شناسهٔ خبر: 76026060 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جماران | لینک خبر

آیت‌الله سروش محلاتی: هیچ کار نیکی مجوز گناهان آینده نیست

آیت‌الله محمد سروش محلاتی طی سخنانی با موضوع «فاطمه زهرا سلام الله علیها: وفات یا شهادت»، گفت: انسان همواره در معرض تغییر است و هیچ کار نیکی مجوز گناهان آینده نیست. حضرت زهرا(س) در خطبه فدکیه، شجاعانه این پرده‌های تقدس کاذب را کنار زدند و حقیقتِ خواصِ منحرف را افشا نمودند؛ حقیقتی که پس از ایشان تا زمان ظهور ائمه اطهار(ع) کمتر فرصت بیان صریح آن پیش آمد.

صاحب‌خبر -

استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه حوادث تلخ پس از رحلت پیامبر و شهادت حضرت زهرا(س) ریشه در لایه‌های پنهان نفاق و دنیاطلبی داشت، گفت: انسان همواره در معرض تغییر است و هیچ کار نیکی مجوز گناهان آینده نیست. حضرت زهرا(س) در خطبه فدکیه، شجاعانه این پرده‌های تقدس کاذب را کنار زدند و حقیقتِ خواصِ منحرف را افشا نمودند؛ حقیقتی که پس از ایشان تا زمان ظهور ائمه اطهار(ع) کمتر فرصت بیان صریح آن پیش آمد.

به گزارش خبرنگار جماران، آیت‌الله محمد سروش محلاتی طی سخنانی با موضوع «فاطمه زهرا سلام الله علیها: وفات یا شهادت»، گفت: حضرت زهرا(س) در مسجدالنبی فرمودند که «اگر پیامبر خدا در میان شما نباشد، آیا شما به دوران جاهلیت باز می‌گردید؟» طرح این سؤال مسأله‌ای جدی را در برابر ما قرار می‌دهد و آن اینکه تغییرات و تحولاتی که پس از رحلت رسول اکرم(ص) در جامعه اسلامی رخ داد، از چه سنخی بود؟ آیا زمینه‌های این انحراف پیش از آن و در زمان حیات رسول خدا وجود داشت و وقایع بعدی معلول آن زمینه‌ها بود، یا اینکه تمامی این حوادث، پدیده‌هایی نوظهور پس از رحلت بودند؟

استاد حوزه علمیه قم افزود: برای تحلیل دقیق این ماجرا، باید سه جریان را در کنار یکدیگر شناخت که حوادث صدر اسلام معلول تعامل این سه عامل است. عامل اول، به‌کارگیری عده‌ای از اوباش و افراد بی‌ریشه، فاقد ایمان، عقیده و فرهنگ است. چنان‌که در مباحث گذشته اشاره شد، نقش «اوباش» و عناصر «طُلَقاء» که مجریان اوامر ارباب قدرت بودند و برای جنایات استخدام می‌شدند، در این وقایع انکارناپذیر است. جریان دوم، جریان «منافقین» است.

وی تأکید کرد:جریان سومی نیز وجود دارد که شناخت آن بسیار حائز اهمیت است و آن جریان «مسلمانان پیشتاز» یا همان «سابقون» است. رفتار این افراد را چگونه باید تحلیل کرد؟ اگر بگوییم اینها از ابتدا منافق بودند، با این اشکال مواجه می‌شویم که آنان در زمان غربت و مظلومیت اسلام و نه برای طمع قدرت، ایمان آوردند. اگر بگوییم حقیقتاً مؤمن بودند، پس مواضع آنان پس از رحلت چگونه توجیه می‌شود؟ آیا باید قائل شد که پس از وفات رسول خدا(ص) دچار استحاله، دنیازدگی و طمع قدرت شدند؟

آیت‌الله سروش محلاتی اظهار داشت: شاید هیچ جمله‌ای مانند این تعبیر مرحوم علامه، عمق ریشه فتنه‌های بعدی را نشان ندهد. ایشان می‌فرمایند که «ریشه تمام فتنه‌های صدر اسلام به اصحاب بدر بازمی‌گردد». یعنی همان مسلمانان اولیه و پیشتاز که ما تصور می‌کنیم الگوی خلوص هستند، مسبب اصلی انحرافات شدند. فهرستِ بدریون در تاریخ موجود است و می‌توان ردپای تک‌تک آنان را در حوادث بعدی دنبال کرد. برخلاف عادت ما که فتنه‌ها را به عوامل ثانویه نسبت می‌دهیم، علامه با استناد به قرآن، ریشه را در همین خواص جست‌وجو می‌کنند.

وی افزود: حال به این واقعیت قرآنی، یک روایت مجعول را که در منابع اهل سنت به وفور یافت می‌شود را ضمیمه کنید تا عمق فاجعه روشن شود. روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کنند که خداوند به اصحاب بدر نظر کرد و فرمود «هر چه می‌خواهید انجام دهید که من شما را آمرزیدم». این روایت در واقع یک «کارت سبز» و تضمین قطعی برای بدریون ایجاد کرد تا هر جنایتی در آینده مرتکب شوند، مصون بمانند.

استاد حوزه علمیه قم یادآور شد: ابن ابی‌الحدید معتزلی در شرح نهج‌البلاغه، فصلی درباره مطاعن خلیفه سوم دارد. او می‌گوید ما انکار نمی‌کنیم که عثمان انحرافاتی داشت، اما این گناهان موجب فسق او نمی‌شود. او استدلال می‌کند که چون خدا آینده آنان را تضمین کرده، اعمال بعدی آنان قابل اغماض است. جالب اینجاست وقتی به او اشکال می‌شود که عثمان در بدر نبود، می‌گوید او از پیامبر برای پرستاری همسرش مرخصی گرفته بود و در حکم بدریون است! همین منطق را درباره «بیعت رضوان» نیز تعمیم می‌دهند.

وی تأکید کرد: مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر سوره ممتحنه(جلد ۱۹ المیزان)، این تفکر خطرناک را به نقد می‌کشند. ایشان می‌فرمایند اگر معنای «اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ» این باشد که تکلیف از این افراد ساقط شده، لازمه‌اش این است که آنان در بت‌پرستی، تکذیب خدا و پیامبر، قتل نفس محترمه، فساد در ارض و هلاک حرث و نسل آزاد باشند! آیا معقول است که بگوییم چون کسی در یک جنگ شرکت کرده، خداوند اجازه هر جنایتی را تا ابد به او داده است؟ علامه می‌پرسند مگر خود پیامبر(ص) سید اهل بدر نبود؟ پس چرا خداوند در قرآن بارها ایشان را مورد خطاب‌های سنگین و تهدید قرار می‌دهد؟ چطور پیامبر ارفاق ندارد اما اصحابش چنین مصونیتی دارند؟

آیت‌الله سروش محلاتی اظهار داشت: این انحراف فکری که ریشه در توجیه اصحاب بدر دارد، با سؤال علامه درباره حضور منافقین در بدر تکمیل می‌شود. مفسرین عامه اصرار دارند که نفاق پدیده‌ای مربوط به مدینه و پس از قدرت گرفتن اسلام است و در مکه، چون مسلمانان تحت فشار بودند، نفاق معنا نداشت. اما علامه طباطبایی با استناد به آیات قرآن(به‌ویژه سوره عنکبوت و منافقین) اثبات می‌کنند که نفاق در مکه نیز وجود داشته است. افرادی با شامه سیاسی قوی پیش‌بینی می‌کردند که این حرکت پیامبر آینده‌دار است و برای کسب قدرت در آینده، سختی امروز را تحمل می‌کردند.

وی تأکید کرد: تاریخ نشان داد که تفکر سلفیِ برخاسته از کتاب‌هایی نظیر «فی ظلال القرآن» چه آسیب‌هایی به امت اسلامی زد. خلاصه کلام اینکه حوادث تلخ پس از رحلت پیامبر و شهادت حضرت زهرا (س)، امری ارتجالی و ناگهانی نبود، بلکه ریشه در لایه‌های پنهان نفاق و دنیاطلبی داشت که حتی در میان اصحاب بدر و سابقون وجود داشت. آیه شریفه ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ﴾ (مائده: ۳) هشداری بود که خطر دیگر از بیرون نیست، بلکه خطر داخلی است. علامه می‌فرماید: «فَقَدْ فَعَلُوا وَ عَلَى اللَّهِ فِعْلُهُ»؛ مسلمانان آنچه نباید می‌کردند را انجام دادند و سنت الهی نیز جاری شد.

استاد حوزه علمیه قم در پایان گفت: تأکید بر سوابق افراد و اعطای مصونیت قضایی و اخلاقی به آنان تحت عنوان «صحابه» یا «بدریون»، با منطق قرآن و عقل سازگار نیست. انسان همواره در معرض تغییر است و هیچ کار نیکی مجوز گناهان آینده نیست. حضرت زهرا(س) در خطبه فدکیه، شجاعانه این پرده‌های تقدس کاذب را کنار زدند و حقیقتِ خواصِ منحرف را افشا نمودند؛ حقیقتی که پس از ایشان تا زمان ظهور ائمه اطهار(ع) کمتر فرصت بیان صریح آن پیش آمد.

اخبار مرتبط

انتهای پیام