شناسهٔ خبر: 77213290 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

هوش مصنوعی در سینما؛ ابزار یا تهدید؟

در سال‌های اخیر فیلم‌هایی در جهان و حتی ایران با ادعای «نخستین فیلم بلند ساخته شده با هوش مصنوعی» به نمایش درآمده‌اند.

صاحب‌خبر -

پرده نخست: ظهور یک میهمان ناخوانده

در سال‌های اخیر فیلم‌هایی در جهان و حتی ایران با ادعای «نخستین فیلم بلند ساخته شده با هوش مصنوعی» به نمایش درآمده‌اند.
فیلم‌های بلندی مانند «Marked or Delivered» ،«Post Truth» و «Love You» ساخته شده در سال ۲۰۲۵ که یکی پس از دیگری اکران شدند این ذهنیت را ایجاد کردند که عصر جدیدی آغاز شده؛ دورانی که ماشین می‌تواند از صفر تا صد فیلم بسازد؛ از فیلم‌نامه تا بازیگر و جلوه‌های ویژه. اما آیا این موضوع واقعاً پیشرفت است یا ورود یک میهمان ناخوانده به خانه‌ای که همیشه به وسیله انسان ساخته شده است؟
پرسش این یادداشت دقیقاً همین است که چرا نباید کل فرایند سینمایی، از ایده‌پردازی تا اکران را به هوش مصنوعی بسپاریم؟

پرده دوم: سینما بدون روح انسان، فقط تصویر است

سینما از روزگار لومیر تا امروز آینه‌ای از روح و عواطف انسانی بوده است. «مادر»، «جدایی نادر از سیمین» یا «هامون» نه به‌خاطر تکنیک، که به‌خاطر درد، تردید و همدلی کارگردان و بازیگر، جاودانه شدند. هوش مصنوعی اما فاقد تجربه‌های زیستی است. او فقط الگوهای میلیاردی «داده» را ترکیب می‌کند؛ نه درد را حس کرده، نه عشق را چشیده و نه لذت قدم زدن در یک شب بارانی در خیابان را.
خروجی‌اش اغلب محتوای بی‌کیفیت ماشینی است؛ تصاویر صیقلی اما بدون عمق، دیالوگ‌هایی که تکراری و بدون زیرمتن‌اند. هوش مصنوعی شاید بتواند یک تیزر تبلیغاتی یا انیمیشن استاندارد بسازد، اما نمی‌تواند «طعم گیلاس» یا «رنگ خدا» خلق کند، زیرا هنر محصول لحظه‌های انسانی است؛ لحظه‌هایی که ماشین هرگز تجربه نکرده است. سپردن کل سینما به او، یعنی تبدیل این هنر به یک کارخانه تولید محتوای ماشینی؛ جایی که احساس جای خود را به الگوریتم می‌دهد.

پرده سوم: چالش‌های فنی، حقوقی و انسانی

فراتر از روح، واقعیت‌های عملی هم هشدار می‌دهند. حتی پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی مانند سورا، ران‌وی، کلینگ یا ویو۳ با وجود شگفتی‌های زیادی که به جهان معرفی کرده‌اند، هنوز در حرکات چهره، هماهنگی صحنه و عمق احساسی ناتوان‌اند، حداقل تا به امروز. در فیلم‌ها و تصاویر ساخته ‌شده با هوش مصنوعی، مخاطب با یک وهم مواجه می‌شود و حس می‌کند چیزی «مرده» است.
مسائل حقوقی نیز چالش بزرگی به شمار می‌روند. مدل‌های هوش مصنوعی روی آثار هنرمندان بدون اجازه آموزش دیده‌اند. استودیوهای بزرگ علیه شرکت‌های میدجورنی و استیبلیتی شکایت کرده‌اند. اگر یک فیلم کامل با هوش مصنوعی بسازیم، دعاوی مالکیت معنوی و «شباهت» بازیگران و نویسندگان چه خواهد شد؟
بیکاری یکی دیگر از جدی‌ترین نگرانی‌هاست. اعتصاب ۱۴۶روزه نویسندگان و بازیگران آمریکا در سال ۲۰۲۳ دقیقاً به‌خاطر همین موضوع بود. اما در ایران هم با ورود کامل هوش مصنوعی، صدها فیلم‌نامه‌نویس، تدوینگر، طراح صحنه، بازیگر و بسیاری مشاغل دیگر بیکار خواهند شد.
هوش مصنوعی استاد تکرار الگوهای موفق گذشته است و خطر کلیشه را به همراه دارد؛ نتیجه‌اش سیلی از فیلم‌های متوسط و شبیه به هم خواهد بود که ذائقه مخاطب را تخریب می‌کند.
اما مهم‌ترین دلیل اقتصادی و عاطفی، جاذبه ستاره‌ها در سینماست. مخاطب ایرانی و جهانی بلیت سینما را می‌خرد تا چهره و بازی واقعی بازیگران محبوبش را ببیند؛ شهاب حسینی و پیمان معادی در «جدایی»، لیلا حاتمی در «رگ خواب»، پرویز پرستویی در «آژانس شیشه‌ای» یا در سطح جهانی تام کروز در «مأموریت غیرممکن» که خودش به جای بدلکار از هواپیما آویزان می‌شود یا بازی فوق‌العاده واکین فینیکس در «جوکر» که میلیون‌ها دلار فروش برای فیلم به ارمغان می‌آورد. وقتی جای این ستاره‌ها را یک چهره ساخته ‌شده توسط هوش مصنوعی بگیرد، آن حس هیجان و همذات‌پنداری کاملاً از بین می‌رود. مردم حاضر نیستند ده‌ها یا صدها هزار تومان پول بلیت بدهند تا یک شبیه‌سازی دیجیتال را روی پرده ببینند. بدون ستاره، فروش بلیت و درآمد گیشه به شدت افت می‌کند و این همان چیزی است که کارگردانان مطرح جهان را هنوز محتاط نگه داشته است؛ به طوری که کارگردان بزرگی چون گیرمو دل تورو می‌گوید: «ترجیح می‌دهد بمیرد تا از هوش مصنوعی در فیلم‌هایش استفاده کند».

پرده آخر: هوش مصنوعی، یک دستیار نه جایگزین

پس راه‌ حل چیست؟ هوش مصنوعی را به جایگاه واقعی‌اش برگردانیم: ابزاری قدرتمند در خدمت انسان؛ در جلوه‌های ویژه، طراحی صحنه، پاک‌سازی نویز صدا، تحلیل فیلم‌نامه، شبیه‌سازی صدا، ترجمه و حتی کمک به ایده‌پردازی اولیه. همان‌ طور که در بسیاری از فیلم‌ها بخش عمده کار همچنان با نظارت و خلاقیت انسانی پیش می‌رود. سینما باید انسانی بماند تا اصالت داشته باشد. اگر کل فرایند را به ماشین بسپاریم، نه‌تنها شغل‌ها از دست می‌رود، بلکه آن چیزی که سینما را سینما کرده است، یعنی «لحظه‌های ناب انسانی» هم از بین خواهد رفت.
هالیوود با همه قدرت مالی‌اش هنوز محتاط است؛ چون می‌داند مخاطب از «محتوای ماشینی» خسته است .سینمای ایران هم با تاریخ غنی‌اش، از «گاو» تا «فروشنده»، نباید این میراث را قربانی سرعت و هزینه کند. هوش مصنوعی می‌تواند سینمای ما را ارزان‌تر و سریع‌تر کند، اما فقط وقتی که در خدمت هنرمند باشد، نه جایگزین او.