شناسهٔ خبر: 78478865 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

تولد شهرهای ضدگرما با مهندسی باد و جابه‌جایی پایتخت‌ها

رویکردهای نوین معماری از واکنش به گرما به سمت پیش‌بینی و مدیریت حرارتی حرکت کرده‌اند. بسیاری از شهرها در حال ایجاد و توسعه شهرک‌های هوشمند و شهرهای جنگلی هستند که با بهره‌گیری از مکانیسم‌های طبیعی همچون خنک‌کنندگی تبخیری و مدیریت حرارتی، تاب‌آوری بیشتری دارند.

صاحب‌خبر -

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در دهه‌های اخیر، پدیده جزایر حرارتی شهری چالش‌های بی‌سابقه‌ای را پیش‌ِروی مدل‌های سنتی شهرسازی قرار داده است. کلان‌شهرهای مدرن که بر پایه تراکم بالا و سطوح بتنی گسترده بنا شده‌اند، با دمای محیطی بسیار بالاتر از مناطق حومه‌ای و پدیده‌های جوی بی‌ثبات، دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این بحران، فقط یک چالش محیط‌زیستی نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بازنگری در نحوه‌ طراحی، مکان‌یابی و مدیریت فضاهای مسکونی و تجاری است.

امروزه رویکردهای نوین معماری از «واکنش به گرما» به سمت «پیش‌بینی و مدیریت حرارتی» حرکت کرده‌اند. جهان در حال تجربه یک گذار بزرگ است؛ از جابه‌جایی‌های عظیم پایتخت‌ها برای فرار از نشست زمین و گرمای مفرط، تا طراحی شهرک‌های هوشمند و شهرهای جنگلی که با بهره‌گیری از مکانیسم‌های طبیعی همچون خنک‌کنندگی تبخیری و مدیریت حرارتی، در پی ایجاد ریزاقلیم‌های پایدار هستند.

تولد شهرهای ضدگرما با مهندسی باد و جابه‌جایی پایتخت‌ها

واکنش به بحران گرمای شهری فراتر از یک انتخاب ساده برای جابه‌جایی مکانی است و به دو جریان اصلی و متقابل تقسیم شده است که هر یک فلسفه متفاوتی را برای مقابله با دمای رو به افزایش دنبال می‌کنند. در جریان نخست، ما با ظهور مدل‌های توسعه‌ای روبه‌رو هستیم که بر پایه «طبیعت‌گرایی مهندسی‌شده» بنا شده‌اند. در این رویکرد، هدف اصلی فرار از تراکم مرکز شهر نیست، بلکه تمرکز بر بازطراحی ماهیت فیزیکی فضاهاست تا از طریق مهندسی اکولوژیک، دمای محیطی مستمر از سطوح گرم مرکز شهر پایین‌تر نگه داشته شود.

این مدل که در شهرهایی همچون کپنهاگ با استراتژی‌های پیشروی «شهر سبز» تجلی یافته است، از ترکیب هوشمندانه پوشش‌های گیاهی متراکم، استفاده گسترده از سقف‌های سبز و طراحی مسیرهای هدایت باد برای ایجاد ریزاقلیم‌های خنک استفاده می‌کند. در این شهرک‌های مدرن، گیاهان نه‌تنها عنصر زیبایی هستند، بلکه به‌عنوان ابزارهای فعال مدیریت حرارتی عمل می‌کنند که با ایجاد سایه‌های مداوم و فرایند تبخیر، از تجمع انرژی در بدنه شهر جلوگیری می‌کنند و جریان‌های هوای طبیعی را در میان بافت شهری هدایت می‌کنند.

در مقابل، جریان دوم به یک استراتژی کلان و ساختاری‌تر متمایل می‌شود که با هدف مستقیم فرار از پدیده جزایر حرارتی طراحی شده است. در حالی که مدل نخست سعی در اصلاح بافت موجود دارد، رویکرد دوم به دنبال تغییر است؛ یعنی انتقال تمرکز جمعیت و قدرت از کلان‌شهرهای متراکم و طاقت‌فرسا به سمت شهرهای جدیدی که در مناطق استراتژیک، با ارتفاع بالاتر یا در دل اکوسیستم‌های خنک‌تر بنا شده‌اند. این جابه‌جایی‌های بزرگ‌مقیاس که در بعضی کشورها به‌صورت پروژه‌های عظیم ساخت پایتخت‌های جدید نمود پیدا کرده است، تلاشی برای یافتن پناهگاهی در اقلیم‌های معتدل‌تر است.

این استراتژی بر این اصل استوار است که بهترین راه برای مقابله با گرمای مفرط و آسیب‌پذیری‌های شهری، تغییر پارادایم از سکونت در دشت‌های گرم و متراکم به سمت مناطق با پتانسیل خنک‌کنندگی طبیعی همچون مناطق مرتفع یا مناطق با اکوسیستم‌های جنگلی وسیع است. این دو جریان مکمل هم هستند؛ یکی با بازطراحی هوشمندانه محیط‌های موجود و دیگری با بازآفرینی جغرافیای سکونت، در پی ایجاد آینده‌ای تاب‌آور در برابر تغییرات اقلیمی هستند.

تولد شهرهای ضدگرما با مهندسی باد و جابه‌جایی پایتخت‌ها

مدل‌های اسکاندیناوی: مهندسی ریزاقلیم از طریق طراحی بیوفیلیک و زیرساخت‌های سبز

در کشورهای اسکاندیناوی به‌ویژه در دانمارک و سوئد، توسعه حومه‌شهری از یک الگوی پراکنده و متراکم به سمت مدل‌های پیشرفته‌ای حرکت کرده است که با عنوان استراتژی «شهر سبز» شناخته می‌شود. در شهرهایی همچون کپنهاگ، این رویکرد فراتر از یک طرح شهری، یک سیستم مدیریت حرارتی و هیدرولوژیک پیچیده است که با هدف مقابله با پدیده‌های اقلیمی و ایجاد پایداری زیست‌محیطی طراحی شده است.

در این شهرک‌ها، استفاده از پوشش‌های گیاهی متراکم فقط برای زیبایی نیست، بلکه به‌عنوان یک ابزار مهندسی برای کاهش دمای محیطی به کار می‌رود. گیاهان در این مدل با استفاده از فرایند تعرق، رطوبت را در هوا پخش می‌کنند و از طریق تبخیر، دمای محیط را به‌طور محسوس کاهش می‌دهند. علاوه بر این، استفاده گسترده از سقف‌ها و دیوارهای سبز با لایه‌های متعددی از بستر رشد و گیاهان، به‌عنوان یک لایه عایق حرارتی عمل می‌کند و از انتقال مستقیم انرژی خورشیدی به بدنه ساختمان‌ها جلوگیری می‌کند. این سقف‌ها همچنین با جذب آب باران، از فشار بر سیستم‌های فاضلاب جلوگیری می‌کنند و از طریق مدیریت رطوبت، از ایجاد اثر جزیره حرارتی در سطح زمین جلوگیری می‌کنند.

یکی از جنبه‌های فنی و کلیدی در طراحی این حومه‌های مدرن، مدیریت «هیدرودینامیک باد» است. معماران و برنامه‌ریزان شهری در اسکاندیناوی، با استفاده از تحلیل‌های پیشرفته جریان هوا، جهت‌گیری ساختمان‌ها و شکاف‌های بین‌بنایی را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنند که «کریدورهای باد» ایجاد شود. این کریدورها به‌طور هوشمندانه جریان‌های باد طبیعی را از مناطق خنک‌تر به درون بافت‌های شهری هدایت می‌کنند تا از طریق تهویه طبیعی، هوای گرم را از میان فضاهای عمومی خارج کنند. این ترکیب از پوشش گیاهی، مدیریت سطح آب و هدایت جریان‌های هوایی، منجر به خلق ریزاقلیم‌های خنک می‌شود که از طریق بازآفرینی سرویس‌های اکوسیستمی، دمای محیطی را در تمام فصول سال در سطحی بهینه‌تر و پایدارتر نگه می‌دارد.

تولد شهرهای ضدگرما با مهندسی باد و جابه‌جایی پایتخت‌ها

استراتژی‌های امارات: مدیریت حرارتی متمرکز و معماری سایه‌محور در اقلیم‌های استوایی

در امارات متحده عربی به‌ویژه در کلان‌شهرهای دبی و ابوظبی، مقابله با گرمای شدید و رطوبت بالای محیطی، به جای اتکا به سیستم‌های تهویه مطبوع منفرد و پراکنده، به سمت مدل‌های مهندسی‌شده و متمرکز سوق یافته است. یکی از ستون‌های اصلی این رویکرد، به‌کارگیری سیستم‌های «سرمایش مناطق وسیع» است. برخلاف کولرهای سنتی که هر واحد مصرف‌کننده انرژی جداگانه دارد، این سیستم‌ها از طریق واحدهای تولید مرکزی و شبکه لوله‌کشی عظیم، آب سرد را به بلوک‌های شهری منتقل می‌کنند. این فرایند نه‌تنها بازدهی انرژی را به‌شدت افزایش می‌دهد، بلکه با کاهش حجم بالای دفع گرمای خروجی از سیستم‌های تهویه خرد، از تشدید پدیده جزیره حرارتی در سطح خیابان‌ها جلوگیری می‌کند.

علاوه بر این، برنامه‌ریزی‌های شهری جدید در مناطق ساحلی و توسعه‌یافته امارات، بر «طراحی سایه‌انداز استراتژیک» و مدیریت هوشمند رطوبت تمرکز دارند. معماران با استفاده از هندسه‌های پیچیده در نمای ساختمان‌ها و ایجاد فضاهای عمومی تحت پوشش، از تابش مستقیم پرتوهای خورشیدی بر سطوح پیاده‌رو جلوگیری می‌کنند، همچنین با ترکیب این طراحی‌ها با استفاده از سیستم‌های پاشش ریز و مدیریت جریان‌های هوای نمناک، تلاش می‌شود تا از طریق فرایند «خنک‌کنندگی تبخیری»، دمای محیطی در فضاهای باز به شکلی کنترل‌شده کاهش پیدا کند و پناهگاهی خنک‌تر برای شهروندان در برابر گرمای طاقت‌فرسای محیط ایجاد شود.

تولد شهرهای ضدگرما با مهندسی باد و جابه‌جایی پایتخت‌ها

پارادایم جدید چین: جابه‌جایی استراتژیک و بهره‌گیری از اکوسیستم‌های مرتفع

چین با تجربه‌ای متفاوت در حال بازتعریف جغرافیای سکونت خود است. با توجه به بحران پدیده جزیره حرارتی شهری در کلان‌شهرهای متراکمی همچون شانگهای، دولت چین به سمت توسعه شهرک‌های جدید و مراکز جایگزین در مناطق با ویژگی‌های اقلیمی مطلوب حرکت کرده است. این استراتژی شامل جابه‌جایی از مراکز صنعتی سنگین و متراکم به سمت مناطق مرتفع‌تر یا نواحی با اکوسیستم‌های طبیعی دست‌نخورده است تا از تجمع ناشی از فعالیت‌های انسانی و گرمای ذخیره‌شده در بتن جلوگیری شود.

در این پروژه‌های شهرسازی نوین، طراحی‌ها به‌شدت تحت تأثیر «هیدرودینامیک بادهای کوهستانی» قرار دارند. برنامه‌ریزان شهری با استفاده از مدل‌سازی‌های اقلیمی، چیدمان ساختمان‌ها را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنند که جریان‌های هوای خنک و مرتفع، مداوم درون بافت‌های شهری هدایت شود. این کار با ایجاد کریدورهای سبز و توسعه پهنه‌های وسیع گیاهی، با فرایند تبخیر و انتقال حرارت، دمای کل منطقه را تعدیل می‌کند. چین با ترکیب «جابه‌جایی مکانی» و «مهندسی جریان هوا»، در پی ایجاد شهرهایی است که برخلاف کلان‌شهرهای سنتی، پویایی حرارتی خود را از طریق تعامل مستقیم با طبیعت تامین کنند.

تولد شهرهای ضدگرما با مهندسی باد و جابه‌جایی پایتخت‌ها

اندونزی: از بحران جاکارتا به پایداری نوئوسانتارا

اندونزی در حال اجرای یکی از عظیم‌ترین پروژه‌های جابه‌جایی پایتخت در تاریخ مدرن است. این طرح، انتقال مرکز سیاسی و اداری از کلان‌شهر متلاطم جاکارتا به شهر جدید و برنامه‌ریزی‌شده‌ای به نام نوئوسانتارا (Nusantara) در جزیره بورنئو است. به‌دلیل تراکم بیش از حد ساختمان‌ها و نبود فضای سبز، جاکارتا با افزایش دمای شدید روبه‌روست که مدیریت دمای شهری را در آن به‌شدت دشوار کرده است.

پروژه ساخت نوئوسانتارا که پس از تصویری قانونی در سال ۲۰۱۹ و آغاز عملیات اجرایی آن در سال ۲۰۲۲ شدت گرفت، با رویکرد شهرهای جنگلی که نسبت به مدل‌های سنتی متفاوت است، طراحی شده است. برخلاف مدل توسعه متراکم جاکارتا، نوئوسانتارا بر پایه حفظ اکوسیستم بنا شده است. هدف این است که ۸۰ درصد از مساحت کل شهر توسط ساخت‌وساز اشغال شود و ۲۰ درصد از آن به‌عنوان فضای سبز و جنگل‌های طبیعی حفظ شود. این استراتژی به‌طور مستقیم از ایجاد جزیره حرارتی جلوگیری می‌کند.

پوشش گیاهی استراتژیک، استفاده از درختان بومی و ایجاد کریدورهای سبز برای هدایت باد و ایجاد جریان‌های هوای طبیعی در میان ساختمان‌ها، استفاده از شبکه‌های هوشمند برای مدیریت مصرف انرژی و کنترل دمای شهری با استفاده از داده‌های لحظه‌ای جهت بهینه‌سازی سیستم‌های خنک‌کننده از جمله اقداماتی است که دولت اندونزی در پایتخت جدید به کار گرفته است. انتقال از جاکارتا به نوئوسانتارا، فقط یک جابه‌جایی اداری نیست، بلکه یک تلاش استراتژیک برای گذار از مدل‌های شهری «تراکم‌محور و آسیب‌پذیر» به سمت مدل‌های «طبیعت‌محور و تاب‌آور» در برابر تغییرات اقلیمی است.

تولد شهرهای ضدگرما با مهندسی باد و جابه‌جایی پایتخت‌ها