شناسهٔ خبر: 78484111 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

گزارش «خبرنامه‌ دانشجویان ایران» از ضرورت تقویت و جایگزین‌سازی مسیرهای ارتباطی تجارت کالا و اقدامات بسترساز دولت سیزدهم در این زمینه؛

کریدور شمال-جنوب؛ میراث راهبردی دولت شهید رئیسی در ایمن‌سازی زنجیره تأمین کالاهای اساسی

دولت سیزدهم با درک این واقعیت که در جهان آشفته امروز، «لجستیک» مرز امنیت ملی را جابه‌جا کرده است، راهبرد بازگشایی مسیرهای نوین تجاری و فعال‌سازی ظرفیت‌های منطقه‌ای را در دستور کار قرار داد. رویکردی که کریدور شمال-جنوب (INSTC) را به قلب تپنده دیپلماسی اقتصادی ایران تبدیل کرد و نشان داد تاب‌آوری زنجیره تأمین، تنها پادزهر مؤثر در برابر تروریسم لجستیکی و تحریم‌های ظالمانه است.

صاحب‌خبر -

به گزارش اختصاصی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در پارادایم نوین قدرت، لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین صرفاً یک تابع اقتصادی یا ابزار حمل‌ونقل کالا نیست، بلکه به مثابه «ستون فقرات پایداری ملی» و مؤلفه‌ای کلیدی در «بازدارندگی لجستیکی» شناخته می‌شود. امنیت ملی در جهان آشوب‌زده کنونی، مستقیماً به تاب‌آوری شبکه‌هایی گره خورده است که جریان حیاتی غذا و دارو را تضمین می‌کند. اختلال در این شریان‌ها، فراتر از خسارات مالی، مستقیماً معیشت و سلامت عمومی را هدف قرار داده و ثبات اجتماعی را به چالش می‌کشد.
پایداری زنجیره تأمین اکنون مرزهای امنیت اقتصادی کلاسیک را درنوردیده و به حوزه «پدافند غیرعامل» وارد شده است. در دوران «وابستگی متقابل نامتقارن»، برخورداری از مسیرهای متنوع و تحت حاکمیت، یک ضرورت دفاعی برای حفاظت از حاکمیت ملی در برابر تکانه‌های خارجی است. بازنگری در الگوهای سنتی و گذار به سمت مهندسی مجدد مسیرهای تجاری، نه یک انتخاب، بلکه اقدامی پیش‌دستانه برای تثبیت اقتدار سیاسی ایران در جغرافیای سیاسی قرن جدید است.


چرایی اولویت دریا بر خشکی
انتخاب هوشمندانه شیوه‌های حمل‌ونقل مستلزم درک دقیق متغیرهای فنی و هزینه‌های بلندمدت است. دولت سیزدهم با درک اولویت «بهره‌وری سرمایه‌گذاری»، ترکیبی از مسیرهای دریایی و ریلی را به عنوان اولویت راهبردی برگزید. برتری دریا بر خشکی نه تنها در هزینه‌های عملیاتی، بلکه در فیزیک محیط نهفته است؛ جایی که بستر سیال آب، اصطکاک را کاهش داده و امکان جابه‌جایی بارهای انبوه را با کمترین استهلاک فراهم می‌کند.
چرا دریا همچنان «شاهراه تجارت جهانی» باقی مانده است؟ پاسخ در «بازدهی صعودی نسبت به مقیاس» است. در حالی که افزایش وزن بار در مسیرهای زمینی فشار مضاعفی بر ناوگان و زیرساخت وارد کرده و هزینه‌های نگهداری را به شدت افزایش می‌دهد، کشتی‌ها با تکیه بر ظرفیت طبیعی دریا، هزینه‌ها را سرشکن می‌کنند. از این رو، استراتژی دولت بر پیوند دادن بنادر به شبکه‌های ریلی متمرکز شد تا از مزیت هزینه پایین دریا و دسترسی گسترده ریل به صورت همزمان بهره‌برداری شود.


بایسته‌های مدیریت زنجیره تأمین در شرایط بحران
د
ر شرایط عادی، تصمیم‌گیری‌ها بر مدار «صرفه اقتصادی محض» می‌چرخد، اما در شرایط تحریم یا جنگ، اولویت به «تداوم جریان کالا» و «تاب‌آوری استراتژیک» تغییر می‌یابد. در این نگاه، وجود مسیرهای جایگزین نه یک هزینه اضافه، بلکه یک دارایی ملی است.
مسیرهایی که در زمان صلح ممکن است طولانی‌تر یا گران‌تر به نظر برسند، در لحظه وقوع بحران، تنها رگ‌های حیاتی بقای اقتصادی هستند. نکته کلیدی اینجاست که این مسیرها باید «پیش از وقوع بحران» احیا و عملیاتی شده باشند. همچنین، مدیریت هوشمند ایجاب می‌کند که در زمان محدودیت، ظرفیت‌های لجستیکی به جای کالاهای لوکس، به صورت اولویت‌بندی شده به کالاهای اساسی، دارو و نهاده‌های کشاورزی اختصاص یابد تا امنیت غذایی کشور مخدوش نشود.


از جمله عوامل مخل در زنجیره تأمین که لزوم این تاب‌آوری را دوچندان می‌کنند:
مخاطرات طبیعی: زلزله، سونامی، طوفان‌های اقیانوسی و تخریب زیرساخت‌های بندری
مداخلات انسانی: تروریسم، جنگ‌های منطقه‌ای، تحریم‌های ظالمانه و تغییرات ناگهانی در دیپلماسی کشورهای مسیر

کریدور شمال-جنوب؛ مرکز ثقل دیپلماسی اقتصادی و نقطه اتصال گسست‌ناپذیر اوراسیا
کریدور بین‌المللی شمال-جنوب (INSTC) با طول ۷۲۰۰ کیلومتر، قلب تپنده استراتژی دولت شهید رئیسی برای تبدیل ایران به «هاب ترانزیتی اوراسیا» بود. این پروژه فراتر از یک مسیر ترانزیتی، ابزاری برای ایجاد «وابستگی متقابل استراتژیک» میان قدرت‌های نوظهور است. سرمایه‌گذاری ۱.۶ میلیارد یورویی روسیه در خط ریلی رشت-آستارا و توسعه بندر چابهار با مشارکت هند، گواهی بر این مدعاست.
فعال‌سازی این مسیر، زمان حمل کالا را از ۴۵ تا ۶۰ روز (مسیر سنتی کانال سوئز) به ۲۰ تا ۳۰ روز کاهش داده و هزینه‌ها را تا ۳۰ درصد تعدیل می‌کند. این جهش بهره‌وری، موقعیت ایران را از یک بازیگر حاشیه‌ای به «نقطه اتصال گسست‌ناپذیر» اوراسیا ارتقا می‌دهد.

کدام کشورها از این کریدور سود می‌برند؟

ایران: ایجاد درآمد ارزی پایدار (میلیاردها دلار عوارض ترانزیتی)، خنثی‌سازی تحریم‌ها و جهش در صادرات کشاورزی به روسیه (رسیدن به رقم ۱.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴)
روسیه: دسترسی امن به آب‌های آزاد و بازارهای جنوب آسیا؛ پیش‌بینی می‌شود تجارت دوجانبه با ایران از طریق این مسیر تا سال ۲۰۲۵ به بیش از ۱۰ میلیارد دلار برسد
هند: کاهش چشمگیر هزینه‌های صادرات به اروپا و ایجاد موازنه ژئوپلیتیکی در برابر دیگر کریدورهای منطقه‌ای
گام نهایی در این مسیر، توافق سال ۲۰۲۵ برای «دیجیتال‌سازی مسیر» میان ایران و روسیه است که با هوشمندسازی جریان کالا، بروکراسی را حذف و سرعت ترانزیت را دوچندان می‌کند.


تنوع‌بخشی به مبادی تأمین؛ جایگزینی واردات دوردست با همسایگان بریکس
یکی از چرخش‌های تحولی در دولت سیزدهم، جایگزینی مبادی وارداتی دوردست (مانند آمریکای جنوبی) با کشورهای حوزه بریکس و همسایگان اوراسیایی بود. این اقدام، «عمق استراتژیک» ایران در تأمین کالاهای اساسی را افزایش داد.
تأمین کالا از مبادی نزدیک، فراتر از صرفه‌جویی مالی، یک راهبرد ضدتحریمی است. به عنوان مثال، تأمین نیازهای استان‌های خراسان، گلستان، سمنان و حتی تهران از طریق دریای خزر و کشورهای آسیای میانه، به جای تخلیه در بندر امام خمینی (ره) و پیمودن بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر مسیر جاده‌ای داخلی، هزینه‌های لجستیک را به شدت کاهش داده و وابستگی به مسیرهای تحت نفوذ دشمن را به حداقل می‌رساند.
 

تروریسم لجستیکی و ضرورت صیانت از امنیت غذایی در برابر تکانه‌های خارجی
اقدامات خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در محدود کردن مسیرهای دریایی و تهدید کشتی‌های حامل کالاهای اساسی، مصداق بارز جنایت علیه بشریت و «تروریسم لجستیکی» است. راهبرد تنوع‌بخشی به کریدورها که در دولت شهید رئیسی با جدیت دنبال شد، تنها پادزهر مؤثر در برابر این فشارهاست. این مسیر نشان داد که برای ایران، ترانزیت فراتر از یک ردیف بودجه‌ای، ابزار «اقتدار، استقلال و امنیت پایدار» در قرن ۲۱ است.
میراث این دوران، تبدیل تهدید انزوا به فرصتِ تبدیل شدن به «هاب-اند-اسپوک» (Hub-and-Spoke) منطقه بود؛ مسیری که با تکیه بر داده‌های دقیق و زیرساخت‌های نوین، صیانت از منافع ملی را در برابر هرگونه تکانه خارجی انجام ‌میدهد.

گزارش از امیرحسین درکی