطبان است. این را به عنوان مثال در تغییر نام سریال «پدر قهوه» به «قهوه پدری» به خوبی می‌توان مشاهده کرد. یا در توجه و علاقمندی مدیری به حواشی و جنجال‌های تبلیغاتی- مانند انتشار عکس سیگار کشیدن مدیری در مراحل تولید فیلم «خائن‌کشی» که حاشیه‌های بسیاری رقم زد، بدون این‌که ارزش افزوده‌ای به دنبال داشته باشد.

حرف آخر
مهران مدیری باید به دوران طلایی خود بازگردد؛ به همان کمدی‌های مفرح و اجتماعی که در آن‌ها توانسته بود لحظات خوشی برای مخاطبان رقم بزند. در این روزها، وقتی مدیری به جای تمرکز بر نمایش‌های انتقادی و اجتماعی، به کمدی‌های تجاری روی می‌آورد، آثارش نه تنها به لحاظ محتوا بلکه به لحاظ جذابیت نیز از دست می‌روند. در نهایت، شاید وقت آن رسیده باشد که مهران مدیری دوباره به تیم قدیمی خود بازگردد و کمدی‌هایی بسازد که هم مردم را بخنداند و هم به محتوای معنادار و انتقادی توجه کند؛ همان کاری که در گذشته در پروژه‌های بزرگی چون «شب‌های برره» و «مرد هزارچهره» انجام داده بود.