شناسهٔ خبر: 78480168 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: الف | لینک خبر

«ایثار در جبهه» و «رهاشدگی» در بازار و فرهنگ 

صاحب‌خبر -

تاریخ معاصر ما بار دیگر بر این حقیقت صحه گذاشت که بحران‌ها و فشارهای خارجی، علیرغم تمام ویرانگری‌ها و خسارات زیرساختی، پیوند میان ملت و حاکمیت را در لایه‌های عمیق اجتماعی بازسازی می‌کنند. جنگ و تهدید، اگرچه تلخ است، اما در بطن خود «فرصت همدلی»، «اتحاد ملی» و «حمایت همه‌جانبه» را متبلور کرد. مهم‌تر از همه، ایجاد فضایی آرام در سپهر سیاسی کشور بود که در آن، منافع ملی بر منازعات جناحی چیره شد. امروز، انگیزه و شور انقلابی که در رگ‌های رزمندگان و نیروهای مسلح ما جریان دارد، مستقیماً از چشمه ایستادگی و همراهی مردم نشاءت می‌گیرد. همین اقتدار است که باعث شده در برابر تهدیدات دشمن، بدون لکنت و با صلابتی روزافزون، قدرت بازدارندگی ایران به رخ جهانیان کشیده شود. اما در پشت این جبهه مستحکم، خلأهایی دیده می‌شود که بیم آن می‌رود بر این پایداری خدشه وارد کند.

شکاف میان عملکرد میدان و مدیریت ستاد

واقعیت غیرقابل‌انکار این است که رفتار بدنه اجرایی دولت و اداره‌کنندگان جامعه، به‌ویژه در دو عرصه حیاتی «اقتصاد» و «فرهنگ»، در مقام مقایسه با عملکرد ایثارگرانه رزمندگان، نمره قبولی دریافت نمی‌کند. در حالی که در خط مقدم، وجبی از خاک ،آب وآسمان کشورو ذره‌ای از عزت ملی مورد معامله قرار نمی‌گیرد، در پشت جبهه و در راهروهای تصمیم‌گیری اقتصادی،فرهنگی نوعی «عدم اولویت‌بندی» و «بی‌توجهی به ناهنجاری‌های ساختارمند» مشاهده می‌شود. 
رها بودگی قیمت‌ها و به تعبیری دقیق‌تر، «دلاریزه شدن معیشت» و افزایش لحظه‌ای بهای کالاهای اساسی، شکل گیری وایجاد ناهنجاریهای فرهنگت تعادل اجتماعی را برهم زده است. چگونه می‌توان پذیرفت که در اوج یک نبرد تمام‌عیار، عده‌ای در پناه امن این مرز و بوم، تیشه به ریشه اعتماد عمومی بزنند؟

اقتصاد و فرهنگ؛ عرصه‌هایی که بحران را باور نکرده‌اند

بازخوانی پیام‌ها و رهنمودهای قائد شهید و امام امت نشان می‌دهد که ایشان همواره بر حساسیت این دو حوزه تأکید داشتند. اما گویی در لایه‌هایی از بدنه مدیریتی، هنوز نه تنها احساس خطر و تهدید نشده، بلکه برخی آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر سوءاستفاده از شرایط بحرانی گام برمی‌دارند. 
در حالی که رزمنده ما در مرزها با کمترین تمنا، بیشترین جانفشانی را دارد، در بازار و عرصه‌های فرهنگی، شاهد رهاشدگی و گاهی ولنگاری ساختاری هستیم. پرسش اساسی مردم این است: «دولت کجای کار نظارت و کنترل است؟» 
اگر بپذیریم که در شرایط جنگی به سر می‌بریم، پس چرا آرایش اقتصادی کشور، آرایشی متناسب با نبرد نیست؟ در زمان بحران، هر کسی نباید اجازه داشته باشد «ساز خودش را بزند» و با احتکار، گران‌فروشی و بازی با روان جامعه، تسمه از گرده مردم بکشد و بر دل‌های صبور آنان زخم بزند.

ساختارهای ناکارآمد؛ پاشنه آشیل نظارت

آنچه مسلم است، ساختارهای نظارتی موجود دیگر پاسخگوی نیازهای لحظه‌ای و بحرانی جامعه نیستند. قوانین قدیمی، فرآیندهای طولانی رسیدگی و نبودِ قاطعیت در برخورد با «دانه درشت‌های اقتصادی»، باعث شده تا نظارت بر قیمت‌ها به یک شوخی تلخ تبدیل شود. دولت به عنوان متولی اصلی اداره جامعه، باید پاسخ دهد که چرا ابزارهای حاکمیتی‌اش در برابر نوسانات خودساخته بازار، کارایی لازم را ندارند؟ 
نمی‌توان از مردم انتظار داشت که در برابر تهدیدات خارجی سینه سپر کنند، اما در برابر ناهنجاری‌های ساختارمند داخلی، شاهد بی‌عملی مسئولان باشند. این تضاد، سمی مهلک برای سرمایه اجتماعی است.

مجلس و ضرورت بسیج همگانی قوا

اشارات اخیر رهبر معظم انقلاب امام  سید مجتبی خامنه ای مبنی بر فعال شدن مجلس در راستای نیازها و ضرورتهای واقعی مردم، گویای یک حقیقت بزرگ است: «زمان برای آزمون و خطا به پایان رسیده است». 
بسیج همه قوا تنها به معنای آمادگی نظامی نیست؛ بلکه به معنای آن است که مجلس با وضع قوانین انقلابی و نظارت سخت‌گیرانه، و قوه قضاییه با برخورد بی‌امان با مفسدان، و دولت با اجرای دقیق و عدالت‌محور برنامه‌ها، فضایی را ایجاد کنند که هیچ سوءاستفاده‌گری جرأت نکند در زمان عسرت ملت، کیسه بدوزد.
مجلس باید ریل‌گذاری اقتصادی را به سمت معیشت توده‌های مردم بازگرداند. نظارت بر قیمت‌ها نباید محدود به اقدامات تبلیغاتی و مانورهای مقطعی باشد؛ بلکه باید به صورت سیستمی، هوشمند و قاطع اعمال گردد.

بازگشت به اخلاق رزمندگی در مدیریت 

اگر می‌خواهیم اقتدار نظامی‌مان پایدار بماند، باید «عدالت اقتصادی» و «انضباط فرهنگی» را به پیوست جدایی‌ناپذیر آن تبدیل کنیم. نمی‌شود در جبهه با دشمن خارجی جنگید و در داخل، اجازه داد «اژدهای هفت‌سر فساد» و «بی‌نظمی در بازار»، امید مردم را ببلعد.

دولت و دستگاه‌های نظارتی باید بدانند که صبر مردم، نه از سر ناتوانی، بلکه از سرتدین ،تعهد، نجابت و عشق به وطن است. وظیفه کارگزاران درقالب حکمرانی اسلامی این است که با اصلاح ساختارهای پاسخگو، جلوی کسانی را که می‌خواهند از آب گل‌آلود بحران، ماهیِ منفعتِ شخصی بگیرند، سد کنند. 
وقت آن است که همان «روحیه جهادی» که در نیروهای مسلح تبلور یافته، به کالبد وزارتخانه‌ها و نهادهای نظارتی دمیده شود. ایرانِ مقتدر، نیازمند اقتصادی منضبط و مدیریتی پاسخگوست تا بتواند در برابر تندبادهای جهانی، همچنان استوار بماند.

 تهیه وتدوین :دفتر بررسیهای راهبردی وحکمرانی اسلامی «امین»