اظهارات رئیس دولت اصلاحات در مورد کمپین پشیمانیم موجی از واکنشهای اجتماعی را برانگیخت
چرا گفتی دسیسه؟
صاحبخبر - عباس عبدی کسانی که رأی دادهاند نباید خیلی از وعدهها را جدی بگیرند... . مساله رایدهنده این است که بتواند تداوم حضور سیاسی و اجتماعی خود را تضمین و آن دسته از کارهای دولت را که نمیپسندد نقد کند... پایان سیاست هنگامی است که نتوانیم درباره این تصمیمات و سیاستها نقد کنیم. کسانی که میگویند پشیمان شدهاند، بیش از آن که بدذاتی یا ناتوانی رایگیرنده را اثبات کنند، کماطلاعی و درک نادرست خود از سیاست را اثبات و اعلام کردهاند. صفایی فراهانی کسانی که عبور از آقای روحانی را مطرح میکنند، نگرانی ملی ندارند... البته شکی نیست در بدنه اجتماعی هم همراهیهایی با این طیف بشود... هر کس که دیکتهای مینویسد، احتمال دارد آن دیکته غلط هم داشته باشد که باید این غلط و اشتباهات نقد شوند اما اینکه به دلیل این اشکالات بخواهیم کل ماجرا را زیر سوال ببریم، قطعا پذیرفته نیست... اگر انتقادی هم داشته باشیم آن را میگوییم اما پیگیری مطالبات به این معنا نیست که از مقطعی، راهبرد اشتباه عبور از روحانی را در پیش بگیریم. عبدا... ناصری فضای مجازی امروز که مملو از ناامیدی و پشیمانی از رای به روحانی شده است به این بر میگردد که جامعه ایران مختصات خاص خودش را دارد. نکته اولی که باید مورد توجه قرار داد این است که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی شمشیر دولبه است. به همان نسبت که توانست در انتخابات نقشآفرینی کند و 29 اردیبهشت را خلف کند به همان اندازه نیز میتواند آقای روحانی را زمینگیر کند. مرتضی مبلغ معتقدم این کمپین به هیچوجه موجودیت واقعی ندارد. دلیل عمده عدم حمایت آن توسط چهرههای شاخص اصلاحطلب این است که قرار است بعد از این چه اتفاقی بیفتد؟ همان کسانی که اعلام میکنند از رای به آقای روحانی پشیمان هستیم، اگر برگردیم چند ماه عقبتر و به ایام انتخابات، اگر بخواهند رای بدهند به چه کسی رای میدهند؟ چه شده است که ظرف مدت سه ماه میگویند پشیمان شدهایم؟ محمدعلی ابطحی این پویش ما پشیمانیم میتواند بهعنوان یکی از جوگیریهای رایج دنیای مجازی تلقی شود که درصد اعتماد به فضای مجازی را کاهش میدهد... صرف اینکه مردم با پدیده روحانی مواجه شدند که شعارهای انتخابات را کمرنگ کرد و احتمالا برای آیندهای متفاوت از سایر روسای جمهور اصرار داشت به جامعه بفهماند که روحانی ایام انتخابات نیست، شوک لرزآوری ایجاد کرد که اعتماد به روحانی را کاهش داد. موسوی لاری ما معتقدیم نهتنها پشیمانی وجود ندارد بلکه این شایعه موجی است که جناح رقیب بهراه انداخته تا بتواند فضاسازی کند. پشیمانی مربوط به اصلاحطلبان نیست و این موضوع یک سناریوی ساختگی است و رقبا میخواهند با استفاده از آن موجسازی کنند. همه اصلاحطلبانی که در گذشته از آقای روحانی حمایت کردهاند الان هم این حمایت را از دولت خواهند داشت. ************** انتخاب دوباره حسن روحانی بهعنوان رئیسجمهور ایران وارد ماه هشتم شده است ولی او این روزها علیرغم میل باطنی اسیر و درگیر موجی شده که از توییتر آغاز و کمکم به دیگر رسانهها ورود پیدا کرده و در میانه مسیر موجسوارانی را هم با خود همراه ساخته؛ موجی که در ابتدای امر با حضور چهرههای شاخص حامی و طرفدار روحانی آغاز شد. علی کریمی، رضا صادقی، مهدی فخیمزاده، مهدی سلوکی و... از چهرههایی بودند که سعی کردند با توییتهای خود از طرفدارانشان به دلیل حمایت از رئیسجمهور دولت دوازدهم عذرخواهی و اعلام پشیمانی کنند. کمپینی که این روزها فضای سیاسی را به خود جلب کرده با نگاه انتقادی هواداران حسن روحانی به راه افتاده، کمپینی که برخی شخصیتها آن را زودهنگام اعلام کردهاند. موج خودجوش کمپین پشیمانیم به نظر میرسد برخلاف بسیاری از کمپینهای سیاسی که در ایران شکل میگیرد، کمپین پشیمانیم دارای برنامهریزی قبلی و ساماندهی شده نیست. شواهد بسیاری از سیاسیونی که مخالف شکلگیری این کمپین هستند میتوان یافت و این تشتت در مواجهه با کمپین پشیمانیم تاییدی است بر تحلیل خودجوش بودن آن. شروع کمپین پشیمانیم با توجه به مسائل معیشتی بسیاری که جامعه روی آنها حساسیت دارد، ازجمله گرانیهای اخیر صورت گرفته، بالا رفتن قیمت دلار، حذف بخشی از مردم از دریافت یارانه، سوءمدیریت دولت در ایجاد رونق اقتصادی بر خلاف وعدههای داده شده قطعا نقطه عزیمت درستی برای شکلگیری خودجوش این کمپین بوده است. عموم کمپینهای اعتراضی از مسائل صنفی، اجتماعی و معیشتی شروع شده و به صورت هماهنگ شده یا به صورت خودجوش به سمت پیوند خوردن با مسائل سیاسی و مدیریتی میرود. نسبت سیاسیون با کمپین پشیمانیم کمپین پشیمانیم نیز در حالی شکل گرفته است که هشت ماه از رای به حسن روحانی در انتخابات ریاستجمهوری دوازدهم میگذرد و رقیب سیاسی این جریان هنوز متاثر از شکست عملا امکان ساماندهی و جهتدهی کمپینهای اجتماعی و سیاسی را ندارد. از طرف دیگر نیز در حال حاضر بارها از سوی سیاسیون اصلاحطلب عنوان شده که ائتلاف شکلگرفته با روحانی تا سال 1400 برقرار است و اصلاحطلبان قصد عبور از روحانی را تا این سال ندارند. با این فرض میتوان اینطور تحلیل کرد بخشی از سیاسیون امکان جهتدهی به این کمپین را ندارند و بخشی دیگر اراده این امر را ندارند مگر آنکه اصولگرایان دوپینگ سیاسی کرده باشند که اثراتی از آن مشاهده نمیشود یا آنکه اصلاحطلبان در مواجهه با دولت یکدست نباشند. به هر نحو این کمپین امروز سویههای اعتراضی خود را متوجه دولت روحانی کرده و نقدهای بسیاری نیز بر آن وارد آورده است. اما در میان اصلاحطلبان بخشی که از ابتدا مخالف ائتلاف با روحانی بوده و بر مدار نابگرایی اصلاحطلبانه طی طریق میکند و پیشتر نیز در کارنامه سیاسی خود عبور از خاتمی را ثبت کرده به آتش این کمپین هیزم میریزد. از طرف دیگر در بدنه اجتماعی حامی اصلاحطلبان که عموما خارج از محدودیتها و معذوریتها به این جریان نگاه میکند، با نزدیک شدن به 16 آذر شاهد قوت گرفتن وجوه آرمانگرایانه بودیم که در فضای عینی دانشگاه منجر به اعتراضات بسیار به وضعیت محافظهکارانه امروز اصلاحطلبان بود. در طرف مقابل اما در راس جریان اصلاحات و در میان تئوریسینهای این جریان که عموما متهم به محافظهکاری نیز میشوند شاهد تلاش شدید برای نرمالیزاسیون خواستهها و کنشهای سیاسی بودهایم. این دسته از افراد که عمیقتر به اتفاقات سیاسی مینگرند با حذف هیجان شکلگرفته از این کمپین در تصمیمگیری خود، احتمالا به سابقه حمایت بینظیر خود از حسن روحانی در انتخاباتهای ریاستجمهوری یازدهم و دوازدهم میاندیشند. هزینه غیرقابل جبران پشیمانی جریانی که حاضر شد عارف را به عنوان گزینه حداکثری خود وادار به کنارهگیری به سود روحانی کند احتمالا نخواهد توانست در خصوص عملکرد منتخبش سکوت نموده و از خود سلب مسئولیت کند. در کنار این مساله عدم تمایل دولت برای شنیدن صدای مخالف موجب سکوت نسبی جریان رقیب شده است که در کنار انفعال سیاسی، این جریان را از میدان سیاست دور کرده است. در این وضعیت، اعتراض حامیان دیروز روحانی در وضعیت تکصدایی بیشتر به گوش میآید. از دو وضعیت جدید پشیمانیم این وضعیت اصلاحطلبان را به دو موقعیت جدید رهنمون میکند، یکی همراهی با کمپین و عبور از روحانی و دیگری تغییر موج پشیمانیم به موجی دیگر. موقعیت اول بنابر آنچه مصالح امروز و سابقه گذشته عنوان شد از دسترس خارج است اما درخصوص وضعیت دوم که تغییر وضعیت کمپین است دو تلاش به صورت عمده شکل گرفت. موج اول تغییر استفاده از سلبریتیها علیه سلبریتیها بود که «فرهیختگان» در گفتوگو با امیر محبیان، تحلیلگر سیاسی به تفصیل ابعاد مختلف آن را تحلیل کرد. این موج بهدنبال تغییر شعار اعتراضی از پشیمانیم به منتقدیم یا مطالبهگریم بود اما با توجه بهشدت اعتراضات مختوم به شکست شد. موج دوم اما در سطحی بسیار بالاتر و در راس جریان اصلاحات اجرا و تلاش شد شکلگیری این اعتراضات را ساماندهی شده از بیرون جلوه دهد که البته در ادبیات سیاسی اصلاحات استفاده از آن کمنظیر بود. کجدار و مریز تا 1400 پایگاه اطلاعرسانی حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات «خاتمی مدیا» در 29 آذر خبری را مبنیبر دیدار رئیس دولت اصلاحات با اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز کاشان منتشر کرد. به گفته «خاتمی مدیا» این دیدار دو روز قبل از انتشار خبر یعنی 27 آذر در دفتر مجمع روحانیون مبارز در تهران برگزار شده بود. رئیس دولت اصلاحات در این دیدار سعی میکند به هواداری از دولت دوازدهم برآید و همانطور که با انتشار فیلم تکرار میکنیم خواستار رای مردم به حجتالاسلام روحانی شد، این بار در بخشی از سخنان خود در این نشست باتوجه به موضوعات و مباحث مطرح شده توسط برخی از افراد درخصوص پشیمانی از رای به روحانی گفت: «ما نهتنها از حمایت و رای به آقای روحانی پشیمان نیستیم که همچنان قاطعانه از ایشان حمایت میکنیم و ایشان را موفق میدانیم.» پیشتر چنین مواضعی از سوی رئیس دولت اصلاحات در حمایت از دولت روحانی از سوی افراد منتسب نقل و رسانهای میشد، نمونه بارز آن سخنان علی شکوریراد، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در نشست روسای مناطق حزب متبوعش بود. شکوریراد در میانه فعالیتهای کمپین پشیمانیم با اشاره به جلسه اخیر شورای مشورتی با سیدمحمد خاتمی گفت: «چند روز پیش نیز در جلسه شورای مشورتی، آقای خاتمی تاکید کردند که باید از آقای روحانی حمایت کنیم تا دولت زمین نخورد. فشارها به آقای روحانی زیاد است و ما نباید فشارها را زیادتر کنیم.» از پشیمانی تا دسیسهگری این سخنان نشان داد رویکرد جدید درخصوص کمپین پشیمانیم چیست و صحبتهای رئیس جریان اصلاحات و دسیسه خواندن موج نارضایتی مردمی از دولت در ادامه همین رویکرد مطرح شد. خاتمی در اظهاراتی بیسابقه از جهت ادبیات در دیدار خود با مجمع روحانیون مبارز کاشان میگوید: «این موج تخریبی به وجود آمده را هدفمند و دسیسهای برنامهریزی شده برای مایوس کردن مردم میدانیم.» در وضعیت سکوت سیاسیون اصلاحطلب نسبت به عملکرد دولت، سلبریتیها تلاش کردند بلندگوی صدای اعتراضی جامعه باشند اما رهبر جریان اصلاحات با وارد کردن اتهام دسیسه بودن این اقدام موجی از اعتراضات را برانگیخت. اظهارات جدید خاتمی درخصوص کمپین پشیمانیم بر دلسردی حامیان دیروز و منتقدان امروز روحانی افزود. اما سلبریتیهایی که در زمان انتخابات تصاویرشان با لاک و شال بنفش در فضای مجازی دستبهدست میشد، جدیترین قربانیهای سیاسی این کمپین بودند. رهبر اصلاحات حالا همانهایی را نواخته که تا چند ماه پیش بهعنوان نمادهایی از روشنفکری، کاندیدای مطلوب او را همراهی کرده و هرچه در توان داشتند را برای رئیسجمهور شدن روحانی به میدان آوردند. این ذهنیت خواسته یا ناخواسته به صورت جدی پدید آمده که برخلاف رفتارشان دعوت دولتمردان از جامعه به نقد عملکردشان به دسیسهچینی تعبیر شده که این به منزله بستن باب انتقاد از دولت و تاکید بر تکصدایی است. اعتراض به دسیسهخواندن پشیمانیم در چنین فضایی حالا گروهی با شنیدن این حرفها حس خس و خاشاک بودن بهشان دست داد و گروهی دیگر آن را تکرار رویه طیفهایی از جریان منتقد دولت دانستند که از آنها بهعنوان تندرو و رادیکال یاد میکنند. صحبتهای خاتمی این انتقاد را هم پدید آورد که او نیز مانند بسیاری از مسئولان ناملایمات را ناشی از برنامهریزی دیگران دانسته و به استراتژی توهم توطئه متوسل شده است. حجم انتقادات به قدری بالا بود که محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر دولت اصلاحات، مجبور به توضیح و پیوست زدن به حرف خاتمی در صفحه اینستاگرام خود شد: «با شناخت دیرینی که از آقای خاتمی و ادبیاتش دارم، یقین دارم نظرش به منتقدان روحانی نیست.» او در ادامه نوشت: «مفهوم سخن آقای خاتمی این است که نباید مخالفت و انتقاد از آقای روحانی و دولتش باعث شود عدهای به جامعه القا کنند که آقای خاتمی باید به نفع آنان تکرار میکرد و آنها انتخابهای بهتری بودند.» اجبار برای توضیح دبیرکل حزب اصلاحطلب آزادی نیز در گفتوگو با «فرهیختگان» ادعای دسیسه بودن کمپین پشیمانیم را تکرار کرد و گفت: «برخی آگاهانه و برخی ناآگاهانه وارد این کارزار «کمپین من پشیمان هستم» شدند. کسانی که ناآگاهانه وارد این کار شدند باید به رهبری اصلاحات در مجموعه کشور توجه کنند که دچار اشتباه نشوند و گاف ندهند و موجب ریزش سرمایه اجتماعی اصلاحات نشوند.» مجید محتشمی در ادامه افزود: «آنهایی که آگاهانه این کار را انجام میدهند قطعا با عناوین متعدد قابل نام بردن هستند که دسیسهگری شاید یک رفتار غیراخلاقی حداقلی است که میتوان برای آنها نامگذاری کرد.» به هر حال دسیسه خواندن انتقادات و برنامهریزی شده دانستن آنها احتمالا بیش از هر چیز بیان دیگری از «فرمایشی» نامیدن نقدهای پشیمان شدهها توسط مشاور نامآشنای رئیسجمهور و «جوگیری فضای مجازی» قلمداد کردنشان توسط محمدعلی ابطحی است.∎