همزمان با تشدید تنشها و ورود جنگ ۴۰ روزه به فاز زیرساختی، رفتار مالی مردم نیز دستخوش تغییر شد. شاید افزایش ناگهانی خریدهای مصرفی در این مرحله قابل پیشبینی بود، اما دادههای اپلیکیشن میلی نشان از کاهش فروش در بخش خرید و فروش آنلاین طلا در آن مقطع دارد.
آراد پورکار، تحلیلگر بازارهای مالی، در گفتوگو با «شرق» به بررسی ریشههای این رفتار اقتصادی، نقش نگرانیهای معیشتی، وضعیت نقدینگی و جایگاه پلتفرمهای خرید و فروش آنلاین طلا در شرایط بحرانی پرداخت.
دادههای اپلیکیشن میلی نشان میدهد بیشترین خرید مردم از این پلتفرم خرید و فروش آنلاین طلا در روز نوزدهم اسفند و همزمان با ورود جنگ به فاز زیرساختی ثبت شده است. در آن روز میزان خرید مردم تقریباً سه برابر فروش طلا بوده است. به نظر شما دلیل این رفتار چیست؟
این رفتار را باید در چارچوب «واکنش احتیاطی جامعه» تحلیل کرد. زمانی که مردم با نااطمینانی، نگرانی از کمبود کالا یا اختلال در زیرساختها مواجه میشوند، طبیعی است که به سمت تأمین نیازهای ضروری و حفظ امنیت روانی و معیشتی حرکت کنند.
در چنین شرایطی، مردم ترجیح میدهند کالاها و نیازهای روزمره خود را تأمین کنند تا اینکه صرفاً روی سرمایهگذاری متمرکز باشند. به همین دلیل، افزایش خرید در آن مقطع را میتوان نوعی رفتار محافظهکارانه و واکنش به نگرانیهای ناشی از بحران دانست.
پیش از آغاز جنگ، هشدارهای زیادی درباره نقد کردن داراییها، فروش طلا و تبدیل سرمایه به پول نقد مطرح میشد. اما مطالعات آماری نشان میدهد کمتر از ۲۰ درصد مردم طلاهای خود را تبدیل به پول نقد کردهاند. آیا این موضوع نشان میدهد جامعه از واکنشهای هیجانی فاصله گرفته و رفتار مالی مدیریتشدهتری پیدا کرده است؟
برای تحلیل این موضوع باید نگاه کلانتری داشت. واقعیت این است که بخشی از جامعه، احتمال وقوع چنین تنشهایی را از قبل پیشبینی میکرد و به همین دلیل نمیتوان صرفاً رفتار یک روز خاص را ملاک قرار داد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه و اتفاقاتی که رخ داد، اختلال در شبکه بانکی، محدودیتهای نقدینگی و نگرانی از بسته شدن بازارها باعث شد نگاه مردم بیشتر به سمت حفظ دسترسی به منابع نقدی برود.
بسیاری از افراد تجربه مشکلات بانکی یا محدودیت در جابهجایی پول را داشتند و همین موضوع بر رفتار مالی آنها اثر گذاشت.
از سوی دیگر، همزمان در بازارهای جهانی شاهد فشار فروش روی طلا بودیم؛ بهویژه از سوی برخی کشورها و بانکهای مرکزی که برای کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی اقدام به مدیریت ذخایر و بازارها میکنند.
این عوامل باعث شد برخی سرمایهگذاران منتظر اصلاح قیمتها بمانند.
اما در داخل کشور، مهمترین عامل، نیاز به نقدینگی بود. حتی بعد از بازگشایی صندوقهای سرمایهگذاری، شاهد فروش حدود ۱۵ درصدی برخی داراییها بودیم؛ نه لزوماً از روی ترس، بلکه بیشتر برای اینکه افراد احساس کنند سرمایههایشان در صورت تشدید بحران قفل نخواهد شد و امکان دسترسی به پول نقد را دارند.
به نظر شما جنگ، جایگاه پلتفرمهای دیجیتال و خرید و فروش آنلاین طلا را تقویت کرد یا برعکس باعث تضعیف اعتماد مردم شد؟
درباره پلتفرمهای خرید و فروش آنلاین طلا هنوز نیاز به بررسی دقیقتر دادهها وجود دارد، اما آنچه در فضای عمومی و میان فعالان بازار دیده میشد این است که نگرانیهایی نسبت به تحویل فیزیکی طلا ایجاد شده بود.
با این حال، تصور نمیکنم سهم بازار این پلتفرمها کاهش جدی یافته باشد؛ حتی احتمال دارد در بلندمدت استفاده از آنها بیشتر هم بشود، چون مردم بهتدریج به ابزارهای دیجیتال عادت میکنند و مزیتهای آن را میبینند.
آماری هم که در خلال گفتوگو به آن اشاره کردید، نشان میدهد مردم به مزیتهای پلتفرمهای طلا توجه داشتهاند.
اعتماد در اقتصاد دیجیتال چگونه تقویت میشود؟ بهویژه در بازاری مانند خرید و فروش آنلاین طلا که همچنان حساسیت زیادی روی آن وجود دارد.
واقعیت این است که نگاه سرمایهگذاری در ایران هنوز تا حد زیادی سنتی است. مردم عموماً تمایل دارند دارایی خود را به شکل فیزیکی ببینند و لمس کنند. این ذهنیت ریشهدار است و فقط محدود به بازار طلا یا پلتفرمهای آنلاین نمیشود.
حتی در بازار سرمایه هم نمونههای مشابهی وجود دارد؛ ممکن است یک شرکت بورسی داراییهای بزرگی داشته باشد، اما چون آن دارایی برای مردم ملموس نیست، ارزشگذاری بازار روی آن با واقعیت فاصله دارد.
در مقابل، داراییهایی مانند ملک، خودرو یا طلای فیزیکی همچنان حس امنیت بیشتری ایجاد میکنند.
در نتیجه، اعتماد در اقتصاد دیجیتال بهمرور و از مسیر شفافیت شکل میگیرد؛ یعنی عملکرد پایدار، امکان تحویل، پاسخگویی در شرایط بحران و تجربه موفق کاربران است که میتواند این نگرانیها را کاهش دهد و اعتماد عمومی را تقویت کند.