به گزارش خبرنگار آنا، آلودگی هوا در زمستان امسال بار دیگر به مسئلهای فراگیر و دردناک تبدیل شده است؛ مسئلهای که هر ساله با شروع جابهجایی دمایی و حبس آلایندهها در لایههای پایین جو، نفس میلیونها شهروند را تنگ میکند. اما آنچه امسال ابعاد این چالش را پررنگتر کرده، شکاف آشکاری است که میان دو نهاد مهم کشور، وزارت آموزشوپرورش و وزارت بهداشت در روایت و راهکار دیده میشود. در حالی که وزارت آموزشوپرورش از لزوم پرهیز از تعطیلی مدارس سخن میگوید، وزارت بهداشت نسبت به پیامدهای جدی این آلودگی بر سلامت کودکان هشدار میدهد.
بحث اصلی نهتنها درباره یک تصمیم روزمره است بلکه به نوع نگاه سیاستگذاران درباره اولویتها، نقش کودک در ساختار شهری، و مسئولیت دولت در برابر سلامت نسل آینده بازمیگردد.
دو نگاه متضاد در برابر یک بحران واحد
علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزشوپرورش در روزهایی که شاخص آلودگی از مرزهای هشدار عبور کرده، اظهارکرد: عامل ایجاد آلودگی هوا صرفاً حضور دانشآموزان در مدرسه نیست.
وی تأکید میکند: برای تعیین میزان تأثیر تعطیلی مدارس بر کاهش آلودگی هوا باید «پژوهشهای علمی» صورت گیرد. سخنی که از نگاه بسیاری از منتقدان، به معنای تعلیق تصمیمگیری در شرایط اضطراری است.
اما همین روزها، بابک کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت، در موضعگیری صریحی میگوید: دانشآموزان گروه آسیبپذیر در آلودگی هوا هستند، نه آلودهکننده آن. این شاید تفاوت نگاه باشد که باید اصلاح شود. این دو جمله، عصاره دو رویکرد متفاوتاند: یکی به دنبال حفظ روند آموزش حضوری و کاهش خسارات اقتصادی. دیگری بر ضرورت محافظت فوری از کودکانی تأکید دارد که اولین آسیبدیدگان بحران محیطزیستیاند.
چرا آموزشوپرورش با تعطیلی مخالف است؟
وزارت آموزشوپرورش سالهاست در صف مخالفان تعطیلی مدارس به دلایل آلودگی هوا حضور دارد. این مخالفت ریشههای متعددی دارد.
هزینههای اقتصادی تعطیلی مدارس
در سالهای اخیر، این وزارتخانه بارها اعلام کرده است که هر روز تعطیلی مدارس، بیش از ۱۰۰۰ میلیارد تومان هزینه بر اقتصاد کشور تحمیل میکند. رقمی که به گفته مسئولان، بهتنهایی میتواند هزینه «شیر مدرسه» یک پایه تحصیلی را پوشش دهد.
نکته قابلتوجه این است که این عدد فقط جنبه اقتصادی ندارد؛ طیف گستردهای از فعالیتهای روزمره خانوادهها و بخش خدمات به حضور یا عدم حضور دانشآموزان در مدرسه وابسته است. از سرویس مدارس و مشاغل وابسته گرفته تا واحدهای صنفی کوچک اطراف مدارس.
شکاف میان آموزش حضوری و مجازی
سخنگوی آموزشوپرورش صریح میگوید: فاصله بین آموزش در فضای مجازی و حضوری بسیار زیاد و غیرقابل پرکردن است.
تجربه دوران کرونا نشان داد که زیرساختهای آموزش مجازی در ایران هنوز کامل نیست و بخش زیادی از ظرفیت آموزشی در فضای حضوری شکل میگیرد؛ از تعاملات اجتماعی تا یادگیری مهارتهای پایه. به همین دلیل این وزارتخانه نگران است که تعطیلیهای پیدرپی، شکاف یادگیری را دوباره افزایش دهد.
انتخاب شدن مدارس بهعنوان اولین قربانی تعطیلی
از نگاه مسئولان آموزشوپرورش، مدارس همیشه اولین گزینه تعطیلی بودهاند؛ این در حالی است که منشأ اصلی آلودگی هوا معمولاً صنایع آلاینده، خودروهای تکسرنشین و ناوگان حملونقل فرسوده است.
آنها سؤال مهمی مطرح میکنند. چرا در روزهای آلودگی شدید، مدارس تعطیل میشوند، اما کارخانهها و منابع اصلی آلاینده به کار خود ادامه میدهند؟
این نکته، در افکار عمومی نیز محل بحث است و برخی خانوادهها باور دارند که تعطیلی مدارس بیشتر جنبه نمادین دارد تا کارکردی.
نگاه وزارت بهداشت؛ «دانشآموزان قربانیاند، نه مقصر»
در سوی دیگر ماجرا، وزارت بهداشت با استناد به دادههای فراوان داخلی و بینالمللی هشدار میدهد که کودکان، به دلیل ویژگیهای فیزیولوژیک و رفتاری، بیش از بزرگسالان در معرض آسیب آلودگی هوا قرار دارند.
چرا کودکان آسیبپذیرترند؟ ریتم تنفس آنها سریعتر است. قدشان کوتاهتر است و در ارتفاعی تنفس میکنند که تمرکز آلایندهها بیشتر است. سیستم ایمنی و تنفسی در حال رشد دارند. ساعات طولانیتری را در محیطهای شلوغ یا کلاسهای کمتهویه میگذرانند.
بنابراین، از نگاه وزارت بهداشت، تعلل در تصمیمگیری یا فرستادن کودکان به مدارس در روزهایی با شاخص بالای آلودگی، یک ریسک بهداشتی فوری است.
کرمانپور به صراحت میگوید: در کشوری که آلودگی هوا سالانه دهها هزار مرگ زودرس ایجاد میکند و بخشی از قربانیان کودکاناند، تعلیق تصمیمگیری با عبارت «باید پژوهش شود» یعنی نادیده گرفتن انبوه دادههایی که قبلاً جمع شده. به عبارت دیگر، وزارت بهداشت معتقد است که مطالعات کافی وجود دارد و نیازی به اثبات مجدد خطر نیست.
فشار خانوادهها و سردرگمی اجتماعی
در میان این دو نگاه، خانوادهها سردرگم ماندهاند. برخی والدین، با هر بار اعلام تعطیلی، نگران افت تحصیلی فرزندشان میشوند. برخی دیگر، کودک را به مدرسه نمیفرستند و میگویند حتی اگر تعطیلی رسمی اعلام نشود، حاضر نیستند سلامت فرزندشان را به خطر بیندازند.
در شبکههای اجتماعی نیز این دوگانگی دیده میشود. عدهای تعطیلی را «تنبلپرور» و «غیرکاربردی» میدانند. عدهای دیگر میپرسند: «وقتی نفسکشیدن برای کودک خطرناک است، چطور باید او را به مدرسه فرستاد؟
یک مادر تهرانی در گفتوگو با خبرنگار آنا میگوید: من کارمند هستم، تعطیلی مدارس برایم سخت است، اما سختتر از آن این است که ببینم بچهام با سرفه و چشمهای قرمز از مدرسه برگشته. سلامت او قابل جبران نیست.
تناقض استانداردها؛ تعطیلی در ایران زودتر است یا دیرتر؟
سه سال پیش، وزیر وقت آموزشوپرورش، یوسف نوری، نقد مهمی مطرح کرد: در کشورهای دیگر با شاخص کمتر از ۳۰۰ مدارس را تعطیل نمیکنند، اما در ایران تعطیلی را روی ۱۵۰ گذاشتهاند. این سخن، پرسشهایی را ایجاد کرد: آیا قرار است استاندارد ایران به استانداردهای جهانی نزدیک شود؟ یا اینکه وضعیت زیرساختهای کشور (کلاسهای کمتهویه و ناوگان حملونقل فرسوده) اجازه میدهد کودکان تا شاخص ۳۰۰ در مدرسه بمانند؟
متخصصان محیطزیست معتقدند مقایسه ایران با کشورهای دارای سیستم تهویه پیشرفته، ناوگان حملونقل پاک و محدودیتهای سختگیرانه صنعتی، قیاس دقیقی نیست. به همین دلیل بحث شاخص تعطیلی، یک موضوع پیچیده و چندوجهی است.
پژوهش؛ ابزار علمی یا سپر تصمیمگیری؟
در مرکز این مناقشه، سخن سخنگوی آموزشوپرورش مبنی بر لزوم «انجام پژوهش» قرار دارد.
اما وزارت بهداشت و برخی دانشگاهیان تأکید دارند که پژوهشهای کافی انجام شده است؛ بنابراین پرسش اصلی این است: آیا درخواست پژوهش جدید، یک نیاز علمی است یا راهی برای بهتعویق انداختن تصمیمگیری؟
کارشناسان علوم رفتاری و سیاستگذاری عمومی میگویند در تصمیمات اضطراری، «اصل احتیاط» باید ملاک باشد؛ یعنی وقتی سلامتی یک گروه آسیبپذیر در معرض خطر است، تصمیمگیران نباید زمان را صرف جمعآوری دادههای جدید کنند.
در مقابل، برخی مقامات آموزشی معتقدند تصمیمهای مبتنی بر حدس و گمان، هزینههای اقتصادی و آموزشی فراوانی دارد و اگر دانشآموزان نقش موثری در آلودگی ندارند، نباید اولین قربانی این بحران شوند.
راهحلهای عملی چه میتواند باشد؟
حتی اگر نقش تعطیلی مدارس در کاهش آلودگی اندک باشد، بسیاری از کارشناسان میگویند راهحل فقط «تعطیل کردن» یا «تعطیل نکردن» نیست. بلکه باید مجموعهای از اقدامات مکمل انجام شود.
بهبود تهویه کلاسها
نصب فیلترهای هوا و استانداردسازی تهویه میتواند بخشی از اثر آلودگی را کاهش دهد. کاهش ساعت آموزشی در روزهای بسیار آلوده. برخی کشورها به جای تعطیلی کامل، ساعات را کوتاه میکنند. استفاده از سرویسهای کمآلاینده یا حملونقل رایگان. برای کاهش تردد خودروهای شخصی.
تعطیلی واحدهای صنعتی آلاینده در روزهای اوج آلودگی
پیشنهادی که بسیاری از خانوادهها بارها مطرح کردهاند، آموزش عمومی درباره محافظت فردی است. از ماسک مناسب تا پرهیز از فعالیتهای بدنی در فضای باز؛ اما اجرای این راهکارها نیازمند هماهنگی میان چندین دستگاه است؛ هماهنگیای که هنوز بهصورت کامل دیده نمیشود.
تصمیمگیران چه کسی را در اولویت میبینند؟
مناظره میان دو نهاد مسئول، فقط یک بحث کارشناسی نیست؛ بلکه تعیینکننده این است که سیاستگذاری کشور در بحرانهای محیطزیستی بر چه اولویتی استوار است. سلامت یا هزینه اقتصادی؟ امنیت آموزشی یا حفظ جان؟
وزارت بهداشت میگوید: محافظت فوری از دانشآموزان وظیفهای است که نمیتوان به فردا حواله کرد.
وزارت آموزشوپرورش میگوید: آموزش حضوری غیرقابل جایگزین است و تعطیلیها خسارتهای جدی دارد.
این دو گزاره هر دو درستاند، اما مسئله این است که در نقطه تماس بحران، باید یکی از آنها مقدم دانسته شود.
دانشآموزان؛ حلقهای که نباید قربانی شود
میان این همه اختلافنظر، احتمالاً تنها نکتهای که همه بر آن توافق دارند این است که دانشآموزان نباید قربانی اختلافنظر دستگاهها شوند. نه سلامت آنان باید زیر سؤال رود، نه آینده آموزشیشان باید فدای تصمیمهای شتابزده یا دیرهنگام شود.
حل بحران آلودگی هوا نیازمند هماهنگی میان وزارتخانهها، شهرداریها، صنایع و جامعه است؛ اما تا زمانی که هماهنگی واقعی شکل نگیرد، مدارس همچنان در مرکز تصمیمگیریهای اضطراری میمانند و دانشآموزان نخستین صنفی خواهند بود که تصمیمات بر زندگی آنها اثر میگذارد.
در پایان باید پرسید آیا زمان آن نرسیده که به جای تمرکز بر اینکه «مدارس تعطیل شوند یا نه»، نگاه دولت به سمت مدیریت ریشهای آلودگی هوا حرکت کند؟ و مهمتر از آن، آیا نمیتوان تصمیمگیری درباره سلامت کودکان را از جدالهای اداری خارج کرد و آن را به یک اصل قطعی و غیرقابل معامله تبدیل نمود؟
تا زمانی که پاسخ روشن و سیاستی پایدار برای این پرسشها وجود نداشته باشد، آلودگی هوا هر سال با چهرهای تازه بازمیگردد؛ و کودکان، بیآنکه نقشی در تولید آلودگی داشته باشند، بار سنگین آن را بر دوش خواهند کشید.
انتهای پیام/