به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در حالی که جنگ اوکراین به عنوان نقطه برخورد بلوک غرب و شرق همچنان ادامه دارد، تحلیلگران راهبردی معتقدند که پایان احتمالی فاز نظامی این درگیری، نهتنها به معنای پایان تنشها نیست، بلکه سرآغازی برای انتقال کانون بحران به قلب اوراسیا، یعنی آسیای مرکزی خواهد بود. شواهد نشان میدهد که نظام سلطه به رهبری آمریکا و با همراهی شرکای اروپایی خود، طرحریزی دقیقی برای نفوذ در این منطقه استراتژیک و جداسازی آن از محور روسیه-چین انجام داده است.
تغییر زمین بازی؛ از دونباس تا استپهای قزاقستان
«آینور کورمانوف»، از رهبران جنبش سوسیالیستی قزاقستان، در گفتوگویی تحلیلی نسبت به اهداف شوم بلوک غرب در منطقه هشدار داده است.
وی با اشاره به دوران پسا-جنگ اوکراین، تأکید میکند که مبارزه برای تسلط بر آسیای مرکزی با شدتی مضاعف دنبال خواهد شد.
کورمانوف تصریح کرد: «آنچه شاهد آن هستیم، تلاش آنگلوساکسونها و اروپاییها برای چنگاندازی بر معادن فلزات خاکی کمیاب، تنگستن و سایر کانیهای حیاتی منطقه است. این روند، در واقع یک "استعمار نوین" است که با غارت ثروتهای ملی و پیامدهای وخیم اقتصادی و اجتماعی همراه خواهد بود.»
بر اساس تحلیلهای موجود، چرخش سریع و نگرانکننده بخشی از نخبگان حاکم در جمهوریهای آسیای مرکزی به سمت غرب، موازنه قوا را به نفع آمریکا، انگلیس، اتحادیه اروپا و حتی بازیگران شرقی وابسته به غرب نظیر ژاپن و کره جنوبی تغییر داده است. هدف اصلی این کشورها، تأمین منابع ارزان برای صنایع نظامی و فناوری خود از جیب ملتهای منطقه است.
سراب «سیاست چندجانبه» و واقعیتهای ژئوپلیتیک
در مقابل هشدارهای جریانهای ضدامپریالیستی، برخی چهرههای نزدیک به قرائتهای لیبرالیستی سعی در عادیسازی این نفوذ دارند. «ژاکسیلیک سابیتوف»، کارشناس علوم سیاسی قزاق، با رد نظرات کورمانوف، مدعی است که قزاقستان "صفحه شطرنج" قدرتها نیست و دارای عاملیت مستقل است.
وی با دفاع از سیاست موسوم به «چندجانبهگرایی» میگوید: «قزاقستان حضور هر بازیگر خارجی غیر از روسیه و چین را یک فرصت تلقی میکند.» این دیدگاه در حالی مطرح میشود که تجربه تاریخی نشان داده که سیاست درهای باز به روی غرب، اغلب مقدمهای برای نفوذ نرم و انقلابهای رنگی بوده است.
با این حال، سابیتوف نیز اذعان میکند که جبر جغرافیایی و هممرزی با دو قدرت بزرگ (روسیه و چین)، واقعیتی غیرقابل انکار است که مانع از گسست کامل این کشورها از همسایگان سنتی خود میشود.
دکترین «آناکوندا»؛ استراتژی خفگی اقتصادی روسیه
«عسکر جاکیشف»، دکترای تاریخ و استاد دانشگاه از بیشکک، با نگاهی عمیقتر به تحولات، معتقد است که پایان جنگ گرم در اوکراین، آغازی بر تشدید جنگ سرد اقتصادی در آسیای مرکزی خواهد بود.
وی با اشاره به تداوم رژیم تحریمی غرب علیه مسکو، اظهار داشت: «فعالیتهای دیپلماتیک و اقتصادی فزاینده غرب در منطقه، بخشی از یک طرح کلان برای جایگزینی منابع روسیه با منابع قزاقستان و سایر کشورهای منطقه است. غرب در تعامل با آسیای مرکزی صداقت ندارد؛ آنها در حالی که انتظار دسترسی نامحدود به منابع طبیعی را دارند، از انتقال فناوریهای پیشرفته به این کشورها خودداری میکنند.»
جاکیشف این رویکرد را اجرای دوباره دکترین قدیمی آمریکایی «آناکوندا» میداند؛ راهبردی که هدف آن محاصره روسیه با حلقهای از کشورهای غیردوست و خفه کردن اقتصاد این کشور است.
تحلیل: ضرورت هوشیاری در برابر "جنگ ترکیبی"
بررسی اظهارات کارشناسان منطقهای و رصد تحرکات میدانی نشان میدهد که رقابت در آسیای مرکزی وارد فاز خطرناکی شده است.
تله اقتصادی غرب: برخلاف ادعای توسعه روابط تجاری، غرب به آسیای مرکزی صرفاً به دید یک "انبار مواد خام" مینگرد. طرحهایی مانند «کریدور میانی» اگرچه جذاب به نظر میرسند، اما اگر با هدف حذف روسیه و ایران از معادلات ترانزیتی طراحی شوند، امنیت پایدار منطقه را به خطر خواهند انداخت.
زیرساختهای شوروی، لنگرگاه ثبات: همانطور که کارشناس قرقیز اشاره کرد، زیرساختهای به جا مانده از دوران شوروی و پیوندهای عمیق اقتصادی، همچنان قویترین مانع در برابر گسست آسیای مرکزی از روسیه است. تلاش برای قطع این پیوندها، بیش از آنکه به روسیه ضربه بزند، اقتصادهای شکننده آسیای مرکزی را دچار عدم تعادل خواهد کرد.
تفاوت رویکرد چین و غرب: نکته حائز اهمیت این است که حضور چین در منطقه، عمدتاً ماهیت اقتصادی داشته و برخلاف غرب، با پیششرطهای سیاسی و دخالت در امور داخلی همراه نیست. این موضوع باعث شده تا همگرایی مسکو-پکن در آسیای مرکزی به عنوان یک مدل همکاری علیه یکجانبهگرایی آمریکا عمل کند.
نتیجهگیری: ایران همواره تأکید کرده که امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود. ورود نیروهای فرامنطقهای، به ویژه آمریکا و ناتو، تحت هر عنوانی (اقتصادی یا امنیتی)، تنها منجر به بیثباتی خواهد شد. به نظر میرسد دولتهای آسیای مرکزی باید با عبرت از سرنوشت اوکراین، در دام وعدههای فریبنده غرب گرفتار نشده و منافع بلندمدت خود را در همگرایی با قدرتهای اوراسیایی (ایران، روسیه و چین) جستجو کنند.
انتهای پیام/