سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: در مقطعی از زمان، اکثر ما با رمانهایی مواجه شدهایم که «کلاسیک» تلقی میشوند؛ آن آثار ماندگار و بیزمانی که در طول اعصار به دست ما رسیدهاند و همچنان با خوانندگان نسلهای مختلف ارتباط برقرار میکنند. آنها نه تنها ادبیات ما، بلکه آنچه هستیم و نحوه دیدن جهان را شکل دادهاند. ریشههای سنت کلاسیک تا یونان باستان بازمیگردد و اشعار حماسی هومر، «ایلیاد» و «ادیسه»، و به طور کلی اسطورههای یونان باستان، رمانهای کلاسیک خاصی را تعریف کردهاند.
در طول قرنها، نویسندگان بیشماری از اسطورهشناسی یونان باستان الهام گرفتهاند تا آثار پیشرو خود را خلق کنند. اسطورههای دوازده خدای المپ و چهرههای دیگری مانند اودیسه، هرکول، پرومتئوس و اروس، تخیل نویسندگان کلاسیک و مدرن، از جیمز جویس تا اسکار وایلد بحثبرانگیز را برانگیخته است. در اینجا چند رمان کلاسیک ریشهدار در اسطورههای یونان باستان آمده است که هر کسی باید حداقل یک بار در طول عمر خود بخواند.
بنابراین، این پنج رمان کلاسیک الهامگرفته از اسطورههای یونان کدامند؟
۱. اولیس (Ulysses)، اثر جیمز جویس
جیمز جویس شیفته حماسههای هومر بود و شخصیت «اودیسه» را یکی از پیچیدهترین قهرمانهای ادبی میدانست. رمان او یعنی اولیس (۱۹۲۲)، در واقع بازسازی مدرن سفر ده ساله اودیسه برای بازگشت به خانه است، اما با این تفاوت که تمام این حماسه در یک روز در خیابانهای دوبلین میگذرد! هر فصل کتاب به بخشهای اصلی سفر اودیسه ارجاع دارد. قهرمان جویس، «لئوپولد بلوم»، نسخه مدرن اودیسه است و همسرش، «مالی»، یادآور پنلوپه. جویس با ترکیب سیاست، ملیگرایی ایرلندی و اسطورههای باستان، اثری خلق کرده که همزمان عمیقاً شخصی و بهشدت جهانی است.
۲. فرانکنشتاین (Frankenstein)، اثر مری شلی
عنوان کامل شاهکار مری شلی، «فرانکنشتاین؛ یا پرومتئوس مدرن» (۱۸۱۸)، کلید رمزگشایی کتاب است. شلی مستقیماً از اسطوره پرومتئوس الهام گرفته؛ همان قهرمانی که با دزدیدن آتش، خدایان را به چالش کشید. «ویکتور فرانکنشتاین» هم درست مثل او، با خلق حیات از هیچ، مرزهای طبیعت را میشکند. اما این پیروزی به قیمت عذابی ابدی تمام میشود؛ درست همانطور که پرومتئوس در اسطورهها به خاطر گناهش محکوم به شکنجه شد، ویکتور هم در چرخهای از گناه و تعقیب توسط مخلوق خودش گرفتار میشود. این تقابل میان اسطوره باستان و تراژدی مدرن، فرانکنشتاین را به یکی از تکاندهندهترین آثار ادبیات جهان تبدیل کرده است.
۳. تصویر دوریان گری (The Picture of Dorian Gray)، اثر اسکار وایلد
داستان دوریان گری، ماجرای مرد جوانی است که روحش را با جوانی ابدی معامله میکند؛ جوانی که پرترهاش به جای او پیر و فاسد میشود. وایلد در این رمان، نگاهی نو به اسطوره «نارسیس» داشته؛ نارسیسی که مسحور زیبایی خود شد و در نهایت در آن غرق شد. دوریان در عصر ویکتوریا به همان نارسیس تبدیل میشود که وسواسش به چهره و پرتره، او را به سقوطی تراژیک میکشاند. اسطوره نارسیس که در رگ و پیِ این داستان جریان دارد، امروز هم بیش از هر زمان دیگری هشداردهنده و خواندنی است.
۴. زندگینامه سرخ (Autobiography of Red)، اثر آن کارسون
آن کارسون در این رمان منظوم (۱۹۹۸)، اسطوره هرکول و نبرد او با غول سهبدنه «گریون» را به شکلی متفاوت بازخوانی کرده است. او گریون را نه به عنوان یک هیولا، بلکه به شکل پسری حساس به تصویر میکشد که با آزار خانواده و درگیریهای عاشقانه دستوپنج نرم میکند. کارسون با این نگاهِ تازه، اسطورهای کهن را به روایتی مدرن، انتقادی و عمیق تبدیل کرده که با خوانندگان امروزی پیوند عجیبی برقرار میکند.
۵. تا زمانی که چهرهها داشته باشیم (Till We Have Faces)، اثر سی. اس. لوئیس
نویسنده «نارنیا» در این رمان (۱۹۵۶)، اسطوره «کوپید و سایکی» را از زاویهای غیرمنتظره روایت میکند. در اسطورههای کلاسیک، همیشه خواهران سایکی شخصیتهای حسود و خبیثی هستند، اما لوئیس داستان را از نگاه خواهر او یعنی «اوروال» روایت میکند. اوروال در این کتاب خدایان را به چالش میکشد تا معنای تازهای به این قصه کهن ببخشد. لوئیس به ما نشان میدهد که چطور تغییر زاویهدید، میتواند یک اسطوره تکراری را به حقیقتی کاملاً جدید و شنیدنی تبدیل کند.
منبع: Greekreporter, May 16, 2026