شناسهٔ خبر: 76034626 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: جوان | لینک خبر

بازار تهران بر لبه بحران

روایت یک قلب تجاری که هر روز با شانس زنده می‌ماند

صاحب‌خبر -

جوان آنلاین:‌بازار بزرگ تهران، نه فقط چهارراه اقتصاد پایتخت که یکی از پیچیده‌ترین زیست‌بوم‌های شهری ایران است؛ مکانی متراکم، چندلایه و تاریخی که روزانه حدود یک‌ونیم میلیون نفر در آن رفت‌وآمد می‌کنند. این حجم از جمعیت در کنار بنایی که بیش از یک قرن عمر کرده و زیرساخت‌هایی که هیچ نسبتی با نیاز‌های امروز ندارد، تصویری می‌سازد از بافتِ در آستانه خطر. فضایی که مسئولان آتش‌نشانی سال‌هاست درباره آن هشدار می‌دهند، اما چرخه بحران‌زدگی اش همچنان ادامه دارد. البته هشدار تا زمانی که حادثه‌ای رخ نداده، شنیده نمی‌شود. 

هزارتویی که با یک جرقه می‌تواند شعله‌ور شود
به گفته مسئولان آتش‌نشانی، ۴۰ درصد حوادث بازار به سیم‌کشی‌های فرسوده و اتصال برق مربوط است، شبکه‌ای که برای نیاز‌های ۱۰۰ سال پیش طراحی شده و امروز باید تحمل کولر‌های گازی، دستگاه‌های گرمایشی و بار برقی انبوه دکان‌ها را داشته باشد. در همین بازار موادی، چون پارچه، پلاستیک، کاغذ و کالا‌های قابل اشتعال به وفور چیده شده‌اند، فقط کافیست یک اتصال کوچک در میان سیم‌های قدیمی رخ دهد تا آتش‌سوزی شکل بگیرد که هیچ نیروی امدادی به‌موقع به آن نرسد. نمونه آن، حادثه بازار سیدولی است که بیش از ۵۴ساعت طول کشید تا آتش‌نشانی بتواند حریق آن را مهار کند، فقط به این دلیل که هیچ تجهیز ایمنی اولیه‌ای در آنجا وجود نداشت. 

تراکم انسانی
بازار تهران، یک چالش مهم دیگر هم دارد؛ راه‌های تنگ و پیچ‌درپیچ. خودرو‌های آتش‌نشانی در بسیاری از راسته‌ها امکان ورود ندارند و همین موضوع هر حادثه‌ای را به بحرانی غیرقابل کنترل تبدیل می‌کند. کامیون، موتور، چرخ‌دستی، کارگاه‌های پراکنده، انبار‌های پنهان‌شده در زیرزمین‌ها و پشت‌بام‌ها، همه اینها بازاری را ساخته که هر لحظه ممکن است در یکی از این «گلوگاه‌های خطر» گرفتار شود، حتی اجرای طرح‌هایی مثل احداث پنج مخزن اضطراری آب برای مواقع بحران هم به دلیل حساسیت‌های میراث فرهنگی و پیچیدگی‌های مالکیتی، ماه‌هاست که پیش نرفته است. 

اختلاف مالکان و مستأجران
یکی از دلایل کندی روند ایمن‌سازی، اختلاف‌های دیرینه میان مالکان و مستأجران است. اختلاف‌هایی که باعث شده اقدام‌های ضروری مثل نوسازی برق، تقویت سازه‌ها یا حذف کاربری‌های پرخطر بار‌ها متوقف بماند. 
در حالی که آتش‌نشانی بار‌ها تأکید کرده اگر مالکان ساختمان‌های پرخطر تمکین نکنند، ناچار به پلمب خواهند شد، اما واقعیت این است که پلمب یک سرا در قلب بازار، تبعات اقتصادی و اجتماعی بزرگی دارد و همین ماجرا تصمیم‌گیری را دشوار کرده است. 

انبوه کپسول‌های گاز زیر سقف بازار
در لایه‌ای دیگر از بحران، رستوران‌ها و غذاخوری‌های بازار قرار دارند. دست‌کم ۷۷ واحد در بازار وجود دارد که بسیاری از آنها صد‌ها لیتر گاز مایع را در مخازن بزرگ و ناایمن نگهداری می‌کنند، مخازنی که اگر یکی از آنها دچار نشتی یا انفجار شود، می‌تواند به فاجعه‌ای غیرقابل مهار منجر شود. آتش‌نشانی طرحی برای گازرسانی ایمن از مسیر ۱۵ خرداد ارائه کرده، اما این طرح نیز در پیچ‌وخم‌های اداری و موافقتنامه‌ها گرفتار شده است. 

بازار، فقط بازار نیست
به گفته کارشناسان بحران، آنچه امروز «بازار تهران» نامیده می‌شود، دیگر فقط بازار نیست؛ هم بازار است، هم بارانداز، هم انبار، هم کارگاه، هم فضای گردشگری و حتی زیست‌محل. این چندوجهی بودن، نه‌تنها مدیریت ایمنی را دشوار کرده، بلکه مرز میان فعالیت مجاز و نامجاز را هم محو کرده است؛ از دپوی مواد شیمیایی تا انبارداری پنهان، از کارگاه‌های فعال در زیرزمین تا تعمیرگاه‌های کوچک مخفی که در دل پاساژ‌های قدیمی کار می‌کنند. 

۱۱ ساختمان بحرانی
طبق گزارش قدرت‌الله محمدی، مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی تهران، از میان هزار و ۳۵۷ پلاک شناسایی شده در بازار، ۱۴ ساختمان در دسته بحرانی قرار داشتند و فقط سه مورد ایمن‌سازی شده و ۱۱ ساختمان بحرانی همچنان پابرجا هستند. این یعنی بافتی که می‌تواند با یک حادثه، بخش بزرگی از بازار را دچار تخریب یا آتش‌سوزی گسترده کند، هنوز بدون مداخله اساسی باقی مانده است. 

چرا ایمن‌سازی در بازار شکست می‌خورد؟
مرور گفت‌و‌گو‌های مسئولان و کارشناسان نشان می‌دهد ریشه‌های مشکلات در چند محور جمع می‌شود: 
۱- ساختار مالکیت پیچیده از جمله وجود مالکان متعدد، وراث، مستأجران قدیمی و قرارداد‌های پیچیده اجازه تصمیم‌گیری واحد نمی‌دهد. 
۲- اولویت‌های اقتصادی بر ملاحظات ایمنی غلبه دارد. در این بخش کسبه نگران تعطیلی، کاهش فروش و هزینه‌های نوسازی هستند. 
۳- نبود مدیریت یکپارچه در بازار که براساس آن هیچ نهاد واحدی مسئول تصمیم‌گیری نهایی نیست؛ آتش‌نشانی هشدار می‌دهد، شهرداری دستور می‌دهد، اصناف مخالفت می‌کند و میراث فرهنگی محدودیت می‌گذارد. 
۴- فقدان آموزش عمومی و فرهنگ ایمنی که در جریان آن بسیاری از کسبه حتی ساده‌ترین اصول ایمنی را نمی‌دانند، مثل همین الزام به نصب یک دتکتور کوچک که می‌تواند جان و مال صد‌ها نفر را نجات دهد. 

راه‌حل چیست؟ 
کارشناسان معتقدند بازار تهران فقط با مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ و چندسطحی قابل نجات است؛ از جمله تشکیل ستاد مدیریت ایمنی بازار تهران با حضور آتش‌نشانی، شهرداری، میراث فرهنگی، دستگاه قضایی، اصناف و بازاریان. همچنین نوسازی تدریجی شبکه برق و گاز با مشارکت دولت و حمایت مالی از کسبه و انتقال کاربری‌های پرخطر به مکان‌های جایگزین مانند شهر آفتاب یا انبار‌های سازمان‌یافته در جنوب تهران و تفکیک صنوف و منطقه‌بندی فعالیت‌ها تا از همنشینی فعالیت‌های پرخطر با واحد‌های عمومی جلوگیری شود. نصب سامانه‌های اعلام و اطفای هوشمند و اتصال آن به مانیتورینگ آتش‌نشانی و اجرای مانور‌های منظم خروج اضطراری برای کسبه و مراجعه‌کنندگان. احیای طرح مخازن آب اضطراری به‌عنوان ستون فقرات عملیات اطفای حریق در بافت‌های تاریخی. 

حافظه تاریخی
باید در نظر داشت بازار تهران، میراثی است که اگر امروز آن را نجات ندهیم، فردا دیر است. بازار تهران فقط یک مرکز خرید نیست؛ حافظه تاریخی پایتخت و بخش مهمی از اقتصاد شهری است، اما این میراث کهن، امروز با انبوهی از تهدیدات خشک و تر، انسانی و فناورانه، سازه‌ای و مدیریتی روبه‌روست؛ تهدیداتی که اگر بی‌تفاوتی ادامه یابد، می‌تواند به حادثه‌ای بزرگ ـ شبیه آنچه در پلاسکو رخ داد ـ منجر شود. 
در شرایطی که حوادث اخیر در شهر‌های مختلف نشان داده حتی یک لحظه غفلت می‌تواند فاجعه‌ای ملی رقم بزند، بازار تهران بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک تصمیم جدی، یک اراده واحد و یک برنامه اجرایی فوری است. 
بازار هر روز با شانس زنده می‌ماند، اما شانس همیشه با ما همراه نخواهد بود.