شناسهٔ خبر: 78482613 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

از استعمار تا سرمایه‌گذاری ؛ «تب لیتیوم» و ترس از تکرار تاریخ سیاه در آفریقا

در حالی که رقابت جهانی بر سر مواد معدنی حیاتی شدت گرفته، آفریقا با در اختیار داشتن حدود ۳۰ درصد ذخایر این منابع، بار دیگر به کانون توجه قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است؛ وضعیتی که برخی تحلیلگران از آن با عنوان «رقابت دوم برای آفریقا» یاد می‌کنند.

صاحب‌خبر -

در قرن نوزدهم، قدرت‌های اروپایی برای تصاحب سرزمین‌ها، منابع طبیعی و نیروی کار، آفریقا را میان خود تقسیم کردند؛ فرآیندی که بعدها با عنوان «رقابت برای آفریقا» شناخته شد. امروز، بیش از یک قرن پس از پایان رسمی استعمار، بسیاری از تحلیلگران معتقدند شکل تازه‌ای از همان رقابت در حال ظهور است؛ با این تفاوت که این بار نه طلا، الماس یا زمین‌های کشاورزی، بلکه مواد معدنی حیاتی محرک اصلی رقابت هستند.

در جهانی که اقتصاد دیجیتال، خودروهای برقی، هوش مصنوعی، صنایع دفاعی و فناوری‌های انرژی پاک به سرعت در حال گسترش‌ هستند، دسترسی به مواد معدنی حیاتی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی تبدیل شده است. در مرکز این تحول نیز آفریقا قرار دارد؛ قاره‌ای که حدود ۳۰ درصد ذخایر مواد معدنی حیاتی جهان را در اختیار دارد.

از لیتیوم تا منگنز؛ چرا آفریقا اهمیت پیدا کرده است؟

اهمیت آفریقا در اقتصاد آینده جهان به تنوع و گستردگی منابع معدنی آن بازمی‌گردد. کشورهای شمال آفریقا دارای ذخایر آرسنیک، تانتالوم و نیوبیوم هستند؛ موادی که در تولید نیمه‌هادی‌ها، فولادهای پیشرفته و زیرساخت‌های الکترونیکی کاربرد دارند.

در غرب و جنوب قاره، کشورهایی مانند غنا، ساحل عاج، گابن و آفریقای جنوبی حدود ۷۰ درصد ذخایر منگنز جهان را در اختیار دارند؛ ماده‌ای حیاتی برای تولید فولاد، باتری و خودروهای برقی. همزمان، زیمبابوه و نامیبیا به بازیگران مهم بازار لیتیوم تبدیل شده‌اند؛ ماده‌ای که ستون فقرات تولید باتری‌های لیتیوم-یونی محسوب می‌شود.

اهمیت این منابع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم گذار جهانی به انرژی‌های پاک و حمل‌ونقل برقی، تقاضا برای این مواد را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داده است. آژانس‌های بین‌المللی انرژی بارها هشدار داده‌اند که بدون دسترسی پایدار به این مواد، تحقق اهداف انتقال انرژی در بسیاری از کشورها با چالش جدی روبه‌رو خواهد شد.

اما مسئله فقط وجود منابع نیست. بخش مهمی از ذخایر آفریقا هنوز به زنجیره‌های تأمین صنعتی و فرآوری پیشرفته متصل نشده‌اند. همین خلأ، فرصت و در عین حال تهدیدی برای کشورهای آفریقایی ایجاد کرده است؛ فرصتی برای جذب سرمایه‌گذاری و تهدیدی از منظر وابستگی جدید به قدرت‌های خارجی.

اروپا و آمریکا به دنبال جایگزین چین

در سال‌های اخیر، نگرانی فزاینده‌ای در غرب درباره وابستگی به چین در حوزه مواد معدنی حیاتی شکل گرفته است. پکن نه تنها بخش بزرگی از استخراج جهانی برخی مواد معدنی را در اختیار دارد، بلکه در فرآوری و پالایش آن‌ها نیز جایگاهی مسلط پیدا کرده است.

محدودیت‌های اخیر چین بر صادرات برخی عناصر خاکی کمیاب، زنگ خطر را در پایتخت‌های غربی به صدا درآورد. در واکنش به این وضعیت، اتحادیه اروپا سرمایه‌گذاری نزدیک به ۱۴ میلیارد دلاری در آفریقای جنوبی را برای توسعه ظرفیت‌های معدنی و صنعتی این کشور اعلام کرد. هدف این طرح، ایجاد زنجیره‌های تأمین جایگزین و کاهش وابستگی به چین است.

ایالات متحده نیز مسیر مشابهی را دنبال می‌کند. اگرچه حجم سرمایه‌گذاری واشنگتن در آفریقای جنوبی به مراتب کمتر بوده، اما نشان می‌دهد رقابت بر سر منابع آفریقا دیگر صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

این تحولات یادآور الگویی تاریخی است؛ قدرت‌های خارجی بار دیگر به دلیل نیازهای راهبردی خود به آفریقا روی آورده‌اند. تفاوت اینجاست که امروز ابزار نفوذ بیشتر از طریق سرمایه‌گذاری، قراردادهای صنعتی و کنترل زنجیره‌های تأمین اعمال می‌شود، نه از طریق اشغال نظامی و استعمار مستقیم.

آفریقا میان فرصت توسعه و خطر وابستگی

با این حال، کشورهای آفریقایی برخلاف دوران استعمار از قدرت انتخاب بیشتری برخوردارند. نمونه زیمبابوه نشان می‌دهد که برخی دولت‌ها تلاش دارند از تکرار الگوهای گذشته جلوگیری کنند.

زیمبابوه که حدود ۱۰ درصد تولید جهانی لیتیوم را در اختیار دارد، صادرات این ماده را محدود کرده تا شرکت‌ها را به فرآوری داخلی و ایجاد ارزش افزوده در داخل کشور وادار کند. این تصمیم اگرچه بخشی از درآمدهای کوتاه‌مدت را کاهش می‌دهد، اما در بلندمدت می‌تواند به توسعه صنایع داخلی و افزایش سهم کشور از سود زنجیره تأمین منجر شود.

همین مسئله احتمالاً تعیین خواهد کرد که آیا مواد معدنی حیاتی به «رقابت دوم برای آفریقا» منجر خواهند شد یا نه. اگر کشورهای آفریقایی بتوانند از رقابت میان آمریکا، اروپا، چین و سایر قدرت‌ها برای توسعه زیرساخت‌ها، انتقال فناوری و تقویت صنایع داخلی بهره ببرند، منابع معدنی می‌توانند به موتور رشد اقتصادی تبدیل شوند.

اما اگر این رقابت تنها به استخراج مواد خام و خروج ارزش افزوده از قاره منجر شود، آفریقا ممکن است بار دیگر خود را در موقعیتی بیابد که در آن منابع فراوان، به جای توسعه، زمینه‌ساز وابستگی و رقابت خارجی شده‌اند.

در نهایت، آنچه امروز در معادن لیتیوم زیمبابوه، ذخایر منگنز آفریقای جنوبی یا پروژه‌های معدنی غرب آفریقا جریان دارد، تنها یک رقابت اقتصادی نیست. این نبردی بر سر کنترل مواد اولیه اقتصاد آینده جهان است؛ نبردی که می‌تواند جایگاه آفریقا را در نظم بین‌المللی قرن بیست‌ویکم بازتعریف کند.