خبرگزاری تسنیم ـ نرگس رسولی| مدینه! در سکوت شبهایت، نجواهایی از جنس آه و حسرت میپیچد. آسمان بر فراز خانهای که روزی دروازه بهشت بود، رنگ عزای آسمانی گرفته است.
امروز، نه تنها دلهای اهل زمین، که فرشتگان آسمان نیز در ماتمی عمیق فرو رفتهاند؛ زیرا مادری به ملکوت پیوست که او را «فاطمه» نامیدند تا جهانیان بدانند که اگر خوبی را بخواهند، باید در قامت او بجویند. امروز، کوثرِ جاریِ نبوت، به دلیل ضربت ناسپاسی، به جویبار خون تبدیل شده است.
حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهرا (س)، نه تنها دختر پیامبر رحمت، بلکه تجسم کامل ایمان، عصمت و ایثار بود. او که تمام هستیاش را وقف خدا و ولایت کرده بود، در پسِ پردهای از غربت، طعم تلخترین میوههای دنیا را چشید. خانهاش، که قرار بود پناهگاه امنی برای روحهای متعالی باشد، به صحنه نمایش بزرگترین مظلومیت تاریخ بدل شد.
مقام بیبدیل بانوی قدسی
فاطمه، حقیقتی است که قلمها در وصف مقامش میلنگند و زبانها در بیان منزلتش الکن میمانند. او «زهرا» است؛ آنکه نورش از شعاع خورشید تابناکتر و وجودش از هر گناهی منزّه بود. او مادرِ امامت است؛ کسی که پرورشدهنده دو سبطِ پیامبر، حسن و حسین (ع)، و زینتِ خانهی وحی بود. در مکتب او، صبر، از مادر به فرزندانش به ارث رسید؛ صبری که در برابر کوچکترین ناملایمات به نمایش درنیاید، بلکه در برابر بزرگترین ستمها، چون کوهی استوار بماند.
او که از پیامبر اعظم (ص) حدیث «فاطمه منی» (فاطمه پاره تن من است) را به ارث برد، شهادتش، نه فقط از دست دادن یک عزیز، بلکه پاره شدنِ پیوند عاطفی رسولالله (ص) با دنیا بود. رفتن او، پایانِ حضور جسمانی یکی از ارکان اصلی دین بود، اما آغازِ درسی بزرگ برای تمام ستمدیدگان تاریخ.
سینه مجروح و غربت در غربت
شب شهادت، شبی است که تاریخ در مقابل آن سر تعظیم فرومیآورد. در آن تاریکی محض، بانویی زخمی، لحظهشماری میکند برای پیوستن به پدر. هر نفسی که میکشید، آمیخته با آهی بود که نه برای درد جسم، بلکه برای غربتِ علی (ع) بود؛ برای آیندهای که میدانست سخت و پر از رنج خواهد بود.
روضه زهرا (س)، روضهای است که مرز میان زمین و آسمان را محو میکند. چه کسی میتواند تصور کند که دستان نازنین مادر، که با مهر فرزندان را نوازش میکرد، اینگونه با داغ و درد آشنا شدند؟ آن سیلی که بر گونهی عصمت فرود آمد، در حقیقت، سیلی بر چهرهی دین بود. آن ضربتی که بر پهلوی نازنینش وارد آمد، شکستنِ ستونی بود که قرار بود ستونِ خانهی علی (ع) بماند.
علی (ع)، شیر بیشه شجاعت، در خانه خود، در برابر این مصیبت، به زانو درآمد. آن مردی که در برابر سپاه کفر سر خم نکرد، اکنون در برابر درب خانهاش، در برابر یتیم شدنِ فرزندانش و زوالِ آرامشِ دلش، به ناله نشست. نوای «اَلا یَا عِتْرَتِی وَ أَهْلَ بَیْتِی» (آگاه باشید ای خاندان و اهل بیت من) که از حنجرهی آسمانیاش برخاست، فریادی بود در برابر بیعدالتی تاریخ.
درسهای جاودانه فاطمه
اما شهادت فاطمه (س)، پایان نبود؛ آغاز بود. او رفت تا به ما بیاموزد که دفاع از حق، گاهی هزینه جان میخواهد. درس او این است که تقوا، فراتر از ظواهر است و باید در عمق جان ریشه بدواند.
اولاً: درس ایستادگی در برابر ظلم. فاطمه (س) در لحظات آخر عمر، همچنان مدافع ولایت و حامی همسرش بود. این درس را باید آموخت که در هر زمان، باید پایبند حقیقت بود، حتی اگر تمام جهان در مقابلت بایستد.
دوماً: درس ایثار و اهمیت جایگاه مادری. او با دستان خالی، اما قلبی مملو از ایمان، بزرگترین مکتب را پایهریزی کرد. فرزندانش، یعنی حسن و حسین (ع)، میراثدار این صبر و ایثار شدند که مسیر حق را در طول تاریخ روشن نگه داشتند.
میراثی برای همیشه
امروز، هر بار که نام «فاطمه» بر زبان میآید، قلبها به درد میآیند و اشکها جاری میشود. اما این اشکها، اشک ضعف نیست؛ اشک تعهد است. تعهد به ادامهدهنده راه او، یعنی راه ولایت و عدالت.
ای مادر خوبیها! شهادت تو، درسی است که تا ابد در لوح جان ما حک شده است. ما در این غم جانکاه، به دنبال تو شفاعت میگردیم؛ شافع بودن در روزی که هیچ چیز به جز نیت پاک و دلی سوخته، کارساز نیست.
بقیع، شاهدِ غریبیِ مزار توست. اما ما میدانیم که مزار تو، تنها یک تکه خاک نیست؛ بلکه قبلهی دلهای اهل ایمان است. ما با هر بار زیارت، با هر اشک ریختن، و با هر فریاد «یا زهرا (س)»، به فرزندت، صاحب زمان (عج)، قول میدهیم که میراثدار آن صداقت، آن صبر و آن دفاع بیوقفه از حق باشیم.
تا ابد، در عزای کوثرِ آتش گرفتهی خود، سر در گریبان خواهیم داشت و با یاد مظلومیتت، بر تیغ ستم، با صلابت بیشتری ایستادگی خواهیم کرد. سلام بر تو، ای بانوی بیپایان، و لعنت بر آن روزی که قامتت در پیشگاه خداوند، به خاطر ستم زمین، خم شد.
صلوات و سلام ابدی بر روح مطهرت، ای تنها پارهی تن رسول خدا (ص).
انتهای پیام/