شناسهٔ خبر: 75959112 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

معماری گفتمان الهیاتی حضرت زهرا (س) در خطبه فدکیه

ساختار چندبخشی در گفتمان دینی حضرت زهرا (س) تصویری منسجم و دقیق از توحید، نبوت، ارث و حاکمیت ارائه می‌دهد که در آن همه این مفاهیم در یک شبکه معنایی به هم پیوسته‌اند و انحراف در هر یک، انحراف در دیگری را به دنبال خواهد داشت.

صاحب‌خبر -

گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم – مریم مرتضوی: خطبه فدکیه را باید یکی از مهم‌ترین اسناد معرفتی و سیاسی در تاریخ اسلام دانست، متنی که در آن، حضرت فاطمه زهرا (س) ساختار جهان‌بینی توحیدی اسلام و نسبت آن با مسئله نبوت، ارث و حاکمیت را بازتفسیر کرده است.

این خطبه، بیانیه‌ای بنیادین است که در بستر بحران جانشینی پس از پیامبر اکرم (ص) ایراد شد و به همین دلیل، بیش از آنکه سندی تاریخی باشد، یک چارچوب تحلیلی برای فهم تحولات صدر اسلام به شمار می‌آید.

در همین نقطه است که یک پرسش اساسی مشخص می‌شود: تصویر حضرت صدیقه کبری(س) از توحید، نبوت، میراث پیامبر و ساختار قدرت پس از رحلت رسول خدا (ص) در چارچوب گفتمان دینی ایشان چگونه ترسیم شده است؟

پاسخ به این پرسش با رویکردی گفتمان‌پژوهانه ممکن است. زیرا خطبه فدکیه متنی است که در آن مفاهیم اعتقادی و سیاسی در یک شبکه معنایی به هم تنیده شده‌اند.

از همین رو، فهم خطبه مستلزم بازخوانی آن در بستری است که در آن، هر مفهوم - از توحید تا ولایت - بخشی از یک جهان‌بینی کل‌نگر را تشکیل می‌دهد که حضرت زهرا(س) در میان تحولات پس از پیامبر(ص)، تلاش کرد آن را دوباره یادآوری، تثبیت و از خطر تحریف حفظ کند.

توحید در خطبه فاطمی؛ زیربنای تحلیل سیاسی و اجتماعی

حضرت زهرا(س) سخن خود را با بیان توحید آغاز می‌کند، اما این آغاز تنها تلاوت حمد الهی نیست، بلکه تأسیس چارچوبی معرفتی برای تمام بحث‌های بعدی است.

در نگاه حضرت، مسئله اصلی جامعه اسلامی پس از پیامبر (ص)، پیش از آنکه یک نزاع سیاسی باشد، نوعی «واگرایی از ساختار توحیدی» است. به همین دلیل ایشان با تبیین خالقیت بی‌نیاز خداوند، سطح بحث را از امور جزئی به بنیادهای جهان‌شناختی ارجاع می‌دهد.

در تحلیل فاطمی، توحید نه تنها ناظر به رابطه انسان با خدا، بلکه تعیین‌کننده رابطه قدرت با مشروعیت است. هنگامی که حضرت از خداوند به عنوان رب و مدبّر هستی یاد می‌کند، در حقیقت یادآور می‌شود که جامعه اسلامی نیز باید بر اساس همان حکمت ربوبی تدبیر شود. این پیوند میان توحید هستی‌شناختی و توحید سیاسی، نقطه تمایز گفتمان حضرت زهرا(س) از قرائت‌های صرفاً فقهی یا کلامی از توحید است.

به این ترتیب، توحید در خطبه حضرت فاطمه زهرا (س) بنیان همه تحلیل‌های سیاسی بعدی است. از دید حضرت، وقتی جامعه از محور توحید فاصله می‌گیرد، این انحراف ابتدا در ساخت قدرت و سپس در مناسبات اجتماعی ظهور می‌کند. به همین دلیل است که حضرت زهرا(س) برای تحلیل بحران جانشینی، ابتدا بنیان توحیدی دین را بازخوانی می‌کند تا نشان دهد که انحراف در حکومت، درواقع انحراف از توحید است.

 

نبوت؛ هویت‌بخشی امت و حلقه اتصال به ولایت

پس از توحید، حضرت زهرا(س) به نبوت می‌پردازد و تلاش می‌کند نشان دهد که پیامبر(ص) چگونه هویت جامعه را تغییر داد و امت را از جاهلیت به توحید رساند.

در نگاه ایشان، نبوت ساختاری اجتماعی و تمدنی است که در آن پیامبر معیار حق و محور هدایت است. جامعه اسلامی تا زمانی بر محور حق باقی می‌ماند که این محور در میان آن پابرجا باشد.

حضرت فاطمه (س) پیامبر اسلام (ص) را نه فقط پیام‌آور، بلکه «بنیان‌گذار نظم توحیدی امت» معرفی می‌کند؛ نظمی که با فقدان پیامبر نیازمند استمرار در قالب ولایت است. بنابراین، در گفتمان فاطمی، نبوت و ولایت یک پیوستار الهیاتی را تشکیل می‌دهند.

هنگامی که حضرت می‌فرماید «طاعتنا نظاماً للملّة»، نشان می‌دهد که استمرار هدایت پس از پیامبر تنها در چارچوب ولایت ممکن است و هرگونه جدایی این دو نهاد، جامعه را دچار انحراف می‌کند.

از این منظر، بحران جانشینی پس از پیامبر فقط یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه گسست در استمرار رسالت است. حضرت زهرا(س) با بازخوانی جایگاه نبوت، در حقیقت بر این نکته تأکید می‌کند که ولایت اهل بیت علیهم السلام امتداد طبیعی همان رسالت است و بی‌اعتنایی به آن، بازگشت به همان جهل پیش از ظهور پیامبر خواهد بود.

 

ارث پیامبر(ص)؛ نشانه استمرار رسالت، نه دعوای اقتصادی

در بخش مربوط به ارث، حضرت زهرا (س) از آیات قرآن برای اثبات حق خود استفاده می‌کند. اما مهم‌تر از حقانیت تاریخی و حقوقی این مطالبه، آن است که ارث در نگاه ایشان «شاخص استمرار مشروعیت» است.

حضرت با یادآوری ارث بردن انبیا در قرآن و با نشان دادن اینکه سنت پیامبر(ص) نیز هیچ‌گاه حکم ارث را تخصیص نزده، می‌خواهد بفرماید حذف ارث پیامبر نه خلاف قانون، بلکه خلاف منطق رسالت است.

در گفتمان فاطمی، فدک یک زمین نیست؛ بلکه نخستین نماد تغییر مسیر قدرت است. هنگامی که حق روشنِ دختر پیامبر نادیده گرفته می‌شود، این نادیده‌گرفتن در حقیقت پیام روشنی دارد: «بخشی از سنت نبوی حذف شده است.» بنابراین، ارث در خطبه فدک تبدیل به نشانه‌ای برای سنجش سلامت یا انحراف مسیر جامعه می‌شود.

حضرت زهرا(س) با طرح مسئله ارث، جامعه را متوجه این واقعیت می‌کند که انحراف در امور حقوقی و مالی، زاییده انحراف در امور سیاسی و توحیدی است.

به بیان دیگر، حذف فدک نشانه شروع مرحله‌ای است که در آن، سنت پیامبر اسلام (ص) در معرض تحریف قرار می‌گیرد و بی‌توجهی به ارث پیامبر، درواقع بی‌توجهی به اهمیت استمرار خط رسالت است.

 

حاکمیت پس از پیامبر؛ آزمون بزرگ امت و محور خطبه فاطمی

حضرت فاطمه زهرا(س) پس از تبیین مبانی توحید، نبوت و ارث، به مسئله اصلی خطبه یعنی حاکمیت پس از پیامبر می‌پردازد.

از نگاه ایشان، بحران جانشینی نه اختلافی بر سر یک فرد، بلکه انحرافی در اصول بنیادین جامعه توحیدی است. حضرت آشکارا نشان می‌دهد که جامعه، به جای پیروی از معیارهای الهی در انتخاب حاکم، به معیارهای قبیله‌ای و مصلحت‌محور بازگشته و همین امر زمینه‌ساز انحراف بعدی شده است.

در نگاه فاطمی، مشروعیت حاکمیت تنها زمانی محقق خواهد شد که حاکم برخوردار از علم الهی، عصمت، و نزدیکی حقیقی به پیامبر(ص) باشد؛ ویژگی‌هایی که در حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) وجود داشت.

بنابراین، غفلت از ولایت، فاصله گرفتن از مسیر الهی توحید و نبوت است. حضرت زهرا (س) به صراحت می‌فرماید که کنار گذاشتن اهل بیت از حکومت، به معنای محروم شدن جامعه از همان نوری است که پیامبر برای هدایت مردم آورده بود.

حضرت در فرازهای پایانی خطبه، پیامدهای این انتخاب را نیز برمی‌شمارد: بازگشت تدریجی معیارهای جاهلیت، ظهور بدعت‌ها، تضعیف عدالت و دور شدن مردم از حقیقت دین.

این تحولات در نگاه حضرت، نتیجه همان گسست اولیه از ولایت است. بنابراین، خطبه حضرت زهرا (س) نه فقط نقدی بر یک تصمیم سیاسی، بلکه هشداری الهیاتی درباره پیامدهای اجتماعی آن است.

این ساختار چندبخشی نشان می‌دهد که گفتمان دینی حضرت زهرا (س) تصویری منسجم و دقیق از توحید، نبوت، ارث و حاکمیت ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن همه این مفاهیم در یک شبکه معنایی به هم پیوسته‌اند و انحراف در هر یک، انحراف در دیگری را به دنبال خواهد داشت.

انتهای پیام/