در روزهایی که نگهداری حیوانات وحشی مانند پلنگ، کروکودیل و مار مد شده است این آسیب جدی سنجابهای مظلوم زاگرس را در امان نگذاشته و قاچاق این جانور در حال تیشه زدن به ریشه جنگلهای زاگرس است.
متأسفانه جذابیت، شیطنت و بازیگوشی این حیوانات مینیاتوری سبب شده خیلیها قید نگهداری سگ و گربه را بزنند و به جای آنها یک سنجاب در خانه نگهداری کنند غافل از اینکه این سنجابهای زیبا نقش مهمی در اکوسیستم زاگرس ایفا میکنند و نبودشان میتواند جنگلها را به نابودی نزدیکتر کند.
در دل جنگلهای بلوط زاگرس، میان شاخههای سبز و سایهسار درختانی که قرنها ایستادهاند، موجودی کوچک و چابک زندگی میکند که شاید در نگاه اول تنها یک جانور زیبا و دوستداشتنی به نظر برسد، اما درواقع یکی از بازیگران مهم حیات جنگل است.
سنجاب ایرانی، ساکن قدیمی زاگرس، این روزها بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدیدی خاموش و ویرانگر قرار دارد و پایش به بازارهای خرید و فروش جانوران قاچاق به پایتخت باز شده است!
آنچه امروز در برخی مناطق زاگرس رخ میدهد، فقط زندهگیری یک حیوان کوچک نیست؛ بلکه بخشی از زخمی عمیقتر بر پیکر طبیعت ایران است. زخمی که از حرص سود، ناآگاهی عمومی و ضعف نظارت شکل گرفته و میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از نابودی یک گونه داشته باشد.
سنجاب ایرانی؛ قهرمان کوچک جنگلهای بلوط
شاید برای خیلیها سنجاب فقط حیوانی بامزه با دمی پُرپشت باشد، اما در منطق طبیعت، این جانور نقشی بسیار حیاتی دارد. سنجاب ایرانی با جابهجا کردن بذرها و دفن کردن دانهها در خاک، به بازسازی طبیعی جنگل کمک میکند. بسیاری از بذرهایی که این حیوان برای مصرف بعدی پنهان میکند، هرگز خورده نمیشوند و درنهایت به نهال تبدیل میشوند.
به زبان ساده، سنجابها درخت میکارند بیآنکه کسی متوجه باشد.
در جنگلهای زاگرس که سالهاست با تهدیدهایی چون خشکسالی، آتشسوزی، آفات، چرای بیرویه و تخریب انسانی دستوپنجه نرم میکنند، وجود چنین گونهای یک نعمت طبیعی است. اما درست در همین زمان حساس، انسان با دست خود در حال حذف یکی از همپیمانان اصلی جنگل است.
تجارت تلخِ «حیوان بامزه»
بازار قاچاق حیات وحش، همیشه با حیوانات بزرگ و کمیاب تعریف نمیشود. گاهی یک سنجاب کوچک، به دلیل ظاهر دلنشینش، به کالایی برای خرید و فروش تبدیل میشود. برخی افراد این حیوان را برای نگهداری در خانه میخرند بیآنکه بدانند پشت این خرید بهظاهر ساده، چه زنجیرهای از خشونت و نابودی پنهان شده است.
قاچاقچیان معمولاً با ورود به زیستگاههای طبیعی، نوزادان سنجاب را از لانه جدا میکنند یا حیوانات بالغ را با تله زندهگیری میکنند. این فرایند نهتنها برای خود جانور دردناک و استرسزاست؛ بلکه ساختار خانواده و تولیدمثل طبیعی آن را نیز مختل میکند.
بسیاری از این سنجابها حتی هرگز به مقصد فروش نمیرسند. شرایط بد حملونقل، تشنگی، ترس، سوءتغذیه و جابهجایی غیرحرفهای، موجب میشود تعداد زیادی از آنها در همان مسیر تلف شوند. یعنی وقتی یک سنجاب در بازار فروخته میشود، احتمالاً چند حیوان دیگر پیش از آن جان خود را از دست دادهاند.
قاچاق از روستا تا شهر
یکی از واقعیتهای تلخ در ماجرای قاچاق سنجابها، پیوند آن با مشکلات اقتصادی است. در برخی مناطق حاشیه زاگرس، فقر و نبود فرصت شغلی سبب میشود برخی افراد محلی به زندهگیری حیوانات وحشی روی بیاورند. با این حال، سود اصلی معمولاً نه نصیب زندهگیر محلی؛ بلکه نصیب واسطهها و فروشندگان شهری میشود.
به بیان دیگر، طبیعت ارزان از روستا گرفته و گران در شهر فروخته میشود.
از سوی دیگر، خریدار شهری هم اغلب از عمق فاجعه بیخبر است. او یک حیوان کوچک و دوستداشتنی میبیند و تصور میکند با خرید آن، صاحب یک حیوان خانگی خاص شده، اما واقعیت این است که هر خرید، یعنی یک رأی مثبت به ادامه قاچاق و نابودی میراث هزاران ساله زاگرس!
خانه یا زندان؟
نگهداری سنجاب در خانه، برخلاف تصور برخی، نهتنها نشانه علاقه به حیوانات نیست؛ بلکه نوعی بیتوجهی به نیازهای طبیعی آنهاست. سنجاب حیوانی وحشی است؛ به فضا، تحرک، درخت، نور طبیعی، رژیم غذایی خاص و تعامل با محیط زیست خود نیاز دارد. قفس، آپارتمان یا اتاق، جای زندگی چنین جانوری نیست.
بسیاری از سنجابهای قاچاقشده پس از مدتی دچار رفتارهای غیرعادی میشوند: بیقراری، پرخاشگری، ترس مداوم، بیاشتهایی و حتی مرگ ناگهانی. صاحبان ناآگاه نیز معمولاً نمیدانند این حیوان چه میخورد، چگونه باید نگهداری شود یا اساساً آیا قابلیت زندگی در اسارت را دارد؟ پاسخ این پرسش کاملاً روشن است: سنجاب حیوان خانگی نیست!
ضربه به قلب زاگرس
ماجرای قاچاق سنجاب فقط یک تخلف ساده علیه حیات وحش نیست. این اتفاق، مستقیماً به اکوسیستم زاگرس آسیب میزند. وقتی جمعیت سنجابها کاهش پیدا کند، بخشی از فرایند طبیعی پراکنش بذر و تجدید حیات جنگل مختل میشود. در منطقهای که همین حالا نیز زیر فشار بحرانهای محیط زیستی قرار دارد، این موضوع میتواند تبعات بلندمدت و حتی جبرانناپذیر داشته باشد.
جنگلهای زاگرس ریههای غرب ایراناند. این جنگلها در حفظ خاک، ذخیره آب، تعدیل اقلیم محلی و پشتیبانی از تنوع زیستی نقش مهمی دارند. آسیب به گونههای درون این اکوسیستم، درنهایت فقط به جانوران محدود نمیشود؛ بلکه به امنیت زیستی و حتی کیفیت زندگی انسانها هم مربوط میشود.
شبکههای اجتماعی؛ بازار جدید قاچاقچیان
یکی از تغییرات نگرانکننده سالهای اخیر، انتقال بخشی از خرید و فروش حیات وحش به فضای مجازی است. تصاویری از سنجابهای کوچک و بهظاهر بیآزار در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و برخی صفحات یا فروشندگان از همین جذابیت ظاهری برای تحریک خریداران استفاده میکنند.
در این میان، مخاطب معمولی شاید تصور کند با یک معامله ساده روبهرو است؛ اما واقعیت این است که این فضا به یکی از ویترینهای پنهان قاچاق تبدیل شده است. بازاری خاموش که در آن، حیات وحش به کالا تقلیل مییابد.
اگر مقابله با قاچاق تنها به گشتهای میدانی محدود بماند و فضای آنلاین نادیده گرفته شود، بخش مهمی از این تجارت همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد.
قانون هست، اما بازدارنده نیست
در قوانین ایران، شکار، صید، زندهگیری و خرید و فروش غیرمجاز حیات وحش ممنوع است. با این حال، مشکل اصلی در اجرا، نظارت و بازدارندگی است. گستردگی عرصههای جنگلی، کمبود محیطبان، محدودیت امکانات و فعالیت پنهانی قاچاقچیان موجب میشود مقابله با این پدیده ساده نباشد.
کارشناسان محیط زیست بارها تأکید کردهاند برای مهار این بحران، فقط وجود قانون کافی نیست. باید برخورد قضایی با متخلفان سریع، جدی و علنی باشد. همچنین لازم است مردم بدانند خرید یک سنجاب یا هر حیوان وحشی دیگر، فقط یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه مشارکت در یک چرخه غیرقانونی و مخرب است.
آگاهی عمومی؛ خط مقدم نجات سنجابها
شاید مهمترین سلاح در برابر قاچاق سنجابها، نه فقط جریمه و برخورد قانونی؛ بلکه آگاهی عمومی باشد. تا زمانی که تقاضا برای خرید این حیوانات وجود داشته باشد، عرضه هم ادامه پیدا میکند. بنابراین باید از مدرسه تا رسانه، از فضای مجازی تا برنامههای محلی، این پیام بهطور جدی تکرار شود که جای سنجاب در قفس نیست؛ جای او در جنگل است.
آموزش کودکان و نوجوانان میتواند تأثیر ویژهای داشته باشد. نسلی که از ابتدا یاد بگیرد حیوانات وحشی را نباید خرید یا در خانه نگهداری کرد، در آینده کمتر به سمت این بازار میرود. رسانهها، مستندسازان، معلمان، فعالان محیط زیست و چهرههای تأثیرگذار اجتماعی، همگی میتوانند در تغییر این نگاه نقش داشته باشند.
معیشت محلی؛ حلقه فراموششده حفاظت
حفاظت از حیات وحش بدون توجه به زندگی جوامع محلی، معمولاً نتیجه کامل نمیدهد. در بسیاری از مناطق، مردم محلی نخستین کسانی هستند که با طبیعت زندگی میکنند و اگر حمایت شوند، میتوانند بهترین مدافعان آن باشند. ایجاد فرصتهای شغلی جایگزین، توسعه گردشگری مسئولانه، آموزشهای محیط زیستی و مشارکت دادن جوامع بومی در طرحهای حفاظتی، راهی پایدارتر از برخورد صرفاً سلبی است.وقتی ارزش زنده ماندن سنجاب برای جامعه محلی بیشتر از فروش آن باشد، مسیر حفاظت هموارتر میشود.
مسئولیتی که از خانه شروع میشود
مقابله با قاچاق سنجابها فقط وظیفه دولت، محیطبان یا سازمانهای مردمنهاد نیست. هر شهروندی میتواند در این زنجیره نقش داشته باشد؛ یا در سمت نجات، یا در سمت تخریب. نخریدن حیوانات وحشی، گزارش موارد فروش غیرمجاز، آگاه کردن اطرافیان و حمایت از حفاظت محیط زیست، اقدامهایی ساده اما مؤثرند.
اگر کسی واقعاً به حیوانات علاقه دارد، باید به آزادی آنها احترام بگذارد. دوست داشتن سنجاب، به معنی گرفتن او از جنگل و نگهداری در خانه نیست؛ بلکه به معنی دفاع از حق زندگی او در طبیعت است.
رابطه نادرست انسان با طبیعت
سنجاب ایرانی شاید حیوانی کوچک باشد، اما حذف آن، نشانه زخمی بزرگ بر پیکر طبیعت ایران است. قاچاق این گونه، فقط داستان چند شکارچی و چند خریدار نیست؛ این ماجرا روایت رابطه نادرست انسان با طبیعت است. رابطهای که در آن، زیبایی به کالا تبدیل و حیات وحش، قربانی سرگرمی و سود میشود.
امروز جنگلهای زاگرس بیش از هر زمان دیگری به مراقبت نیاز دارند. نجات سنجابها، بخشی از نجات همین جنگلهاست. اگر بخواهیم فردا هنوز صدای زندگی در شاخههای بلوط زاگرس شنیده شود، باید امروز با قاچاق حیات وحش جدیتر از همیشه مقابله کنیم.