در سالهای اخیر، سبک زندگی بشر با سرعتی چشمگیر به سوی هوشمندسازی حرکت کرده است. همان فرآیندی که روزگاری تنها ابزار اطلاعرسانی بود، امروز به نقطهای رسیده که انتخابهای روزمره را هدایت میکند؛ از مسیر حرکت گرفته تا خرید، سرگرمی، روابط و حتی برنامهریزی ذهنی. اگر در گذشته انسان با حافظه، تجربه، مشاهده و تصمیمهای مستقیم مسیر زندگی را پیش میبرد، اکنون صفحهنمایشها و الگوریتمها همین نقش را ایفا میکنند.
این تغییر تاریخی، پرسشی جدی را پیش میکشد: وقتی ذهن فرصت کمتری برای اندیشیدن دارد، تکلیف عاملیت و اختیار انسانی چه میشود؟ مریم شالیها، روانشناس و مدرس، در گفتوگوی پیشرو با خبرنگار آناتک به این نوع پرسشها پاسخ میدهد.
وقتی انتخابهای روزمره بر اساس پیشنهادهای هوشمند شکل میگیرد، ذهن انسان چه واکنشی نشان میدهد؟
زمانی که انتخابهای روزمره بر اساس پیشنهادهای هوشمند انجام میشود، ذهن به مرور شرطی میشود و از حالت پردازش طبیعی و فعال فاصله میگیرد. در چنین وضعیتی ذهن توان کافی برای تفکر عمیق ندارد و تصمیمگیری به شکلی مکانیکی انجام میشود. این روند باعث میشود بسیاری از فرآیندهایی که باید با اندیشه همراه باشند، خاموش شوند.
هنگامی که ذهن فعالانه به کار گرفته شود، ظرفیت بیشتری برای پیشرفت، تحلیل و جهتدهی به اهداف فراهم میشود. انسان به صورت فطری نیازمند تفکر، احساس و حرکت به سوی کمال است و ساختار مکانیکی الگوریتمها نمیتواند این نیازها را برآورده کند. این روند حتی میتواند مانعی بر مسیر کمالجویی باشد. همانگونه که در هرم نیازهای مازلو آمده، خودشکوفایی بالاترین نیاز انسان است و برای رسیدن به آن باید از زندگی کاملا مکانیکی فاصله گرفت و به تفکر حقیقی بازگشت.
تقسیمبندی فعالیتها، سپردن بخشی از پردازش به ذهن و تمرین حفظ اطلاعات میتواند توان مغز را بیشتر کند. استمرار این روند باعث افزایش تمرکز، تقویت عزتنفس و کاهش اضطراب میشود و کمک میکند انسان عاملیت خود را در انتخابها حفظ کند
آیا الگوریتمها باعث کاهش انگیزه برای تصمیمگیری مستقل میشوند؟
بله، زمانی بود که افراد بسیاری از شمارههای تلفن را در ذهن نگه میداشتند و حافظهشان مانند دفترچه تلفن عمل میکرد. اما اکنون حتی سادهترین شمارهها نیز حفظ نمیشود، زیرا انسان به گوشی همراه تکیه کرده است. از نظر او این وابستگی ذهن را از حالت طبیعی خارج میکند.
ذهن انسان زمانی رشد میکند که از آن استفاده شود و درگیر فعالیت فکری باشد. هرچه ذهن بیشتر تمرین کند، توانمندتر میشود و مسیر هدفمندی را بهتر طی میکند. اگر همه کارها به ابزارهای هوشمند سپرده شود، فرصت رشد ذهن از بین میرود.
استفاده از فناوری باید تعریفشده و محدود باشد. اگر مسئولیتهای طبیعی به شبکههای هوشمند سپرده نشود، امکان حفظ توان ذهنی بیشتر خواهد بود. فناوری به مدیریت زمان کمک میکند ولی نباید جایگزین پردازش ذهن شود. لازم است انسان همچنان در زندگی روزمره از ذهن خود استفاده کند تا انگیزه و توان تصمیمگیری مستقل از بین نرود.
چگونه میتوان میان راحتی فناوری و حفظ اراده شخصی تعادل برقرار کرد؟
برای رسیدن به تعادل باید از گامهای کوچک آغاز کرد. انسان نمیتواند یکباره سبک زندگی را تغییر دهد؛ بلکه لازم است فعالیتهایی که قابلیت انجام بدون فناوری دارند به مرور در برنامه روزانه قرار گیرد. او تاکید میکند که بازگشت به زندگی طبیعی نیازمند زمان است و باید به تدریج اتفاق بیفتد.
با ادامه این روند فرد مشاهده میکند که توانسته برخی کارها را بدون کمک فناوری انجام دهد و همین مسئله احساس تعادل مثبت در زندگی ایجاد میکند. او معتقد است برای چیدمان درست زندگی باید شناخت دقیقی از فعالیتها وجود داشته باشد؛ مشخص شود کدام کارها قابل حذفاند، کدام باید حفظ شوند و در چه بخشهایی لازم است ذهن فعال بماند.
از نظر روانشناختی، احساس از دست دادن کنترل چه پیامدهایی دارد؟
اگر فرد نتواند کاری را انجام دهد یا حس کند توانایی کافی ندارد، عزتنفس کاهش مییابد. این روند باعث آسیبدیدن نیاز به خودشکوفایی میشود. او توضیح میدهد چنین شرایطی فرد را از روند طبیعی زندگی دور میکند و زندگی به سمت حالت سرد، بیعاطفه و شبهرباتی حرکت میکند.
این نوع زندگی پیامدهای بسیاری دارد و ممکن است توان فرد را برای مقابله با مشکلات روزانه و آینده کاهش دهد. کاهش احساس کنترل توان رویارویی با مسائل را کم میکند و در نهایت فرد در برابر چالشها آسیبپذیرتر میشود.
چه مهارتهایی به افراد کمک میکند عاملیت و تصمیمگیری آگاهانه را حفظ کنند؟
گرچه زندگی هوشمند سرعت انجام کارها را بالا میبرد و دسترسی را آسانتر میکند، اما اضطراب و استرس ناشی از کاهش عزتنفس میتواند زندگی را به سمت حالتی رباتگونه سوق دهد. راه مقابله با این روند آغاز تغییرات کوچک است.
اگر فرد برخی کارها را دوباره خود انجام دهد، پردازش ذهنی افزایش پیدا میکند. تقسیمبندی فعالیتها، سپردن بخشی از پردازش به ذهن و تمرین حفظ اطلاعات میتواند توان مغز را بیشتر کند. استمرار این روند باعث افزایش تمرکز، تقویت عزتنفس و کاهش اضطراب میشود و کمک میکند انسان عاملیت خود را در انتخابها حفظ کند.
انتهای پیام/