حجتالاسلام روحالله جلالی کارشناس ارشد گروه سیاسی مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، در گفتوگو با خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، با تبیین ادوار تاریخی انقلاب اسلامی در دوران حکمرانی امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب گفت: زمانی که حضرت امام(ره) به عنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی، نهضت را رهبری کردند، بر این باور بودند که برای تحقق هرگونه تحول سیاسی و تغییر بنیادین در عرصه قدرت، ابتدا باید یک نهضت اجتماعی ایجاد کرد. بدین معنا که ضرورتاً باید رشدی در سطح نخبگان و تودههای مردم شکل بگیرد تا تفکر و ذائقه جامعه تغییر یافته و به مبانی اصیل اسلامی و مکتبی که برای آن تعریف شده است، بازگردد.
وی با اشاره به نخستین مرحله از سیر تاریخی انقلاب اسلامی اظهار داشت: هنگامی که این جریان اجتماعی به بلوغ و جمعیت لازم دست یابد، میتواند در ساختار قدرت دخالت کرده و تحول ایجاد کند. بنابراین، یک دوره از تاریخ ما متعلق به نهضت، جامعهسازی و رشد نخبگان و تودهها بوده است. پس از پیروزی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی، نوبت به مرحله دشوارتر، یعنی نظامسازی در دهه نخست انقلاب رسید؛ مرحلهای که در آن باید آرمانهای انقلابی به نتایج ملموس تبدیل میشد.
این پژوهشگر مسائل سیاسی با تشریح ویژگیهای مرحله نظامسازی بیان کرد: در این دوران، نظام سیاسی جدیدی بر پایه الگوی ولایت فقیه شکل گرفت که با تکیه بر آرای مردم و مبانی الهی، درگیری مستقیمی با ابرقدرتهای جهان داشت و به هیچ قدرتی وابسته نبود. در این مقطع، تدوین قوانین، ایجاد ساختارها و نهادهای انقلابی از اهمیت بسزایی برخوردار بود. همچنین مدیریت بحرانهای سنگینی همچون جنگ تحمیلی، تحرکات تجزیهطلبانه، ترورها، تحریمهای اقتصادی و مقابله با بازماندگان رژیم گذشته و تلاشهای داخلی و خارجی برای شکست انقلاب، همگی در دهه اول و در دوران نظامسازی عصر امام(ره) به وقوع پیوست.
وی با اشاره به آغاز مرحله جدیدی از حیات جمهوری اسلامی عنوان کرد: پس از گذشت ده سال و با آغاز دوران زعامت رهبری معظم انقلاب، مرحله تثبیت و ارتقا آغاز شد. در این دوره، نهادهایی چون سپاه پاسداران، بسیج و دیگر ارکان انقلابی که پیشتر ایجاد شده بودند، مسیر تعالی را پیمودند. دستگاههای اجرایی کشور برای اسلامیشدن تلاش کردند و نیاز به رشد فکری، محتوایی و توسعه مراکز پژوهشی بیش از پیش احساس شد.
ساختارسازی؛ محور مشترک سیره حکمرانی رهبران انقلاب
حجتالاسلام جلالی با اشاره به دستاوردهای دوران تثبیت و ارتقا گفت: در این دوران، سپاه پاسداران که روزگاری حتی از سلاحهای ساده محروم بود، به یکی از قدرتهای بزرگ تسلیحاتی در حوزههای موشکی، آفندی و پدافندی تبدیل شد. این پیشرفتها نشاندهنده حرکت کشور به سمت اقتدار بیشتر در دوران رهبری فعلی است که بر تثبیت و ارتقای دستاوردها تمرکز دارد.
وی در تبیین مختصات مشترک سیره حکمرانی امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: در سیره حکمرانی رهبران انقلاب، هم حضرت امام و هم رهبر معظم انقلاب، تمرکز بر ایجاد ساختارهای قدرتمند بوده است. تلاش بر این بوده که به جای فردگرایی و دخالتهای بیمورد، ساختارها به سمت قانونمندی حرکت کنند و سازوکارها و سازمانها جایگزین نقش پررنگ افراد شوند.
کارشناس ارشد گروه سیاسی مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی ادامه داد: نتیجه این رویکرد آن بود که حتی در مقاطعی که کشور با بحرانهایی نظیر فقدان چندروزه رهبر یا ترور مقامات عالیرتبه مواجه شد، ارکان کشور همچنان با دقت یک ساعت به کار خود ادامه دادند. این نظم سیاسی مقتدر که دشمنان را شگفتزده کرده، محصول سیره حکمرانی مبتنی بر ساختارسازی، قانونمندی و ایجاد سازوکارهای حرفهای و پیچیده است؛ آن هم در حالی که کشور در خط مقدم نبرد با ابرقدرتها قرار دارد.
استقامت در آرمانها؛ مهمترین ویژگی رهبر شهید انقلاب
حجتالاسلام جلالی درباره مهمترین ویژگی زعامت رهبر شهید انقلاب بیان کرد: در خصوص مهمترین ویژگی رهبر معظم انقلاب، باور بنده بر این است که استقامت در مسیر آرمانهای انقلاب و ایستادگی در برابر استحاله این آرمانها، برجستهترین شاخصه ایشان محسوب میشود. حفظ این اصول در گذر زمان و در میان فشارها و تغییر و تحولات گوناگون اجتماعی و سیاسی، حقیقتاً امر دشواری بوده است.
وی با اشاره به تلاش جریانهای مختلف برای کمرنگ کردن ارزشهای انقلاب افزود: ایشان در برابر تلاشهایی که میخواستند آرمانها و شعارهای انقلاب را تاریخمصرفگذشته جلوه دهند، ایستادگی کردند. دشمنان همواره تلاش کردهاند با رویکردی تخدیرکننده و راهبردی کجدار و مریز، جامعه را به این سمت سوق دهند و متقاعد کنند که دوران اینگونه سخنها به پایان رسیده است.
کارشناس ارشد گروه سیاسی مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با تشریح ابعاد این مواجهه فکری تصریح کرد: این جریانهای انحرافی به دنبال آن بودند که ما را از ماهیت واقعی استکبار غافل سازند و نسبت به پتانسیلها و ظرفیتهای رویکردهای اسلامی و مؤمنانه دچار ناامیدی کنند. همچنین تلاشهایی صورت گرفت تا در موضوع هضم شدن در نظام جهانی، رویکردی منفعلانه اتخاذ شود و نسبت به اسلام، قوانین آن و جایگاه نیروهای مؤمن، انقلابی، بسیجی و حزباللهی، نوعی عرفیگرایی رواج یابد تا در نهایت، تعاریف بنیادین دستخوش تغییر گردند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به اهداف کلان انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: اما فراتر از همه اینها، موضوع احیای تمدن اسلامی و تقویت محور مقاومت به عنوان اهداف کلیدی مطرح بوده است. دشمنان درصدد بودند با ایجاد یأس و طراحی مسائل و ابتلائات گوناگون، زمینه استحاله این اهداف را فراهم کنند. با این حال، رهبر معظم انقلاب اجازه ندادند چنین فضایی غالب شود؛ ایشان بر استمرار و استقامت در این مسیر پای فشردند و در نهایت نیز حقانیت سخن و راه ایشان به اثبات رسید.
نگاه منظومهای به قرآن؛ شاکله اندیشه رهبر شهید
حجتالاسلام جلالی در تبیین مختصات منظومه کلان اندیشههای قرآنی رهبر شهید انقلاب اظهار داشت: در خصوص نقاط محوری در اندیشه رهبر معظم انقلاب در حوزه قرآنی، باید گفت که ایشان در تفسیر قرآن از ذوق و قریحه بسیار جدی برخوردار بودهاند. بدین معنا که علاوه بر مراجعه به متون متقدم و لحاظ نمودن مبانی اصیل، ذوق و درک والایی در فهم و تفسیر آیات قرآن داشتند که این نکته بسیار حائز اهمیت است.
وی با اشاره به روش تفسیری رهبر معظم انقلاب گفت: منظومه فکری ایشان بهشدت بر این پایه استوار بود که مسائل روز را با آیات قرآن و روایات تطبیق دهند و به یک فهم منظومهای و نه فهم بخشی و تکبعدی دست یابند. برای نمونه، هنگامی که ایشان کتاب انسان ۲۵۰ ساله را به رشته تحریر درآوردند، کاملاً مشخص بود که به دنبال ارائه یک نگاه منظومهای و جامع از سیره اهلبیت(علیهمالسلام) هستند و همین رویکرد در مواجهه ایشان با قرآن کریم نیز جاری است.
وی در بیان مهمترین محور این منظومه فکری عنوان کرد: اگر بخواهم به نقطه محوری این اندیشه اشاره کنم، مسلماً مسئله توحید و ابعاد گوناگون آن در قرآن کریم صدرنشین است. اما در میان مسائلی که ایشان ذیل مباحث قرآنی تبیین کردهاند، تفسیر آیه «رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ» برای بنده بسیار جالب توجه بود؛ بهویژه آنکه ایشان معنای دقیق اشداء را بازخوانی کردند.
این استاد حوزه با طرح یکی از پرسشهای مهم در فهم این آیه بیان کرد: همواره این پرسش مطرح بود که اگر در سیره پیامبر(ص) و همراهان ایشان، مهربانی با خودیها و سختی با دشمنان اصل است، این شدت به چه معناست؟ آیا مراد، همواره تندخویی و برخورد فیزیکی است؟ پس پیامبر(ص) چگونه توانستند این حجم عظیم از کفار و مشرکان را شیفته اسلام کنند و قلوب آنان را تحت تأثیر قرار دهند؟ همان پیامبری که به عیادت کسی رفت که بر سرش زباله ریخته بود، در فتح مکه امان داد و فرمود «الیوم یوم المرحمه» و حتی خانه ابوسفیان را محل امن اعلام کرد.
وی با اشاره به تبیین رهبر معظم انقلاب از مفهوم «اشداء» اظهار داشت: آیا این سیره با اشداء علی الکفار در تعارض است؟ یا اینکه شدت، صرفاً محدود به عرصه جنگ است که هر کسی میداند در آنجا باید مقتدرانه برخورد کرد؟ رهبر معظم انقلاب در تبیین این مفهوم فرمودند: یک جسم شدید، هر اندازه که شدیدتر باشد، در برخورد با سایر اجسام بیشترین اثر را میگذارد و کمترین اثر را میپذیرد. در جبهه حق و اسلام نیز باید به گونهای عمل کرد که بیشترین تأثیر را بر جبهه باطل و مخالف بگذاریم و کمترین تأثیرپذیری را از آنان داشته باشیم.
حجتالاسلام جلالی در ادامه این بحث افزود: این تأثیرگذاری گاه در قالب شمشیر تجلی مییابد، گاه در قالب محبت و عیادت، گاه با زبان عقلانیت و علم و گاه با برخورد قاطع نظامی؛ یعنی در هر زمان باید بتوان بیشترین اثرگذاری مثبت را داشت و در عین حال، کمترین اثر را از کفر و جنایت دشمن پذیرفت. در واقع، جنایت دشمن نباید منجر به مقابلهبهمثل نابجا شود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: پیامبر(ص) هنگامی که دندان مبارکشان را شکستند و از ایشان خواستند نفرین کنند، فرمودند: خدایا قوم مرا هدایت کن. این همان معنای شدید بودن است؛ یعنی بیعدالتی و ظلم طرف مقابل، پیامبر(ص) را از مسیر حق خارج نمیکند و به واکنشهای ناصواب نمیکشاند. ایشان هرگز هدف اصلی یعنی هدایت را فراموش نمیکردند و در مجموع، نگاه مقام معظم رهبری به قرآن در تمامی عرصهها، نگاهی منظومهای است که یک خط سیر صحیح، مقتدر و راهگشا را برای خدمت به اسلام ناب فراروی ما قرار میدهد.