«مرخ» که اولین نمایش خود را در چهل و یکمین جشنواره فیلم کوتاه تهران داشت، فیلمی به زبان کرمانجی است که داستان زندگی یک محیطبان به نام رامان را در منطقه حفاظتشده گلیل شیروان روایت میکند. رامان در تلاش است تا راهی برای تکثیر درختان ارزشمند مرخ پیدا کند. این درخت به دلیل ویژگیهای خاص خود، بهسختی در شرایط مصنوعی تکثیر میشود.
فیلم کوتاه «مرخ» به تهیه کنندگی یک جوان مشهدی به نام آرمین رحیمینژاد، نویسندگی و کارگردانی حسین فیروزه برنده جایزه ویژهٔ هیات داوران جشنواره ۲۵ شد.
آرمین رحیمینژاد، در گفتوگو با ایسنا درباره علت انتخاب این فیلم به عنوان تهیه کننده اظهار کرد: وقتی بهعنوان تهیهکننده کاری پیشنهاد میشود، مجموعهای از مؤلفهها باید بررسی شود؛ مؤلفههایی مانند جنبههای هنری، فضای فنی، وضعیت بودجه که اهمیت بسیاری دارد، ایده و میزان توان اثر برای دیدهشدن و موفقیت در آینده؛ این عوامل هستند که کمک میکنند تهیهکننده تشخیص دهد فیلمنامه را بپذیرد یا خیر.
وی ادامه داد: در مورد «مرخ» نیز همین روند طی شد. زمانی که کارگردان بدون آشنایی قبلی، فیلمنامه را ارائه کرد، آن را از نظر هنری و ساختار نوشتاری بررسی کردم و با آن ارتباط گرفتم. اما بیش از همه، دغدغهمندی اثر و نوع نگاه آن به انسان و رابطه او با طبیعت در بستر یک قصه بومی مرا ترغیب کرد. پیش از این آشنایی مختصری درباره درخت مرخ داشتم و پس از مطالعه فیلمنامه، تحقیقات بیشتری انجام دادم. همین نگاه انسانی و محیطی موجود در اثر که با مسیر حرفهای و دغدغههای پیشین من همخوانی داشت، باعث شد ورود به پروژه را انتخاب کنم.
این تهیهکننده با بیان اینکه در کنار محاسبات همیشگی، در لحظه تصمیمگیری، این حس است که تعیین میکند باید وارد کاری شد یا نه، افزود: درباره «مرخ» این احساس به من میگفت که امکان خلق اثری شریف و شاخص وجود دارد؛ اما نه صرفاً برای جشنوارهها، بلکه برای تولید یک اثر باارزش. به همین دلیل همکاری را پذیرفتم و امروز نیز آن را تصمیمی درست میدانم.
رحیمینژاد درباره چالشهای تهیهکنندگی این فیلم اظهار کرد: در فرایند ساخت، مهمترین چالش مربوط به ترکیب عوامل و مدیریت تیم بود. برای دستیابی به بالاترین کیفیت، گروه تولید از سه نقطه مختلف تشکیل شد. بخشی از بازیگران و عوامل از خراسان شمالی و نیروهای بومی بودند؛ اما برای تکمیل کیفیت مورد نظر، هنرمندانی از تهران و مشهد نیز باید به پروژه اضافه میشدند. این در حالی بود که پروژه با محدودیت بودجه همراه بود، اما با اتکا به ارتباطات حرفهای و همراهی عوامل توانستم حضور آنان را با هزینههای معقول فراهم کنم.
وی افزود: چالش مهم دیگر، شرایط دشوار لوکیشن بود. فیلمبرداری در نقطه صفر مرزی انجام شد؛ جایی که نزدیکترین آبادی ۴۵ دقیقه و نزدیکترین شهر دو ساعت و نیم فاصله داشت. در این محیط، کوچکترین کمبود یا اختلال میتواند نیمروز از زمان گروه را از بین ببرد و در یک پروژه چندروزه این به معنای یک بحران جدی است.
این تهیهکننده درباره پیام و دستاورد محیطزیستی اثر خاطرنشان کرد: هنگام ساخت، هدفم رسیدن به دستاورد خاص یا حتی جشنوارهها نبود. ذات فیلم کوتاه برای من خلق اثر و عملگرایی است. اما واقعیتهای جامعه، از کمآبی و خشکسالی تا آتشسوزی جنگلها امری پنهانماندنی نیست. هنرمند باید چشم بیدار جامعه باشد و وقایع را زودتر ببیند. «مرخ» برای من کنشی هنری و اجتماعی بود؛ پاسخی به دغدغههایی که از لایههای زیرین جامعه به سطح آمدهاند. این اثر تلاشی بود برای آنکه نسبت به وضعیت زیستمحیطی کشور بیتفاوت نمانم و وظیفه فرهنگی و اجتماعی خود را به درستی انجام دهم.
انتهای پیام