شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی از مهمترین آثار فرهنگی و تمدنی ایران به شمار میرود که طی قرون متمادی نقش برجستهای در حفظ زبان فارسی، انتقال ارزشهای ملی و تقویت روحیه استقلالطلبی و مقاومت در میان ایرانیان ایفا کرده است. این اثر سترگ تنها یک متن ادبی نبوده، بلکه در بسیاری از مناطق ایران، بهویژه در میان عشایر، کارکردی اجتماعی، تربیتی و هویتی داشته است.
محمد جعفری (قنواتی) در مدخل «شاهنامه» در دایرهالمعارف بزرگ اسلامی به جایگاه ویژه این کتاب در میان عشایر ایران اشاره میکند. به نوشته وی، علاقه و نیاز عشایر به شاهنامهخوانی چنان گسترده بوده است که در مواردی اگر فرد باسواد و شاهنامهخوانی در میان آنان وجود نداشت، گروهی از عشایر راه کاروانهای عبوری را مسدود میکردند و پس از یافتن فردی باسواد، او را نزد خود نگه میداشتند. آنان ضمن پذیرایی شایسته و فراهم کردن امکانات زندگی برای وی، از او میخواستند که به خواندن شاهنامه و نقل داستانهای پهلوانی فردوسی بپردازد. این روایت نشاندهنده جایگاه بیبدیل شاهنامه در فرهنگ شفاهی و زیست اجتماعی عشایر ایرانی است.
با روی کار آمدن رضاشاه و اجرای سیاستهای تمرکزگرایانه دولت پهلوی اول، یکی از اهداف اصلی حکومت، کنترل و تضعیف ساختارهای سنتی عشایری بود. اسکان اجباری عشایر، خلع سلاح ایلات و محدود کردن نهادهای فرهنگی و اجتماعی آنان در همین چارچوب دنبال میشد. در این میان، شاهنامه نیز از نگاه حکومت صرفاً یک کتاب ادبی تلقی نمیشد؛ بلکه اثری بود که روحیه دلاوری، استقلالخواهی و جنگاوری را در میان عشایر زنده نگه میداشت.
بر همین اساس، همزمان با اجرای برنامه یکجانشین کردن عشایر، مأموران دولتی مأموریت یافتند نسخههای شاهنامه را از میان آنان جمعآوری کنند. گزارشهای متعددی از این اقدام در منابع تاریخی ثبت شده است. برخی از این گزارشها حکایت از مقاومت صاحبان شاهنامه در برابر مأموران دولتی دارد. در یکی از موارد، صاحب یک نسخه شاهنامه به دلیل امتناع از تحویل کتاب خود به مأموران حکومت جان باخته است؛ رویدادی که نشان میدهد شاهنامه برای بسیاری از عشایر تنها یک کتاب نبود، بلکه بخشی از هویت و میراث فرهنگی آنان محسوب میشد.
اهمیت سیاسی و اجتماعی شاهنامه به مرزهای ایران محدود نمیشد. شواهد تاریخی نشان میدهد که در مناطق فارسیزبان و ایرانفرهنگ قفقاز نیز شاهنامهخوانی از نفوذ گستردهای برخوردار بوده است. برای نمونه، در شهر باکو در دورههای گذشته، مجالس شاهنامهخوانی به اندازهای رواج داشت که نیروهای امنیتی و حکومتی از بیم برانگیخته شدن احساسات ملی و شکلگیری حرکتهای اعتراضی و مردمی، محدودیتها و ممنوعیتهایی برای برگزاری این مجالس اعمال میکردند.
این شواهد نشان میدهد که شاهنامه در طول تاریخ صرفاً یک شاهکار ادبی نبوده، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین منابع حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و روحیه مقاومت ایرانیان عمل کرده است؛ ویژگیای که سبب شده در مقاطع مختلف تاریخی، حکومتهای متمرکز و اقتدارگرا آن را نه فقط یک کتاب، بلکه عاملی اثرگذار در بسیج اجتماعی و تقویت روحیه استقلالخواهی تلقی کنند.
منابع
جعفری (قنواتی)، محمد، «شاهنامه»، در: دانشنامه فرهنگ مردم ایران / دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ذیل مدخل «شاهنامه».
صفینژاد، جواد، عشایر مرکزی ایران، تهران: امیرکبیر، صص. ۵۷۴-۵۷۵.
همان، ص. ۵۸۵.
طاهری، ابراهیم، کوچ، ایلات و سیاست اسکان عشایر در دوره رضاشاه، ص. ۱۹۴.
«گپی»، منبع مذکور در مدخل «شاهنامه» دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
آیدنلو، سجاد، دفترهای شاهنامهپژوهی، ص. ۲۵۲.