مروري بر زندگي مردم در جوامع مختلف نشان ميدهد كه بيشتر آنها بارها شرايط دشوار از قبيل سيل، زلزله، توفان، جنگ، بحرانهاي بهداشتي، اقتصادي، سياسي و ساير انواع بلاياي طبيعي و غيرطبيعي را تجربه كردهاند. در كشور عزيزمان ايران هم تجربه بسياري از اين بحرانهاي مختلف را داريم و هنوز هم به طور كامل برطرف نشده. اتفاقات اقتصادي و سياسي سالهاي 1396، 1398، 1401 و 1404، سيلها و زلزلهها، بحران كرونا و... نمونهاي از اين بحرانها هستند. در چنين شرايطي براي مديريت اثر بخشتر، مهارتهاي فردي و مهارتهاي اجتماعي و شرايط اجتماعي ميتواند كمككننده باشد. ازجمله اين مهارتها تابآوري فردي و اجتماعي است. مروري بر منابع علمي نشان ميدهد كه در بعد فردي، مهارت تابآوري، افراد را توانمند ميسازد تا به طور مستقل بتوانند از شرايط سخت عبور كنند و پيامدهاي منفي بحرانها كمتر ظهور و بروز پيدا كند چرا كه گاهي افراد در همين شرايط سخت ممكن است به خودشان آسيب بزنند.
در بعد اجتماعي هم برخي معتقدند كه «تابآوري اجتماعي را ميتوان ظرفيت تبديل و تحول، تطبيق و سازگاري و توان مقابله با تنش و بحرانهاي اجتماعي ناميد. تابآوري اجتماعي از ظرفيت و توانايي خاصي در افراد و گروهها، خانوادهها و جوامع صحبت ميكند كه عمدتا يادگيري و سازگاري در تغييرات تحميل شده و همچنين قدرت تطبيق با شرايط و مقتضيات را دربر خواهد داشت؛ اين به سادهترين معنا برخورداري از آغازي هميشگي است.» تابآوري اجتماعي به معناي سوختن و ساختن نيست بلكه يك رويكرد فعالانه و منطقي رفتار كردن در بحران است. معمولا افراد و جوامع درگير بحران، به جاي مسووليتپذيري و مديريت كردن بحران، منتظر كمك بودند، تابآوري اجتماعي به معناي ايفاي نقش است.
در واقع ميتوان اين گونه اشاره كرد كه تابآوري اجتماعي به عنوان ظرفيت يك گروه اجتماعي براي مقابله مشاركتي با ناملايمات و برقراري مجدد رفاه تعريف ميشود كه با خلق مشترك چارچوبها و معاني جديد در پاسخ به شرايط اجتماعي در حال تغيير مشخص ميشود.
تابآوري اجتماعي به توانايي شما در پرورش، مشاركت و حفظ روابط اجتماعي مثبت و تحمل و بهبودي از عوامل استرسزاي ناشي از شرايط بحراني اشاره دارد. افراد تابآور اجتماعي براي ديدگاههاي متنوع ارزش قائل هستند و قادر به ارتباط، تعامل و ارتباط موثر با ديگران هستند. تابآوري اجتماعي همچنين شرايطي ايجاد ميكند كه افراد در جامعه بتوانند با ديگران تعامل داشته باشند و به جامعه كمك كنند. لذا ما به مردم و اجتماعي نياز داريم كه تابآور باشد و بتواند در مقابل شوكها و بحرانهاي بهداشتي شبيه ويروس كرونا، به گونهاي عمل كند كه بحرانهاي شديدتري ايجاد نشود و افراد در اين جامعه بتوانند به شرايط قبل برگشته و به زندگي خود ادامه بدهند و به عبارت ديگر، تعادل و توازن در زندگي ايجاد شود. معمولا در جوامع تابآور، افراد براي مديريت بحرانها راههاي منطقيتر را انتخاب ميكنند تا كمترين پيامد منفي را برايشان بهدنبال داشته باشد. آنچه در كنار شرايط كلان مهم بوده، اين است كه هر يك از ما براي فراگيري مهارت تابآوري اقدام كنيم.
اگرچه فكر ميكنم محيطهاي اجتماعي مثل مدرسه، رسانهها و... نيز در كنار خانوادهها ميتوانند در اين زمينه تاثيرگذار باشند تا مردم و جامعهاي تابآور داشته باشيم. به دليل اهميت موضوع تابآوري بود كه سال 1398 شعار سال انجمن مددكاران اجتماعي ايران را «مددكاري اجتماعي و تابآوري اجتماعي» انتخاب كرديم، چراكه فقدان يا به عبارت بهتر ضعف اين مهارت در ميان مردم لذت زندگي كردن را از ما ميگيرد. در واقع نشان ميدهد كه چقدر ظرفيت و توانايي عبور به سلامت و بازگشتن از وضعيتهاي دشوار را داريم و چقدر ميتوانيم خود را پس از بروز موقعيتهاي سخت، ترميم كنيم. معتقدم ما هميشه نميتوانيم جلوي اتفاقاتي كه زندگي ما را تحتتاثير قرار ميدهند، بگيريم و بدون شك براي تاثيرپذيري منفي كمتر از اين اتفاقات، مهارتها ميتوانند به ما كمك كنند كه تابآوري هم يكي از اين مهارتهاي مهم هست و حتي ميتوانم اشاره كنم كه داشتن مهارت تابآوري و تحمل سختي باعث ميشود با موفقيت از رويدادهاي ناگوار عبور كنيم. با داشتن اين مهارت با وجود قرار گرفتن در معرض بحرانهاي شديد، ميتوانيم رشد كنيم و قويتر شويم. لذا لازم است براي يادگيري اين مهارت در بستههاي زندگي خود جايي پيشبيني كنيم چون از طريق آموزش، قابل فراگيري است و ذاتي نيست. اين مهارت كمك ميكند اعتماد به نفس بالاتري داشته باشيم، توانايي حل مسائل را در خود افزايش دهيم و چون ميدانيم كه بحرانها و مشكلات به شكلهاي مختلف بخشي از زندگي روزمره ما هستند لذا با پذيرش اين واقعيت براي تقويت خود براي عبور از اين موانع و مشكلات آماده ميشويم. به همين دليل تابآوري اجتماعي را ميتوان ظرفيت تبديل و تحول، تطبيق و سازگاري و توان مقابله با تنش و بحرانهاي اجتماعي ناميد.
در مددكاري اجتماعي، مفهوم تابآوري از يك مهارت فردي براي «بازگشت به عقب» پس از بحران، به يك فرآيند پويا، چندوجهي و نظاممند تغيير پيدا كرده است. لذا تابآوري به عنوان ظرفيت افراد، خانوادهها، سازمانها و جوامع براي انطباق مثبت با ناملايمات، بحرانهاي مختلف طبيعي و غيرطبيعي مهم تعريف ميشود. لذا تابآوري چيزي نيست كه يك فرد «دارد» بلكه فرآيندي است كه او در چارچوب بافت اكولوژيكي -اجتماعي خود در آن «مشاركت» ميكند. اين فرآيند تحتتاثير عوامل ميانجي مانند عامليت، مهارتهاي مقابلهاي و حمايتهاي بيروني ازسوي خانواده، مدارس و سيستمهاي اجتماعي است. فدراسيون جهاني مددكاران اجتماعي IFSW، انجمن جهاني مدارس (دانشگاهها) مددكاري اجتماعيIASSW و شوراي بينالمللي رفاه اجتماعي (ICSW) به طور مشترك «دستور كار جهاني براي مددكاري اجتماعي و توسعه اجتماعي» را تدوين كردهاند كه مسير حرفه را از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ تعريف ميكند. اين دستور كار به صراحت براي تقويت جايگاه مددكاري اجتماعي، كمك به سازمانها براي كسب مشاركتهاي جديد و افزايش اعتماد به نفس مددكاران اجتماعي طراحي شده است تا آنها را قادر سازد سهم قويتري در توسعه سياستهاي جهاني داشته باشند و دستور كار دهه كنوني با عنوان «همسازي تحول اجتماعي فراگير» مشخص شده است. اين موضوع چنان داراي اهميت بود كه سال 1398 انجمن مددكاران اجتماعي ايران شعار سال را مددكاري اجتماعي و تابآوري اجتماعي نامگذاري كرده و كنگره بينالمللي هم برگزار كرده بود. براساس مطالعات ما، ميتوان به مولفههاي مهمي در حوزه تقويت تابآوري اجتماعي اشاره كرد.اين عوامل الزاما در بعد فردي نيستند، چراكه ما در مددكاري اجتماعي به همه ابعاد توجه داريم و نميتوان تابآوري اجتماعي را بدون درنظر گرفتن نوع حكمراني و شرايط جامعه افزايش داد. ازجمله اين مولفهها ميتوان به اين موارد اشاره كرد:
٭ احساس عدالت اجتماعي و فراگيري عدالت اجتماعي
٭ نوع حكمراني و مديريت جامعه واعتماد مردم به اين نهادي حكمراني
٭ سرمايه اجتماعي (اعتماد اجتماعي، مشاركت اجتماعي و...)
٭ برابري در برابر قانون
٭ اميد اجتماعي و اميد به آينده بهتر (هر چه مردم اميدوارتر باشند، هم از زندگي فردي لذت بيشتري ميبرند، هم از زندگي اجتماعيشان. يعني دولت و ملت در تعامل با همديگر ميتوانند بستري را فراهم كنند كه اميد به آينده و تحقق اهداف و آرزوها بيش از پيش در جامعه جاری و ساري شود. جامعه نااميد را مخاطرات و پيامدهاي فراواني تهديد ميكند، بنابراين بايد به هر بهانهاي اميد را زنده نگه داشت و اين در شرايط كنوني انتخابي بسيار مهم و ضروري است)
٭ شفافيت و پاسخگويي به مردم در همه شرايط
٭ شايسته گزيني در كشور
٭ وجود شبكههاي اجتماعي قوي در جامعه و محيط اجتماعي حمايت گر
٭ پذيرش تنوع اجتماعي و احترام به همه اقوام و توجه به همه آنان
٭ عدم تبعيض در جامعه در برخورداري از امتيازات و تسهيلات و فرصتها
٭ تعلق فرهنگي و ارزشهاي اجتماعي مشترك (هويت مشترك)
٭ انسجام اجتماعي (تابآوري اجتماعي ميتواند زمينه را براي افزايش انسجام اجتماعي فراهم كند كه از الزامات جامعه سالم هستند)
٭ مسووليتپذيري اجتماعي بالا در قبال مردم و جامعه
٭ سازماندهي اجتماعي در شرايط مختلف ازجمله شرايط بحراني
٭ اهداف و منافع يا علايق مشترك
٭ كارآمدي حكمرانان در پاسخگويي به موقع و درست به مشكلات و نيازها در شرايط مختلف ازجمله شرايط بحراني (مديريت تاثيرگذار در بحرانها و ريسكهاي مختلف) و وجود نظام حكمراني تطبيقي در شرايط عادي و بحراني (سيستمهاي حكمراني كه پاسخگو، شفاف و فراگير هستند، همكاري و مشاركت بين ذينفعان مختلف را تشويق ميكنند و واكنش موثرتر و به موقعتري را هنگام بحرانها ترويج ميدهند. مقامات بايد ساختارهايي ايجاد كنند كه پيشبيني، سازگاري و يادگيري از هر رويدادي را، چه در شرايط عادي و چه در شرايط اضطراري يا فاجعه، تسهيل كند. چنين سيستمهايي تصميمگيري موثر و توسعه ساز و كارهاي پاسخگويي بيشتر را تسهيل ميكنند).
٭ وجود زيرساختها، آمادگي فناوري و دسترسي به خدمات حياتي در شرايط بحراني (شامل منابعي مانند سيستمهاي ارتباطي پايدار، منابع انرژي پايدار، شبكههاي حمل و نقل قوي و خدمات حياتي بادوام كه تداوم عملكرد را در طول ناملايمات تضمين ميكند. گنجاندن اين منابع حياتي در برنامهريزي استراتژيك اجتماعي براي مواقع اضطراري، ظرفيت جوامع را براي مقابله موفقيتآميز با ناملايمات افزايش ميدهد).
٭ تنوع و چابكي اقتصادي مولف ديگر است. انعطافپذيري اقتصاد در دستيابي به تابآوري اجتماعي نقش مهمي دارد. جوامعي كه به صنايع يا بخشهاي محدود متكي هستند، در برابر شوكها و اختلالات آسيبپذيرترند. تقويت تنوع اقتصادي، ترويج نوآوريها و سرمايهگذاري در آموزش و توسعه شايستگيها، به توانايي جوامع در مقاومت و سازگاري با تغييرات و غلبه بر شرايط اضطراري كمك ميكند.
٭ پايداري زيستمحيطي كه در جوامع تابآور بر آگاهي زيستمحيطي و حفاظت از اكوسيستمها، مانند صرفهجويي در مصرف انرژي و كاهش آسيبپذيريها، مبتني هستند. حفظ پايداري اجتماعي جوامع نه تنها بر جمعيت فعلي تاثير ميگذارد، بلكه توجه عميقي به نسلهاي آينده نيز دارد. بنابراين، به طور پيچيدهاي با تابآوري اجتماعي مرتبط است و ظرفيت مديريت موفقيتآميز ناملايمات را افزايش ميدهد.
٭ آموزش و دانش در زمينه افزايش تابآوري بسيار موثر هستند. آموزش و ارتقاي دانش، فرهنگ جامعهاي «در حال رشد» را پرورش ميدهد كه نسبت به نيازها و انتظارات متغير جمعيت حساس است. سرمايهگذاري در آموزش گسترده در ميان بخشهاي مختلف جامعه، برابري، نوآوري و توسعه مداوم ابتكارات متنوع در جامعه را ارتقا ميدهد. اين امر افراد را به مهارتهاي تفكر انتقادي مجهز ميكند و ظرفيت آنها را براي مقابله موفقيتآميز با شرايط يا ناملايمات متغير افزايش ميدهد. علاوه بر اين، به استقلال و توانايي جمعيتهاي محلي براي واكنش فوري و فعال در پاسخ به بحرانها، بدون انتظار منفعلانه براي واكنش مقامات رسمي به چالشهاي متنوع، كمك ميكند.
٭ مولفه مهم ديگر اقدامات مقابلهاي انعطافپذير است كه نشان ميدهد اقدامات مقابلهاي مثبت، مانند روحيه و اميد، در مقايسه با اقدامات مقابلهاي منفي، مانند احساس خطر، تهديدهاي درك شده يا علائم پريشاني، در افزايش تابآوري بسيار موثرتر هستند. ترويج چنين اقدامات مقابلهاي مثبتي به شدت به اقداماتي كه توسط مقامات و سيستمهاي حاكم آغاز و اجرا ميشود، ازجمله شفافيت سياستها و اقدامات، تخصيص عادلانه منابع، ارتقاي سلامت روان و تقويت برنامههاي آمادگي در برابر بلايا، وابسته است. تقويت اميد و روحيه مردم را ميتوان با همكاري موثر بين افراد، جوامع و مقامات رسمي افزايش داد. چنين همكاري به بهبود رفاه و ظرفيت براي مقاومت موفقيتآميز و سازگاري با بحرانها كمك خواهد كرد.
فراموش نكنيم كه افزايش تابآوري فردي و اجتماعي چندوجهي است كه باید به همه آنان توجه شود و نميتوان به اصطلاح «يك شبه» آن را در جامعه افزايش داد يا نهادينه كرد. تابآوري مستلزم يادگيري است و تابآوري، امري ذاتي نيست بلكه مستلزم كسب مهارتهايي است كه بتواند به افراد كمك كند در برخورد با شرايط سخت، مديريت درستي داشته باشند. تابآوري، پيامدهاي منفي بحرانهاي خانوادگي و اجتماعي را كاهش ميدهد و اصولا كاركرد مهارت تابآوري اين است كه سلامت اجتماعي افراد را حفظ كند تا آسيب نبينند، به همين دلايل تابآوري نه يك اختيار، بلكه ضرورتي در جامعه است، اگر تابآوري اجتماعي در جامعه نهادينه شود همبستگي اجتماعي در بحرانها نهادينه ميشود.
رييس انجمن مددكاران اجتماعي ايران
معاون سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي كشور