شناسهٔ خبر: 76031693 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

گزارشی از پشیمانی برزو ارجمند، بی‌معناترین آدم آمریکا!

زندگی در غرب، دور از شهرت و احترام/ وقتی یک آرتیست چهره واقعی زندگی در غرب را می‌بیند

برزو ارجمند گفت: من بی‌معناترین آدم آمریکا هستم. ۲۷ سال به صورت حرفه‌ای کار کردم و وقتی وارد اینجا شدم همه درها به رویم بسته شد. کارهای عجیبی اینجا کردم که اصلا دلم نمی‌خواهد راجع به آنها حرف بزنم.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، وقتی یک بازیگر در اوج دیده‌شدن قرار دارد، معمولاً تصور عمومی این است که مسیر پیشِ روی او روشن، قابل پیش‌بینی و رو به رشد است. مخصوصاً وقتی ریشه‌های حرفه‌ای و خانوادگی او در سینما و تلویزیون مستحکم باشد و هر سال چند پیشنهاد مهم روی میز داشته باشد. اما به قول قدیمی‌ها همیشه در روی یک پاشنه نمی‌چرخد و یک تصمیم، یک چرخش یا یک انتخاب می‌تواند مسیری را که سال‌ها برای ساختنش زحمت کشیده شده، ناگهان تغییر دهد.

این اتفاقی است که طی دو سه سال اخیر برای برزو ارجمند رخ داد؛ بازیگری که می‌توانست همچنان در ایران مسیر حرفه‌ای‌اش را ادامه دهد، در آثار مختلف دیده شود و جایگاه تثبیت‌شده‌اش را حفظ کند، اما به‌دلایلی تصمیم گرفت کشور را ترک کند و با پیوستن به جبهه دشمنان ملت ایران و حضور در رویدادها و رسانه‌هایی که خصومت آن‌ها با ایران و ایرانی‌ اثبات شده است، قمار سنگینی انجام داد که خیلی زود هزینه‌های واقعی خود را نشان داد.

برزو ارجمند بازیگر سابق سینما و تلویزیون که در یکی دو سال اخیر از کشور مهاجرت کرده و در بزنگاه‌های مختلف با اظهار نظرهای سیاسی بچگانه مسیری متفاوت در کارنامه کاری خود ایجاد کرد، حالا مثل برخی دیگر از هنرمندان مهاجرت کرده ابراز پشیمانی کرده و از شرایط سختی که پس از ترک وطن با آن مواجه شده سخن گفته است. 

او در مهاجرت، وارد فضایی شد که نه سابقه حرفه‌ای‌اش معنا داشت، نه شهرتش و نه شبکه روابطی که طی سال‌ها ساخته بود. زندگی در خارج از ایران برای بسیاری از هنرمندان ایرانی به معنای شروع از صفر است؛ اما برای کسی که سال‌ها جلوی دوربین بوده و شغل دیگری به جز بازیگری را بلد نیست، این «صفر» نه فقط از نظر کاری، بلکه از نظر هویتی ضربه‌ای سنگین محسوب می‌شود.

حالا این بازیگر در مصاحبه‌ای به‌صراحت گفته که شرایط برایش بسیار دشوار شده و پشیمان است، گویا تازه متوجه شده که آن‌سوی مرزها نه خبری از فرصت‌های هنری ا‌ست و نه آن احترام و موقعیتی که در ایران داشته. حالا خودش اعتراف می‌کند که زندگی در آن‌جا، بیشتر شبیه زیستن به‌عنوان یک شهروند درجه دو است؛ کسی که نه جای پای محکمی دارد، نه امنیت شغلی، نه آینده‌ای مشخص.

مهاجرت برایم وحشتناک بود

ارجمند در گفت‌وگو با رها اعتمادی گفت: «دلم برای خیلی چیزها تنگ می‌شود. بیشتر از همه برای کارم، برای دوستانم، برای شمال رفتن. خیلی در محکمی را به روی خودم بستم و زندگی را مخصوصا برای زن و بچه‌ام خیلی سخت کردم. من آدم آرام و بی حاشیه‌ای بودم و (رفتنم از ایران) از لحاظ مالی خیلی برایم ضرر داشت و فشاری که همسرم تحمل کرد در سه چهار سال گذشته خیلی وحشتناک بود و در ایامی بار زندگی بیشتر روی دوش همسرم بود.

 وی افزود: من بی‌معنی‌ترین آدم آمریکا هستم. ۲۷ سال به صورت حرفه‌ای در ایران کار کردم و موفق هم بودم و وقتی که وارد اینجا شدم همه درها به رویم بسته شد.

این بازیگر کمدی که مثل بسیاری از هنرمندانِ ترک وطن کرده با تصوراتی خارج از واقعیت خود را به آغوش مخالفان ایران در غرب انداخت در ادامه سخنانش گفت: وقتی وارد آمریکا شدم برنامه ریزی کرده بودم و به اندازه یک سال پول همراهم بود. اما خیلی کارهای عجیبی اینجا کردم که اصلا دلم نمی‌خواهد راجع به آن‌ها حرف بزنم. کارهایی که باور نمی‌کردم انجامشان بدهم.

ارجمند همچنین در این گفت‌وگو اضافه کرد: من آنجا (در ایران) معنی می‌دهم، بزرگ شدم به همه چی رسیدم و اینجا همه چیز را ازدست دادم. من توان بیست سالگی‌ام را ندارم ولی اینجا باید مثل زمان بیست سالگی کار کنم.»

این بخشی از مصاحبه اخیر برزو ارجمند است، کسی که در یک خانواده هنری بزرگ شد و در مسیری گام برداشت که پدر مرحومش انوشیروان ارجمند و عمویش داریوش ارجمند نیز در آن مسیر حضور داشتند و خیلی زودتر از بازیگران دیگر به شهرت رسید. پس از سال‌ها حضور در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف و در زمانی که به شهرت خوبی هم رسیده بود، ناگهان با وقایع اجتماعی که در ایران رخ داد، از کشور مهاجرت کرد و برخلاف بسیاری از هنرمندانی که از ایران می‌روند اما به ایران و ایرانی پشت نمی‌کنند، با حضور در برنامه‌های سیاسی و آثار مرتبط با شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان که دشمنی آن‌ها با ایرانیان اظهر من‌المشس است، در راهی قرار گرفت که در یکی دو سال گذشته چند هنرمند دیگر نیز از آن راه رفتند و سرنوشت تمام این افراد هم یکسان است و همگی بارها ابراز پشیمانی کردند.

وقتی همه درها را بستی!

آنچه که مشخص است برزو ارجمند مثل آن عده از همکارانش، بسیار امیدوار بود که بتواند در خارج از مرزهای ایران نیز همانطور که در اینجا زندگی می‌کرد، روزگار بگذراند و اصطلاحاً شاهانه و بدون مشکلات مالی و معیشتی زندگی کند، اما تجربه زیسته همه این افراد نشان داده که خیلی زود به پوچی وعده‌هایی که به آن‌ها داده شد واقف شدند و فهمیدند که در آنجا مجبور به انجام کارهایی هستند که در ایران حتی تصور کار در چنین مشاغلی هم برایشان مقدور نبود.

اینکه یک هنرمند با وجود محبوبیت نسبی که در یک کشور داشته، تصمیم می‌گیرد به تمام داشته‌هایش و هموطنانش پشت کند و تمام پل‌هایی که پشت سرش داشته خراب کند، یک تصمیم شخصی است که کسی او را مجبور به اتخاذش نکرده. هزاران هنرمند که درصد قابل توجهی از آنها از نظر جایگاه هنری از برزو ارجمند، احسان کرمی و افراد دیگری شبیه به آنها بالاتر هستند، در حال حاضر در کشور حضور دارند و هم کارشان را همچنان انجام می‌دهند و هم در رویدادهای هنری مختلف حاضر می‌شوند، اما می‌بینیم که افرادی همچون برزو ارجمند چطور کارنامه هنری خود را ابتر گذاشته و حالا مجبور است دست به هرکاری بزند تا بتواند زندگی روزمره‌اش را به عنوان شهروند درجه دو در آمریکا سپری کند.

آقای ارجمند ببخشید، به ما حق بدهید که دلمان برای شما و پشیمانی‌تان نسوزد. روزهای زیادی در ایران شما را تشویق کردیم و همه جا با عزت و احترام از خودتان و خانواده هنرمندتان یاد کردیم، اما شما تصمیم گرفتید مسیر خود را از ما سوا کنید، پس حالا ما دیگر دلسوز شما نیستیم و بغض و اشکتان اینجا دیگر خریدار ندارد. 

انتهای پیام/