همشهری آنلاین - الهه فراهانی : در واپسین روزهای اسفند سال ۹۸، وقوع یک قتل در یکی از شهرهای مرکزی کشور مأموران پلیس را راهی خانهای ویلایی کرد؛ خانهای که چند دقیقه قبل به صحنه جنایت تبدیل شده بود. مأموران در این خانه با جسد خونین جوانی به نام ایمان روبهرو شدند که با ضربه چاقوی میوهخوری جان باخته بود.
صاحبخانه ماجرا را اینگونه شرح داد: همراه دوستانم دور هم جمع شده و سرگرم بازی و صحبت بودیم که بحثی جزئی به خاطر شرایط بازی، میان دو نفر به نامهای ایمان و شهرام شکل گرفت. شهرام که چاقوی میوهخوری در دست داشت، از عصبانیت کنترلش را از دست داد و ضربهای به سمت دوستش پرتاب کرد که متاسفانه همین ضربه باعث مرگ ایمان شد. شهرام از ترس پا به فرار گذاشت و من فورا با اورژانس و پلیس تماس گرفتم.
عذاب وجدان
چند ساعت از این جنایت گذشته بود که جوانی آشفتهحال وارد کلانتری شد و گفت که دوستش را به قتل رسانده است. او کسی جز شهرام نبود که آمده بود خودش را تسلیم کند. او میگفت پس از حادثه، عذاب وجدان لحظهای رهایش نکرده و تصمیم گرفته خودش را به قانون بسپارد. چند روز بعد او صحنه جنایت را بازسازی کرد و مدتی بعد نیز پای میز محاکمه قرار گرفت و به درخواست ولی دم که مادر مقتول بود به قصاص محکوم شد؛ حکمی که به تایید قضات دیوان عالی کشور هم رسید و شمارش معکوس برای قصاص شهرام کلید خورد.
دو محکوم در یک بند
شهرام دوران محکومیت خود را در کنار زندانی دیگری به نام هومن سپری میکرد؛ هومن نیز با حکم قطعی قصاص، روزهایش را در انتظار چوبه دار میگذراند. پرونده هومن به اواسط سال ۹۷ بازمیگشت. او در حال مسافرکشی بود که هنگام سوار کردن مسافر با راننده دیگری درگیر شد. آنها دست به یقه شدند و در این بین جوانی به نام سروش که سوار بر موتور در حال گذر از آن خیابان بود برای میانجیگری وارد دعوا شد. درگیری اما ادامه داشت و هومن که عصبانی بود با قفل فرمان به اشتباه به سر سروش(جوان میانجی) ضربه زد که همین یک ضربه، موجب مرگ او شده بود. هومن حتی یک بار پای چوبه دار قرار گرفت اما عدم حضور اولیایدم باعث توقف اجرای حکم قصاص شده بود.
روز اجرای حکم
شهرام و هومن هر دو در زندان با کابوس قصاص دست و پنجه نرم میکردند تا اینکه چند روز قبل اعلام شد که هر دوی آنها باید به قرنطیه منتقل شوند؛ این یعنی زمان اجرای حکم فرا رسیده و تلاشها برای گرفتن رضایت از اولیای دم فایدهای نداشته است. آنها ۴۸ ساعت بعد پای چوبه دار رفتند. همزمان، گروهی از بزرگان محلی، صلح یاران و خیرین آخرین تلاشها برای جلب رضایت اولیایدم را آغاز کردند.
به خاطر مادرم
ابتدا پرونده شهرام مطرح شد؛ جوانی که در سال ۹۸، دوست صمیمی خود به نام ایمان را به قتل رسانده بود. او در برابر مادر ایمان ایستاد و با صدایی لرزان از او خواست «به حرمت حضرت فاطمه زهرا (س)» از خونخواهی بگذرد. او التماس کرد تا به خاطر مادرش وی را ببخشد. جوان نادم و پشیمان گفت: «اگر من بمیرم، مادرم هم زنده نخواهد ماند. شما هم جگرگوشهتان را از دست داده اید، مرا حلال کنید و به خاطر مادرم جانم را نگیرید. من به اندازه کافی مجازات شده ام و اگر زنده بمانم، قطعا تا وقتی نفس می کشم عذاب وجدان خواهم داشت.» فضای محوطه برای لحظاتی سنگین و دردناک شد. پس از لحظاتی سکوت، مادر مقتول که شهرام را از کودکی میشناخت، تصمیمی گرفت که هیچکس انتظارش را نداشت. او گفت: «به حرمت حضرت زهرا، از قصاص میگذرم.» با اعلام این تصمیم، اجرای حکم متوقف شد و شهرام از مرگ رهایی یافت.
پادرمیانی مادر مقتول
پس از بخشش شهرام، نوبت اجرای حکم هومن رسید؛ جوانی که سال ۹۷ درجریان درگیری پسری به نام سروش را به قتل رسانده بود. مادر سروش (مقتول) همچنان بر اجرای قصاص تأکید داشت. در این لحظه، مادر ایمان که تازه قاتل فرزند خود را بخشیده بود، رو به او کرد و با گریه و التماس گفت: «به حرمت حضرت زهرا(س) و موی سفید من، شما هم ببخشید. خدا جان را داده و خودش جان را خواهد گرفت. به خاطر مادرش، قاتل پسرت را ببخش.» حرفهای مادر شهرام، مادر سروش را تحت تأثیر قرار داد و او در واپسین لحظات مسیر مرگ را به زندگی برگرداند و قاتل پسرش را بخشید. رویدادی که در محوطه اجرای زندان رخ داد و یکی از کمسابقهترین اتفاقاتی شد که در آن گذشت، جای قصاص را گرفت و سرنوشت دو محکوم را تغییر داد. دو جوان که تا لحظه آخر پای چوبه دار بودند، با تصمیم مادرانی که داغ فرزندانشان هنوز سنگین بود، دوباره به زندگی بازگشتند تا به زودی از لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شوند.