شناسهٔ خبر: 78437191 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

سریال‌های دهه 70 و 80 به زندگی امروز ما نزدیک‌ترند

کارگردان «کلینیک رؤیا» معتقد است راز دوری آثارش از شعارزدگی، قصه‌گویی مبتنی بر پژوهش و زیست شخصی است.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، «دنیا به طرز مرگباری خنده‌دار است.» این جمله را کارگردانی می‌گوید که درست در ابتدای مسیر حرفه‌ای خود ایستاده است. کارگردان «آقای قاضی» که سریالش در میان دوران برهوت تولیدات سازمان به‌مرورزمان گل کرد، جدی شد و شکلی از محتوا را به خانه‌های مردم آورد که کسی انتظارش را نمی‌کشید. سجاد مهرگان اهل غیرمنتظره‌ترین کارهاست. مثال بارز و واضحش هم همین «کلینیک رؤیا» است. سریالی که در روز‌های سخت روی آنتن رفت و با نظرات متناقض و متفاوتی از سوی مخاطبان مواجه شد. اگر بخواهیم منصف باشیم، در میزان بازدید‌های «کلینیک رؤیا» جنگ اثر گذاشت، اما برای نقد یک اثر میزان بازدید‌های آن مهم نیست. چه موافق باشیم و چه مخالف، مهرگان و کلینیک رؤیا، کارگردان و سریال مهمی هستند.

سریالی که موضوعش کلیشه‌ چند سال اخیر سازمان صداوسیماست؛ یعنی ماجرای تشویق به فرزندآوری. اما در واقعیت خود سریال چندان رنگی از کلیشه ندارد، هرچند که از نگاه برخی از منتقدان کارگردان «آقای قاضی» و حالا «کلینیک رؤیا»، چندان از پس سنگ بزرگی که برداشته برنیامده است؛ سنگی به نام کمدی فانتزی. البته باید منصف بود و تشویق‌های گروهی دیگر از دست‌به‌قلم‌ها را درباره آخرین اثر او از نظر گذراند. سراغ مهرگان رفتیم تا روایت او را از ساخت یکی از مهم‌ترین سریال‌های کمدی تلویزیون در چند سال اخیر بشنویم. سریالی که بی‌شک مهم‌ترین تولید سیما در حوزه فرزندآوری در چند سال اخیر است. مهرگان روایتش را از کمی قبل‌تر از کلینیک رؤیا آغاز می‌کند، درست پس از اتمام فصل دوم «آقای قاضی».

سریال کلینیک رؤیا از جهات مختلفی متمایز است، حتی در کارنامه سجاد مهرگان. چه اتفاقی در ذهن کارگردان «آقای قاضی» افتاد که سراغ کلینیک رؤیا رفت؟ 

من در سریال آقای قاضی هم به دنبال ساخت جهان تازه بودم. دوست داشتم مخاطب با جهان جدیدی روبه‌رو شود که تا امروز آن را تجربه نکرده است. سریال کلینیک رؤیا هم از این منظر برایم حائز اهمیت بود. جهانی که در فرمت و فرم و نحوه روایت سبک‌وسیاق جدیدی در تلویزیون باشد. البته این‌گونه سریال را مخاطب در پلتفرم‌های غیرایرانی بسیار تماشا می‌کند، اما فکر می‌کنم در تلویزیون ما تجربه جدیدی باشد. سریال کلینیک رؤیا دارای یک فاز انیمیشن در دل جهان رئال بود که متن‌های خوبی هم برای آن نوشته شده بود. در آن بخش انیمیشن ما به درون شهر دل کاراکتر‌های رؤیا و پدرام می‌رفتیم و از نگاه دِلوَند‌هایشان (شهروندان شهر دل) اتفاق‌های داستان را بررسی می‌کردیم که متأسفانه به دلیل مسائل بودجه‌ای نتوانستیم کاملش کنیم. فکر می‌کنم اگر این اتفاق می‌افتاد سریال کلینیک رؤیا می‌توانست بیش از چیزی که الان از آن صحبت می‌شود متمایز و رو به جلو تلقی شود.

ما از دوره قبلی مدیریت صداوسیما موجی از آثاری را داریم که حوالی ماجرای فرزندآوری، خانواده و مسائل این‌چنینی شکل گرفته‌اند. اگر بخواهیم واقع‌بین هم باشیم، اثر بد در میانشان کم نیست، اما کلینیک رؤیا یک تفاوت جدی دارد. چطور سراغ فرزندآوری رفتید، بی‌آنکه کلیشه شود؟ چرا این موضوع باید با مایه‌های کمدی پرداخته می‌شد؟ آثار ضعیف قبلی باعث نشد از این قصه دور شوید؟ 

درباره دیگر آثار و کیفیت آن‌ها نظری ندارم، اما فرزندآوری از زمانی که پسر خودم به دنیا آمد برایم جدی شد. همان زمان شروع کردم به تحقیق و دیدم کشور چه وضع نامساعدی در حوزه جمعیت دارد. برخلاف توصیه‌های زیاد و مکرر، کار جدی در حوزه رسانه نمی‌شود. دلیل عمده آن هم این است که پژوهش جامع و مبسوطی از سمت تولید‌کنندگان آثار نشده و عموماً با مشهورات موجود شروع به آسیب‌شناسی آن می‌کنند. ما برای این مسئله تیم پژوهشی قرار دادیم و چیزی در حدود 7 ماه آسیب‌های حوزه جمعیت و فرزندآوری را بررسی کردیم. این آسیب‌ها هم در حوزه سلامت و پزشکی بود و هم سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری. اما پس از به دست آمدن این آسیب‌ها، رساندن این مسائل علمی به زبان هنر کار سخت و پیچیده‌ای است. راستش را بخواهید مدل من و تیم خوبمان قصه‌گویی است. ما اعتقاد داریم اول و پیش از هر پیامی باید قصه خوب گفت. پس اول بدون اینکه فکر کنیم قرار است چه پیام‌هایی بدهیم، سعی می‌کنیم قصه‌های خوبی بنویسیم و بعد حرف‌هایمان را در آن می‌گذاریم. در‌وغ هم نمی‌گوییم، چون اعتقاد داریم حرف‌هایمان باید از دل پژوهش‌ها و باور‌هایمان بیرون بیاید وگرنه نیت کار آلوده شده و از کار آلوده نمی‌توان انتظار تأثیرگذاری داشت. عمده‌ترین دلیل کلیشه‌ای و شعاری‌نشدن کلینیک رؤیا و آقای قاضی به نظرم همین باشد که از دل زیست و باور‌های خودمان بیرون آمده است.

کلینیک رؤیا حال آثار دهه هفتاد و هشتاد را می‌دهد. جنسی از شخصیت‌پردازی و احساسات روایی را دارد که آن احساسات را در مخاطب زندگی می‌کند. خودتان در نظر داشتید که شبیه به آن آثار شود؟ 

کلینیک رؤیا یک کمدی-درام است و سال‌هایی که در تلویزیون کمدی-درام‌های تحسین‌برانگیزی ساخته شده مربوط به همین دو دهه‌ای است که شما به‌درستی عنوان کردید. به‌نوعی کلینیک رؤیا یادآور نوستالژی‌های چند دهه قبل ماست که سعی کردم با یادآوری تعدادی از آن نوستالژی‌ها در طول سریال ادای دینی به آن‌ها داشته باشیم. به‌شخصه فکر می‌کنم هنوز که هنوز است سریال‌های دهه 70 و 80 بیشتر از سریال‌های امروزی شبیه زندگی حتی امروزی ما هستند. انگار به‌نوعی خودمان را در آن دهه جا گذاشته‌ایم. سریال خانه سبز، کت جادویی، گل پامچال، روزی روزگاری، همسران، در پناه تو، پهلوانان نمی‌میرند، روزگار جوانی، آژانس دوستی و امام علی(ع)، هر کدام وجهی از زندگی احساسی و روایی ایرانی را در خود داشت که آنتن تلویزیون را برای هر سبک و سلیقه‌ای تماشایی می‌کرد.

چطور به نیلوفر رجایی و وحید رهبانی رسیدید؟ به نظر کست قدرتمندی در سریال جمع شده که در سریال‌های اخیر تلویزیون کمتر دیده می‌شود. 

من از نقش‌های رؤیا و پدرام، نمایش و تقابل عقل و عشق را می‌خواستم. به هم دلیل به دنبال دو بازیگر با توانایی‌های کاملاً متضاد بودم. یعنی یکی بتواند نماینده عقل کامل باشد و احساس در درجه دوم رفتارش بروز کند و دیگری قلب کامل باشد و عقل و منطق برایش در نوبت دوم باشد. اما هر دوی این بازیگران باید می‌توانستند از جهان غالب خود کم‌کم دست بکشند و به جهان دیگری وارد بشوند. راستش را بخواهید این کار هر بازیگری نیست و نیلوفر رجایی‌فر و وحید رهبانی توانستند به‌خوبی از پس آن بر بیایند.

خیلی از کارگردانان تلویزیون کار دوم و سومشان را به نمایش‌خانگی می‌برند. دوست نداشتید به نمایش‌خانگی کوچ کنید؟ چرا؟ 

پیشنهاد برای ساخت سریال در نمایش خانگی داشتم و هنوز هم دارم. خب پس از دیده‌شدن سریال آقای قاضی همه انتظار داشتند که وارد سریال‌های نمایش خانگی بشوم، اما شرایطش آن طور که می‌خواستم مهیا نشد ولی فکر می‌کنم امسال سریالی در نمایش خانگی خواهم ساخت.

برخی نقد به این داشتند که مدل کمدی کلینیک رؤیا را مخاطب ما که با کمدی‌های رضا عطارانی و پژمان جمشیدی‌دار، همراه شده نمی‌پذیرد. به این مشکل فکر می‌کردید یا اصلاً این را مشکل می‌دانید؟ 

من سعی کردم جهان کمدی خودم را بسازم. من دوست دارم در کمدی‌ام به کس دیگری نخندیم. یعنی اینکه کسی کار بامزه یا دیالوگ بامزه‌ای بگوید و ما را به خنده وادارد برای من جذاب نیست. من دوست داشتم ما هر لحظه به خودمان بخندیم. یعنی کاراکتر، دیالوگ، مضمون یا موقعیت طوری طراحی شود که انگار خودمان را داریم در صفحه تلویزیون می‌بینیم و به خودمان بخندیم. فکر می‌کنم این جنس کمدی ماناتر و درنهایت تأثیرگذارتر است. همه کاراکتر‌های کلینیک رؤیا به کار‌هایی که می‌کنند با تمام وجود ایمان دارند. چون ما در اکثر مواقع فکر می‌کنیم کار‌هایی که می‌کنیم درست است و با ایمان کامل آن را انجام می‌دهیم، اما بعد متوجه می‌شویم چون این کار‌ها ربطی به خدا نداشته و زاییده خودمان بوده است چه افتضاحی به بار آورده‌اند و همین یعنی خندیدن به خودمان. من سعی کردم در سریال کلینیک رؤیا با خودم، با خودمان شوخی کنم و هیچ تلاشی برای خنداندن مخاطب انجام ندهم. زندگی را نشان بدهم، چون فکر می‌کنم همیشه دنیا به طرز مرگباری خنده‌دار بوده است.

سریال شما خیلی گره خورده به کمدی‌های کلاسیک و تیپ‌های کلاسیک. درباره این نسبت می‌گویید؟ 

فرق کمدی‌های کلاسیک با کمدی‌های امروزی در این است که برخلاف امروزی‌ها، در کمدی کلاسیک همه‌چیز استعاره‌ای از زندگی ما بود، اما کمدی‌های امروزی استعاره‌زده شده‌اند. یعنی انسانی را می‌بینیم که در‌وغ می‌گوید و مدام در حال دروغ گفتن است (نمونه‌اش بهروز پیرپکاجکی در زیر آسمان شهر)، اما استعاره از این دروغ گفتن‌های مدام برداشت نمی‌کنیم. دروغ می‌گوید چون آدم دروغگو بامزه است و موقعیت‌های نمایشی ویژه‌ای به ما می‌دهد که چون استعاره‌ای هم ندارد درنهایت نه ترویج دروغ می‌شود و نه تنبیه آن. چون چیزی به عمق نمی‌رود. مثلاً سرخوشی‌ها و رقص‌های کمدی‌های امروزی را مقایسه کنید با سرخوشی و رقص‌های چاپلین. در جهان امروز، رقص‌ها و موسیقی فقط برای جذب مخاطب طراحی می‌شوند، اما استعاره چاپلین فرورفتن به شیدایی واقعیت از دل رقص و موزیک و فرار از جهان کارگری به سمت جهان انسانی بود. برای همین کمدی چاپلین و کیتون و هارولد لوید ماندگار می‌شود و کمدی این روز‌ها مصرف.

کار بعدی‌تان هم سریال است؟ به اینکه درباره جنگ چیزی بسازید فکر کرده‌اید؟ 

حتماً برای جنگ تحمیلی سوم کاری خواهم ساخت. در حال پژوهش و نگارش اثری هستیم که فکر می‌کنیم نگاه متفاوتی به جنگ اخیر را در خود دارد. قرار است سریالی درباره هتل جنگ‌زده‌ها طراحی کنیم که تم کمدی-پلیسی دارد، اما موقعیت‌های اصلی آن اتفاق‌هایی است که به سر مردم نازنین ایران در طول جنگ چهل‌روزه آمده است. من فکر می‌کنم در طول جنگ تحمیلی سوم ما بیش‌ازپیش معنای وطن و هویت را درک کردیم و سریالی که در حال طراحی آن هستیم درباره همبستگی و هویت ملی است. 

منبع: فرهیختگان

انتهای پیام/