به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، مقاله «رهبریِ شهید و آیندهنگری فناورانه: الگوی تصمیمگیری استراتژیک در حوزه هوش مصنوعی» به قلم وحید شریفی محقق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نوشته شده است.
در این پژوهش، مسئله اصلی به بررسی نسبت میان «رهبری شهید انقلاب اسلامی» و «آیندهنگری فناورانه» در مواجهه با هوش مصنوعی اختصاص دارد. مقاله با این فرض آغاز میشود که هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه به یک دارایی راهبردی، پیشران قدرت ملی و عامل تعیینکننده در معماری حکمرانی آینده تبدیل شده است.
از این منظر، پرسش بنیادین آن است که رهبر شهید انقلاب اسلامی چگونه این پدیده نوظهور را در منظومه فکری و سبک مدیریتی خود فهم کرده و چه الگویی برای تصمیمگیری استراتژیک در این حوزه ارائه داده است.
مسئله مقاله در واقع فراتر از بهرهبرداری سطحی از فناوری است و ناظر به چگونگی دستیابی به لایههای عمیق، زیرساختی و تمدنی هوش مصنوعی است؛ زیرا در جهان امروز، هر کشوری که فاقد تسلط بر بنیانهای فناوریهای پیشرفته باشد، ناگزیر در موقعیت وابستگی و پیروی قرار میگیرد.
از این رو، مقاله میکوشد نشان دهد که مواجهه رهبر شهید با AI، تنها یک مواجهه فنی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان برای صیانت از قدرت ملی، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی است.
هدف این پژوهش، شناسایی و بازسازی الگوی تصمیمگیری استراتژیک رهبر شهید انقلاب اسلامی در حوزه هوش مصنوعی و استخراج مؤلفههای اصلی آن برای سیاستگذاری فناورانه است. نویسنده میکوشد نشان دهد که چگونه میتوان از منظومه فکری و سبک راهبری ایشان، مدلی برای حکمرانی علمی و فناورانه به دست آورد که هم با اقتضائات جهان دیجیتال سازگار باشد و هم در تراز آرمانهای انقلاب اسلامی عمل کند.
در این راستا، مقاله به دنبال آن است که جایگاه هوش مصنوعی را در نسبت با قدرت ملی، نظم حکمرانی، نهادسازی حاکمیتی و آیندهنگری راهبردی روشن سازد و از این رهگذر، چارچوبی نظری برای کشورهای اسلامی و در حال توسعه فراهم آورد تا بتوانند در برابر تحولات شتابان این حوزه، سیاستی مستقل و فعال اتخاذ کنند. بنابراین، هدف پژوهش صرفاً توصیف وضعیت موجود نیست، بلکه استخراج یک الگوی قابلاستفاده برای آینده است.
پرسش اصلی مقاله این است که رهبر شهید انقلاب اسلامی چگونه هوش مصنوعی را در چارچوب حکمرانی اسلامی و آیندهنگری فناورانه فهم کرده و چه مؤلفههایی در سبک تصمیمگیری ایشان درباره این حوزه قابل شناسایی است.
در ادامه این پرسش، چند مسئله فرعی نیز مطرح میشود؛ از جمله اینکه نقش اقتدار علمی در مواجهه با AI چیست، چرا حکمرانی قانونمند برای مهار و جهتدهی این فناوری ضروری است، نهادسازی حاکمیتی چه نسبتی با استقلال فناورانه دارد، و چگونه آیندهنگری میتواند مانع از وابستگی و انفعال کشور در برابر قدرتهای فناورانه جهان شود.
به بیان دیگر، مقاله میخواهد روشن کند که الگوی رهبری شهید در این عرصه، چه تفاوتی با رویکرد صرفاً مصرفگرایانه دارد و چگونه میتواند به عنوان یک مدل حکمرانی استراتژیک در حوزه فناوری شناخته شود.
روش تحقیق در این مقاله، تحلیل مضمون و رویکردی توصیفی-تحلیلی است. دادههای پژوهش از اسناد بالادستی، سخنرانیها، احکام انتصابی و سیاستهای ابلاغی گردآوری شده و سپس از طریق تحلیل مفهومی و مضمونکاوی، مؤلفههای اصلی الگوی مورد نظر استخراج گردیده است.
نویسنده با مرور گزیدهای از سخنان رهبر شهید در بازههای مختلف و نیز با تحلیل مفاهیم کلیدی مرتبط با هوش مصنوعی، تلاش کرده تا بین دادههای پراکنده، انسجام نظری ایجاد کند. در این روش، هوش مصنوعی به عنوان یک موضوع میانرشتهای و راهبردی بررسی شده و رابطه آن با سیاستگذاری، قدرت ملی، عدالت و آیندهنگری مورد واکاوی قرار گرفته است. بدین ترتیب، روش مقاله نه تنها توصیفگر، بلکه تحلیلی و الگوپرداز است.
نتایج مهم پژوهش نشان میدهد که الگوی رهبری شهید در حوزه هوش مصنوعی بر چهار رکن اساسی استوار است:
نخست، اقتدار علمی؛ بدین معنا که کشور باید در تولید دانش و فناوری، جایگاهی برتر و اثرگذار داشته باشد و صرفاً مصرفکننده فناوریهای دیگران نباشد. تأکید بر قرار گرفتن ایران در میان ده کشور برتر جهان در هوش مصنوعی، نشاندهنده اهمیت این رکن است.
دوم، حکمرانی قانونمند؛ به این معنا که فناوری باید در چارچوبی منظم، هدفمند و مبتنی بر سیاستگذاری صحیح هدایت شود و از رهاشدگی و بیضابطگی دور بماند.
سوم، نهادسازی حاکمیتی؛ زیرا بدون ایجاد ساختارها، سازمانها و زیرساختهای بومی، امکان کنترل و جهتدهی مستقل به فناوری وجود ندارد. هشدار نسبت به شکلگیری سازوکارهای جهانی کنترل AI نشان میدهد که نهادسازی، شرط صیانت از استقلال ملی است.
چهارم، آیندهنگری فناورانه؛ یعنی نگاه راهبردی به لایههای عمیق فناوری و فراتر رفتن از بهرهبرداری سطحی.
مقاله نشان میدهد که رهبری شهید بر این باور است که صرف استفاده از محصولات هوش مصنوعی کافی نیست، بلکه باید به مالکیت دانش، تسلط بر زیرساخت و طراحی راهبرد بلندمدت رسید. افزون بر این، یافتهها نشان میدهد که در این منظومه، هوش مصنوعی باید در خدمت عدالت، کارآمدی و کرامت انسانی قرار گیرد، نه ابزاری برای سلطه، استثمار یا وابستگی.
نتیجهگیری نهایی مقاله آن است که مواجهه رهبر شهید انقلاب اسلامی با هوش مصنوعی، الگویی جامع و چندلایه برای حکمرانی فناورانه ارائه میدهد؛ الگویی که در آن، علم، قانون، نهاد و آینده بهصورت درهمتنیده عمل میکنند.
بر اساس این الگو، کشورها، بهویژه کشورهای اسلامی و در حال توسعه، باید از سطح بهرهبرداری منفعلانه فراتر روند و به سطح مالکیت علمی، استقلال زیرساختی و سیاستگذاری فعال برسند. بنابراین، آیندهنگری فناورانه در این منظومه، صرفاً پیشبینی آینده نیست، بلکه ساختن آینده است.
این پژوهش در نهایت نشان میدهد که هوش مصنوعی اگر در چارچوبی مبتنی بر اقتدار علمی، قانونمندی، نهادسازی و نگاه بلندمدت مدیریت شود، میتواند به ابزاری برای پیشرفت، عدالت و تقویت قدرت ملی بدل گردد؛ اما اگر بدون چنین چارچوبی رها شود، به عامل وابستگی و سلطه تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/