به گزارش جهان نیوز به نقل از روزنامه جوان، دیدار رضا پهلوی با یک سیاهی لشکر دست چندم آشوبهای پاییز ۴۰۱، چنان رسوایی بدی داشت که صدای اعتراض خود سلطنتطلبان را هم بلند کرد. به نظر میرسد با موج لغو سخنرانیهای پهلوی در مجامع مختلف اروپایی، او و برنامهریزانش تلاش میکنند با فراهم کردن دیدارهایی، او را در خبرها زنده نگه دارند، اما این دیدارها چنان در سطح نازلی است که چنین تلاشهایی انسان را بیشتر یاد تئوری محقرانه «بدنامی از گمنامی بهتر است» میاندازد.
دیدارهای نمایشی، برنامهای است که براندازان برای خود در نظر میگیرند تا حداقل در تیتر خبرها حضور داشته باشند. از این برنامهها پهلوی هم که در سرخوردگی شکست وکالت به شاهزاده و شکست براندازی با لیدری او و شکست در رانده شدن از سوی غربیها قرار دارد، مستثنا نیست، و بلکه نقش پررنگی دارد تا شاید بتوانند اعتباری برایش فراهم کنند. اما خود این دیدارها بهانههای رسوایی جدید اوست.
رضا پهلوی که سرانجام معلوم شد به طور قطعی از کنفرانس مونیخ کنار گذاشته شده است و سپس خبر لغو سخنرانیهای او در پارلمان هلند و مجمع کمبریج نیز آمد، در یک مراسم که در حاشیه کنفرانس مونیخ و از سوی رسانه ایندیپندنت فارسی با مدیر مسئولی «کاملیا انتخابیفرد» تدارک دیده شده بود، شرکت کرد. کاملیا انتخابیفرد از حامیان تحریم و حمله نظامی علیه ایران است.
او در مهر ماه ۴۰۱ در گفتوگو با شبکه سعودی «الحدث» گفته است «همانطور که روسیه به دلیل مسئله اوکراین تحت تحریمهای شدیدی قرار گرفت، ایران هم باید تحت تحریمهای شدید قرار بگیرد». انتخابیفرد حتی پا را فراتر از مسئله تحریم برده و عنوان کرده است «اگر ایران بر مسئله توسعه تأسیسات هستهای خود اصرار دارد شاید اسرائیل بتواند با کمک امریکا مناطق مشخصی از ایران را بمباران کند».
نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست نشریات که سالهاست در کانادا اقامت دارد، مدعی شده بود کاملیا انتخابیفرد با استفاده از جاذبههای جنسی تبدیل به دامی شده بود که بسیاری از روزنامهنگاران پس از ارتباط نامشروع با وی، مجبور به پذیرش شرایط خاصی میشدند!
اما رسوایی پهلوی فقط در پذیرش دعوت چنین فردی نیست؛ مثلاً او در این مراسم به صورت ویدئو کال با مادرش، «فرح پهلوی» صحبت میکند و در آن از شرکت در مراسم سازمان ملل میگوید. اما بلافاصله «شادی امین» که خود از براندازان است با رد ادعای پهلوی توضیح میدهد که او دقیقاً قرار است در یک تشکل اسرائیلی ضدسازمان ملل صحبت کند که نه تنها هیچ ارتباطی با سازمان ملل ندارد بلکه از سوی صهیونیستها جهت رصد اقدامات سازمان ملل که جنایات این رژیم را محکوم میکند تشکیل شده تا با شناسایی این اقدامات، سازمان ملل را تحت فشار قرار دهد.
اتفاق بعدی در این مراسم سطح پایین، دیدار پهلوی با آرمیتا عباسی یکی از دخترانی بود که در سال ۱۴۰۱ بازداشت شد. خود آرمیتا عباسی و ادعاهایی که در مورد شکنجه و تجاوز به او مطرح شد، بخشی از رسواییهای براندازان بود. چه آنکه همه ادعاهای مذکور دروغ بودند. مثلاً سی ان ان از او گزارشی منتشر کرد که تحت شکنجه و تجاوز قرار دارد، اما پس از آزادی، تصویر آرمیتا عباسی با موهای رنگ شده و ناخنهای کاشته و لاکزده و چهرهای خندان، تبدیل به دلیل اعتراض براندازان به این دروغگوییها شد.
موضوع آنقدر افتضاح بود که برخی سلطنتطلبان هم در فضای مجازی شروع به اعتراض کردند که چطور چنین فردی را به دیدار «اعلیحضرت»! بردهاند. غافل از آنکه سطح اعلیحضرتشان همین قدر است و او لیدر همینهاست و چنین افرادی به شاهزاده تقلبی وکالت برای لیدری جریان برانداز دادهاند. پس از چنین دیداری هم نباید خشمگین شوند و باید با واقعیت رضا پهلوی کنار بیایند.
دیدارهای نمایشی، برنامهای است که براندازان برای خود در نظر میگیرند تا حداقل در تیتر خبرها حضور داشته باشند. از این برنامهها پهلوی هم که در سرخوردگی شکست وکالت به شاهزاده و شکست براندازی با لیدری او و شکست در رانده شدن از سوی غربیها قرار دارد، مستثنا نیست، و بلکه نقش پررنگی دارد تا شاید بتوانند اعتباری برایش فراهم کنند. اما خود این دیدارها بهانههای رسوایی جدید اوست.
رضا پهلوی که سرانجام معلوم شد به طور قطعی از کنفرانس مونیخ کنار گذاشته شده است و سپس خبر لغو سخنرانیهای او در پارلمان هلند و مجمع کمبریج نیز آمد، در یک مراسم که در حاشیه کنفرانس مونیخ و از سوی رسانه ایندیپندنت فارسی با مدیر مسئولی «کاملیا انتخابیفرد» تدارک دیده شده بود، شرکت کرد. کاملیا انتخابیفرد از حامیان تحریم و حمله نظامی علیه ایران است.
او در مهر ماه ۴۰۱ در گفتوگو با شبکه سعودی «الحدث» گفته است «همانطور که روسیه به دلیل مسئله اوکراین تحت تحریمهای شدیدی قرار گرفت، ایران هم باید تحت تحریمهای شدید قرار بگیرد». انتخابیفرد حتی پا را فراتر از مسئله تحریم برده و عنوان کرده است «اگر ایران بر مسئله توسعه تأسیسات هستهای خود اصرار دارد شاید اسرائیل بتواند با کمک امریکا مناطق مشخصی از ایران را بمباران کند».
نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست نشریات که سالهاست در کانادا اقامت دارد، مدعی شده بود کاملیا انتخابیفرد با استفاده از جاذبههای جنسی تبدیل به دامی شده بود که بسیاری از روزنامهنگاران پس از ارتباط نامشروع با وی، مجبور به پذیرش شرایط خاصی میشدند!
اما رسوایی پهلوی فقط در پذیرش دعوت چنین فردی نیست؛ مثلاً او در این مراسم به صورت ویدئو کال با مادرش، «فرح پهلوی» صحبت میکند و در آن از شرکت در مراسم سازمان ملل میگوید. اما بلافاصله «شادی امین» که خود از براندازان است با رد ادعای پهلوی توضیح میدهد که او دقیقاً قرار است در یک تشکل اسرائیلی ضدسازمان ملل صحبت کند که نه تنها هیچ ارتباطی با سازمان ملل ندارد بلکه از سوی صهیونیستها جهت رصد اقدامات سازمان ملل که جنایات این رژیم را محکوم میکند تشکیل شده تا با شناسایی این اقدامات، سازمان ملل را تحت فشار قرار دهد.
اتفاق بعدی در این مراسم سطح پایین، دیدار پهلوی با آرمیتا عباسی یکی از دخترانی بود که در سال ۱۴۰۱ بازداشت شد. خود آرمیتا عباسی و ادعاهایی که در مورد شکنجه و تجاوز به او مطرح شد، بخشی از رسواییهای براندازان بود. چه آنکه همه ادعاهای مذکور دروغ بودند. مثلاً سی ان ان از او گزارشی منتشر کرد که تحت شکنجه و تجاوز قرار دارد، اما پس از آزادی، تصویر آرمیتا عباسی با موهای رنگ شده و ناخنهای کاشته و لاکزده و چهرهای خندان، تبدیل به دلیل اعتراض براندازان به این دروغگوییها شد.
موضوع آنقدر افتضاح بود که برخی سلطنتطلبان هم در فضای مجازی شروع به اعتراض کردند که چطور چنین فردی را به دیدار «اعلیحضرت»! بردهاند. غافل از آنکه سطح اعلیحضرتشان همین قدر است و او لیدر همینهاست و چنین افرادی به شاهزاده تقلبی وکالت برای لیدری جریان برانداز دادهاند. پس از چنین دیداری هم نباید خشمگین شوند و باید با واقعیت رضا پهلوی کنار بیایند.