به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، الهیات سیاسی حج، شاخهای از الهیات حج است که در آن این فریضه الهی صرفاً یک مناسک عبادی فردی تلقی نمیشود، بلکه عرصهای برای بازنمایی هویت جمعی امت اسلامی، اعلام مواضع سیاسی در برابر نظام سلطه و تحقق «امت واحد» به شمار میرود. این نگاه در انقلاب اسلامی ایران و با رهبری امام خمینی (ره) صورتبندی تازهای یافت و «برائت از مشرکان» به عنوان فریضهای سیاسی در کنار فروع دین قرار گرفت.
آیتالله العظمی خامنهای، در دوران زعامت و رهبری خویش، این الهیات را با تأکید بر پیوند میان «برائت» و «اتحاد مسلمانان» توسعه دادند. ایشان با صدور پیامهای سالانه به حجاج و بیانات مستمر در دیدار کارگزاران حج، عملاً حج را به عرصهای برای «عرض اندام تمدنی امت» و افشای نظام سلطه، آمریکا و صهیونیسم جهانی تبدیل کردند. در عصر رهبری ایشان، حج نه یک عمل عبادی و مذهبی کمرنگ، که کانون هویتبخشی، استکبارستیزی و وحدت اسلامی شد.
در طول زعامت و رهبری آیتالله العظمی خامنهای، ایشان سنت صدور پیام سالانه به حجاج را بدون وقفه ادامه دادند و در این پیامها همواره سه محور تکرار شده است: مسئله فلسطین به عنوان رأس مسائل سیاسی جهان اسلام، ضرورت پرهیز وحدت امت اسلامی و پرهیز از تفرقه مذهبی، و اعلام برائت از استکبار و صهیونیسم. در ماههای پس از شهادت رهبر شهید که جهان شاهد آغاز افول امپراتوری آمریکاست، حج ۱۴۰۵ بهانهای برای مرور اندیشههای ایشان در زمینه الهیات سیاسی حج است:
۱. در اندیشه آیتالله العظمی خامنهای، برائت از مشرکان ریشه محکمی در قرآن و سنت دارد، به ویژه آیه سوم سوره توبه که «حج اکبر» را زمان اعلام بیزاری خدا و رسول از مشرکان معرفی میکند، و آیه چهارم سوره ممتحنه که حضرت ابراهیم را اسوه تبری از مشرکان میخواند. ایشان با استناد به این آیات، برائت را نه بدعتی سیاسی، بلکه «عبادی در زمان و مکان خودش» تعریف میکنند.
۲. از نگاه ایشان، «مشرک» تنها به بتپرستان سنتی محدود نمیشود، بلکه مستکبران جهانی به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، مصداق «شرک سیاسی» هستند. بنابراین برائت به معنای بیزاری از طاغوت زمانه، نظام سلطه و اعلام انزجار از ظلم ساختاریافته معنا مییابد، نه دشمنی با پیروان ادیان یا مذاهب دیگر.
۳. نظریه الهیات سیاسی حج در اندیشه ایشان، دو مفهوم «برائت» و «اتحاد مسلمانان» را نه در تقابل، بلکه در پیوند با یکدیگر قرار میدهد. ایشان با تکیه بر آیه «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» (فتح: ۲۹) معتقدند که شدت در برابر کفار و مهربانی میان مؤمنان دو روی یک سکه هستند؛ بدون برائت، اتحاد به سازش با ظلم تبدیل میشود، و بدون اتحاد، برائت به خشونت فرقهای منجر میگردد.
۴. از منظر عملی، ایشان اتحاد مسلمانان را در حج با تأکید بر حضور در نماز جماعت مسجدالحرام و مسجدالنبی(ص) پشت سر ائمهای که لزوماً هممذهب نیستند، برگزاری مجالس مشترک قرائت قرآن، و رفتار برادرانه با حجاج همه ملیتها و مذاهب تعریف میکنند. در روایات ائمه اطهار (ع) نیز تأکید شده که پیروان اهل بیت(ع) در حرمین با سایر مسلمانان نماز بخوانند تا الفت و همدلی تقویت شود.
۵. در عین حال، رهبر شهید همواره تصریح کردهاند که دفاع از مظلوم (به ویژه ملت فلسطین) یک فریضه اسلامی است و حج بهترین مکان برای اعلام این حمایت جمعی میباشد. از این رو، مراسم «برائت از مشرکان» در روز عرفه، نه فقط شعار علیه آمریکا و اسرائیل، که اعلام همبستگی با همه مظلومان جهان اسلام از فلسطین و یمن تا بحرین و کشمیر است.
۶. یکی از نوآوریهای نظری آیتالله خامنهای، تمایز میان «دولتها» و «ملتها» در حج است. ایشان معتقدند اگرچه برخی دولتهای اسلامی با استکبار رابطه دارند، اما حج عرصهای است که ملتها میتوانند صدای مستقل خود را فارغ از سیاستهای دولتی به گوش جهان برسانند. بنابراین برائت یک فریضه فرادولتی و فراملی محسوب میشود.
۷. نگاه ایشان در برابر سه جریان رقیب در جهان اسلام موضعی متمایز دارد. در برابر سلفیتکفیری که برائت را به سایر مسلمانان تعمیم میدهد، ایشان برائت را محدود به مستکبران میدانند. در برابر جریان سلفیسازشکار (عربستان سعودی) که حج را کاملاً غیرسیاسی تفسیر میکند، ایشان بر عبادیسیاسی بودن حج تأکید دارند. و در برابر اخوان المسلمین که برائت را نظری مطرح میکند، ایشان آن را به مناسکی عینی و سالانه در عرفات تبدیل کردهاند.
۸. حج «مُشتی نمونه خروار» از امت اسلامی آرمانی است و به باور ایشان در حج، مسلمانان از «هر راه دوری» (کُلِّ فَجٍّ عَمِیق) گرد هم میآیند و دردهای مشترک خود را میشنوند: درد استضعاف، درد اشغال، درد تحریم و تبعیض. این شناخت متقابل، زمینهساز «رفع شبهات» و «کمرنگ شدن دشمنیهای ساختگی» میان مذاهب میشود.
۹. در نهایت، الهیات سیاسی حج در عصر رهبر شهید آیتالله العظمی خامنهای، پروژهای تمدنی برای تحقق «امت واحده» مقاوم است. در این پروژه، برائت از مشرکان مرز «ما» و «آنها» را مشخص میکند (ما = مسلمانان مظلوم؛ آنها = مستکبران و صهیونیستها) و اتحاد مسلمین، محتوای مثبت این هویت جمعی را میسازد. حج به مثابه آیینهای سالانه، این دو را در عمل به نمایش میگذارد.
بنابراین، از نگاه قائد اعظم، الهیات سیاسی حج بر پایه توحید و ولایت استوار است: شرک، اطاعت از طاغوت و نظام سلطه میباشد و برائت، بیزاری از آن؛ اتحاد نیز همبستگی همه مسلمانان حول محور دشمنشناسی مشترک است. این دو نه تنها متضاد نیستند، بلکه شرط یکدیگرند. رهبر شهید، حج را از یک مناسک فردیِ کمخطر به کانون استکبارستیزی و وحدت اسلامی تبدیل کردند. میراث ماندگار ایشان برای جهان اسلام، حجی است که در عین شدت علیه کفار، سرشار از رحمت میان برادران مسلمان میباشد؛ حجی که سیاست را عین دینداری و عبادت را عرصه انقلابیگری میداند.
حجت الاسلام محمدباقر پورامینی
مدیر گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی