شناسهٔ خبر: 75926469 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: اعتماد آنلاین | لینک خبر

انکارهای مردی که متهم است برای قتل همسرش دو قاتل اجیر کرد

پرونده مردی که متهم است برای کشتن همسرش آدمکش اجیر کرده بود در دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد.

صاحب‌خبر -
انکارهای مردی که متهم است برای قتل همسرش دو قاتل اجیر کرد
کد خبر: 748359
|
۱۴۰۴/۰۸/۳۰ ۲۰:۳۰:۵۰

پرونده مردی که متهم است برای کشتن همسرش آدمکش اجیر کرده بود در دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد.

به گزارش سایت جنایی، این پرونده دو سال پیش به جریان افتاد و پسر جوان زن که آرزو  نام داشت، به پلیس گزارش داد مادرش کشته شده است.

وقتی ماموران به خانه آرزو رفتند متوجه شدند زن جوان به قتل رسیده و آثار جراحت‌های عمیق هم روی دست‌های او وجود دارد. پسر آرزو به ماموران گفت: مادرم در خانه تنها بود. من هم صبح از خانه بیرون رفته بودم. وقتی برگشتم، دیدم مادرم مرده و خانه    به هم ریخته است، بلافاصله به پدرم و بعد هم به پلیس خبر دادم.

ماموران بعد از اینکه جسد را به پزشکی قانونی انتقال دادند با بازجویی از فرزندان مقتول متوجه شدند مقتول و همسرش که پدر بچه‌هاست، اختلافاتی داشته‌اند. پلیس محسن، پدر خانواده، را بازداشت کرد.

این مرد در بازجویی‌ها گفت قبلاً به دو نفر دستور قتل زنش را داده بود اما بعد پشیمان شد. پلیس دو مردی را که محسن معرفی کرده بود، شناسایی و بازداشت کرد. این دو نفر در تحقیقات به قتل و سرقت اعتراف کردند.

در ادامه تحقیقات محسن گفت: به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم، می‌خواستم او را بکشم اما بعد پشیمان شدم. حتی یک بار از هم جدا شدیم و دوباره رجوع کردیم.

برادر مقتول نیز به پلیس گفت: خواهر من دو خانه و یک ماشین به نام خودش داشت. شوهرش تلاش داشت هر طور شده این اموال را از او بگیرد و خواهرم مقاومت می‌کرد. به خاطر همین هم یک بار خواهرم را طلاق داد. وقتی دید  حتی طلاق دادن باعث نمی‌شود آرزو حرف زور را قبول کند، تصمیم گرفت خواهرم را بکشد.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و اولیای‌ دم که فرزندان مقتول بودند درخواست قصاص کردند.

سپس دو متهم که هر دو با هم مقتول را خفه کرده بودند در جایگاه حاضر شدند. آنها به قتل و سرقت طلاها اعتراف کردند و گفتند محسن به آنها درباره طلاها گفته بود.

دادگاه هر دو متهم را به قصاص و محسن را به دو سال حبس محکوم کرد. وقتی پرونده با اعتراض متهمان ردیف اول به دیوان عالی کشور رفت، رأی صادره نقض شد زیرا    قضات دیوان معتقد بودند مدارکی که علیه محسن در پرونده وجود دارد نشان می‌دهد او در قتل و سرقت آمریت داشته‌ است. به این ترتیب حکم محسن نقض و پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

در جلسه رسیدگی باز هم نماینده دادستان اعلام کرد درخواست مجازات برای متهم دارد و مدارک علیه این مرد زیاد است.

فرزندان مقتول اعلام کردند از پدرشان هیچ شکایتی ندارند و او را مقصر مرگ مادرشان نمی‌دانند.

سپس محسن در جایگاه قرار گرفت و گفت: اتهام معاونت در سرقت و قتل را قبول ندارم. چون من این کار را نکردم. کارمند بانک بودم ولی چون زندگی هزینه زیادی داشت دستفروشی هم می‌کردم. همان موقع با دو متهم آشنا شدم و از آنها خواستم همسرم را بکشند اما بعد پشیمان شدم. گفتم دیگر نمی‌خواهم این کار را بکنید اما آنها چون می‌دانستند که همسرم طلا دارد به خانه ما رفتند.

قاضی پرسید: اگر تو به آنها نگفته بودی طلاها کجاست و همسرت چه زمانی در خانه تنهاست، چطور آنها متوجه شدند؟

متهم گفت: من این چیزها را قبلاً به آنها گفته بودم. همان موقع که می‌خواستم همسرم را بکشم.

قاضی گفت: چرا می‌خواستی همسرت را بکشی؟

متهم گفت: دلیل خاصی نداشت. اختلاف داشتیم، عصبانی شدم و بعد دیدم کار اشتباهی است بنابراین دیگر این کار را نکردم.

سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من خودش طلاها را برای همسرش خریده‌ و برای حفظ شأن اجتماعی همسرش بود که تصمیم گرفت اجازه دهد همسرش از طلاها استفاده کند. کسی مال خودش را سرقت نمی‌کند. بنابراین اتهام معاونت در سرقت برای موکل من درست نیست.

در این هنگام قاضی گفت: موکل شما شرایط قتل را فراهم کرده است. همچنین اولیای‌ دم که فرزندان مقتول هستند اعلام کردند طلاها متعلق به مادرشان بود. چطور بدون سند چنین ادعایی می‌کنید؟

در این هنگام دو متهم ردیف اول درباره اینکه چه کسی به آنها گفته بود طلاها کجاست گفتند: محسن به ما گفت طلاها کجاست. او به ما 50 میلیون تومان پول داد. بعد از قتل محسن به کوچه پشتی آمد و 50 میلیون را داد و مقداری از طلاهایی را هم که برداشته بودیم به خودمان داد. او به ما گفته بود برای قتل برویم.

در ادامه متهم برای بیان آخرین دفاع در جایگاه حاضر شد. او گفت: متهمان دروغ می‌گویند. من از قتل خبر نداشتم. آنها خودسرانه این کار را کردند و طلاها را هم دزدیدند.

او همچنین رو به متهمان کرد و گفت: شما می‌دانید باید از فرزندان من رضایت بگیرید ولی همچنان علیه متهم حرف می‌زنید.

در این هنگام سه فرزند مقتول گفتند می‌خواهند نسبت به پدرشان اعلام گذشت کنند. آنها گفتند از پدرشان شکایت ندارند و او را در مرگ مادرشان مقصر نمی‌دانند.

فرزندان مقتول به قاضی گفتند: مادرمان کشته‌ شده و پدرمان هم در زندان است. ما وضعیت بدی داریم. درخواست داریم او را آزاد کنید.

در نهایت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.