عظیمزاده | شهرآرانیوز؛ شبکههای اجتماعی دیگر فقط یک ابزار ارتباطی نیستند و بخشی از زندگی روزمره ما را به خود اختصاص دادهاند. اما، به گفته کارشناسان، این استفاده هرروزه در کنار همه جذابیتهایی که در این فضا وجود دارد، برای خیلیها بهویژه نوجوانان و جوانان حسی از نارضایتی از خود را هم بههمراه آورده است.
حسی که از مقایسههای بیپایان، زندگیهای فیلترشده و معیارهای عددی دیدهشدن ناشی میشود. ما، در گفتوگویی که با دکتر افسانه افسری، روانشناس، داشتهایم تلاش کردهایم، با نگاهی ساده و قابلفهم، به یکی از معضلات غرق شدن در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بپردازیم، اینکه چرا این حس نارضایتی شکل میگیرد؟ چه عواملی آن را تشدید میکند؟ و کدام گروههای سنی بیشتر در معرض آن هستند؟
این گزارش تلاشی است برای فهمیدن اینکه پشت اسکرولهای بیوقفه، دقیقا چه اتفاقی برای ما و احساس ارزشمند بودن ما میافتد.
چالش تماشای زندگی بلاگرهای دروغین
استفاده از فضای مجازی، شبکههای اجتماعی و دیدن استوریها یا زندگی بلاگرها در اینستاگرام، امروزه، اتفاقی است که بهوفور و بهشدت رخ میدهد. چیزی که متأسفانه تأثیر منفی زیادی بر زندگی افراد، اعتمادبهنفس، عزتنفس و حتی امید به زندگی آنها میگذارد. درواقع، فرد، با مشاهده محتوای اینستاگرام واقعیت زندگی خود را با زندگی ویترینشده و دروغین بلاگرها مقایسه میکند و در مرحله بعد درصدد این برمیآید که به هر طریق ممکن سبک زندگی خود را به این نمای دروغین نزدیک کند.
پیش بهسوی افسردگی و ناامیدی
میزان بالای عملهای غیرضروری زیبایی، بوتاکس و پیکرتراشی، همه، گویای این تأثیرپذیری از فضای مجازی است. فرد با دیدن تصاویر زیباسازیشده و فیلترشده دیگران در فضای مجازی نسبت به ظاهر خود حس ناخوشایندی میگیرد و خود این حس در آنها احساسات منفی دیگری را مثل بیکفایتی، کاهش اعتمادبهنفس، نارضایتی از ظاهر و بدن و همچنین افسردگی و ناامیدی را در پی دارد.
قشر نوجوان در پی کشف خود و در معرض خطر
این تأثیرپذیری در همه افراد یکسان نیست. برخی افراد بهدلیل اینکه از عزتنفس و اعتمادبهنفس خوبی برخوردار هستند کمتر از این موضوع تأثیر میپذیرند. عوامل دیگری مثل جنسیت، سن، میزان خودباوری، خودآگاهی، سطح تحصیلات و فرهنگ نیز در شدت تأثیرپذیری از این مقوله مؤثر است.
مثلا تأثیرپذیری در نوجوانان بیشتر است، چون این قشر تازه در پی کشف خود هستند و به دنبال هویتیابی. ضمن اینکه بهدلیل تغییرات هورمونی، تغییراتی ظاهری در نوجوان به وجود میآید و فرد بهدلیل آگاه نبودن از ویژگیهای دوره نوجوانی نسبت به این تغییرات ناراضی است. درنتیجه هرچه بیشتر به سمت تقلید و شبیهسازی خود به آنچه دیده میرود. البته در بحث جنسیت، در چندسال گذشته، چرخه به سمت دختران و بانوان بوده است، اما امروزه این تأثیرپذیری بر پسران جوان نیز زیاد دیده میشود. مثل به کار بردن گوشواره بدون دانستن علت.
عواقب نظام فرزندپروری امروزی
متأسفانه در نظام فرزندپروری امروزه سبکی فرزندسالارانه به خود گرفته است و اغلب با کودکان، نوجوانان و جوانانی نازپرورده روبهرو هستیم و همچنین این نازپروردگی در روانشناسی با کاهش اعتمادبهنفس، یعنی خودباوری خود، استعدادها و توانمندیها و کاهش عزتنفس همراه است، جذب و تأثیرپذیری از رسانههای اجتماعی بیشتر شده است. پس نوجوانان و جوانان تنها مقصران این معضل نیستند. بلکه والدین هم نقش بسیار مهمی دارند. هرچه فرزندان را نازپرودهتری تربیت کنیم آسیبپذیری روحی روانی بیشتری به آنها تحمیل کردهایم.
اولین قدم، آگاهسازی و اصلاح
پس اولین قدم، اصلاح نظام فرزندپروری با آگاهسازی و توانمندسازی والدین است. در گام بعد، رفتن به سراغ تقویت مهارتهایی مثل اعتمادبهنفس و عزتنفس در کودکان و نوجوانان و نهایت درمان، محدود کردن استفاده از فضای مجازی است.
تأثیرپذیری آهستهآهسته رخ میدهد
این مسئله را نیز باید در نظر بگیریم که این تأثیرپذیری آهستهآهسته در ذهن جوان و نوجوان و حتی افراد دیگر رخ میدهد. شاید شنیده باشید که اغلب در جواب میگویند نه، این چیزها روی ما تأثیری ندارد، اما روزی چشم باز میکنند که کاملا درگیر این خودشبیهسازی شدهاند و، چون باز هم به دلیل نبود اعتمادبهنفس، حتی با عملهای زیبایی هم، از آنچه هستند راضی نیستند نهایتا به ناامیدی و گاهی خودکشی میرسند. زیرا آنها یاد میگیرند آنچه را به نمایش بگذارند که با خود واقعی آنها متفاوت است و هرگاه شکافی بین خود واقعی و خود نمایشی یا ساختگی ایجاد شود بحرانها و مشکلات روانشناختی ریشه میدوانند.
ارتباط مناسب با والدین فرزندان را از خطر بازمیدارد
انسان سالم کسی است که به خود واقعی نزدیک باشد و خود را آنگونه که هست دوست بدارد. بهعنوان یک روانشناس، معضل اصلی را در سالهای آینده میبینم. آنجا که با سونامی ناامیدی و خودکشی روبهرو خواهیم شد. پس، از همه والدین خواهشمندم در درجه اول، فرزندپروری مناسب با سن فرزندشان را فراگیرند و به آنها حس دوست داشتن، مفید بودن و امنیت بدهند.
آنچه فرزندان را از خطر باز میدارد ارتباط مناسب با والدین است. درمورد دیگر افراد، هرچه زمان استفاده از فضای مجازی مدیریت شود آسیب کمتر میشود. داشتن برنامه مفید روزانه اعم از کار، تفریح، مطالعه، استراحت، ورزش و ... نیز میتواند سلامت جسم و روان را همزمان برایمان به ارمغان بیاورد.
مسئله را فقط به ضعف فردی تقلیل ندهیم
در شبکههای اجتماعی ما فقط کاربر نیستیم، ما بخشی از مدل کسبوکاریم. پلتفرمهایی مانند Instagram، TikTok و YouTube ظاهرا رایگاناند، اما درآمدشان از فروش توجه ما تأمین میشود. هرچه زمان بیشتری را در آنها بگذرانیم، دادههای رفتاری بیشتری تولید میکنیم و تبلیغات دقیقتری به ما نمایش داده میشود.
الگوریتمها با تحلیل لایکها، توقف روی ویدئوها و جستوجوها، محتوایی را پیشنهاد میکنند که احتمال درگیر نگه داشتن ما را بالا ببرد. این فرایند تصادفی نیست، هدف، افزایش زمان ماندگاری و بازگشت مداوم کاربر است. به همین دلیل محتواها اغلب هیجانیتر و مقایسهبرانگیزترند، چون احساسات شدید تعامل بیشتری ایجاد میکند. در چنین چرخهای، کاربر مدام با نسخههای اغراقآمیز از موفقیت و زیبایی روبهرو میشود و نارضایتی از خود میتواند تشدید شود. فهم این منطق کمک میکند مسئله را فقط به ضعف فردی تقلیل ندهیم.
مسئله تغییر معیارهای کیفی به کمی
در گذشته، معیار ارزشمندی افراد بیشتر بر پایه مهارت، اخلاق حرفهای و کیفیت روابطشان سنجیده میشد. اعتبار اجتماعی معمولا در گذر زمان و از دل تجربه، تخصص و اعتماد شکل میگرفت، اما در عصر شبکههای اجتماعی، شاخصهای عددی جای بسیاری از آن معیارهای کیفی را گرفتهاند. در پلتفرمهایی مثل Instagram و TikTok تعداد فالوئر، میزان لایک و آمار بازدید به ارزش تبدیل شده است.
این اعداد، سریع و قابل مقایسهاند و همین ویژگی، رقابت و مقایسه دائمی را تشدید میکند. در نتیجه ممکن است فرد احساس کند اگر دیده نمیشود یا رشد عددی ندارد، پس به اندازه کافی خوب نیست. این تغییر معیارها، ارزشمندی را از یک فرایند عمیق و زمانبر به یک سنجه لحظهای و قابل اندازهگیری تقلیل داده است. معیاری که بیش از آنکه بازتاب کیفیت باشد، بازتاب میزان دیدهشدن است.
معماری شبکههای اجتماعی و داستان الگوریتمها
بخش بزرگی از معماری شبکههای اجتماعی بر تولید و مصرف محتوای کوتاه و سریع بنا شده است. ویدئوهای چندثانیهای، اسکرول بیپایان و پاداشهای لحظهای. در پلتفرمهایی مانند TikTok، Instagram و YouTube کاربر با جریان مداومی از محرکهای تازه روبهروست.
این ریتم تند باعث میشود مغز به دریافت تحریک سریع عادت کند و آستانه تحمل برای فعالیتهای آهستهتر کاهش یابد. در نتیجه کارهایی مثل مطالعه عمیق، گفتوگوی طولانی یا یادگیری تدریجی ممکن است کسلکننده به نظر برسند، چون پاداش فوری تولید نمیکنند.
این عادت به رضایت آنی، دستیابی به رضایت پایدار و عمیق را دشوارتر میکند؛ چرا که رضایت ماندگار معمولا حاصل تمرکز، تداوم و صرف زمان است. وقتی ذهن به تنوع لحظهای خو بگیرد، صبر کردن برای نتیجههای بلندمدت سختتر میشود.
عادات دیجیتال نسلها
در عصر دیجیتال، میزان حضور کاربران در شبکههای اجتماعی، بسته به گروه سنی، تفاوت قابلتوجهی دارد. نوجوانان و جوانان، بخش عمدهای از روز خود را در این پلتفرمها سپری میکنند. درحالیکه بزرگسالان و افراد مسنتر زمان کمتری را به این کار اختصاص میدهند. این اختلافها، نهتنها نشاندهنده عادت مصرف محتوا، بلکه بازتابی از نیازها، انگیزهها و تعاملات هر گروه با فضای آنلاین است.
بررسی دقیق این آمار کمک میکند تا بفهمیم هر نسل چگونه با شبکههای اجتماعی ارتباط برقرار میکند و این فعالیتهای مجازی چه تأثیری بر سبک زندگی و میزان رضایتمندی فرد از خود دارد. آمار زیر که از وبسایت profiletree.com استخراج شده است نگاهی دارد به میزان استفاده کاربران از شبکههای اجتماعی و رایجترین آنها (در سال ۲۰۲۵)، بر حسب سن و میزان زمانی که به آن اختصاص میدهند.
میزان استفاده روزانه از شبکههای اجتماعی بر اساس سن
مجموع میزان استفاده از شبکههای اجتماعی بر اساس سن
کدام گروه سنی بیشترین کاربران اینستاگرام هستند؟
آمارها میگوید قشر جوان از این نرمافزار بیشترین استفاده را میکنند. درواقع، ۵۹.۵درصد از کاربران زیر ۳۵سال سن دارند.
کدام گروه سنی بیشترین کاربران تیکتاک هستند؟
تیکتاک، نیز یکی دیگر از شبکههای اجتماعی است که گروه سنی زیر ۳۵ سال بیشترین تعداد کاربران آن را، با عدد ۶۷درصد، شکل میدهد.