سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «تقلای اراده در عصر لذتگرایی؛ بازتعریف مفهوم اراده و معرفی مهارتهای تحقق آن» از تازههای نشر نایش است که بهتازگی با همکاری انتشارات کرگدن روانه بازار نشر شده است. محمدعلی صفرپور، احسان اژدری و زهرا پذیرایی در این کتاب بر این باورند که هرگاه مفهومی در برابر شفافیت مقاومت میکند و با سماجت از فهمیده شدن طفره میرود، بازآفرینی آن ضرورت مییابد. مولفان میکوشند در این اثر، فهمی روشن از اراده بهدست دهند و در دورانی که میتوان آن را «عصر لذتگرایی» نامید، این مفهوم را سازگار با اولویتهای افراد تعریف کنند. از آنجاکه شناخت اراده و تقویت آن، جدیت و تمرکز لازم برای رسیدن به اهداف را ایجاد میکند، اما برای رسیدن به مقصد کافی نیست، انسانها برای دستیابی به اهداف، افزون بر شناخت، به ابزارها یا مهارتهایی نیاز دارند که آنها را در سطح عمل و رفتار همراهی کنند. راهکارها و مهارتهایی همچون «عادتهای سازنده»، «خویشتنداری»، «تلاشگری»، و «تابآوری» در این مسیر به کمک ما میآید. صفرپور، اژدری و پذیرایی در این کتاب، مهارتهای یادشده و سازوکار عادتها را با رویکردی معطوف به توانمندسازی افراد بررسی میکنند. آنچه از نظر میگذرد، ماحصل گفتوگوی ایبنا با احسان اژدری است. «مدیریت تعارض؛ مهارتی گمشده در روابط بین انسانها»، «آگاهانه زیستن با ارزشها» و «شرمآگاهی، آغاز مسئولیت» از دیگر آثار این گروه از نویسندگان است.
نویسندگان در این مجموعه کوشیدهاند ضمن تولید آثار متناسب با نیازمندیهای روز جامعه، مفاهیم مبهم اما مهم و تأثیرگذار را با استفاده از مدلهای توصیفی علمی بازتعریف کرده، بهگونهای ساده و کاربردی در اختیار مخاطبان غیرمتخصص قرار دهند. در این مسیر، تکیهی نویسندگان بر پژوهشهای علمی، نیز سالها تجربهی آموزشی و پرورشی در زمینههای فلسفهاندیشی، تفکرنقادانه و توسعهی مهارتهای زندگی بوده است. مدلهایی که در این کتابها برای توصیف یا بازتعریف مفاهیم استفاده شده، تماماً در کارگروه نویسندگان تدوین شده و در مورد هر یک بحث و تبادلنظرهای بسیاری صورت گرفته است.

احسان اژدری
چرا کتاب را با داستان تصرف شهر نفودناپذیر تروآ شروع کردهاید؟
اسطورههای ملل مختلف، از جمله یونان مهد فلسفه، برای من همیشه جذاب بوده است؛ در میانِ این داستانهای اسطورهای، بسیاری از چالشهای اساسی انسان با زبانی هنرمندانه بیان شدهاند و پاسخهای جالبی هم دریافت کردهاند. تصرف تروآ توسط اُدیسه و مصائب او در بازگشت به خانه، یکی از جذابترین اسطورههای دنیای کهن است که داستانهای زیادی در دل آن جریان دارد. ماجرایی که ما با خوانش خودمان از این اسطوره در کتاب استفاده کردیم، توقف سربازان اُدیسه در جزیرهی پرنعمت لوتوفاگهاست؛ در این توقف، سربازانی منضبط و بااراده، که تروآ را فتح کرده بودند، به انسانهایی بیاراده و راحتطلب تبدیل شدند؛ این نقطهی شروع داستان ماست برای اشاره به اینکه افراد به اقتضای شرایط محیطی ممکن است رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهند و اراده هم به همین ترتیب یک تعامل شرایطی با محیط پیرامون است.
چرا پس از قرنها فلسفهورزی و پیشرفت علم و فنون، مسئله اراده همچنان پیچیده و مبهم است؟
هدفِ فلسفه پرداختن به مسائل اساسی انسان است. اما گاهی نظریهپردازی فیلسوفان و اندیشمندان در این حوزه چنان پیچیده میشود که از فهم مخاطبان عادی فاصله میگیرد و آنان را با این نظریهها و مفاهیم بیگانه میکند. گاهی پیدا کردن ارتباطی مستقیم میان این پیچیدگیها با نیازمندیهای افراد عادی دشوار میشود. هدف ما کاستن از این پیچیدگی، و ملموس و عینی کردن مفهوم «اراده» برای استفاده در زندگی روزمره است.

آیا سخنی که از داستایوفسکی نقل کردید: «اراده با منافع [امیال] طبیعی تضاد دارد» همان پاسخ به مسئله اراده در طول قرون نیست؟
فکر میکنم در طول قرون این موضوع ساده پذیرفته نشده و اتفاقاً همین مشکلساز است. «با اراده بودن» همواره فضیلتی ضروری برای انسان شناخته شده و در مقابلِ میل طبیعی او برای کسب لذتهای آنی و زودگذر قرار گرفته؛ میلی که به رسمیت شناخته نشده و سرکوب گردیده است. و کار «اراده» از همینجا خراب میشود.
آیا کاربست مفهوم اراده در مضامین و موقعیتهای گوناگون باعث عدموجود تعریفی واحد برای آن شده است؟
به این صورت خیر؛ «اراده» در تعامل با محیط و بر اساس نیازهای افراد شکل میگیرد و آنها را به حرکت در میآورد. عامل تأثیرگذار دیگر، هدفگزینی مناسب و توان رؤیاپردازی برای تجسم پاداش رسیدن به هدف است که انگیزهی اصلی افراد را میسازد. در تعریف «اراده» این مؤلفهها را باید جدی گرفت وگرنه در ارائهی تعریف به بیراهه میرویم و تعاریف متعدد انتزاعی از اینجا سر بر میآورند.
در نظر گرفتن اراده بهصورت مفهومی انتزاعی و فضیلتگونه، آن را از جنبهی کارکردی خود دور کرده و باری اخلاقی و ارزشی به آن داده است؛ درحالیکه ضرورتی نداشته به این صورت به موضوع نگاه کنیم.
در کتاب چگونه کوشیدهاید میان تعاریف پیچیده فلسفی از اراده، همچنین تعاریف شعارزده و سطحی، به حدوسط برسید؟
بهتر است اینطور بگویم که ما سعی کردهایم اراده را از امری انتزاعی و مبهم به امری کاربردی تبدیل کنیم و به توصیفی ملموس و قابلدرک از آن برسیم. این روند با تعاریف شعاری که برای موفقیت افراد، احساسات آنها را تحریک میکنند و شور و هیجان ایجاد مینمایند فرق دارد. در واقع سعیمان بازتعریف این مفهوم و زمینی کردن آن است بدون آنکه در دام شعارهای انگیزشیِ بیش از حد سادهسازیشده بیفتیم.
در راستای تحقق اراده، راهکارهای رفتاری تا چه اندازه مکمل روشهای شناختی است؟
اراده و انگیزش مفهومی ذهنی است که به خودیِ خود نمیتواند ما را به مقصود برساند. اراده در ذهن و در سطح شناخت شکل میگیرد و برای به تحقق درآمدن، در عمل، نیاز به اقدامات عملی و مهارتهای رفتاری دارد. بدون این مهارتها موفق نمیشویم ارادهمان را محقق کنیم.
جایگاه مفاهیمی چون خویشتنداری، تلاشگری یا تابآوری در تحقق اراده کجاست؟
خویشتنداری، تلاشگری و تابآوری دقیقاً همان مهارتها یا ابزارهایی هستند که در سؤال قبل به آنها اشاره شد. برای اینکه بتوانیم ارادهمان برای دستیابی به یک هدف بلندمدت و دورازدسترس را محقق کنیم، باید بتوانیم در مقابل لذتهای آنی و محرکها خویشتنداری کنیم، باید برای دستیابی به هدف تلاشگری به خرج دهیم، و در نهایت باید بتوانیم در مقابل سختیهای مسیر تابآوری داشته باشیم و مسیر را نیمهکاره رها نکنیم.
بهرهبردن از عادتهای سازنده عامل کمکی دیگری است که به کمک تحقق اراده میآید؛ عادتها مسیری میانبر برای اهداف ایجاد میکنند و همینطور فشار ناشی از خویشتنداری، تلاشگری و تابآوری را کاهش میدهند.
اشاره کردهاید که مفهوم «تلاشگری خودانگیخته» برای نخستینبار است که پیشنهاد میشود. این مفهوم به چه معناست و در تقویت اراده چه فایدهای دارد؟
«تلاشگری خودانگیخته» گونهای از تلاشگری است که اولاً هدفدار است، دوماً انجام آن وابسته به اجبار بیرونی نیست و از درون میجوشد و در نتیجه انجام آن برایمان دشوار نیست. در واقع، تلاشگری خودجوش مهارتی قابل پرورش است که به عادت ما تبدیل میشود؛ عادتی که با نوعی لذت رسیدن به پاداش در ذهن تداعی میشود و از اینرو انجام آن نهتنها دشوار نیست، بلکه لذتبخش یا بهتر بگویم رضایتبخش است. این سازوکار برگرفته از روشهای تقویت رفتار است که رفتارگرایانی مثل اسکینر معرفی کردهاند.
کدام «عادتهای سازنده» سبب تقویت اراده میشوند؟
داستان بر سر چند عادت مشخص نیست؛ داستان بهره بردن از سازوکار عادتها برای پرورش و تثبیت رفتارهای مفیدی است که ما را به اهدافمان نزدیکتر میکند؛ و فراتر از فایدهی مستقیم این عادتها، بهصورت کلی عادتمندی، انضباط و دیسیپلین را به زندگی ما وارد و احتمال موفقیتمان را بیشتر میکند.
نکتهی مهمی که در فهم نقش عادتها باید به آن توجه کنیم این است که استفاده از اراده و مهارتهای تحقق آن برای رسیدن به اهداف، مثل استفاده از عضلههای بدن محدودیت دارد و ما را دچار خستگی میکند. این روند در یک فرایند تصمیمگیری و برنامهریزی آگاهانه انجام میشود و انرژی زیادی از ما میگیرد. اگر بخواهیم برای هر هدف بزرگ یا کوچکی اینقدر انرژی صرف کنیم، از انجام بسیاری از کارهای عادی روزمره هم باز میمانیم.
عادتهایی که برای خود میسازیم بخش مهمی از زندگی روزمرهی ما را تشکیل میدهند و دستاوردهای ما تا حد زیادی مرهون عادتهای ماست. روتینهایی مثل ورزش مداوم، مسواکزدن، رعایت غذایی، مطالعهکردن و ... که سلامتی و موفقیت ما را در درازمدت تضمین میکنند از این دسته عادتها هستند؛ برای مثال، اگر هر روز برای ورزش کردن بخواهیم نیروی اراده را بهکار بگیریم و با مشقت تلاش کنیم، مدت زیادی در انجام آن دوام نخواهیم آورد؛ مگر آنکه تبدیل به عادتمان شود.