شناسهٔ خبر: 78436961 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

علم جدید، قائم‌مقام شریعت در تمدن غرب است

سیدجواد میری بر ضرورت تئوریزه کردن «مبارزه متفکر» برای ابطال هژمونی دیکتاتوری سیاره‌ای تاکید کرد.

صاحب‌خبر -

 به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،نشست علمی و تخصصی «مقام فلسفه در تاریخ فلسفه» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، به ایستگاه تبیین‌های ساختاری رسید. در این نشست،  سیدجواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی، با ارائه تحلیلی نوآورانه از وضعیت فکری و اجتماعی جامعه پس از جنگ، این دوران را در کنار مصایبش، فرصتی طلایی برای گسستن از عادت‌های ذهنی مألوف و طرح پرسش‌های تازه خواند و به کالبدشکافی جایگاه کتاب «مقام فلسفه در تاریخ ایران اسلامی» در منظومه فکری نویسنده پرداخت.

وی در طلیعه بیانات خود با طرح پرسش‌هایی بنیادین پیرامون جهان‌شمولی تاریخ فلسفه و چرایی تمرکز داوری بر مجهولات دوره اسلامی به جای دوره پیشااسلامی، تصریح کرد: داوری در این اثر، فلسفه را مظهری از مذاهب در دوره تاریخی ایران اسلامی تلقی کرده است. او بر خلاف تصورات ساده‌انگارانه رایج، کلیت تاریخ ایران را مسلم نمی‌انگارد؛ بلکه تصریح می‌کند که نه‌تنها تاریخ پیش از اسلام واجد مجهولات بسیار است، بلکه حتی «تاریخ دوره اسلامی ایران» نیز هنوز به درستی نوشته نشده است. ما کمتر تأمل کرده‌ایم که اسلام چگونه ارکان دو امپراتوری را متزلزل ساخت، ایرانیان با چه کیفیتی آن را پذیرفتند و علوم و تمدن ایرانی متعاقب آن در چه مسیری بسط یافت.

این پژوهشگر علوم انسانی با تاکید بر اینکه فهم این مجهولات صرفاً یک دغدغه آکادمیک نیست، افزود: اگر این گره‌های تاریخی گشوده نشود، ما از «وضع فعلی خود در برابر غرب» نیز بی‌خبر می‌مانیم؛ چرا که اطلاع صِرف از گذشته، کاشف نسبت ما با تجدد نیست و بی‌اعتنایی به اصول، به تاریخ‌پریشانی، سرگردانی و گسست خرد منجر خواهد شد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی با رد کلیشه‌های رایجی که داوری را ذیل گفتمان «غرب‌ستیزی» یا «بازگشت سلفی به گذشته» طباطبایی‌زدایی می‌کنند، خاطرنشان کرد: استاد داوری وضعیت کنونی ما را «وضع تقلید» می‌نامد، اما او همزمان جایگاه غرب را در تاریخ بشر به رسمیت می‌شناسد و بازگشت به تمدن گذشته را ناممکن می‌داند؛ بنابراین مسئله او نقد مبنایی «نسبت ما با غرب در وضعیت تقلید» است.

وی افزود: در شرایطی که با استیلای تمدنی غرب و ظهور «دیکتاتوری سیاره‌ای»، فرهنگ‌های بومی در حاشیه تاریخ قرار گرفته‌اند، راه برون‌رفت از این پیاده‌نظام بودن، تقلیدِ کور نیست، بلکه «تذکر تاریخی» است. از آن‌جا که تمدن غرب بدون فکر پدید نیامده و ریشه در ادراک حقیقی دارد، تقابل با آن نیز نمی‌تواند تهی از اندیشه باشد. فلسفه در تمدن اسلامی زمانی به مقامی رسید که جهانِ روزگار خویش را متحول ساخت و نوزایش اروپایی را ممکن نمود، اما همان نوزایش در فرجام خود به استعمار جوامع دیگر انجامید.

این استاد جامعه‌شناسی با تحلیل صورت‌بندی داوری از تکه‌تکه شدن انسان در عصر مدرن، به تبیین راهبرد «مبارزه متفکر» پرداخت و گفت: در مواجهه با استیلای غربی، جامعه ما معمولاً به دو پاره تقسیم شده است؛ بخشی به سمت مبارزه‌ای می‌روند که از تفکر تهی است و بخشی دیگر به ورطه تخصص‌گرایی پوزیتیویستی و تکنوکرات‌شدن می‌غلتند که در آن حس مقاومت رنگ می‌بازد. اما داوری راه سومی پیشنهاد می‌کند: «مبارزه متفکر»؛ یعنی مردمانی که زیر یوغ دیکتاتوری سیاره‌ای هستند، برای رهایی باید مبانی و فونداسیون تفکر غربی را در مقام تحقیق موضوع چون‌وچرا قرار دهند، وگرنه جابه‌جایی قدرت‌ها صرفاً پدیده‌ای روبنایی خواهد بود. ما در فلسفه جدید هنوز به این «مقام تحقیق» نرسیده‌ایم و سخنانمان در سطح ظواهر باقی مانده است.

میری با اشاره به اینکه تاریخ ما امروز مسئله‌مند است، به الگوبرداری داوری از حکیم ابونصر فارابی اشاره کرد و یادآور شد: همان‌گونه که فارابی به دلیل مسبوقیت شریعت نتوانست فلسفه یونانی را عیناً بازتولید کند و به دنبال تأسیس فلسفه اسلامی رفت، ما نیز امروز به دلیل مسئولیت تجدد، نمی‌توانیم از تجدید عهد دینی به همان معنای گذشته سخن بگوییم و نیازمند طرحی نو هستیم که نه تقلید از غرب باشد و نه تکرار صوری تراث.

سخنگوی این نشست علمی، اوج نوآوری تئوریک داوری را در صفحات پایانی کتاب و در پیوند با خوانش علامه طباطبایی (ره) از ادراکات حقیقی و اعتباری دانست و تصریح کرد: ادراک حقیقی ناظر به شناخت اشیا «چنان‌که هستند» (عقل نظری) است، اما ادراک اعتباری مشتمل بر حوزه‌هایی چون قانون، حقوق، باید و نبایدها و مصالح زندگی (عقل عملی) است. داوری بر اساس این تفکیک، گزاره‌ای تکان‌دهنده را مطرح می‌سازد: «علم جدید غربی از سنخ ادراکات اعتباری است و قائم‌مقام شریعت در تمدن غربی است».

وی در تبیین ویژگی‌های چهارگانه ادراکات اعتباری از منظر داوری گفت:

  • اول؛ این معانی در ظرف خارج، ما‌به‌ازای واقعی و فیزیکی ندارند؛
  • دوم؛ بقای آن‌ها منوط به «دوامِ اعتبار» معتبر است و با زوال آن منتفی می‌شوند؛
  • سوم؛ با وجود وهمی بودن، در جهان خارج به شدت منشأ اثر و منشأ تحولات عینی هستند؛
  • چهارم؛ وهمی بودن آن‌ها به معنای قطع ارتباط با حقیقت نیست، بلکه متناظر با مصداقی واقعی شکل گرفته‌اند.

دکتر سیدجواد میری در پایان بیانات خود با جمع‌بندی این دکترین پیچیده تاکید کرد: علم جدید غرب صرفاً بر برهان‌های عقلی کلاسیک فرود نیامده، بلکه در لایه‌ای عمیق‌تر، از سنخ اعتباریات و مهندسی مناسبات زندگی سامان یافته است. داوری با این تبیین شگرف می‌کوشد کلیت تاریخ و واقع‌بودگی جهان جدید را از منظری غیراروپایی کالبدشکافی کند؛ تلاشی مبنایی که هدف غایی آن، فراهم آوردن امکانِ «تجدید عهد فلسفی در جهان پساتجدد» و گسستن زنجیرهای تقلید است.

انتهای پیام/

 

برچسب‌ها: