شناسهٔ خبر: 78478317 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

تقابل مدرنیته و سنت زیر سقف بادگیرها

یزد فقط یک شهر در دل کویر نیست؛ روایتی است از ماندگاری. شهری که قرن‌ها باد و آفتاب را تاب آورده و در میان خشت‌های گرم و کوچه‌های پیچ‌ در پیچش، قصه زندگی نسل‌های بی‌شماری را حفظ کرده است.

صاحب‌خبر -

یزد فقط یک شهر در دل کویر نیست؛ روایتی است از ماندگاری. شهری که قرن‌ها باد و آفتاب را تاب آورده و در میان خشت‌های گرم و کوچه‌های پیچ‌ در پیچش، قصه زندگی نسل‌های بی‌شماری را حفظ کرده است.
در یزد، گذشته هنوز نفس می‌کشد؛ در و دیوارهایی که خاطره دارند، در محله‌هایی که نامشان یادآور تاریخ است و در فرهنگی که با وجود گذر زمان، همچنان بخشی از هویت مردمانش باقی مانده است.
کمتر شهری را می‌توان یافت که تا این اندازه میان اصالت و پویایی پیوند برقرار کرده باشد. یزد در طول تاریخ بارها با تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبه‌رو شده اما هر بار توانسته بخشی از هویت خود را با شرایط تازه سازگار کند. همین ویژگی سبب شده فرهنگ یزدی نه در برابر تحولات زمانه متوقف و نه در آن حل و محو شود؛ بلکه مسیر خود را با حفظ ریشه‌ها ادامه دهد.
امروز نیز یزد در نقطه‌ای ایستاده که گذشته و آینده در آن به یکدیگر می‌رسند. شهری که میراث کهن خود را با زندگی امروز در هم آمیخته و همچنان پرسش‌های بسیاری درباره چگونگی حفظ هویت فرهنگی در عصر تغییر را پیش روی پژوهشگران و علاقه‌مندان مسائل اجتماعی قرار می‌دهد.
در همین راستا، برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع با خانم دکتر فریبا صدیقی، استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه یزد به گفت‌وگو نشستیم.

مردم یزد چگونه میان ارزش‌ها و فرهنگ سنتی و نیازهای زندگی مدرنیته تعادل برقرار می‌کنند؟

شبکه‌های اجتماعی، فضای مجازی و مهاجرت هیچ جامعه‌ای را از تغییر و تحول بی‌نصیب نگذاشته و همه جوامع تحت تأثیر اتفاق‌ها دچار تغییر و تحول می‌شوند.
بخش‌هایی از فرهنگ یزد نیز دستخوش تغییر و تحول شده به عنوان مثال فرهنگ کافه‌نشینی رواج پیدا کرده، اکنون تعداد کافه‌ها در یزد زیاد شده و متناسب با آن خیلی از نسل جوان مرتب به کافه می‌روند و قهوه زیاد مصرف می‌کنند، همچنین لپ‌تاپ می‌برند و آنجا کتاب می‌خوانند.
یکی از نکات جالب در زمینه غذا اینکه طعمی که مردم یزد دوست دارند طعم شیرینی است و به اصطلاح قهوه یزدی دارند، این قهوه در خیلی از کافه‌ها سرو می‌شود و در زمینه خوراک شاید توانسته باشند هماهنگی ایجاد کنند.
مردم یزد همیشه به درست‌کاری، میهمان‌نوازی و میهمان‌دوستی معروف بوده‌اند؛ فقط مسئله این است که یک آدم خیلی باید مورد اعتماد باشد تا بتواند در فضای خانه و زندگی آن‌ها راه پیدا کند، به همین دلیل وقتی یک نفر بخواهد وارد خانه آن‌ها شود نمی‌تواند به‌سرعت وارد بخش خصوصی و صمیمی خانواده‌شان بشود به ویژه بعضی از خانواده‌های مذهبی و سنتی‌تر که فضای خانه‌شان را با پرده از هم جدا کرده باشند.

کدام بخش‌های زندگی در یزد بیشتر سنتی مانده‌اند و مدرنیته در کدام بخش‌ها بیشتر قابل مشاهده است؟

مدرنیته از دید من دو وجه دارد؛ یکی اینکه اسباب و وسایل مدرن داشته باشیم و دیگر اینکه نوع فکر ما کمتر احساساتی و بیشتر منطقی باشد. شاید وجهی که در یزد هنوز خیلی تغییر نکرده بحث ازدواج باشد. هنوز نقش خانواده‌ها در ازدواج خیلی پررنگ است و فکر می‌کنم ازدواج‌ها بیشتر به سمت ازدواج سنتی گرایش دارد یعنی ازدواج‌هایی که با محوریت خانواده انجام می‌شود. این امر بر اساس مشاهدات است و کار علمی در این زمینه انجام نشده است.
فرهنگ مردم یزد در مورد کار کردن خانم‌ها در بیرون از منزل، استفاده از وسایل الکترونیکی مدرن و افزایش سفرهای مجردی تغییر کرده و زیاد شده اما در مورد ازدواج، رسومات ازدواج و جهیزیه بیشتر رنگ و بوی سنتی در یزد حاکم است؛ اینکه میزان جهیزیه و مهریه چقدر باشد، دختر چه میزان جهیزیه داشته باشد و اینکه متناسب با جهیزیه دختر، مهریه تعیین می‌شود. همچنین حضور خانواده‌ها و والدین خیلی پررنگ است مثلاً خیلی از خانواده‌ها هستند که از نوه‌ها نگهداری می‌کنند.
بخش‌هایی که مدرنیته در آن خیلی قابل مشاهده است در استفاده از اینترنت و فضای مجازی و همچنین پوشش مردم یزد است؛ پوشش خیلی تغییر کرده به گونه‌ای که افراد بدپوشش در یزد زیاد داریم.
براساس شواهد پژوهشی آنچه در یزد به ویژه در نسل جوان زیاد مشاهده می‌شود، سرگرمی‌ها با محوریت کافه‌نشینی و تفریحاتی دارای ریسک کمتر است. از طرفی بخشی از مردم یزد هم کمتر بیرون می‌روند و بیشتر در خانه‌اند و تفریحات در خانه با محوریت دوستان و نهایتاً کافه در حال انجام است که نشان می‌دهد هنوز ابعاد سنتی پررنگ‌ است.
مردم یزد سعی می‌کنند به فرزندانشان کمتر لهجه یزدی را آموزش دهند تا آن‌ها بتوانند با لهجه معیار یا لهجه تهرانی صحبت کنند. بچه‌های نسل جدید به ویژه دهه۹۰ به بعد خیلی کمتر اصطلاحات یزدی را بلد هستند و این امر خیلی دستخوش تغییر و تحول شده است.
خیلی از هم‌نسل‌های من کسانی بودند که وقتی به شهر دیگر می‌رفتند یا دانشجوی تهران می‌شدند به دلیل اینکه نمی‌توانستند لهجه‌شان را تغییر بدهند، خیلی اذیت و تحقیر می‌شدند و گوشه‌نشینی می‌کردند.
اینکه بچه‌ها بتوانند با دو لهجه صحبت کنند اتفاق مثبتی است ولی از آن نظر که یک سری از اصطلاحات و تفکر پشت این لهجه از بین برود بد است چون دیگر هیچ تمایزی میان فرهنگ یزدی با فرهنگ جای دیگر نیست. حتی در بعضی از مدارس غیرانتفاعی با زبان و لهجه معیار صحبت می‌کنند.

فرهنگ مدرنیته با اعتقادات مردم یزد چگونه ارتباط برقرار کرده است؟

اعتقادات اندکی تغییر کرده اما هنوز به یک سری باورها مانند محرم و رمضان اعتقاد دارند. در یزد مراسمی است به نام شب بیست و هفتم که در گذشته همه محلات این مراسم را انجام نمی‌دادند و فقط در محلاتی که پایین شهر بودند انجام می‌شد ولی اکنون تحت تأثیر فضای مجازی این فرهنگ گسترش پیدا کرده و افراد با خانواده‌هایشان حتی در آپارتمان مراسم شب بیست و هفتم ماه رمضان را اجرا می‌کنند؛ مراسم به این شکل است که در شب بیست و هفتم مردم به در خانه همسایه‌ها رفته و خوراکی می‌گیرند و معتقدند با این کار به حاجتشان می‌رسند و اکنون حدود ۱۰سالی است که خیلی پررنگ برگزار می‌شود.
مراسم دیگر مراسم محرم است؛ سینه‌زنی و هیئت‌ها در یزد خیلی معروف بوده و اکنون تحت تأثیر فضای مجازی و پخش نوحه‌ها یزد خیلی گردشگرپذیر شده است. در واقع این دو با هم تداخلی نداشته و در کنار هم به راه خود ادامه می‌دهند و فقط توانسته آدم‌های دیگر را با این فضا و بستر جامعه یزد آشنا کند.
گردشگرها تاکنون تغییری در فرهنگ مردم یزد ایجاد نکرده‌اند؛ چراکه گردشگر گذراست و نهایتاً یک هفته تا ۱۰روز می‌ماند ولی شاید با گذر زمان مثلاً حدود ۲۰سال دیگر ما بتوانیم بگوییم گردشگرها سبب تغییر شده‌اند.

نسل جوان نسبت به سنت‌های محلی چه دیدگاهی دارند؟

اگر سنت دینی باشد اجرایش می‌کنند مانند شب بیست و هفتم و ماه محرم ولی در مورد لهجه اگر بخواهم مثال بزنم که دینی هم نیست برخورد دوگانه‌ای وجود دارد؛ بعضی از نسل جوان خیلی تلاش می‌کنند که حتماً با لهجه یزدی حرف بزنند بعضی هم معتقدند وقتی می‌توانند قشنگ‌تر حرف بزنند چرا با لهجه یزدی صحبت کنند! طیف دوگانه‌ای وجود دارد، بعضی با افتخار با لهجه یزدی صحبت می‌کنند ولی ۵۰ درصد دیگر نمی‌پسندند.
بعضی از مردم آداب و رسوم‌ را مسخره می‌کنند و معنایی برایشان ندارد به عنوان مثال جهیزیه زیاد دختر خیلی برایشان معنایی ندارد و لوازم کمتر ولی شیک‌تر و به‌روزتر را ترجیح می‌دهند البته سبک زندگی هم تغییر کرده و زندگی‌ها آپارتمان‌نشینی شده، فضا کم شده و قطعاً مسائل اقتصادی هم تأثیرگذار است.

توسعه شهری چقدر موجب تغییر هویت فرهنگی و از بین رفتن سنت‌ها شده است؟

شاید اگر شهر توسعه هم پیدا نکرده بود به واسطه فضای مجازی این تغییر و تحولات رخ می‌داد ولی الان شهر بزرگ‌تر شده؛ چراکه شهر مهاجر دارد، حاشیه‌های شهر ایجاد شده‌اند و همه این‌ها تأثیر می‌گذارد و فرهنگ جدیدی با خودش می‌آورد.
در حال حاضر این گونه نیست که بتوانم بگویم ۱۰۰درصد این فرهنگ تغییر کرده چون فرهنگ هم دارای پویایی است و مردم هم سریع آنچه وارد می‌شود را نمی‌پذیرند، ابتدا فکر می‌کنند و پس از سنجیدن جوانب مختلف آن را می‌پذیرند به عنوان مثال عزاداری سنتی یزد دمام نداشته ولی الان چند سالی است یکی از هیئت‌های یزدی از جنوب دمام می‌آورد و این خود یک نمونه از ورود یک عنصر فرهنگی به یزد است.

پیش‌بینی شما از تغییر و تحولات و تأثیراتی که مردم یزد در ۱۰ سال آینده خواهند پذیرفت چیست؟

به دلیل اینکه فرهنگ امر پویایی است پس تغییر می‌کند، البته این گونه نیست که فرهنگ یزدی کاملاً از دست برود. فرهنگ یزدی ریشه‌دار بوده و شهر یزد هم شهری باستانی است. فرهنگ یزدی لابه‌لای فرهنگ جدید خودش را حفظ می‌کند چه در شیوه خوراک، اعتقادات و حتی صحبت کردن. قطعاً دستخوش تغییر هست، اما آن ریشه‌ها قطعاً ثابت می‌مانند.