به گزارش خبرنگار مهر، شامگاه دوشنبه مراسم نکوداشت محمود دلآسایی؛ پزشکی که هفت دهه بی چشمداشت به مردم خدمت کرد در سالن جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد.
در این مراسم سلمان ساکت، نویسنده، پژوهشگر و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: محمود دل آسایی در قلب ما حضور و وجود دارد، مراسم نکوداشت او باید زودتر برگزار میشد، افراد بسیاری از دوستان او وجود دارند که به این شهر خدمتها کردند و امیدوارم ما در انجمن چهارسو برای آنها هم بتوانیم مراسم نکوداشت بگیریم. او به این مراسم نیازی ندارد، ما به این مراسم ها نیاز داریم تا او را بیشتر بشناسیم.
نویسنده، پژوهشگر و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: محمود دل آسایی بسیار جدی و کوشا است، اگر هدفی را برگزیده تمام تلاشش را برای رسیدن به آن هدف به کار می گیرد، او برای رسیدن به رشته پزشکی زحمات زیادی کشید، روی پای خود ایستاد، رنجها کشید و از این رو دردِ دردمندان و رنج رنجوران را نمیتواند تحمل کند.
وی گفت: او یک باورمند و دین دار حقیقی است و به خاطر زر و زور از باورهای خود دست نکشید، اگر به سیاست روی آورده به خاطر کسب جاه و مقام نبوده بلکه میخواسته از سیاست برای کمک به مردم بهره بگیرد.
سلمان ساکت گفت: محمود دل آسایی سیاست را ابزاری برای یاریگری مردم می دید. او در تمام هفت دهه طبابت اش بی چشمداشت به مردم خدمت رسانی کرد، باید از خدمات او کتابها نوشت و فیلم ها ساخت تا مردم بدانند در این شهر چه افراد شرافتمندی زیسته اند. به گمان من او عیار فرزانگی و فرهیختگی را در شهر ما ارتقا داده است.
پس از آن سیدخلیل حسینی عطار، نویسنده و فعال فرهنگی اظهار کرد: کتاب «سرگذشتنامه خاندان دلآسایی» که توسط انتشارات محقق منتشر شده و امروز شاهد مراسم رونمایی از این اثر هم هستیم، چهارمین جلد از مجموعه تاریخ شفاهی این انتشارات است.این کتاب شامل سلسله نشستهای مفصلی با محمود دلآسایی به منظور مصاحبه و گفتگو با او بوده است که اکنون در اختیار علاقمندان به مطالعه و تاریخ شفاهی قرار گرفته است.
حمید مستشاری، مدیرعامل مجمع خیرین توسعه و ترویج آموزشهای فنی و حرفهای ایران نیز در بخش دیگری از این مراسم اظهار کرد: محمود دل آسایی اولین شخصی بود که بعد از ورودم به مشهد با او آشنا شدم، وقتی در مشهد تشکیل خانواده دادم دل آسایی استاد و هم فکر من بود، او نسبت به مسئولیت های اجتماعی اش بسیار کوشا و جدی بود و من از او مخصوصا در آسایشگاه معلولان فیاض بخش فداکاری های زیادی دیدم و آموختم.
مدیرعامل مجمع خیرین توسعه و ترویج آموزشهای فنی و حرفهای ایران افزود: او حافظه بسیار خوبی دارد و همین حافظه خوبِ او باعث شد آسایشگاه معلولان فیاض بخش را به مردم برگردانیم، در آن زمان دولت این آسایشگاه را متعلق به خودش کرده بود و محمود دل آسایی با اسنادی که جمع کرده بود توانست این کار بزرگ را انجام دهد.
وی در خصوص دیگر خدمات محمد دل آسایی گفت: معلولان ما مشکلی جدی در حوزه دندانپزشکی دارند، مطب ها معمولا آنها را نمی پذیرند، اما دکتر دل آسایی از دوستانشان کمک گرفتند و برای بچه های معلول در همان آسایشگاه دندانپزشکی احداث کردند. ما آن زمان ۴ و نیم میلیون معلول داشتیم لذا دکتر دل آسایی مارا تشویق کرد کلینیکی ساختیم و ۱۲۵ دکتر فداکار بی منت و رایگان در آن کلینیک که دل آسایی موسس آن بودند به مردم خدمت کردند. این کلینیک یک نمونه کشوری است و شاید در خاورمیانه هم الگو باشد. این موسسه دندانپزشکی از تمام مطب های خصوصی شیک تر است، هرکسی آنجا می آید احساس تحقیر به او دست نمی دهد و ما امروز تمام این خدمات را مدیون محمود دل آسایی هستیم.
نوذر دل آسایی، فرزند محمود دل آسایی هم در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: هشت سال قبل از تولد پدرم در ایران، اتفاقی افتاد که به همراه اتفافات بعد، فضای فکری یک نسل را متحول کرد، سلسله قاجار منحل شد، شش سال بعد از تولد پدرم هم جهان درگیر جنگ جهانی دوم شد که تا سال ۱۳۲۴ به طول انجامید، این آشوب ایران را هم مورد تهاجم و ویرانی و خسارت قرار داد، تغییر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و بیماری های واگیردار از تبعات جنگ بود.
فرزند محمود دل آسایی افزود: در این فضا محمود دل آسایی در خانواده ای سنتی به دنیا می آید و در این فضا هر روز با مفاهیم رشد، پویایی و حرکت جامعه مواجه می شود، مدرسه رفتن برای او یک حرکت رو به جلو بود که در آن ایام ساختارشکنانه هم بوده که با آشنایی او با دکتر علی شریعتی منجر می شود. این ساختارشکنی ها در جامعه آن زمان، منجر به عادی سازی «نه گفتن» در یک نسل می شود.
وی بیان کرد: با ورد به جنگ جهانی دوم این نسل به بحران های جنگ «نه» می گوید، به ساختار آموزش قدیمی «نه» می گوید، به ساختارهای قدیمی ایدئولوژیک هم جواب «نه» می دهد و به پیشنهاد پدر بزرگم مبنی بر ورود به بازار هم «نه» می گوید و سپس با تصمیم و انتخابِ خودش، برای ورود به دانشگاه پزشکی اهتمام می ورزد.
دل آسایی گفت: در چنین فضایی یک جوان وارد زندگی اجتماعی می شود و به عنوان پزشک، در کشور تردد میکند و در اقصی نقاط کشور از جنوب و بندعباس تا سرخس و تربت جام زندگی می کند و مفهوم زندگی را در «نه گفتن» به ساختارهای متعارف جامعه تعریف میکند این ویژگی پیچیده، متعلق به تمام هم نسلانِ اوست که ما امروز به آنان افتخار می کنیم.