گروه سیاسی: در پی تشدید حملات اسراییل به جنوب لبنان و ضاحیه بیروت و آنچه تهران «نقض صریح مفاد آتشبس منطقهای» توصیف کرده، ایران یکشنبهشب در اقدامی تلافیجویانه، اهدافی را در سرزمینهای اشغالی مورد حمله قرار داد؛ حملاتی که بنا بر اعلام منابع نظامی، در ادامه هشدارهای پیشین تهران و در پاسخ به عبور اسراییل از خطوط قرمز اعلامشده انجام شده است.
به گزارش اعتماد، براساس روایت رسمی و اظهارات فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا، ارتش اسراییل با ادامه حملات به مناطق جنوبی لبنان و ضاحیه، استفاده از مهمات ممنوعه از جمله بمبهای فسفری و هدف قرار دادن مناطق غیرنظامی، عملا مفاد آتشبس را نقض کرده است؛ موضوعی که به گفته مقام رسمی کشورمان، پیشتر نیز نسبت به پیامدهای آن هشدار داده شده و اکنون این هشدارها به مرحله اجرا رسیده است.
همزمان، منابع منطقهای از افزایش سطح درگیریها میان اسراییل، حزبالله و محورهای مرتبط خبر میدهند و این تحولات را «چرخش خطرناک در قواعد درگیری» توصیف میکنند. با این حال، این تبادل آتش در شرایطی صورت گرفته که همزمان محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، در ادامه تبادل پیامها میان ایران و امریکا در تهران حضور داشته و پیام رسمی ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان نیز دراختیار مقام معظم رهبری قرار گرفته؛ پیامی که از نگاه برخی ناظران در چارچوب تلاشهای منطقهای برای مدیریت تنشها و جلوگیری از گسترش درگیریها ارزیابی میشود.
به ادعای این دسته از تحلیلگران، این پیام میتواند بخشی از ابتکار عمل اسلامآباد برای میانجیگری در یکی از پیچیدهترین مقاطع تنشهای منطقهای باشد. در سطحی دیگر نیز همزمانی این تحولات با افزایش اختلافات ایران و ایالاتمتحده بر سر پروندههای منطقهای و هستهای، بر پیچیدگی معادلات افزوده است.
در همین راستا، نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در شرایطی آغاز شده که امریکا برای ارائه پیشنویس قطعنامه علیه برنامه هستهای ایران خیز برداشته؛ قطعنامهای که به ادعای برخی کارشناسان در صورت تصویب میتواند مسیر رویارویی دیپلماتیک را وارد مرحلهای تازه کند، هر چند برخی تحلیلگران احتمال میدهند روسیه و چین با استفاده از ابزارهای سیاسی و حقوقی مانع از شکلگیری اجماع کامل در این زمینه شوند. در همین چارچوب، گزارشهایی نیز از تشدید تحرکات میدانی در آبراههای راهبردی منتشر شده؛ جایی که سخنگوی نیروهای مسلح یمن از ادامه حملات موشکی به اهدافی در اراضی اشغالی خبر داده و همزمان بر تشدید محدودیتهای دریایی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب تاکید کرده است؛ موضوعی که به نظر میرسد بعد دریایی بحران را در کنار جبهههای فعال لبنان و غزه برجستهتر کرده و دامنه تنش را به یکی از حساسترین شریانهای تجارت و انرژی جهانی گسترش داده است.
در چنین فضایی، همزمانی بحران لبنان و اسراییل با تحرکات دیپلماتیک در سطح پاکستان، امریکا و شورای حکام، تصویری چندلایه از یک تقابل درهمتنیده نظامی و سیاسی ترسیم کرده است؛ تقابلی که در آن میدان نبرد و میز مذاکره به طور همزمان فعال شدهاند و هر اقدام نظامی، بازتابی مستقیم در سطح دیپلماسی و بالعکس دارد. در همین راستا و با هدف بررسی سناریوهای پیش رو، روزنامه اعتماد با سیدجلال ساداتیان، دیپلمات پیشین کشورمان در بریتانیا گفتوگو کرده است.
مشروح این گفتوگو در ادامه میآید:
سید جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین کشورمان در بریتانیا در رابطه با چرایی آغاز دور جدیدی از درگیریها در میانه تلاشها برای دستیابی به توافقی میان تهران و واشنگتن گفت: دونالد ترامپ رییسجمهور امریکا در طول ماههای اخیر آنقدر اظهارات متناقض و نادرست مطرح کرده که امروز تشخیص اینکه کدام سخن او واقعی است و کدام بخشی از یک بازی سیاسی محسوب میشود، کار سادهای نیست.
او مدعی شده که امریکا ارتباطی با برخی از این تحولات ازجمله حملات اخیر اسراییل به لبنان ندارد، اما در عین حال مواضعی اتخاذ کرده که این ادعا را با تردید مواجه میکند. به باور ساداتیان در موضوع اخیر نیز به نظر میرسد دستکم در ظاهر میان امریکا و اسراییل بر سر برخی مسائل، ازجمله پرونده لبنان، اختلافنظرهایی وجود داشته باشد.
حملاتی که ازسوی اسراییل انجام شد، در شرایطی صورت گرفت که ایران نیز در پاسخ، اهدافی را در سرزمینهای اشغالی مورد حمله قرار داد. اکنون اسراییل نیز به نوعی در حال پاسخ دادن به آن اقدامات است و برخی اهداف را در تهران، اصفهان برخی شهرهای کشور مورد حمله قرار داده است. اما درخصوص باطن ماجرا، این پرسش مطرح است که آیا امریکا واقعا به دنبال دستیابی به یک پیروزی سیاسی و خروج از بحرانی است که خود با سیاستهای نادرست و فشارهایش ایجاد کرده یا اینکه سناریوی دیگری در جریان است؟ آیا ترامپ واقعا تلاش میکند خود را از اقدامات اسراییل جدا نشان دهد و صرفا بر خواستههای خود تاکید کند، یا اینکه یک بازی جدید طراحی شده که در آن امریکا در پشت صحنه باقی بماند و اسراییل نقش اصلی را ایفا کند؟
این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل در ادامه گفت: به باور من احتمال دوم به واقعیت نزدیکتر است. دلیل آن این است که از طریق تبادل پیامهایی که پس از نشست اسلامآباد انجام شد، امریکا به نتایج مورد نظر خود دست پیدا نکرد. ایران نیز بر چند مطالبه اساسی تاکید دارد. نخستین مطالبه این است که جنگ در سراسر منطقه پایان یابد.
منظور صرفا توقف درگیری در یک نقطه خاص نیست، بلکه غزه، لبنان، یمن و سایر نقاط درگیر نیز باید مشمول این روند شوند. ایران نمیپذیرد که تنها در یک جبهه آتشبس برقرار شود و در سایر مناطق درگیریها ادامه پیدا کند. این درحالی است که این مساله با خواستههای اسراییل و تا حدودی با رویکرد امریکا که تحت فشار اسراییل قرار دارد، در تعارض است.
به گفته دیپلمات پیشین کشورمان موضوع مهم دیگر، مساله تردد دریایی و تنگه هرمز است. ایران طی حدود دو هفته گذشته به صورت روزانه آمار کشتیهایی را که از مسیرهای تعیینشده عبور کردهاند منتشر میکند تا نشان دهد عبور و مرور متوقف نشده است. با این حال امریکا خواهان بازگشت کامل به شرایط پیشین است؛ شرایطی که کشتیها بدون محدودیت و بدون پرداخت هیچگونه هزینه یا عوارضی تردد میکردند. البته جمهوری اسلامی هیچگاه اعلام نکرده که تنگه را به طور کامل کنترل یا مسدود کرده است. این منطقه در محدوده آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد و مدیریت آن بر اساس هماهنگیهای مشترک انجام میشود. با این حال امریکا خواهان بازگشت کامل به وضعیت گذشته است.
ساداتیان در ادامه این گفتوگو تاکید کرد: مساله دیگر، مطالبه ایران برای پایان دادن به محاصره و کاهش حضور نظامی امریکا در منطقه است. از نگاه ایران، این مساله به معنای دور شدن نیروهای امریکایی از منطقه و درنهایت خروج تدریجی آنها از غرب آسیا است. در حوزه امنیت منطقهای نیز ایران طی سالهای گذشته پیشنهادهای مختلفی ارائه کرده است. امارات در برخی موارد این پیشنهادها را نپذیرفت و بیشتر به سمت همکاری با اسراییل حرکت کرد، اما به نظر میرسد برخی دیگر از کشورهای منطقه اکنون نسبت به ایدههای امنیتی مشترک انعطاف بیشتری نشان میدهند. ایران پیشنهاد کرده بود که سازوکار امنیتی منطقهای با مشارکت کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، مصر، عربستان و پاکستان و برخی کشورهای دیگر شکل بگیرد. نگرانی از گسترش نقش و نفوذ اسراییل در منطقه، حتی در کشورهایی مانند ترکیه نیز وجود دارد و بسیاری از بازیگران منطقه این تحولات را با حساسیت دنبال میکنند.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با دیگر مطالبه بهحق ایران یعنی رفع تحریمها و همچنین آزادسازی اموال بلوکه شده گفت: یکی دیگر از مطالبات ایران، رفع تحریمها و همچنین پرداخت خسارتهای ناشی از حملات انجام شده در جنگ چهل روزه است. از نگاه ایران، برخی از اهدافی که مورد حمله قرار گرفتهاند ماهیت نظامی نداشتهاند و این موضوع میتواند در چارچوب جنایات جنگی مورد بررسی قرار گیرد، به همین دلیل ایران معتقد است که خسارتهای وارده باید جبران شود.
به گفته ساداتیان در مقابل، امریکا مدعی است که ایران با حمله به برخی پایگاهها و اهداف مرتبط با کشورهای منطقه خسارتهایی ایجاد کرده و این موضوع نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. مجموعه این اختلافات نشان میدهد که طرفین همچنان از دستیابی به توافقی جامع فاصله دارند. در همین چارچوب، گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه ازسوی پاکستان، از طریق ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان، پیامی مکتوب برای رهبر جمهوری اسلامی ایران ارسال کرده است که احتمالا با ارائه پیشنهادها یا بستههای جدید همراه بوده است. هرچند جزییات این پیشنهادها هنوز منتشر نشده و اطلاعات دقیقی درباره محتوای آنها در دست نیست.
به گفته این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل با این حال، براساس تحلیلی که پیشتر اشاره کردم، وقتی امریکا میبیند فاصله میان مواضع دوطرف همچنان زیاد است، طرف مقابل تلاش میکند سطح فشارها بر ایران را افزایش دهد تا شاید تهران ناچار به انعطاف بیشتری شود.
ساداتیان گفت: امریکا خود نیز با محدودیتهای داخلی مواجه است؛ ازجمله محدودیتهایی که از سوی کنگره و مجلس نمایندگان برای دولت ایجاد شده است. به همین دلیل به نظر میرسد واشنگتن در شرایط فعلی بخشی از این فشارها را از طریق اسراییل اعمال میکند و در صورتی که شرایط به سمت بحران جدیتری حرکت کند، ممکن است خود نیز بهطور مستقیمتر وارد صحنه شود. در مجموع، به نظر میرسد چنین سناریویی در حال شکلگیری و اجراست.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با دیگر نقطه اختلافی میان تهران و واشنگتن ازجمله رفع تحریمها و شرایط برآورده شدن چنین مطالبهای توسط ایالاتمتحده گفت: در ابتدا تاکید کنم که به نظر میرسد با افزایش فاصله میان مواضع ایران و امریکا، شاهد شکلگیری برخی تحرکات جدید ازجمله تبادلات آتش طی روزهای اخیر هستیم. اتفاقاتی که طی یکشنبه شب رخ داده را میتوان تا حدی ناشی از دور شدن مواضع و دشوارتر شدن روند دستیابی به توافق دانست. برداشت من این است که امریکا در حال آزمودن یک بازی جدید است؛ بدان معنا که تلاش میکند از طریق افزایش فشارها، ایران را به پذیرش توافقی نزدیکتر به خواستههای خود متقاعد کند. در شرایط فعلی نیز به نظر میرسد بخشی از این فشارها از طریق اسراییل اعمال میشود. به بیان دیگر، امریکا بدون آنکه مستقیما وارد میدان شود، از طریق نمایندگان و متحدان خود در منطقه این فشارها را دنبال میکند.
این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه خاطرنشان کرد: طبیعی است که ایران نیز در مقابل، از ظرفیتها و ابزارهای منطقهای خود استفاده کند تا این فشارها را خنثی سازد یا دستکم بخشی از آن را از خود دور کند. ایران در منطقه دارای اهرمها و متحدانی است و تلاش میکند اجازه ندهد فشارهای وارده به نتیجه موردنظر طرف مقابل منجر شود.
ساداتیان در رابطه با سناریوهای احتمالی ناشی از بروز شکل جدیدی از درگیریها گفت: به شخصه تصور نمیکنم ترامپ در شرایط فعلی تمایلی به گسترش دامنه درگیریها داشته باشد. دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد. به نظر میرسد او نمیخواهد بحران به مرحلهای برسد که کنترل آن دشوار شود یا منطقه وارد یک جنگ گستردهتر شود، ازهمینرو ارزیابی من این است که اگر این فشارها نیز نتواند نتیجه مطلوب را برای طرف امریکایی به همراه داشته باشد، احتمالا در مقطعی تلاش خواهند کرد مجددا شرایط را مدیریت و کنترل کنند، بنابراین در کوتاهمدت ممکن است چند روزی شاهد ادامه تنشها و درگیریهای محدود باشیم، اما در شرایط فعلی نشانهای از تمایل امریکا برای توسعه گسترده دامنه بحران دیده نمیشود.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با نشست فصلی شورای حکام و به رای گذاشتن احتمالی قطعنامه ضدایرانی توسط امریکا در این نشست گفت: اول اینکه شورای حکام به خودی خود قدرت اجرایی مستقلی برای اعمال اقدامات عملی علیه ایران ندارد. در واقع، تصمیمات این شورا بیش از آنکه جنبه اجرایی داشته باشد، دارای ابعاد سیاسی و تبلیغاتی است. اگر قرار باشد موضوع وارد مرحله اجرایی شود، شورای حکام باید پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع دهد تا در آنجا تصمیمات جدیدی اتخاذ شود، بنابراین باتوجه به شرایط کنونی، تصور میکنم روسیه و چین اجازه نخواهند داد چنین روندی بهراحتی به نتیجه برسد. به نظر من، در صورت ارجاع موضوع به شورای امنیت، این دو کشور از حق وتوی خود استفاده خواهند کرد. حتی در شرایط فعلی نیز روسیه و چین تلاشهای خود را در شورای حکام به کار گرفتهاند تا مانع شکلگیری اجماع کامل علیه ایران شوند. البته هنوز نتیجه نهایی کاملا روشن نیست، اما با توجه به ترکیب آرا، به نظر میرسد درنهایت نوعی قطعنامه در شورای حکام به تصویب برسد.
به گفته ساداتیان با این حال، احتمالا تلاش خواهد شد از شدت و تندی مفاد آن کاسته شود و بخشهایی که میتواند پیامدهای سنگینتری برای ایران داشته باشد، تعدیل شود تا تاثیرات جدی و فوری برجای نگذارد. به نظر میرسد روسیه و چین در این زمینه فعال هستند و ایران نیز تلاشهای دیپلماتیک خود را دنبال میکند. در کنار این موضوع، نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شخص مدیرکل آن نیز اهمیت دارد. آقای رافائل گروسی در سالهای گذشته مواضعی داشته که از نگاه بسیاری شفاف و یکدست نبوده است. او در مقاطعی اعلام کرده که هیچ شاهدی مبنی بر حرکت ایران به سمت تولید سلاح هستهای وجود ندارد و ایران به دنبال چنین هدفی نیست، اما در برخی مقاطع حساس نیز شاهد بودهایم که مواضع یا عملکرد آژانس به گونهای دیگر ابراز شده است. به همین دلیل باید منتظر ماند و دید که در شرایط فعلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مدیرکل آن چه رویکردی در پیش خواهند گرفت و تحولات نشست شورای حکام درنهایت به چه نتیجهای منتهی خواهد شد.
∎
همزمان، منابع منطقهای از افزایش سطح درگیریها میان اسراییل، حزبالله و محورهای مرتبط خبر میدهند و این تحولات را «چرخش خطرناک در قواعد درگیری» توصیف میکنند. با این حال، این تبادل آتش در شرایطی صورت گرفته که همزمان محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، در ادامه تبادل پیامها میان ایران و امریکا در تهران حضور داشته و پیام رسمی ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان نیز دراختیار مقام معظم رهبری قرار گرفته؛ پیامی که از نگاه برخی ناظران در چارچوب تلاشهای منطقهای برای مدیریت تنشها و جلوگیری از گسترش درگیریها ارزیابی میشود.
به ادعای این دسته از تحلیلگران، این پیام میتواند بخشی از ابتکار عمل اسلامآباد برای میانجیگری در یکی از پیچیدهترین مقاطع تنشهای منطقهای باشد. در سطحی دیگر نیز همزمانی این تحولات با افزایش اختلافات ایران و ایالاتمتحده بر سر پروندههای منطقهای و هستهای، بر پیچیدگی معادلات افزوده است.
در همین راستا، نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در شرایطی آغاز شده که امریکا برای ارائه پیشنویس قطعنامه علیه برنامه هستهای ایران خیز برداشته؛ قطعنامهای که به ادعای برخی کارشناسان در صورت تصویب میتواند مسیر رویارویی دیپلماتیک را وارد مرحلهای تازه کند، هر چند برخی تحلیلگران احتمال میدهند روسیه و چین با استفاده از ابزارهای سیاسی و حقوقی مانع از شکلگیری اجماع کامل در این زمینه شوند. در همین چارچوب، گزارشهایی نیز از تشدید تحرکات میدانی در آبراههای راهبردی منتشر شده؛ جایی که سخنگوی نیروهای مسلح یمن از ادامه حملات موشکی به اهدافی در اراضی اشغالی خبر داده و همزمان بر تشدید محدودیتهای دریایی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب تاکید کرده است؛ موضوعی که به نظر میرسد بعد دریایی بحران را در کنار جبهههای فعال لبنان و غزه برجستهتر کرده و دامنه تنش را به یکی از حساسترین شریانهای تجارت و انرژی جهانی گسترش داده است.
در چنین فضایی، همزمانی بحران لبنان و اسراییل با تحرکات دیپلماتیک در سطح پاکستان، امریکا و شورای حکام، تصویری چندلایه از یک تقابل درهمتنیده نظامی و سیاسی ترسیم کرده است؛ تقابلی که در آن میدان نبرد و میز مذاکره به طور همزمان فعال شدهاند و هر اقدام نظامی، بازتابی مستقیم در سطح دیپلماسی و بالعکس دارد. در همین راستا و با هدف بررسی سناریوهای پیش رو، روزنامه اعتماد با سیدجلال ساداتیان، دیپلمات پیشین کشورمان در بریتانیا گفتوگو کرده است.
مشروح این گفتوگو در ادامه میآید:
سید جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین کشورمان در بریتانیا در رابطه با چرایی آغاز دور جدیدی از درگیریها در میانه تلاشها برای دستیابی به توافقی میان تهران و واشنگتن گفت: دونالد ترامپ رییسجمهور امریکا در طول ماههای اخیر آنقدر اظهارات متناقض و نادرست مطرح کرده که امروز تشخیص اینکه کدام سخن او واقعی است و کدام بخشی از یک بازی سیاسی محسوب میشود، کار سادهای نیست.
او مدعی شده که امریکا ارتباطی با برخی از این تحولات ازجمله حملات اخیر اسراییل به لبنان ندارد، اما در عین حال مواضعی اتخاذ کرده که این ادعا را با تردید مواجه میکند. به باور ساداتیان در موضوع اخیر نیز به نظر میرسد دستکم در ظاهر میان امریکا و اسراییل بر سر برخی مسائل، ازجمله پرونده لبنان، اختلافنظرهایی وجود داشته باشد.
حملاتی که ازسوی اسراییل انجام شد، در شرایطی صورت گرفت که ایران نیز در پاسخ، اهدافی را در سرزمینهای اشغالی مورد حمله قرار داد. اکنون اسراییل نیز به نوعی در حال پاسخ دادن به آن اقدامات است و برخی اهداف را در تهران، اصفهان برخی شهرهای کشور مورد حمله قرار داده است. اما درخصوص باطن ماجرا، این پرسش مطرح است که آیا امریکا واقعا به دنبال دستیابی به یک پیروزی سیاسی و خروج از بحرانی است که خود با سیاستهای نادرست و فشارهایش ایجاد کرده یا اینکه سناریوی دیگری در جریان است؟ آیا ترامپ واقعا تلاش میکند خود را از اقدامات اسراییل جدا نشان دهد و صرفا بر خواستههای خود تاکید کند، یا اینکه یک بازی جدید طراحی شده که در آن امریکا در پشت صحنه باقی بماند و اسراییل نقش اصلی را ایفا کند؟
این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل در ادامه گفت: به باور من احتمال دوم به واقعیت نزدیکتر است. دلیل آن این است که از طریق تبادل پیامهایی که پس از نشست اسلامآباد انجام شد، امریکا به نتایج مورد نظر خود دست پیدا نکرد. ایران نیز بر چند مطالبه اساسی تاکید دارد. نخستین مطالبه این است که جنگ در سراسر منطقه پایان یابد.
منظور صرفا توقف درگیری در یک نقطه خاص نیست، بلکه غزه، لبنان، یمن و سایر نقاط درگیر نیز باید مشمول این روند شوند. ایران نمیپذیرد که تنها در یک جبهه آتشبس برقرار شود و در سایر مناطق درگیریها ادامه پیدا کند. این درحالی است که این مساله با خواستههای اسراییل و تا حدودی با رویکرد امریکا که تحت فشار اسراییل قرار دارد، در تعارض است.
به گفته دیپلمات پیشین کشورمان موضوع مهم دیگر، مساله تردد دریایی و تنگه هرمز است. ایران طی حدود دو هفته گذشته به صورت روزانه آمار کشتیهایی را که از مسیرهای تعیینشده عبور کردهاند منتشر میکند تا نشان دهد عبور و مرور متوقف نشده است. با این حال امریکا خواهان بازگشت کامل به شرایط پیشین است؛ شرایطی که کشتیها بدون محدودیت و بدون پرداخت هیچگونه هزینه یا عوارضی تردد میکردند. البته جمهوری اسلامی هیچگاه اعلام نکرده که تنگه را به طور کامل کنترل یا مسدود کرده است. این منطقه در محدوده آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد و مدیریت آن بر اساس هماهنگیهای مشترک انجام میشود. با این حال امریکا خواهان بازگشت کامل به وضعیت گذشته است.
ساداتیان در ادامه این گفتوگو تاکید کرد: مساله دیگر، مطالبه ایران برای پایان دادن به محاصره و کاهش حضور نظامی امریکا در منطقه است. از نگاه ایران، این مساله به معنای دور شدن نیروهای امریکایی از منطقه و درنهایت خروج تدریجی آنها از غرب آسیا است. در حوزه امنیت منطقهای نیز ایران طی سالهای گذشته پیشنهادهای مختلفی ارائه کرده است. امارات در برخی موارد این پیشنهادها را نپذیرفت و بیشتر به سمت همکاری با اسراییل حرکت کرد، اما به نظر میرسد برخی دیگر از کشورهای منطقه اکنون نسبت به ایدههای امنیتی مشترک انعطاف بیشتری نشان میدهند. ایران پیشنهاد کرده بود که سازوکار امنیتی منطقهای با مشارکت کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، مصر، عربستان و پاکستان و برخی کشورهای دیگر شکل بگیرد. نگرانی از گسترش نقش و نفوذ اسراییل در منطقه، حتی در کشورهایی مانند ترکیه نیز وجود دارد و بسیاری از بازیگران منطقه این تحولات را با حساسیت دنبال میکنند.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با دیگر مطالبه بهحق ایران یعنی رفع تحریمها و همچنین آزادسازی اموال بلوکه شده گفت: یکی دیگر از مطالبات ایران، رفع تحریمها و همچنین پرداخت خسارتهای ناشی از حملات انجام شده در جنگ چهل روزه است. از نگاه ایران، برخی از اهدافی که مورد حمله قرار گرفتهاند ماهیت نظامی نداشتهاند و این موضوع میتواند در چارچوب جنایات جنگی مورد بررسی قرار گیرد، به همین دلیل ایران معتقد است که خسارتهای وارده باید جبران شود.
به گفته ساداتیان در مقابل، امریکا مدعی است که ایران با حمله به برخی پایگاهها و اهداف مرتبط با کشورهای منطقه خسارتهایی ایجاد کرده و این موضوع نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. مجموعه این اختلافات نشان میدهد که طرفین همچنان از دستیابی به توافقی جامع فاصله دارند. در همین چارچوب، گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه ازسوی پاکستان، از طریق ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان، پیامی مکتوب برای رهبر جمهوری اسلامی ایران ارسال کرده است که احتمالا با ارائه پیشنهادها یا بستههای جدید همراه بوده است. هرچند جزییات این پیشنهادها هنوز منتشر نشده و اطلاعات دقیقی درباره محتوای آنها در دست نیست.
به گفته این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل با این حال، براساس تحلیلی که پیشتر اشاره کردم، وقتی امریکا میبیند فاصله میان مواضع دوطرف همچنان زیاد است، طرف مقابل تلاش میکند سطح فشارها بر ایران را افزایش دهد تا شاید تهران ناچار به انعطاف بیشتری شود.
ساداتیان گفت: امریکا خود نیز با محدودیتهای داخلی مواجه است؛ ازجمله محدودیتهایی که از سوی کنگره و مجلس نمایندگان برای دولت ایجاد شده است. به همین دلیل به نظر میرسد واشنگتن در شرایط فعلی بخشی از این فشارها را از طریق اسراییل اعمال میکند و در صورتی که شرایط به سمت بحران جدیتری حرکت کند، ممکن است خود نیز بهطور مستقیمتر وارد صحنه شود. در مجموع، به نظر میرسد چنین سناریویی در حال شکلگیری و اجراست.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با دیگر نقطه اختلافی میان تهران و واشنگتن ازجمله رفع تحریمها و شرایط برآورده شدن چنین مطالبهای توسط ایالاتمتحده گفت: در ابتدا تاکید کنم که به نظر میرسد با افزایش فاصله میان مواضع ایران و امریکا، شاهد شکلگیری برخی تحرکات جدید ازجمله تبادلات آتش طی روزهای اخیر هستیم. اتفاقاتی که طی یکشنبه شب رخ داده را میتوان تا حدی ناشی از دور شدن مواضع و دشوارتر شدن روند دستیابی به توافق دانست. برداشت من این است که امریکا در حال آزمودن یک بازی جدید است؛ بدان معنا که تلاش میکند از طریق افزایش فشارها، ایران را به پذیرش توافقی نزدیکتر به خواستههای خود متقاعد کند. در شرایط فعلی نیز به نظر میرسد بخشی از این فشارها از طریق اسراییل اعمال میشود. به بیان دیگر، امریکا بدون آنکه مستقیما وارد میدان شود، از طریق نمایندگان و متحدان خود در منطقه این فشارها را دنبال میکند.
این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه خاطرنشان کرد: طبیعی است که ایران نیز در مقابل، از ظرفیتها و ابزارهای منطقهای خود استفاده کند تا این فشارها را خنثی سازد یا دستکم بخشی از آن را از خود دور کند. ایران در منطقه دارای اهرمها و متحدانی است و تلاش میکند اجازه ندهد فشارهای وارده به نتیجه موردنظر طرف مقابل منجر شود.
ساداتیان در رابطه با سناریوهای احتمالی ناشی از بروز شکل جدیدی از درگیریها گفت: به شخصه تصور نمیکنم ترامپ در شرایط فعلی تمایلی به گسترش دامنه درگیریها داشته باشد. دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد. به نظر میرسد او نمیخواهد بحران به مرحلهای برسد که کنترل آن دشوار شود یا منطقه وارد یک جنگ گستردهتر شود، ازهمینرو ارزیابی من این است که اگر این فشارها نیز نتواند نتیجه مطلوب را برای طرف امریکایی به همراه داشته باشد، احتمالا در مقطعی تلاش خواهند کرد مجددا شرایط را مدیریت و کنترل کنند، بنابراین در کوتاهمدت ممکن است چند روزی شاهد ادامه تنشها و درگیریهای محدود باشیم، اما در شرایط فعلی نشانهای از تمایل امریکا برای توسعه گسترده دامنه بحران دیده نمیشود.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با نشست فصلی شورای حکام و به رای گذاشتن احتمالی قطعنامه ضدایرانی توسط امریکا در این نشست گفت: اول اینکه شورای حکام به خودی خود قدرت اجرایی مستقلی برای اعمال اقدامات عملی علیه ایران ندارد. در واقع، تصمیمات این شورا بیش از آنکه جنبه اجرایی داشته باشد، دارای ابعاد سیاسی و تبلیغاتی است. اگر قرار باشد موضوع وارد مرحله اجرایی شود، شورای حکام باید پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع دهد تا در آنجا تصمیمات جدیدی اتخاذ شود، بنابراین باتوجه به شرایط کنونی، تصور میکنم روسیه و چین اجازه نخواهند داد چنین روندی بهراحتی به نتیجه برسد. به نظر من، در صورت ارجاع موضوع به شورای امنیت، این دو کشور از حق وتوی خود استفاده خواهند کرد. حتی در شرایط فعلی نیز روسیه و چین تلاشهای خود را در شورای حکام به کار گرفتهاند تا مانع شکلگیری اجماع کامل علیه ایران شوند. البته هنوز نتیجه نهایی کاملا روشن نیست، اما با توجه به ترکیب آرا، به نظر میرسد درنهایت نوعی قطعنامه در شورای حکام به تصویب برسد.
به گفته ساداتیان با این حال، احتمالا تلاش خواهد شد از شدت و تندی مفاد آن کاسته شود و بخشهایی که میتواند پیامدهای سنگینتری برای ایران داشته باشد، تعدیل شود تا تاثیرات جدی و فوری برجای نگذارد. به نظر میرسد روسیه و چین در این زمینه فعال هستند و ایران نیز تلاشهای دیپلماتیک خود را دنبال میکند. در کنار این موضوع، نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شخص مدیرکل آن نیز اهمیت دارد. آقای رافائل گروسی در سالهای گذشته مواضعی داشته که از نگاه بسیاری شفاف و یکدست نبوده است. او در مقاطعی اعلام کرده که هیچ شاهدی مبنی بر حرکت ایران به سمت تولید سلاح هستهای وجود ندارد و ایران به دنبال چنین هدفی نیست، اما در برخی مقاطع حساس نیز شاهد بودهایم که مواضع یا عملکرد آژانس به گونهای دیگر ابراز شده است. به همین دلیل باید منتظر ماند و دید که در شرایط فعلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مدیرکل آن چه رویکردی در پیش خواهند گرفت و تحولات نشست شورای حکام درنهایت به چه نتیجهای منتهی خواهد شد.