شناسهٔ خبر: 71615721 - سرویس علمی-فناوری
منبع: حوزه | لینک خبر

مقاله | پرچم اسلام، سرود ملی مسلمانان (بخش سوم و چهارم)

حوزه/ ماه‌های رجب و شعبان فرصتی طلایی برای تمرین عبودیت و آمادگی برای ضیافت الهی در رمضان است. در این مسیر، نماز جماعت نه تنها عبادتی فردی، بلکه آموزشگاهی برای زندگی اجتماعی و وحدت قلوب مومنان است. با هم‌نشینی در جمع نمازگزاران، زندگی روزمره‌مان رنگ الهی می‌گیرد و از طبیعت تا عقلانیت، مسیر عروج را می‌پیماییم.

صاحب‌خبر - به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین محمود لطیفی در مطلبی با عنوان «پرچم اسلام، سرود ملی مسلمانان» به بررسی این مطلب در چهار بخش پرداخت که بخش سوم و چهارم آن تقدیم شما فرهیختگان خواهد شد: پرچم اسلام،‌ سرود ملی مسلمانان – بخش سوم در این بخش به برخی از اصول اجتماعی که در آموزشگاه عبادی نماز جماعت تدریس می‌شود اشاره می‌کنیم: ۱- نظم و هماهنگی یکی از برجسته ‌ترین آموزه‌های نماز و بویژه نماز جماعت؛ نظم و انسجام،‌ هماهنگی، همبستگی، یکپارچگی و اتحاد است. گر چه هر یک از این واژه‌ها معنای خاص خود را دارد و در نماز جماعت بروز و ظهور ویژه‌ای دارد ولی ما ناچاریم به کلیاتی از آنها پرداخته و تفصیل آن را به خوانندگان عزیز و صاحب فضل واگذاریم. نظم در لغت قرینه قرار دادن دو شیء با همدیگر و یا ضمیمه نمودن آن دو با یکدیگر است. و به تعبیر دیگر چیدن مهره‌ها در یک ردیف مرتب و به نخ کشیدن آنها را نظم و نظام می‌گویند. پس نظم، نوعی پیوند خاص بین دو شیء و یا چینش مرتب اجزای یک شیء است که با نگاه و توجه به آن،‌ مفاهیمی چون: آراستگی، به سامان بودن، انتظام، پیوستگی، ترتیب، سازماندهی، قاعده‌مندی، محاسبه، قانون‌مندی، همبستگی، یکپارچگی و اتحاد را می‌توان تصور نمود. خدواند متعال جهان را بر اساس نظم آفریده است: «الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی» (اعلی:۲-۳) و انسان که خود جزیی از این نظام تکوینی به هم پیوسته و منسجم است. موظف است تا در زندگی اجتماعی خود و در عالم تشریع همان نظم و همبستگی را بیافریند و به تصویر بکشد. امیرالمومنین علیه السلام در آخرین لحظات زندگی انسان‌های همه تاریخ را پس از اصل تقوا که در واقع گونه‌ای از هماهنگی با نظام الهی هستی است به نظم در امور و برنامه‌های زندگی توصیه می‌فرماید: «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم». نظم و هماهنگی در مجموعه‌های انسانی با تمرکز بر هدف مشترک، هم‌قصدی، همراهی، موافقت، دمسازی، یکپارچگی، یک‌دستی، سازگاری، تعامل، همسویی و هم‌صدایی و نیز خالص نمودن انگیزه‌ها و نیت‌ها و رفع و اصلاح تعارضات و طرد و نفی تناقضات و از همه مهم‌تر شناخت و فهم فرهنگ جمعی و انضباط گروهی و به هم‌پیوستگی در یک مجموعه، همه و همه را خداوند در قالب عبادتی به نام نماز و به ویژه حالت جماعت آن به مسلمانان آموزش داده است. به جای آوردن نماز و تکرار آن در طول شبانه روز و در قالب رفتارها و سخنانی همدست و هم‌داستان و در صفوفی منظم و به هم پیوسته، میدان تمرینی برای اتحاد و یکپارچگی و انسجام و همبستگی و هماهنگی بین اعضای جامعه اسلامی است. نماز جماعت همه مسلمانان را برگرد محور توحید و تولی به ولایت الهی متحد می‌سازد و مسلمانان را همانند فرشتگان درعرش الهی در صف‌هایی مرتب و با آهنگی منظم به صف می‌کشد. به تعبیر مرحوم آیت الله شاه‌آبادی «قرآن مجید با اسلام انفرادی مناسبت ندارد، زیرا که قرآن نمی‌فرماید به تنهایی نماز کن، بلکه علاوه بر آن تولید نمازگزار و اقامه صلاة را در عهده مسلمین گذارده.»[۱] شاید بسیاری از فضائل و ثواب‌ها که برای نماز جماعت ذکر شده برای تمرین همین اتحاد و هماهنگی است. حضرت امام صادق علیه السلام در حدیث مشهور مناهی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل می‌کند: «من مشی الی مسجد یطلب فیها الجماعة کان له بکل ّخطوة سبعون الف حسنة ...» کسی که برای شرکت در نماز جماعت به سمت مسجدی برود، برای هر گامش هفتاد هزار حسنه پاداش می‌گیرد و به همین نسبت درجه کسب می‌کند و اگر در این مسیر از دنیا برود خداوند هفتاد هزار فرشته را موظف می‌کند در قبر همنشین او باشند و او را عیادت کنند و مژده دهند و تا روز حشر برایش از خدواند طلب بخشش کنند.[۲] شاید علت فزونی ثواب این باشد که انسان با حضور اجتماعی خود به موضوع، ضریب می‌دهد و به تناسب اهمیت موضوع و شرائط خاص زمانی و مکانی و آثار و پیامدهای حضور،‌ آن کار ارزش می‌یابد. در حدیثی دیگر نقل شده است: پیامبر گرامی در پاسخ یهودیانی که از حضور مسلمانان در نمازجماعت نگران شده بودند فرمود: فان صفوف امتی کصفوف الملائکه ... صف‌های نمازجماعت امت همانند صف‌های فرشتگان است و ثواب یک رکعت جماعت برابر بیست و چهار رکعت فرادا است و هر رکعت جماعت نزد خدا برابر چهل سال عبادت است و اما روز جمعه – و حضور در نمازجمعه– خداوند همه اولین و آخرین را برای محاسبه فرا می‌خواند، پس هر که به نمازجماعت برود خدواند نگرانی‌های روز قیامت را بر او تخفیف می‌دهد و او را به بهشت فرمان می‌دهد.[۳] و در حدیث دیگری از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر خدا فرمود: ثلاث درجات ... سه کار درجه انسان را بالا می‌برد: در هوای سرد ـ وباآب سرد ـ وضوهای شاداب گرفتن،وعده‌های نماز را انتظار کشیدن و شبانه روز – در گرمای روز و تاریکی شب – در نمازجماعت حاضر شدن.[۴] در حدیث دیگری اعرابی به خدمت پیامبر آمد و عرضه داشت: بارها برای سفر حج مهیا شده‌ام اما نتوانستم بروم، پیامبر خدا فرمود: علیک بالجمعة فانها حج المساکین. نماز جمعه برو که حج مستمندان است.[۵] در حدیث دیگری از حضرت امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است: من سمع النداءفلم یجبه من غیر علة فلاصلاة له. کسی که صدای اذان را بشنود و در نماز جماعت حاضر نشود نمازش پذیرفته نیست.[۶] معلوم می‌شود کسی که علی‌رغم دعوت الهی برای اتحاد، در متن جامعه اسلامی حضور ندارد، در عبادت الهی نیز حضور ندارد. او حتی اگر نمازی با خضوع و خشوع بگزارد تنها به عالم خلسه خود کمال بخشیده و آرامش یافته و نمازش حضوری و اثری و نفع و سودی برای جامعه اسلامی ندارد. و لذا اگر نمازی را فرادا خوانده و سپس به نماز جماعتی می‌رسد از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: یصلی معهم و یجعلهاالفریضة... همراه مسلمانان نمازجماعت بگزارد و همان را نماز واجبش بشمارد.[۷] کسی که در نماز جماعت مسلمانان شرکت نمی‌کند و حضور اجتماعی در جمع مسلمانان ندارد همانند گوسفندی است که از گله جدا افتاده و چنین گوسفندی لقمه گرگان خواهد شد. در حدیثی نقل شده است پیامبر خدا فرمود: ان الشیطان ذئب الانسان کذئب الغنم ... شیطان گرگ انسان است همانند گرگ گوسفندان که در پی گوسفندان است که از گله جامانده یا جدا افتاده‌اند، پس از دسته‌بندی و تفرقه بپرهیزید و از حضور در نماز جماعت و مسجد و جمع مسلمانان غافل نشوید.[۸] شخصی که از جمع برادران ایمانی خود جدا می‌ماند گویا زندگی خود را در معرض تلف قرار داده و بیمه نکرده است. در حدیثی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است: من صلی اربعین یوماالصلوات فی جماعة ... کسی که چهل روز نمازهایش را در جماعت بخواند و حتی یک تکبیرة‌الاحرامش را غایب نباشد، برای او دو برگه آزادی صادر می‌شود: آزادی از نفاق و آزادی از آتش.[۹] آداب اولیه این حضور اجتماعی آموزش و تمرین نظم واتحاد است تا با تفاوت چهره‌ها و رنگ‌ها و لباس‌ها و ... همه در یک صف قرار گیرند. در حدیثی حضرت امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا نقل کرده‌اند که فرمود: سوّوا بین صفوفکم و حاذوا بین مناکبکم لا یستحوذ علیکم الشیطان، صف‌ها خود را منظم، و شانه‌هایتان را محاذی یکدیگر قرار دهید تا شیطان بر شما چیره نشود.[۱۰] و در حدیث دیگر نیز از حضرت رسول خدا نقل می‌کند: یا ایها الناس اقیمواصفوفکم و امسحوابمناکبکم ... ای مردم؛ صف‌های خود را منظم و راست و شانه‌ها را محاذات هم قرار دهید تا میان شما رخنه‌ای واقع نشود و پس و پیش نایستید تا مبادا خدواند قلب‌هایتان را به اختلاف اندازد و بدانید که من – به هنگام ایستادن به امامت– از پشت سر شما را می‌بینم.[۱۱] و در حدیثی که عامه نقل کرده‌اند حضرت رسول می‌فرماید: ان الله و ملائکته یصلون علی الذین یصلون الصفوف الاول، خداوند متعال و فرشتگانش به کسانی که صف‌های نماز را به ترتیب پر می‌کنند درود می‌فرستند.[۱۲] نظم صف‌های جماعت و پر کردن به ترتیب آنها، نشانی از نظم،‌ انسجام، اتحاد و یکپارچگی دل مسلمانان و باعث تهنیت و ستایش خدا و فرشتگان می‌شود. ۲- خیرخواهی و معاضدت در ادامه این اصل مهم به اصل دیگری نیز باید توجه شود که از مهم‌ترین وظایف یک مسلمان بلکه مهم‌ترین و نخستین وظیفه او محسوب می‌شود و آن دعوت به نیکی‌ها و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است که بلا فاصله پس از اعتصام به حبل الله – ولایت الهی و حاکمیت دینی – و تحقق وحدت با اخوت و برادری دینی و تجلی نمادین آن در صف‌های نمازجماعت، مورد امر الهی قرار گرفته است: «و اعتصموابحبل الله جمیعا و لا تفرقوا و اذکروانعمة‌ الله علیکم اذکنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا ... و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون.» (آل‌عمران:۱۰۳-۱۰۴) و تا مسلمانان نتوانند خود را در صف موحدان قرار دهند و نمازهای جماعت خود را منظم‌تر و متشکل‌تر برپا دارند زمینه دعوت به صلاح اجتماعی و مبارزه با مفاسد را نمی‌توانند آماده نمایند. در ادامه حدیثی که از حضرت امام رضا علیه السلام در مورد فلسفه نماز جماعت خواندیم آمده است: مع ما فیه من المساعدة علی البر و التقوی و الزجر عن کثیر من المعاصی، حضور در نماز جماعت زمینه را برای نیکی‌ها و رعایت تقوای دینی و جلوگیری از بسیاری از نافرمانی‌ها آماده می‌کند.[۱۳] این حکمت در دو آیه قرآن به صراحت آمده است: در آیه ۲ از سوره مائده می‌فرماید: «و تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان» و در پایان سوره عصر نیز تواصی به صبر و تواصی به حق آمده است. این تواصی و تعاون به قدری مهم است که برخی از بزرگان مکتب اهل بیت را – همچون علی بن یقطین و تا علامه مجلسی و ... – به حضور در مجموعه‌ نظام‌های ستمگر و غاصب واداشته تا بلکه بتوانند با مجاهده و خطرپذیری زمینه تحقق این فرامین الهی را به وجود آورند. پس می‌توان حضور مستمر در یک عمل عبادی – نماز جماعت – به منظور دعوت عملی به نیکی‌ها و مساعدت و تعاون بر برّ و تقوا و ... را برای یکایک مسلمانان نه تنها مستحب و مطلوب بلکه تکلیف و واجب دانست. ۳- رعایت حقوق متقابل از همین جا به اصل مهم دیگری می‌پردازیم که در واقع نخستین قاعده و مهم‌ترین وظیفه در این گونه روابط است و آن معرفت حقوق متقابل و سپس رعایت آن است. نگاه انسان نمازگزار به برادر مؤمن نمازگزار خود که شبانه روز در یک صف می‌نشینند نگاهی محبت آمیزوویژه است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است: من صلی الغداة و العشاءالاخرة فی جماعةفهو فی ذمة الله عزوجل ... کسی که نماز صبح و عشایش را در جماعت می‌گزارد در پناه خدای بزرگ است و هر کس به او ستم روا دارد گویا به خدا ستم نموده و هر که او را حقیر و خوار بشمارد، خدا را کوچک شمرده است.[۱۴] او در حدیث دیگری که بخشی از حدیث مناهی است از پیامبر گرامی نقل کرده است: من حافظ علی الصف الاول و التکبیرةالاولی ... هر کسی که بر حضور در صف اول نماز و درک تکبیرة‌ الاحرام امام مواظبت دارد و – با مرور بین صف‌ها– به مؤمنان آزار نمی‌رساند، پاداشی چون پاداش مؤذّنان– دعوت کنندگان به عبادت خدا – را دریافت می‌کند. در این حدیث رعایت حقوق نمازگزاران شرط دسترسی به ثواب می‌باشد. و در این مقام حتی امام جماعت با همه حرمتی که در این مجموعه دارد – و ان شاء الله به آن خواهیم پرداخت – اگر در رعایت حقوق کوتاهی کند مورد عتاب قرار می‌گیرد. در حدیثی آمده است: و کان معاذ یؤمّ فی مسجد علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله ... معاذ بن جبل در دوره حضور پیامبر گرامی، در مسجدی امامت جماعت داشت و در نمازهایش سوره‌های بلند و طولانی را می‌خواند. روزی شخصی در نماز جماعت او حاضر شد و او نیز سوره‌ای طولانی را شروع کرد. آن شخص – به دلیل عجله – نمازش را فرادا نمود و سوار مرکبش شد و رفت. این خبر به پیامبر خدا رسید، حضرت معاذ را خواست و به او فرمود: «ایاک ان تکون فتانا» مبادا فتنه‌گر باشی – مردم را به زحمت اندازی – در نمازت سوره‌هایی چون سوره شمس و مانند آن را بخوان.[۱۵] نمازجماعت یکی از بهترین میدان‌های تمرین رعایت حقوق یکدیگر است و اگر کسی در این کلاس عبادت وآموزش نتواند مراعات حقوق بندگان خدا را بنماید، در هیچ میدان دیگری به آن موفق نخواهد شد. رعایت حقوق از اصول بسیار گسترده فرهنگ اسلامی است و تعبیر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام این است: «فالحق اوسع الاشیاء فی التواصف و اضیقها فی التناصف»[۱۶]حق در مقام بحث و توصیف گسترده‌ترین مفهوم و در مقام عمل و تحقق خارجی سخت‌ترین و دشوارترین است. مرحوم شیخ انصاری فقیه نامدار قرن ۱۴ در فصل غیبت از مکاسب محرمه عنوانی مهم را به حقوق برادر مؤمن اختصاص داده ولی متاسفانه آموزش عملی آن در هیچ حوزه و دانشگاهی تدریس نمی‌شود! از رعایت حقوق افراد دشوارتر تقدیم حق عامه و جامعه بر حق شخص است که متاسفانه در جامعه اسلامی امروز و گذشته به دلیل استیثار و خودخواهی اربابان قدرت و ثروت و اندیشه‌های سیاسی برخاسته از همین نگاه رسما به فراموشی سپرده شده است. در نمازجماعت احکامی آمده که در آنها حق جمع و جماعت بر حق فرد مقدم شده و یا به تعبیری رعایت حکم جماعت بر تکلیف فردی ترجیح داده شده است. مثلا راه رفتن در حال نماز مبطل نماز است اما برای رسیدن به صف جماعت به شرط عدم انحراف از قبله مانعی ندارد، یا در نماز جهریه آهسته خواندن قرائت جائز نیست اما در جماعت لازم است، یا تکرار رکوع و سجده – عمدا یا سهوا –مبطل نماز است اما مامومی که به اشتباه سر از سجده و رکوع بر می‌دارد می تواند برای تبعیت از امام و جماعت به رکوع و سجده برگردد و یا اقتدا در حال تشهد و سلام امام و برخاستن پس از سلام امام و ادامه دادن نماز فاصله بسیار و فعل کثیر بین اجزاء‌ نماز محسوب نمی‌شود و یا استحباب تاخیر نماز اول وقت برای اقامه آن به جماعت و ... این همه به دلیل اهتمام به جماعت و تقدیم حکم جماعت بر فرد است. مهم‌تر از موارد ذکر شده این معنا که حاکم اسلامی می‌تواند در حقوق و ملک افرادی که در جماعت حاضر نمی‌شوند تصرف کند، در احادیث تکرار شده است. در حدیثی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است: اشترط رسول الله صلی الله علیه و آله علی جیران المسجد شهود الصلاة و قال ... پیامبر گرامی از همسایگان مسجد برای حضور در نماز تعهد گرفت و فرمود: باید افرادی که به نماز جماعت حاضر نمی‌شوند از این کار دست بردارند و گرنه دستور می‌دهم اذان و اقامه گفته شود، آنگاه به امیرالمومنین – که در اجرای فرمان پیامبر درنگ نمی‌کرد– دستور می‌دهم تا خانه کسانی را که با شنیدن اذان و اقامه به مسجد و نماز نیامده‌اند آتش بزند![۱۷] این مضمون در احادیث عامه و خاصه تکرار شده در تعبیری آمده است که: قال رسول الله صلی الله علیه و آله لقوم: «لتحضرّن المسجد او لاحرقنّ علیکم منازلکم، باید در نمازجماعت مسجد حاضر شوید و گرنه خانه‌هایتان را آتش می‌زنم.[۱۸] و در تعبیری دیگر امام صادق علیه السلام می‌فرماید: همّ رسول الله صلی الله علیه و آله باحراق قوم فی منازهم کانوا ... پیامبر خدا تصمیم گرفت تا عده‌ای را در خانه‌هایشان به آتش بکشد زیرا در خانه خود نماز می‌خواندند و به جماعت حاضر نمی‌شدند. در این میان نابینایی آمد و گفت: یا رسول الله گاهی کسی نیست تا دست مرا بگیرد و به مسجد بیاورد. حضرت فرمود: بندی از خانه خود به مسجد بکش و با آن خود را به مسجد برسان.[۱۹] و در حدیث دیگر که صاحب عروه رحمه الله نقل کرده آمده است: ان امیرالمومنین علیه السلام بلغه ان قوما لا یحضرون الصلاة فی المسجد فخطب فقال: ... به امیرالمومنین خبر داده شد که عده‌ای در نماز جماعت مسجد حاضر نمی‌شوند. آنگاه خطبه‌ای خواند و در ضمن آن فرمود: عده‌ای در مسجد و جماعت مسلمانان حاضر نمی‌شوند. فلایؤاکلونا و لا یشاربونا و لا یشاورونا و لا یناکحونا او یحضروا معنا صلاتنا جماعة،‌ با ما همسفره نشوند و هم‌نشین نباشند و ازدواج نکنند مگر اینکه در نماز جماعت حاضر شوند و احتمال دارد دستور دهم خانه‌هایشان را آتش بزنند تا از این کار دست بردارند. مسلمانان نیز پس از این سخنرانی با آنان قطع رابطه کردند تا آنان به ناچار برگشتند.[۲۰] و در حدیثی قابل تامل امام صادق از پیامبر گرامی علیهماالسلام نقل کرده است: لا صلاة لمن لا یصلی فی المسجد الا من علة ... کسی که همراه با مسلمانان – بدون هیچ دلیل – در مسجد نماز نمی‌گزارد نماز ندارد و غیبت کسی جائز نیست مگر کسی که در خانه‌اش نماز می‌خواند و از جماعت مسجد رویگردان است. چنین کسی از عدالت ساقط و قطع رابطه با او واجب است و اگر خبرش به گوش امام جامعه برسد باید او را از این کارباز دارد و هشدار بدهد و البته اگر کسی ملازم نماز جماعت است غیبتش حرام و عدالتش ثابت است.[۲۱] پرچم اسلام، سرود ملی مسلمانان – بخش چهارم ۴- اعتماد آفرینی طبعا وقتی مسلمانان حقوق یکدیگر را رعایت کردند و برای جامعه و اجتماع اسلامی حق ویژه‌ای منظور نمودند و حق عامه را بر حقوق افراد مقدم داشتند، وحدت و الفت در جامعه اسلامی ریشه می‌زند و پایدار می‌گردد و مسلمانان با شناختی که از یکدیگر پیدا می‌کنند در ناملایمات و گرفتاری‌ها به یاری هم می‌شتابند و از حقوق یکدیگر دفاع می‌کنند. حضرت امام خمینی در بحث خیانت به امانت به این اصل مهم اشاره نموده می‌نویسد: «نوع انسان در دنیا با معاونت و معاضدت بعضی با بعضی، زندگانی راحت می‌توانند بکنند؛ زندگانی انفرادی برای هیچ کس میسور نیست، مگر آنکه از جامعه بشریت خارج شده به حیوانات وحشی ملحق گردد؛ و زندگانی اجتماعی چرخ بزرگش بر اعتماد مردم به یکدیگر می‌چرخد، اگر خدای نخواسته اعتماد از بنی الانسان برداشته شود، ممکن نیست بتوانند با راحتی زندگانی کنند؛ و پایه بزرگ اعتماد بر امانت و ترک خیانت گذاشته شده است.»[۲۲] از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من صلّی الخمس فی جماعة فظنّوا به خیرا، کسی که نمازهای پنجگانه‌اش را در جماعت می‌گزارد پس به او خوش‌گمان باشید.[۲۳] و نیز از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است: ان سئلت عمّن لا یشهدالجماعة فقل لا اعرفه، اگر در مورد کسی که در نمازجماعت حاضر نمی‌شود از تو سؤال کردند، بگو: او را نمی‌شناسم.[۲۴] و در حدیث علل حضرت رضا علیه السلام آمده بود: ... و لیکون شهادات الناس بالاسلام بعضهم لبعض جائزة ممکنة، یکی از حکمت‌های نمازجماعت این است که گواهی مردم به مسلمان بودن همدیگر ممکن و صادقانه باشد.[۲۵] و همین مفهوم با تعبیر دیگر در حدیث علل حضرت صادق علیه السلام اینگونه آمده است: و لولا ذلک لم یمکن احدا ان یشهد علی احد بالصلاح ... اگر حضور در نمازجماعت مطلوب نبود راهی برای گواهی افراد به صلاح و سلامت یکدیگر نبود، چون کسی که نمازش را به جماعت نمی‌خواند نمی‌شود به نماز خواندن او گواهی داد.[۲۶] مفاد مجموعه این احادیث این است که نماز جماعت همانند یک جلسه تشکیلاتی فرهنگی یا سیاسی است که اعضای تشکیلات با حضور در آن جلسه اعلام حضور می‌کنند و خودی را از غیرخودی باز می‌شناسند. یکی دیگر از مهم‌ترین آموزه‌های نماز جماعت تعامل امت با امام و امام با امت است؛ تعاملی همانند تناسب و تناسق تار و پود بافته‌ای زیبا و پر نقش و چشم‌نواز، به صورتی که در هیچ نهاد دینی و یا سیاسی و فرهنگی و ... چنین تعامل دو جانبه با رعایت دقیق حقوق دو طرف را نمی‌توان در چنین قالبی زیبا به تصویر کشید و آموزش داد و تمرین نمود. و چون این موضوع شامل مباحثی گسترده است، چند عنوان را به اشاره متذکر می‌شویم: ۵- گزینش و انتخاب خدای متعال در نهاد انسان توانایی انتخاب و اختیار نیک و بد را قرار داده و حق گزینش را به خود انسان سپرده است،‌ اما به او هشدار داده که گر چه هر لحظه در حال انتخاب و گزینش است اما هر گامی که به سمت انتخاب برمی‌دارد تعهدآور است و باید پاسخگوی اقداماتش باشد و در هیچ شرایطی نمی‌تواند از پیامدهای انتخابش در امان باشد. او همانگونه که نمی‌تواند استعداد انتخاب را از فطرت و نهاد خود محو کند، نمی‌تواند از پیامدها و تبعات نیک و بد انتخابش نیز بگریزد. با توجه به این سنت لا یتغیر الهی به انسان مسلمان در احادیث متعدد هشدار داده شده که اگر نمازجماعت عبادت خدا و وسیله تقرب به درگاه او است، امام جماعت نیز واسطه و سنخگوی مأمومین در بارگاه خداوند است پس باید در انتخاب امام جماعت دقت کند تا فردی امین و مورد اعتماد و به واقع سخنگوی مأمومین خود باشد. در حدیثی از پیامبر گرامی نقل شده است: امام القوم وافدهم، فقدمواافضلکم، امام جماعت نماینده و سنخگوی جماعت است، پس بهترین‌های خود را به امامت برگزینید.[۲۷] و نیز از آن حضرت نقل شده است: ان سرّکم ان تزکوصلاتکم فقدّموا خیارکم، اگر به رشد و بالندگی نماز خود امید دارید پس بهترین‌هایتان را به امامت انتخاب کنید.[۲۸] و در حدیثی از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که پیامبر گرامی فرمود: ائمتکم وافدکم الی الله فانظروا من توفدون فی دینکم و صلاتکم، رهبران ـ امامانـ شما نمایندگان شما نزد خدا هستند پس دقت کنید چه کسانی را به نمایندگی خود در دین – برنامه زندگی – و نمازتان به نمایندگی برمی‌گزینید.[۲۹] این حدیث دلالت بر این دارد که در سیره اهل بیت علیهم السلام همانگونه که نماز عبادت است، خدمت به مردم و تعمیر و آبادانی کشور اسلامی نیز عبادت است و باید در انتخاب کارگزاران نظام – که نمایندگان مردم در اداره کشورند – دقت شود و مردم توجه کنند که چه کسانی را نماینده و سخنگوی خود در مجلس قانونگذاری و در مقام قضاوت و وزارت برمی‌گزینند. در حدیثی به همین مضمون از ابوذر غفاری نقل شده است: ان امامک شفیعک الی الله فلا تجعل شفیعک سفیها و لا فاسقا، امام تو واسطه و رابطه بین تو و خداست،‌ مبادا واسطه خود را انسانی سفیه یا گنهکار انتخاب کنی.[۳۰] انسان سفیهی که نه از گذشته خبر دارد – از کجا آمده است – و نه از پیش رو اطلاعی دارد – اعتقادی به معاد ندارد،‌ سر به هوا و تابع هوس روزمره خود است چگونه می‌تواند واسطه بین انسان و خالق هستی باشد و یا فاسقی که از خط قرمزها عبور کرده و مثل حیوانی سر در علف دارد و مرزها را تشخیص نمی‌دهد، - همانند تیری که به خطا از کمان رها شده است- چگونه می‌تواند زندگی و عمر مرا مرزبندی کند و مرز خوب و بد را به من نشان دهد و یا برای من ترسیم کند؟ از منظری دیگر امام جماعت واسطه بین خدا و مأمومین نیز می‌باشد و خداوند هیچگاه ستمگران را به امامت برنمی‌گزیند– لا ینال عهدی الظالمین– در حدیثی از حضرت امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است: شخصی از ایشان پرسید: امام جماعت به چه عنوان و به چه کسانی می‌گوید: السلام علیکم و رحمة الله؟ آن حضرت فرمود: ان الامام یترجم عن الله عزوجل و یقول فی ترجمته ... امام جماعت مترجم خداوند است و پیام خداوند را برای مأمومین ترجمه می‌کند و می‌گوید: شما –نمازگزاران– روز قیامت از عذاب الهی در امان هستید.[۳۱] و در ادامه این احادیث، احادیث بسیاری در حد تواتر مفهومی آمده که در انتخاب امام جماعت دقت کنید و هر کسی را انتخاب نکنید. از حضرت امام جواد علیه السلام می پرسند: موالیان شما گرفتار تفرقه شده‌اند آیا پشت سر همه آنها نماز بخوانم؟ حضرت فرمود: «لا تصل الا خلف من تثق بدینه و امانته» نماز نخوان مگر پشت سر کسی که به دین و امانتداری او اعتماد داری.[۳۲] و در حدیثی دیگر از حضرت امام رضا علیه السلام می‌پرسند: شخصی گرفتار گناه است،‌ گر چه به مقام اهل‌بیت معرفت دارد، آیا پشت سر او نماز بخوانم؟ فرمود: نه.[۳۳] و در جمله‌ای کوتاه از حضرت امام صادق و امام رضا علیهماالسلام نقل شده است: «لا یقتدی الا باهل الولایة» جز به پیروان ولایت الهی نباید اقتدا کرد.[۳۴] کسانی که از غیر مسیر ولایت الهی به مقام و منصبی رسیده‌اند مبادا شما را فریب دهند. جامعه اسلامی جامعه‌ای است که تمام زوایایش باید عبادت باشد و در محضر خدا و ولایت او باشد و کسی که به ظاهر «اعوذ بالله» می‌گوید ولی در عمل و میدان زندگی از شیطان و طاغوت پیروی می‌کند خود را و مردم را فریب می‌دهد. به امام جواد علیه السلام عرض شد: برخی از دوستان شما جمعند و به هنگام نماز یکی پیش می‌رود و دیگران به او اقتدامی‌کنند، آیا مانعی دارد؟ فرمود: «ان کان الذی یؤمّ بهم لیس بینه و بین الله طلبة فلیفعل» اگر کسی که امامت می‌کند بین خود و خدای خود بدهکاری ندارد، امامت نماید.[۳۵] در مقابل هرگاه مسلمانان انتخاب درست نمایند در همان مسیری قرار می‌گیرند که خدای متعال برگزیده است. از پیامبر گرامی نقل شده است: «من صلی خلف عالم فکانّما صلی خلف رسول الله صلی الله علیه و آله» کسی که پشت سر دانشمندی نماز بگزارد گویا پست سر فرستاده خدانمازگزارده است.[۳۶] البته پر واضح است که این همه تاکید بر دقت در انتخاب در مقامی است که مومنان با اتحاد و همبستگی و اعتماد به یکدیگر به صحنه آمده و می‌خواهند بر اساس معیارهایی که از قرآن و عترت آموخته‌اند فرد شایسته‌ای را برگزینند و به امامت او که مورد رضای خداوند است رضایت دهند و هیچگاه مفید این معنا نیست که اگر شخصی بدون شایستگی لازم و بدون رضای مردم و یا به دلیل انتساب و انتصاب صاحبان قدرت و ... در مقام امام جماعت قرار گرفته است، مومنان نماز جماعت و مسجد را باید یا می‌توانند رها کنند و به کنج خانه‌ها پناه ببرند – همانند جوامعی که غیر مسلمانند و تنها معدودی مسلمان در میان مردم زندگی می‌کنند– در این زمینه باید به فقهای بزرگوار عالم به زمان و زمانه مراجعه نمود و به وظیفه‌ای که فتوا می‌دهند عمل نمود. و ما به نقل یک حدیث قابل تأمل بسنده می‌کنیم: از حضرت امام کاظم علیه السلام نقل شده است: قال: «صلّی حسن و حسین علیهماالسلام خلف مروان و نحن نصلّی معهم» امام حسن و امام حسین علیهما السلام پست سر مروان– که توسط معاویه حاکم مدینه بود – نماز می‌خواندند و ما – ائمه معصومین علیهمالسلام– همین کار را می‌کنیم.[۳۷] و در توضیح این حدیث به حدیثی از طریق عامه اشاره می‌کنیم: سألت اباجعفر علیه السلام عن الصلاة خلف بنی امیة؟ فقال: صلّ خلفهم فأنا اصلی خلفهم، قال: قلت یا اباجعفر ان الناس یقولون انّ هذامنکم تقیّة ، فقال: قد کان الحسن و الحسین یصلیّان خلف مروان، یبتدران الصف و ان کان- الحسین - لیسبّه و هو علی المنبر حتی ینزل، افتقیّة هذه؟ راوی از امام باقر علیه السلام در مورد نماز پشت سر بنی امیه می‌پرسد و امام باقر می‌فرماید: نماز بگزار و من خود پشت سر آنان نماز می‌خوانم. راوی می‌گوید: می‌گویند شما از روی تقیه این کار را انجام می‌دهید و حضرت پاسخ می‌دهد: امام حسن و امام حسین علیهما سلام صف‌ها را می‌شکافتند و در صف اول پشت سر مروان می‌ایستادند و در عین حال امام حسین مروان را که بر منبر بود ناسزا می‌گفت– با او بحث می‌کرد و مخالفت ‌می‌نمود–تا زمانی که او از منبر فرود آید، آیا این تقیه است؟[۳۸] و شاید همین سیاست راهی باشد تا انسان ضمن حضور در جمع مخالفان و انس با آنها بتواند سخن حق را به گوش آنان برساند. و البته نباید از این شگفتی در شگفت بود که: «یا عجبا للناس! قد مکنّهم الله من الاقتداء به فیدعون ذلک الی الاقتداء‌ بالبهائم» شگفت از مردم! که خدواند زمینه اقتدای به خودش را – با فرستادن پیامبران و معرفی اولیاء خود – برای همگان فراهم نموده ولی عده‌ای این مسیر روشن الهی را رها نموده و به چهارپایان اقتدامی‌کنند![۳۹] ۶- همگامی امام و ماموم– امام و امت همه مومنان در رساله‌های فتوایی و فقهی خوانده و می‌دانند که در نماز جماعت، مامومین باید در آغاز و انجام نماز و در قیام و قعود آن و ... به امام جماعت اقتدا نمایند و در نماز تابع او باشند و تقدم بر او در بعضی موارد موجب بطلان و در بعضی موارد نیز باعث قطع رابطه با جماعت و فرادا شدن نماز می‌شود. امام جماعت رهبر گروه است و همانند آن است که مأمومین سرودی را به هدایت امام و به تبع حرکات و سکنات او آغاز می‌کنند و به پایان می‌برند. اما بسیاری از مومنان از حقوقی که بر ذمه امام جماعت دارند آگاهی ندارند. همانگونه که مردم با انتخاب خود باید به پیامدهای آن متعهد باشند امام جماعت نیز با انتخاب مردم تکالیفی بر عهده او نهاده می‌شود که باید پاسخگوی رضا و اعتماد مردم باشد. حضرت امام صادق علیه السلام در حدیث مناهی از پیامبر گرامی نقل می‌کند: «و نهی از یؤمّ الرجل قوما الا باذنهم و قال: ... پیامبر گرامی از اینکه کسی بدون اجازه و رضای مردم امامت کند منع نمود و فرمود: کسی که با اجازه مردم امامت نمود و مردم به امامت او راضی بودند و او در نحوه حضور در مسجد راه متعارف و میانه در پیش گرفت و نمازش را و قیام و قرائت و رکوع و سجود و قعودش را به نیکی به جای آورد، برای او پاداشی برابر با پاداش همه مامومین نوشته می‌شود بدون اینکه از پاداش آنان کم شود.[۴۰] و نیز ازآن حضرت نقل شده است: «انی لادخل فی الصلاة و انا ارید ان اطیلها فاسمع بکاءالصبی ... من وارد نماز می‌شوم و قصد آن دارم که نماز را طول دهم، ناگاه گریه کودک را می‌شنوم به ناچار نمازم را سریع پایان می‌دهم زیرا از شدت نگرانی مادر – که در جماعت حضور دارد – نسبت به فرزندش خبر دارم.[۴۱] همین مضمون را امام صادق علیه السلام اینگونه نقل کرده است: «صلی رسول الله صلی الله علیه و آله الظهر و العصر فخفف الصلاة ... پیامبر گرامی به نماز ظهر و عصر پرداخت و نماز را سبک – سریع – به جای آوردند. پس از نماز مردم پرسیدند: یا رسول الله آیا در نماز مسأله‌ای پیش آمد؟ فرمود: برای چه؟ گفتند: دو رکعت آخر را خیلی سریع گزاردید. فرمود: مگر صدای گریه کودک را نشنیدید؟[۴۲] شاگرد ممتاز این مکتب نیز در ضمن دستورالعملی به کارگزار ممتاز خود می‌نویسد: و اذا قمت فی صلاتک بالناس فلاتکونن منفرّا و لا مضیّعا، فان فی الناس من به العلة و له الحاجة ... هرگاه برای مردم به نماز ایستادی نه باعث گریز و فرار مردم باش و نه نمازت را ناقص و ضایع گردان؛ زیرا در میان مردم گرفتار و بیمار هست. من از رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی که مرا به یمن اعزام نمود پرسیدم: برای مردم چگونه نماز گزارم؟ فرمود: مثل نماز ناتوان‌ترین آنان، به مومنان مهربان باش.[۴۳]و در احادیث قبل گذشت که پیامبر گرامی به معاذ فرمود فتنه‌گر مباش و مردم را گرفتار نکن. دقت موضوع تا حدی است که در حدیثی آمده است: «لا ینبغی للامام ان یقوم اذا صلّی حتی یقضی کل من خلفه ما فاته من الصلاة، نباید امام جماعت از جای خود برخیزد مگر پس از آنکه همه نمازگزارنی که دیر رسیده‌اند نمازشان را تمام کنند.[۴۴] و امام صادق از پیامبر گرامی علیهماالسلام نقل کرده است: «من صلی بقوم فاختص نفسه بالدعاء فقد خانهم» کسی که امام جماعت است اگر به هنگام دعا – های نماز – فقط برای خود دعا کند به مامومین خیانت کرده است.[۴۵] همانگونه که در آغاز این مقالات از احمد بن محمد مسکویه نقل شد نماز جماعت برای ایجاد انس و الفت و ترابط است بنابراین دعای فردی خیانت است و باید در مجموعه این عبادت بی‌نظیر تعامل دو جانبه برقرار باشد و هر دو در تحقق هدف نظم و اتحاد و الفت همدیگر را یاری کنند: «لیکن الذین یلون الامام اولی الاحلام منکم و النهی فان نسی الامام او تعایا قوّموه» باید اهل دانش و عقل و فرهنگ نزدیک امام – پشت سر امام – بایستند تا اگر امام ذکر یا عملی را فراموش کرد یا از یاد برد یاریش رسانند.[۴۶] و در حدیث دیگری از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است: «ینبغی للامام ان یسمع من خلفه کل ما یقول و ... سزاوار است امام جماعت ذکرها را بلند بگوید تا مامومین ایستاده در پشت سرش بشنوند و سزاوار نیست که مامومین صدایشان را به گوش امام برسانند.[۴۷] ۷- عبودیت برترین اصل و بالاترین آموزه در نماز جماعت، عبادت بودن حضور در جماعت و حضور در مسجد است و اینکه این همه انس و محبت و اعتماد و نظم و ... در قالب عبادت و عبودیت الهی و توحید ربوبی و عبادی انجام می‌پذیرد. انسان همه این آموزه‌ها را با حضور در خانه خدا و آماده باش در محضر خدا و برای تقرب به او انجام می‌دهد و همین است که به تمام این آموزه‌ها و به زندگی انسان معنا می‌دهد و به انسان قدرت، شجاعت،‌ معرفت، استقلال،‌ اتکاء‌ به نفس، ثبات و استقامت در میدان‌های سرشار از خطر می‌دهد. بخش مهمی از حکمت عبادات و مناسک برای ارتباط دادن انسان و زندگی و حرکات و سکنات او با خالق هستی و تقرب به او است. و به تعبیر حضرت امام خمینی: «یکی از اسرار بزرگ عبادات و تکرار آن تحقق به حقایق عبادات و متصور شدن باطن – ذات و قلب – به صورت عبادت است.»[۴۸] و این همان امتیازی است که انسان متعبد و مومن را در علاقه به مردم و دلسوزی برای آنان و در خدمت به جامعه و ... به وجود می آورد و سر از پا نشناخته برای تحقق اصول شمارش شده فوق جان و مال خود را فدا می‌کند. و سخن آخر با حوزه علمیه و برادران ائمه جماعات - اگر نماز جماعت میدان تمرین عبودیت است، شما امام و مقتدا و اسوه این میدان هستنید. باید مدیریت این عرصه را با اخلاص نیت بیاموزید. - و اگر نماز جماعت تمرین سیاست دینی و مردم‌داری است، شما مدیر و دبیرکل این حزب و تشکیلات هستید و بدون آموزش شیوه مدیریت موفق نخواهید بود. - و اگر نماز جماعت آموزشگاه زندگی اجتماعی و فرهنگ دینی است، شما عزیزان معلم، استاد و مربی این آموزشگاه هستید، مقام و جایگاه خود را بشناسید و به آن افتخار کنید و از ملازمات آن غفلت نکنید. پی نوشت ها: [۱]شذرات المعارف، ص ۴ [۲]وسائلالشیعه، ج۵، ص۳۷۲، ح۶ [۳]همان، ح۱۰ [۴]همان، ج۱، ص۳۴۲، ح۱ – باب ۵۴ از ابواب وضو [۵]همان، ج۵، ص۵، ح۹۴۰۱ [۶]همان، ص۳۷۵، ح۱۰۶۹۶ [۷]کافی، ج۳، ص۳۷۹، ح۱ [۸]کنزالعمال، ج۷، ص۵۸۱، ح۲۰۳۵۵ [۹]محجة‌ البیضاء، ج۱، ص۳۴۴ [۱۰]وسائلالشیعه، ج۵، ص۴۷۲، ح۱۱۰۷۶ [۱۱]همان، حدیث ۱۱۰۷۹ [۱۲]کنزالعمال، ج۷، ص۶۳۳، ح۲۰۶۲۹ [۱۳]عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۱۶ – ضمن حدیث ۱ از باب ۳۴ [۱۴]وسائلالشیعه، ج۵، ص۳۷۸، ح۱۰۷۰۹ [۱۶]نهجالبلاغه، خطبه ۲۱۶ [۱۷]وسائلالشیعه، ج۵، ص ۳۷۶، ح۱۰۷۰۱ [۱۸]همان، حدیث ۱۰۶۹۹ [۱۹]همان، ص ۳۷۷، ح۱۰۷۰۴ [۲۰]عروةالوثقی، مقدمه فصل ۴۵ –نمازجماعت [۲۱]وسائلالشیعه، ج۵، ص۳۹۴، ح۱۰۷۷۸ [۲۲]شرح چهل حدیث، ص۴۷۶، حدیث ۲۹ [۲۳]وسائلالشیعه، ج۵، ص ۳۷۱، حدیث ۱۰۶۸۰ [۲۴]محجةالبیضاء، ج۱، ص ۳۴۲ [۲۵]عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۱۶ [۲۶]وسائلالشیعه، ج۵، ص ۳۳۷، ح ۱۰۷۰۳ [۲۷]من لایحضرهالفقیه، ج۱، ص ۳۷۷،‌ ح ۱۱۰۰ [۲۸]همان، ح ۱۱۰۱ [۲۹]وسائلالشیعه، ج۵، ص ۴۱۶، ح ۱۰۸۷۲ [۳۰]تهذیب الاحکام، ج۳، ص ۳۰، ح ۱۰۷ [۳۱]من لایحضرهالفقیه، ج۱، ص ۳۲۰، حدیث ۹۴۵ [۳۲]تهذیب الاحکام، ج۳، ص ۲۶۶، ح ۷۵۵ [۳۳]همان، ص ۳۱، ح ۱۱۰ [۳۴]وسائلالشیعه، ج۵، ص ۳۹۰ و ۳۹۳، ح ۱۰۷۶۱ و ۱۰۷۷۱ [۳۵]همان، ص ۳۹۴، ح ۱۰۷۷۷ [۳۶]همان، ص ۴۱۶، ح ۱۰۸۷۳ [۳۷]همان، ج۳۸۲، ح ۱۰۷۲۷ [۳۸]ترجمةالامامالحسین من الطبقاتالکبریلابن سعد، تحقیق السید عزیز الطباطبایی، ص ۳۸، ح ۲۳۹ [۳۹]شرح نهجالبلاغهلابن ابی الحدید، ج۲۰، ص۳۳۲، ح۸۰۴ [۴۰]وسائلالشیعه، ج۵، ص ۴۱۷، ح ۱۰۸۷۵ [۴۱]جامع الصغیرللسیوطی، ح ۴۰۳ [۴۲]وسائلالشیعه، ج۵، ص ۴۶۹، ح ۱۱۰۶۵ [۴۳]نهجالبلاغه، نامه به مالک اشتر. [۴۴]وسائلالشیعه، ج۵، ص ۴۵۱، ح۱۱۰۰۰ [۴۵]همان، ص ۴۷۴، ح ۱۱۰۸۴ [۴۶]کافی، ج۳، ص ۳۷۲، ح ۷ [۴۷]تهذیب الاحکام، ج۳، ص ۴۹، ح۱۷۰ [۴۸]شرح چهل حدیث،‌ ص ۴۹۸-۴۹۹