به گزارش «راهبرد معاصر»؛ روابط میان عمان و دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را نمیتوان در چارچوب روابط خصمانه یا تقابل مستقیم تحلیل کرد؛ زیرا عمان همچنان یکی از شرکای سنتی و مهم آمریکا در منطقه خلیجفارس محسوب میشود و همکاریهای امنیتی، نظامی و اقتصادی میان دو کشور در طول دهههای گذشته ادامه داشته است.
عمان تلاش کرده است ضمن حفظ روابط نزدیک با کشورهای عربی و آمریکا، کانالهای ارتباطی خود با ایران را نیز حفظ کند
با این حال، در مقایسه با دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، روابط عمان با دولت ترامپ همسویی سیاسی و راهبردی کمتری داشت. علت این مسئله را باید در تفاوت بنیادین دو طرف در تعریف امنیت منطقهای، نحوه مواجهه با ایران، شیوه مدیریت بحرانهای منطقه و نگاه متفاوت به دیپلماسی جستوجو کرد.
عمان طی دهههای گذشته سیاست خارجی ویژهای را دنبال کرده که معمولاً از آن با عنوان «بیطرفی فعال» و «میانجیگری» یاد میشود. این کشور تلاش کرده است ضمن حفظ روابط نزدیک با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و آمریکا، کانالهای ارتباطی خود با ایران را نیز حفظ کند و در منازعات منطقهای نقش میانجی را بر عهده بگیرد.
همین ویژگی سبب شده عمان در بسیاری از بحرانهای منطقهای به عنوان «سوئیس غرب آسیا» شناخته شود. در مقابل، سیاست خارجی دولت ترامپ بهویژه در قبال ایران بر اصل «فشار حداکثری» استوار بوده و از شرکای منطقهای آمریکا انتظار میرفت در این راهبرد با واشنگتن همراهی کامل داشته باشند. این تفاوت در رویکرد، مهمترین عامل واگرایی میان مسقط و دولت ترامپ بوده است.
یکی از مهمترین نقاط اختلاف دو طرف به مسئله ایران و توافق هستهای بازمیگردد. عمان از جمله کشورهایی بود که در شکلگیری فضای مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا در سالهای منتهی به توافق برجام در دولت دموکرات نقش تسهیلکننده ایفا کرد. مسقط همواره معتقد بوده که گفتوگو و دیپلماسی بهترین راه برای مدیریت اختلافات با تهران است و توافق هستهای میتواند به کاهش تنشها و افزایش ثبات منطقه کمک کند.
از همین رو، خروج آمریکا از برجام توسط ترامپ در سال ۲۰۱۸ میلادی با استقبال عمان مواجه نشد. در نگاه رهبران عمان، خروج از توافق و اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران نهتنها باعث تغییر رفتار تهران نمیشود، بلکه خطر بیثباتی و تنشهای امنیتی در خلیج فارس را نیز افزایش میدهد.
در همین چارچوب، عمان با سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ نیز همراهی نکرد. مسقط معتقد بود که افزایش تحریمها و فشارهای اقتصادی بر ایران میتواند زمینهساز رویارویی نظامی شود؛ رویاروییای که بیش از هر کشور دیگری، امنیت و اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس را تهدید خواهد کرد.
از منظر عمان، ثبات منطقهای نه از طریق فشار و انزوای یک بازیگر مهم منطقهای، بلکه از طریق گفتوگو، تعامل و ایجاد سازوکارهای مشترک امنیتی قابل تحقق است. این برداشت با نگاه دولت ترامپ که بر بازدارندگی سخت، فشار اقتصادی و حضور نظامی گسترده آمریکا تأکید داشت، تفاوتی اساسی داشت.
موضوع دیگر به روابط عمان و ایران مربوط میشود. برخلاف برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که در سالهای اخیر رویکردی تقابلی نسبت به تهران اتخاذ کردهاند، عمان روابط سیاسی و اقتصادی خود با ایران را حفظ کرده است. این روابط نه صرفاً از سر نزدیکی سیاسی، بلکه به دلیل واقعیتهای ژئوپلیتیکی و امنیتی منطقه شکل گرفته است.
عمان و ایران دو سوی تنگه هرمز را در اختیار دارند و هرگونه بحران در روابط دو کشور میتواند پیامدهای گستردهای برای امنیت انرژی و تجارت جهانی داشته باشد. از این رو، مسقط همواره تلاش کرده است روابط خود با تهران را در سطحی قابل قبول حفظ کند و در عین حال شریک راهبردی آمریکا نیز باقی بماند.
دولت ترامپ اما در بسیاری از موارد این سیاست موازنهگرایانه را نوعی همراهی نکردن با اهداف واشنگتن تلقی میکرد و انتظار داشت عمان فاصله بیشتری از ایران بگیرد.
اختلاف در نگاه به امنیت تنگه هرمز نیز از دیگر عوامل واگرایی بوده است. برای عمان، امنیت این آبراه حیاتی باید از طریق همکاری کشورهای منطقه و کاهش تنش میان بازیگران اصلی تأمین شود. اما دولت ترامپ عمدتاً امنیت خلیج فارس را در چارچوب حضور نظامی آمریکا و اعمال فشار بر ایران تعریف میکند.
عامل دیگری که در تحلیل روابط عمان و دولت ترامپ باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت در سبک دیپلماسی است
در مقاطع مختلف، هرگونه ابتکار منطقهای که از دید واشنگتن احتمالاً به افزایش نقش ایران در مدیریت امنیت تنگه هرمز منجر، با سوءظن مواجه میشد. در مقابل، عمان بر ضرورت حفظ آزادی کشتیرانی و جلوگیری از تبدیل شدن این منطقه به میدان تقابل قدرتها تأکید داشت.
بحران یمن نیز یکی دیگر از حوزههای اختلافزا بود. عمان از آغاز جنگ یمن تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند و همواره بر ضرورت پایان درگیریها از طریق راهحل سیاسی تأکید داشت. مسقط تنها عضو شورای همکاری خلیج فارس بود که به ائتلاف نظامی عربستان در یمن نپیوست و از همان ابتدا نسبت به تبعات انسانی و امنیتی ادامه جنگ هشدار میداد.
در حالی که دولت ترامپ از متحدان منطقهای خود در چارچوب ملاحظات امنیتی و راهبردی حمایت میکرد، عمان اولویت را به مذاکرات سیاسی، آتشبس و کاهش تنش میداد. این تفاوت در نگرش به مدیریت بحرانهای منطقهای نیز به فاصله سیاسی میان دو طرف دامن زده است.
عامل دیگری که در تحلیل روابط عمان و دولت ترامپ باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت در سبک دیپلماسی است. سیاست خارجی عمان معمولاً محتاطانه، آرام و مبتنی بر گفتوگوهای پشتپرده بوده است. مسقط ترجیح میدهد اختلافات را از طریق مذاکره حل کند و از اتخاذ مواضع تند و علنی پرهیز میکند. در مقابل، دولت ترامپ در بسیاری از پروندههای سیاست خارجی از زبان تهدید، فشار علنی و دیپلماسی مبتنی بر قدرت استفاده میکرد. این تفاوت در فرهنگ سیاسی و شیوه مدیریت روابط خارجی، درک متقابل دو طرف را دشوارتر میسازد.
در حوزه حقوق بشر نیز عمان در مقایسه با برخی دیگر از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، معمولاً با انتقادات کمتری از سوی محافل غربی روبهرو بوده است. فضای سیاسی و اجتماعی عمان نسبتاً آرامتر ارزیابی میشود و این کشور کمتر درگیر مداخلات نظامی یا بحرانهای منطقهای بوده است. به همین دلیل، عمان در میان دولتهای دموکرات آمریکا نیز معمولاً با نگاه مثبتتری مواجه بوده و موضوع حقوق بشر به اندازه روابط واشنگتن با کشورهایی مانند عربستان سعودی یا بحرین به مسئلهای تنشزا تبدیل نشده است.
این موضوع موجب شده است که عمان در برخی حوزهها احساس نزدیکی بیشتری به رویکردهای مبتنی بر دیپلماسی و چندجانبهگرایی داشته باشد؛ رویکردی که معمولاً در دولتهای دموکرات آمریکا برجستهتر از دولت ترامپ بوده است. به همین دلیل مسقط از پیروزی مجدد دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری خرسند نبود.
با این حال، نباید از این اختلافات نتیجه گرفت که روابط عمان و آمریکا تیره یا خصمانه بوده است. عمان همچنان یکی از قدیمیترین شرکای آمریکا در منطقه به شمار میرود و همکاریهای دفاعی، امنیتی و اقتصادی دو کشور ادامه یافته است.
بنادر و زیرساختهای راهبردی عمان برای آمریکا اهمیت زیادی دارند و واشنگتن نیز نقش میانجیگرانه مسقط را در بسیاری از پروندههای منطقهای ارزشمند میداند. بنابراین، اختلافات موجود بیشتر ناشی از تفاوت در اولویتها و روشهای سیاست خارجی است تا تعارض بنیادین در روابط دوجانبه.
در مجموع، همسو نبودن عمان و دولت ترامپ را باید نتیجه تضاد و برخورد دو نگرش متفاوت به امنیت منطقهای دانست. عمان بر دیپلماسی، میانجیگری، حفظ توازن در روابط خارجی و کاهش تنش تأکید دارد، در حالی که دولت ترامپ امنیت را بیشتر از دریچه فشار اقتصادی، بازدارندگی نظامی و صفبندی آشکار علیه ایران تعریف میکند.
همین تفاوت ساختاری باعث شد روابط دو طرف، هرچند همکاری جویانه باقی بماند، اما از سطح همراستایی سیاسی و راهبردی که میان واشنگتن و برخی دیگر از متحدان عرب آن وجود داشت، فاصله داشته باشد.
∎