جنگ سوم تحمیلی آمریکایی - صهیونیستی که ۴۰ روز طول کشید، نهایتا و پس از تغییر معادله و موازنه جنگ توسط نیروهای مسلح و مقتدر ایران و ناکامی آمریکا و اسرائیل در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده، در بیستم فروردین ماه ۱۴۰۵ با اعلام آتش بس متوقف گردید.
علیرغم میانجیگری و رفت و آمدهای مکرر مقامات مختلف کشورهای همسایه و دوست به تهران و واشنگتن و پاکستان و قطر و چین و اراده تهران برای رسیدن به توافقی جامع و تضمین کننده امنیت پایدار در منطقه، و پایبندی به آتش بس، متاسفانه طی دو ماه اخیر طرفهای آمریکایی - صهیونیستی به آتش بسی که خود پیشنهاد دادند و یک طرفه هم آن را تمدید نمودند، پایبند نماندند.
حملههای مکرر به جزایر ایرانی، تداوم محاصره دریایی، هدف قرار دادن گاه و بیگاه نفتکشهای کشورمان، حمله به حزبالله لبنان به عنوان متحد راهبردی ایران در جنگهای دوم (۱۲ روزه) و سوم (۴۰ روزه) وکشتار و آواره نمودن مردم بیدفاع جنوب لبنان تنها نمونههایی از نقض آتش بس از سوی جبهه آمریکایی - صهیونیستی است.
حزبالله در جنگ ۴۰ روزه همزمان با شلیک موشکها و پرواز پهپادهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، با تمام وجود وارد میدان جنگ علیه رژیم صهیونیستی شد و با شلیک هزاران موشک و پهپاد، ضربات مُهلکی بر پیکره ارتش این رژیم وارد نمود.
از اینرو تهران در جریان مذاکرات پاکستان که منجر به تفاهمنامه اولیه شد، حزبالله را به عنوان یکی از متحدان راهبردی خود فراموش نکرد و این ضلع از مقاومت را نیز بخشی از آتش بس محسوب نمود و آنچه را که از اخبار آشکار و واقعیتهای آتش بس میتوان دریافت نمود آنکه طرف آمریکایی این موضوع را نیز پذیرفته بود.
آری، براساس تفاهمنامه پاکستان، لبنان بخشی از آتش بس ۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۵ بوده است و بعد از تداوم حملات رژیم صهیونیستی به جنوب این کشور، مقامات پاکستان به صراحت این موضوع را اعلام و تایید کردند.
ارتش اشغالگر صهیونیستی با حملات مکرر به مواضع حزبالله، بر آن بود و میباشد تا با نادیده گرفتن تفاهمنامه اسلامآباد، بهزعم خود کار حزبالله را از یک سو یکسره نماید تا به هنگام درگیر شدن با ایران، خیالش از شمال سرزمینهای اشغالی راحت باشد و از طرفی نیز با نقض مکرر آتشبس در جبهه مقاومت و مادامی که در حال قافیه باختن بوده و از رسیدن به پایان جنگ ایران و آمریکا دچار وحشت بوده با ابن رفتارها و اقدامات خصم آلود درصدد تخریب میز مذاکره برآمده و برآنست که به هر قیمتی که شده نگذارد توافق نامه بین ایران و آمریکا به سرانجام برسد.
رژیم صهیونیستی با حمله به ضاحیه، قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را محک زد و به چالش کشید. اما اقدام نیروهای مسلح کشورمان در جریان عملیات نصر، معادله جدیدی را فراروی رژیم صهیونیستی باز کرد و آن قرار دادن شمال سرزمینهای اشغالی در مقابل جنوب لبنان است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی باید بدانند که جبهه مقاومت از لبنان تا یمن و عراق و ایران، جبههای واحد و تفکیک ناپذیرند. تعرض به هریک از اضلاع این جبهه گسترده، حمایت سایر اجزاء و هم پیمانان را بر خواهد انگیخت.
آنچه در شب ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵ توسط فرزندان ایران زمین در نیروی مقتدر و جان برکف هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت نام عملیات «نصر» انجام گرفت، پیامی روشن و واضح است که از این پس تهران منتظر حمله متجاوزان و سپس پاسخ دادن، نمیماند. بلکه بدون درنگ و با قدرت به هرگونه نقض آتش بس، پاسخی کوبنده خواهد داد.
دشمنان این مُلک و ملت بدانند که در ایران میدان، خیابان و دیپلماسی هماهنگ و متحد هستند. تمامی نیروهای مسلح کشور اعم از سپاه، ارتش، نیروهای انتظامی، امنیتی، اطلاعاتی و بسیج یک پیکره واحد بوده و تحت فرمان یک فرمانده شجاع و مدبر قرار دارند.
عملیات نصر پیامی روشن به دشمنان است تا در عرصه عمل دریابند که هر آن کس به منافع ملی این مملکت دست درازی کند، با شمشیر بران نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، دستانشان قطع و چشمانشان کور خواهد گردید.
اینک با آتشافروزیهای آمریکایی - صهیونیستی، تنگههای هرمز و باب المندب بسته شده است.
اگر چنانچه اقدامات جنایتکارانه رژیم صهیونیستی و تجاوزات ارتش متجاوز آمریکا در خلیج فارس متوقف نگردد و منافع ایران کماکان به خطر بیفتد، بدون تردید منافع جبهه جنایتکار و آتشافروز آمریکایی - اسرائیلی در منطقه اهداف مشروع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی تلقی و بهتبع آن، اقتصاد جهان روزهای سختی را پیش روی خواهد داشت.
تحمیل جنگ سوم به جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر هزینههای گزاف اقتصادی و وارد آمدن ضربات مهلک نظامی بر پیکره متجاوزان، بیتردید در عرصه سیاسی نیز پیامدهای دردناکی برای آنها به ارمغان خواهد آورد.
پسلرزههای این جنگ و دفاع جانانه نیروهای مسلح و تابآوری ملت بزرگ ایران، نه تنها دونالد ترامپ بلکه حزب جمهوریخواه حامی وی و همچنین بنیامین نتانیاهو نخست وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی و حزب لیکود او را در آینده با شکستی مفتضحانه مواجه خواهد کرد. شاید تا آن زمان، فاصله چندانی باقی نمانده باشد.
علیرغم میانجیگری و رفت و آمدهای مکرر مقامات مختلف کشورهای همسایه و دوست به تهران و واشنگتن و پاکستان و قطر و چین و اراده تهران برای رسیدن به توافقی جامع و تضمین کننده امنیت پایدار در منطقه، و پایبندی به آتش بس، متاسفانه طی دو ماه اخیر طرفهای آمریکایی - صهیونیستی به آتش بسی که خود پیشنهاد دادند و یک طرفه هم آن را تمدید نمودند، پایبند نماندند.
حملههای مکرر به جزایر ایرانی، تداوم محاصره دریایی، هدف قرار دادن گاه و بیگاه نفتکشهای کشورمان، حمله به حزبالله لبنان به عنوان متحد راهبردی ایران در جنگهای دوم (۱۲ روزه) و سوم (۴۰ روزه) وکشتار و آواره نمودن مردم بیدفاع جنوب لبنان تنها نمونههایی از نقض آتش بس از سوی جبهه آمریکایی - صهیونیستی است.
حزبالله در جنگ ۴۰ روزه همزمان با شلیک موشکها و پرواز پهپادهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، با تمام وجود وارد میدان جنگ علیه رژیم صهیونیستی شد و با شلیک هزاران موشک و پهپاد، ضربات مُهلکی بر پیکره ارتش این رژیم وارد نمود.
از اینرو تهران در جریان مذاکرات پاکستان که منجر به تفاهمنامه اولیه شد، حزبالله را به عنوان یکی از متحدان راهبردی خود فراموش نکرد و این ضلع از مقاومت را نیز بخشی از آتش بس محسوب نمود و آنچه را که از اخبار آشکار و واقعیتهای آتش بس میتوان دریافت نمود آنکه طرف آمریکایی این موضوع را نیز پذیرفته بود.
آری، براساس تفاهمنامه پاکستان، لبنان بخشی از آتش بس ۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۵ بوده است و بعد از تداوم حملات رژیم صهیونیستی به جنوب این کشور، مقامات پاکستان به صراحت این موضوع را اعلام و تایید کردند.
ارتش اشغالگر صهیونیستی با حملات مکرر به مواضع حزبالله، بر آن بود و میباشد تا با نادیده گرفتن تفاهمنامه اسلامآباد، بهزعم خود کار حزبالله را از یک سو یکسره نماید تا به هنگام درگیر شدن با ایران، خیالش از شمال سرزمینهای اشغالی راحت باشد و از طرفی نیز با نقض مکرر آتشبس در جبهه مقاومت و مادامی که در حال قافیه باختن بوده و از رسیدن به پایان جنگ ایران و آمریکا دچار وحشت بوده با ابن رفتارها و اقدامات خصم آلود درصدد تخریب میز مذاکره برآمده و برآنست که به هر قیمتی که شده نگذارد توافق نامه بین ایران و آمریکا به سرانجام برسد.
رژیم صهیونیستی با حمله به ضاحیه، قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را محک زد و به چالش کشید. اما اقدام نیروهای مسلح کشورمان در جریان عملیات نصر، معادله جدیدی را فراروی رژیم صهیونیستی باز کرد و آن قرار دادن شمال سرزمینهای اشغالی در مقابل جنوب لبنان است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی باید بدانند که جبهه مقاومت از لبنان تا یمن و عراق و ایران، جبههای واحد و تفکیک ناپذیرند. تعرض به هریک از اضلاع این جبهه گسترده، حمایت سایر اجزاء و هم پیمانان را بر خواهد انگیخت.
آنچه در شب ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵ توسط فرزندان ایران زمین در نیروی مقتدر و جان برکف هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت نام عملیات «نصر» انجام گرفت، پیامی روشن و واضح است که از این پس تهران منتظر حمله متجاوزان و سپس پاسخ دادن، نمیماند. بلکه بدون درنگ و با قدرت به هرگونه نقض آتش بس، پاسخی کوبنده خواهد داد.
دشمنان این مُلک و ملت بدانند که در ایران میدان، خیابان و دیپلماسی هماهنگ و متحد هستند. تمامی نیروهای مسلح کشور اعم از سپاه، ارتش، نیروهای انتظامی، امنیتی، اطلاعاتی و بسیج یک پیکره واحد بوده و تحت فرمان یک فرمانده شجاع و مدبر قرار دارند.
عملیات نصر پیامی روشن به دشمنان است تا در عرصه عمل دریابند که هر آن کس به منافع ملی این مملکت دست درازی کند، با شمشیر بران نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، دستانشان قطع و چشمانشان کور خواهد گردید.
اینک با آتشافروزیهای آمریکایی - صهیونیستی، تنگههای هرمز و باب المندب بسته شده است.
اگر چنانچه اقدامات جنایتکارانه رژیم صهیونیستی و تجاوزات ارتش متجاوز آمریکا در خلیج فارس متوقف نگردد و منافع ایران کماکان به خطر بیفتد، بدون تردید منافع جبهه جنایتکار و آتشافروز آمریکایی - اسرائیلی در منطقه اهداف مشروع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی تلقی و بهتبع آن، اقتصاد جهان روزهای سختی را پیش روی خواهد داشت.
تحمیل جنگ سوم به جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر هزینههای گزاف اقتصادی و وارد آمدن ضربات مهلک نظامی بر پیکره متجاوزان، بیتردید در عرصه سیاسی نیز پیامدهای دردناکی برای آنها به ارمغان خواهد آورد.
پسلرزههای این جنگ و دفاع جانانه نیروهای مسلح و تابآوری ملت بزرگ ایران، نه تنها دونالد ترامپ بلکه حزب جمهوریخواه حامی وی و همچنین بنیامین نتانیاهو نخست وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی و حزب لیکود او را در آینده با شکستی مفتضحانه مواجه خواهد کرد. شاید تا آن زمان، فاصله چندانی باقی نمانده باشد.