شناسهٔ خبر: 75910232 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

دبیر نخستین کنگره «فناوری‌های نوین میدان‌های مغناطیسی و علوم اعصاب در حوزه روان‌تنی» در گفت‌وگو با آناتک:

فرکانس‌های مغزیِ آشفته، ریشه علائم جسمانی‌اند و هدف ما احیای نظم عصبی است

بدن فقط به دارو پاسخ نمی‌دهد؛ به «فرکانس» هم واکنش نشان می‌دهد. نخستین کنگره «فناوری‌های نوین میدان‌های مغناطیسی و علوم اعصاب در حوزه روان‌تنی» تلاش می‌کند نشان دهد چگونه اصلاح امواج مغزی می‌تواند بر اندام‌های حرکتی، هورمون‌ها و خلق‌وخو اثر بگذارد و در درمان «اختلالات روان‌تنی» و مواردی مانند اضطراب، استرس، فوبیا و «پی‌تی‌اس‌دی» (PTSD) به کار آید. در این رویداد، پژوهش‌های بالینی و نتایج درمانی مرتبط با این رویکرد گردآوری شده تا میزان اثربخشی آن سنجیده شود و جایگاهش در کنار درمان‌های کلاسیک پزشکی و روان‌شناسی روشن‌تر شود.

صاحب‌خبر -

آناتک برای پاسخ به این پرسش که نخستین کنگره «فناوری‌های نوین میدان‌های مغناطیسی و علوم اعصاب در حوزه روان‌تنی» دقیقاً چه اهدافی را دنبال می‌کند و چه چالش‌ها و فرصت‌هایی پیش روی این رویکرد قرار دارد. گفت‌وگویی با سعید دژمی؛ دبیر اجرایی این کنگره داشته است که در ادامه توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

نخستین کنگره «فناوری‌های نوین میدان‌های مغناطیسی و علوم اعصاب در حوزه روان‌تنی» با چه اهداف مشخصی طراحی شده و چه دستاوردی را دنبال می‌کند؟

درباره اهداف کنگره و این‌که کنگره در پی دستیابی به چه دستاورد‌هایی است، لازم است توضیح دهم که این کنگره، رویکردی است که طی چند سال اخیر در جهان مطرح شده است. این رویکرد بر مطالعه فرکانس‌هایی متمرکز است که مغز منتشر می‌کند و بر اساس آن به اندام‌های بدن و هورمون‌ها فرمان می‌دهد. طبیعتاً این اندام‌ها نیز عملکرد خود را مطابق همین فرکانس‌ها و دستورات تنظیم و اجرا می‌کنند.

بر اساس مبانی علمی این حوزه، هر یک از این فرکانس‌ها در یک طول موج مشخص به اندام‌های مختلف بدن ارسال می‌شود. هنگامی که فرد دچار عارضه یا اختلالی در عملکرد جسمی یا روانی می‌شود، این فرکانس‌ها و طول موج‌های آنها دچار اختلال خواهند شد. فلسفه وجودی این رویکرد درمانی آن است که با اصلاح این فرکانس‌ها در «مغز» و دیکته کردن فرکانس‌های صحیح، ارسال دقیق‌تر پیام‌ها و دستور‌های عصبی به اندام‌های بدن ممکن شود و در نتیجه عملکرد آنها اصلاح گردد.

این اندام‌ها می‌توانند شامل اندام‌های حرکتی، یا هورمون‌هایی باشند که بر خلق‌وخو، رفتار و فرآیند‌های احساسی و ادراکی ما تأثیرگذارند. هدف ما در این کنگره آن است که میزان اثربخشی این نوع درمان را بررسی و ارزیابی کنیم. از همین رو، مقالات علمی پژوهشگران، دانشجویان و اساتیدی که در این حوزه فعالیت داشته‌اند و همچنین نتایج کار‌های بالینی آنها گردآوری شده و در این رویداد ارائه و مورد بررسی قرار می‌گیرد.

کنگره با این هدف شکل گرفت که پژوهش‌های مرتبط با این حوزه، به‌ویژه در علوم اعصاب، روان‌تنی و سایکوسماتیک، یک‌بار به‌صورت منسجم در کنار یکدیگر قرار گیرد، سازماندهی شود و دستاورد‌های علمی منتشرشده در این زمینه گردآوری و تحلیل شود. در نهایت خروجی این مجموعه می‌تواند در قالب یک ژورنال یا مبنای علمی معتبر در کشور عرضه شود. از آن‌جا که این رویکرد در کشور هنوز به‌طور کامل جا نیفتاده و به‌صورت ساختارمند توسعه نیافته است، نیاز بود که این روند بر پایه یک رویکرد علمی و تخصصی، به‌ویژه از دیدگاه روان‌شناختی، تدوین و تقویت شود.

در حال حاضر این درمان در حوزه علوم اعصاب و پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما بررسی آن از منظر روان‌شناختی، سایکوسماتیک و اختلالات روان‌تنی مغفول مانده بود. بر همین اساس، ضرورت داشت که این حوزه با دعوت از پژوهشگران و اساتید و ایجاد فضایی برای هم‌اندیشی علمی، بازتعریف و بررسی شود. امید ما آن است که خروجی این هم‌اندیشی منجر به تعیین میزان اثربخشی این نوع درمان در بیماری‌های روان‌تنی و کمک به روان‌شناسان و درمانگران حوزه سایکوسماتیک و روان‌تنی گردد.

بخشی از مراجعان حوزه روان‌شناسی افرادی هستند که مبتلا به بیماری‌های سایکوسماتیک، یا اضطراب‌های ناشی از رویداد‌های هولناک (PTSD)، و یا اختلالاتی هستند که تنش‌ها و استرس‌های شدید در آنها به مشکلات گوارشی، قلبی‌-‌عروقی و سایر اختلالات جسمانی تبدیل می‌شود. ما به‌دنبال آن هستیم که نتایج این پژوهش‌ها را به جامعه روان‌شناسی معرفی کنیم و همچنین به جامعه پزشکی نشان دهیم که بخشی از فرآیند‌های تشخیصی، اسکن‌ها و ارزیابی‌هایی که در این درمان وجود دارد می‌تواند به روند کاری روان‌درمانگران نیز کمک کند.

معیار شما برای انتخاب سخنرانان و ارائه‌های علمی چه بوده و این ترکیب چه تصویری از وضعیت فعلی این حوزه ارائه می‌دهد؟

در خصوص معیار‌های انتخاب سخنرانان و افرادی که ارائه‌های علمی را بر عهده داشتند، باید توضیح داد که در روز نخست و در جلسه علمی کنگره، رویکرد ما بر آن بود که «هیئت علمی» ترکیبی از پزشکان، روان‌پزشکان و روان‌شناسان باشد؛ با این تأکید که جامعه روان‌شناسی نقش پررنگ‌تری در این فرایند ایفا کند. علت این انتخاب آن است که این نوع رویکرد درمانی در جامعه پزشکی به‌خوبی در حال گسترش است، اما در حوزه روان‌شناختی هنوز به مقبولیت و پذیرش علمی کافی نرسیده است. از این‌رو تلاش شد که از ظرفیت جامعه روان‌شناسی استفاده بیشتری صورت گیرد.

بر همین اساس، در ترکیب ۱۸ نفره هیئت علمی که شرح آن در وب‌سایت کنگره نیز موجود است؛ از افرادی بهره گرفته شده که یا پزشک‌اند، یا در حوزه علوم اعصاب تحصیل کرده‌اند، یا روان‌شناس هستند؛ تا مجموعه‌ای کامل و متوازن از تخصص‌ها در ترکیب هیئت علمی کنگره شکل گیرد.

محور‌هایی که برای کنگره انتخاب شد، با مشارکت دانشگاه و معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد تعیین گردید. این انتخاب‌ها با این دیدگاه صورت گرفت که بتوان میزان اثربخشی این نوع درمان، اسکن‌ها و روش‌هایی مانند «نقشه مغزی» و تفسیر الگو‌های به‌دست‌آمده از این اسکن‌ها را بررسی کرد. هدف آن است که بتوان از این داده‌ها برای استفاده بهینه از مدار‌های الکترومغناطیسی در حوزه درمان بهره برد؛ با این نگاه که این روش‌ها در نهایت به یاری تراپیست‌ها و روان‌درمانگران بیایند.

به عنوان نمونه، در مواردی که «کیوای‌ئی‌جی» (QEEG) یا نقشه مغزی تهیه می‌شود و در آن میزان اضطراب، افسردگی و سایر شاخص‌ها قابل مشاهده است، این اطلاعات می‌تواند در تشخیص اختلالات روان‌شناختی به درمانگر کمک کند و مسیر درمان را برای او روشن‌تر و دقیق‌تر سازد؛ بنابراین رویکرد ما این بود که ارائه‌های علمی کنگره به سمت تبیین «میزان اثربخشی» این نوع درمان سوق پیدا کند.

بر همین مبنا، درخواست ما از پژوهشگران آن بود که در چهار محور تعیین‌شده، پژوهش انجام دهند و مقالات خود را ارائه کنند. خوشبختانه بیش از سی مقاله به دبیرخانه کنگره ارسال شد. از میان آنها، چهار مقاله به عنوان مقالات برتر انتخاب شده‌اند که دو مقاله در روز نخست و دو مقاله در روز دوم کنگره ارائه خواهند شد. 

این کنگره چه بخش‌های ویژه‌ای مثل کارگاه‌ها، پنل‌های تخصصی یا ارائه‌های بالینی دارد و کدام بخش را شاخص‌ترین قسمت برنامه می‌دانید؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در این عرصه، مربوط به نحوه استفاده از این علم و بهره‌گیری از دستگاه‌هایی است که بر پایه فناوری‌های «بیورزونانس» یا «میدان‌های الکترومغناطیسی» عمل می‌کنند؛ فناوری‌هایی که امروز در سطح جهان توسعه یافته‌اند و دستگاه‌های متعددی در این زمینه طراحی و استفاده شده است. در ایران، استفاده از این دستگاه‌ها و این رویکرد‌های درمانی به‌طور کامل در انحصار جامعه پزشکی قرار دارد و روان‌شناسان و تراپیست‌ها به هیچ عنوان امکان بهره‌گیری از آن را ندارند.

نگاه ما در این کنگره آن بود که آغازگر یک جریان علمی باشیم؛ جریانی که بتواند نشان دهد برخی از خروجی‌های این دستگاه‌ها از جمله ابزار‌هایی مانند نقشه مغزی یا روش‌های درمانی ویژه روان‌شناسان؛ در صورتی که میزان ریسک بسیار کم و با کاهش چشمگیر شدت فرکانس‌های تحریک‌کننده استفاده شوند، می‌توانند کاملاً در حوزه درمان‌های شناختی قرار گیرند و برای جامعه روان‌شناسی نیز قابل بهره‌برداری باشند.

به همین دلیل، یکی از چالش‌های اصلی این بود که چنین رویکردی تاکنون نه در جامعه روان‌شناسی ایران مطرح شده و نه میان اساتید این حوزه مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. هدف ما از برگزاری این کنگره آن بود که این فضا را هم در جامعه روان‌شناسی و هم در جامعه پزشکی معرفی و تثبیت کنیم و آنان را متقاعد سازیم که استفاده از این علم می‌تواند به فرآیند‌های درمانی در «اتاق درمان» روان‌شناختی نیز کمک کند و مسیر درمان را به‌صورت دقیق‌تر و مؤثرتر هدایت نماید.

یکی دیگر از چالش‌های موجود، «انحصار پزشکی» در این حوزه است؛ انحصاری که به‌دلیل نبود انسجام ساختاری و هماهنگی در جامعه روان‌شناسی ایجاد شده است. جامعه روان‌شناسی متأسفانه هنوز نتوانسته است به یک ساختار یکپارچه، قدرتمند و دارای صدای واحد تبدیل شود تا بتواند از ماهیت علمی حوزه خود دفاع کند. همین ضعف ساختاری موجب شده است که در بسیاری از موارد، مباحث علمی و فناوری‌های نوین تنها در اختیار گروه‌های خاص قرار گیرد و جامعه روان‌شناسی از امکان استفاده از این ابزار‌ها برای کمک به بیماران محروم بماند؛ زیرا نتوانسته است صدای واحد و علمی قابل اتکایی را در سطح ملی ارائه کند.

در واقع، این کنگره فرصتی ایجاد می‌کند تا مجموعه‌ای ساختارمند و نظام‌مند از اساتید و متخصصان روان‌شناسی شکل گیرد تا بتوانند با هدف بهبود روند‌های درمانی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در درمان‌های روان‌شناختی، با یک صدای علمی و تخصصی در فضای علمی کشور حضور یافته و نقش مؤثرتری ایفا کنند. در اصل، هدف ما از این کنگره دقیقاً در همین چارچوب تعریف شده است.

چه سازمان‌ها، دانشگاه‌ها یا نهاد‌های علمی داخلی و خارجی در برگزاری کنگره مشارکت دارند و این همکاری‌ها چه نقشی در اعتبار علمی رویداد داشته است؟‌

می‌توانم کلی و بر اساس مواردی که در پوستر رسمی کنگره درج شده است، توضیح دهم. شما می‌توانید با مراجعه به پوستر فهرست کامل نهاد‌های مشارکت‌کننده را مشاهده کنید. این مجموعه‌ها در اصل در قالب همکاری و مشارکت حمایتی در کنگره حضور داشته‌اند.

از جمله این نهاد‌ها می‌توان به دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، مرکز رشد واحد‌های فناور دانشگاه آزاد تهران جنوب، دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه تهران جنوب و دانشگاه آزاد واحد امارات اشاره کرد. دانشگاه آزاد واحد امارات به‌ویژه به این دلیل همراه شد که این رویکرد درمانی در کلینیک‌های روان‌شناختی خارج از کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد و آنها نیز با این نگاه موافق بودند که از کنگره حمایت علمی و ساختاری داشته باشند.

انتظار دارید این کنگره چه تأثیری بر مسیر پژوهش یا سیاست‌گذاری در حوزه علوم اعصاب و روان‌تنی در کشور بگذارد؟

ما انتظار داریم از دل این کنگره یک فرایند علمی منسجم و یک مسیر پژوهشی مشخص شکل بگیرد؛ مسیری که بتواند اساتید روان‌شناسی را در کنار یکدیگر، تحت لوای دانشگاه و در چارچوبی علمی و مدون، گرد هم آورد و روند معرفی و تبیین میزان تأثیرگذاری این نوع درمان را پایه‌گذاری کند.

هدف ما آن است که این رویکرد درمانی در آینده نزدیک، به‌صورت ساختاریافته به جامعه علمی و سپس به عموم مردم معرفی شود و نقش آن در بهبود سلامت روان جامعه تثبیت شود. به بیان دیگر، انتظار داریم این کنگره با همراهی هیئت علمی، مجلات علمی–پژوهشی همکار، دانشگاه‌های پشتیبان و اساتیدی که سازماندهی شده‌اند، و همچنین پژوهشگرانی از سراسر کشور که در این حوزه با ما وارد تعامل شده‌اند، بتواند بستر رشد و گسترش این علم را فراهم کند.

این جریان علمی، همچون چشمه‌ای که آغاز به جوشش کند، پژوهشگران مختلف را به سمت خود جلب خواهد کرد؛ پایان‌نامه‌های دانشگاهی به این سمت سوق پیدا می‌کند؛ نمونه‌های بالینی بررسی می‌شود؛ میزان اثربخشی این روش‌ها ارزیابی و تبیین می‌گردد؛ و یافته‌ها به‌تدریج در قالب مقالات علمی منتشر می‌شود. این مقالات نیز در ژورنال‌های کنگره، مجلات علمی–پژوهشی و همچنین پایگاه‌های معتبر بین‌المللی نظیر ISI منتشر خواهند شد.

در نهایت، امید آن است که با این تلاش‌ها، بتوانیم فرهنگ‌سازی عمومی شکل دهیم و اعتماد جامعه را نسبت به این نوع درمان جلب کنیم؛ تا به همان جایگاهی برسد که در کشور‌های پیشرفته دنیا امروز از آن برخوردار است؛ یعنی یک روش درمانی مؤثر، علمی و قابل پذیرش برای مردم و متخصصان.

انتهای پیام/