به گزارش روز دوشنبه گروه آسیا و اقیانوسیه ایرنا، در پاکستان، زیرساختهای آبی فرسوده و روشهای سنتی مدیریت آب ناکارآمد شدهاند. در مقابل، هند با اتکا به جنبشهای محلی و احیای شیوههای سنتی جمعآوری باران، مسیر تازهای برای پایداری آبی گشوده است.
در حالی که هند با احیای روشهای سنتی جمعآوری آب و مشارکت مردم موفق به بهبود منابع آبی شده، پاکستان هنوز با شبکههای فرسوده و مدیریت ناهماهنگ دستوپنجه نرم میکند.
هند؛ احیای دانش بومی و مشارکت مردمی
در هند بازچرخانی و ذخیره باران (Rainwater Harvesting) که با ابتکار افرادی مانند پروفسور راجندرا سینگ، مشهور به «مرد آب هند»، به یک جنبش سراسری تبدیل شده است.
پروفسور راجندرا سینگ میگوید: «ما منتظر دولت نماندیم؛ مردم خودشان آب را برگرداندند.»
پروفسور راجندرا سینگ، مشهور به «مرد آب هند»
در شهرهای بزرگ هند نیز مدیریت باران شهری، ذخیره آب بر بام ساختمانها و استفاده دوباره از فاضلاب تصفیهشده برای صنعت، به سیاست رسمی تبدیل شده است.
راجندرا سینگ و سازمان مردمنهاد او هزاران «برکه محلی» و «سدچه خاکی» را احیا و ایجاد کردهاند تا آب باران ذخیره و سفرههای زیرزمینی تغذیه شود.
مطالعات محلی در منطقه «الور» نشان میدهد که سطح آب زیرزمینی پس از اجرای این طرحها از عمق بیش از ۱۴ متر به کمتر از ۷ متر رسیده است.

بر اساس تحقیقاتی که در نشریه «NepJOL» منتشر شده، با احیای چاههای سنتی بارانگیر (johad)، چشمهها و رودخانههای محلی در ایالت راجستان دوباره جان گرفتهاند و کشاورزان امکان کشت پایدارتر یافتهاند.
در این فرایند، نقش جوامع محلی بسیار برجسته است. سازههایی مانند «آنیکت» (نوعی سدچک سنگی یا بتنی) با هدف کاهش سرعت رواناب و افزایش نفوذ باران به سفرههای زیرزمینی ساخته میشوند.
با وجود موفقیت این روشها، چالشهایی همچنان وجود دارد. در مناطق شهری هند، کمبود فضا، هزینه ساخت، نگهداری و نیاز به آموزش عمومی، اجرای کامل سیستمهای جمعآوری باران را دشوار کرده است. برخی گزارشها نشان میدهد که اهمیت ذخیره آب باران در معیشت جوامع کمدرآمد برجسته است، اما این رویکرد هنوز جایگاه کافی در سیاستگذاری دولتی ندارد.

پاکستان؛ چالش زیرساختهای قدیمی و ناکارآمدی مدیریتی
پاکستان یکی از بزرگترین شبکههای آبیاری جهان را دارد. شبکه آبیاری «سند» بیش از ۱۷ میلیون هکتار زمین کشاورزی را پوشش میدهد. اما فرسودگی تأسیسات، شوری خاک و مدیریت ضعیف باعث کاهش چشمگیر بهرهوری شده است. بانک جهانی هشدار داده است که «در صورت نوسازینشدن زیرساختها و اصلاح مدیریت، امنیت غذایی پاکستان در معرض خطر قرار میگیرد.». طراحی اولیه این شبکه بر پایه گسترش اراضی کشاورزی بوده نه افزایش بهرهوری، و همین موضوع سبب شده حجم بزرگی از آب در مسیر نشت یا تبخیر شود.
در برخی مناطق تنها بخشی از آبی که در ابتدای کانال رها میشود به مزارع میرسد. شوری خاک، بالا آمدن سطح آب زیرزمینی و نبود سیستم زهکشی مناسب مشکلات را تشدید کرده است. علاوه بر این، نبود هماهنگی میان دولت فدرال، استانها و سازمانهای مسئول آب، روند اصلاحات را کند و پرهزینه کرده است. با اینکه پروژههایی برای نوسازی کانالها با حمایت نهادهای بینالمللی انجام شده، اما این اقدامات پراکنده نتوانستهاند چهرۀ کلی شبکه را تغییر دهند.
پاکستان نمونهای است از اینکه بدون اصلاح ساختار و مدیریت منسجم، حتی بزرگترین پروژههای آبی نیز نمیتوانند پاسخی مناسب به بحران کمآبی بدهند.
در سالهای اخیر، دولت پاکستان با همکاری نهادهای بینالمللی اقدام به بازسازی کانالهای فرعی و نصب سامانههای زهکشی کرده است تا سطح آب زیرزمینی کنترل و شوری خاک کاهش یابد.
حوضه رود «سند» (Indus Basin) ستون اصلی کشاورزی پاکستان است. اما طراحی اولیه این شبکه بر گسترش زمین کشاورزی متمرکز بوده نه بر افزایش کارایی. همین موضوع، همراه با توزیع ناعادلانه آب، موجب شده است بخشهایی از شبکه، بهویژه در انتهای کانالها، با کمبود آب روبهرو شوند.

یکی از مشکلات جدی این سامانه، بالا آمدن سطح آب زیرزمینی و شوری گسترده خاک است. برآوردها نشان میدهد حدود هشت درصد اراضی تحت آبیاری بهشدت شور شدهاند و بخش بزرگی از زمینها نیز مشکل زهکشی دارند.
همچنین بهرهوری آب در کشاورزی پاکستان بسیار پایین است. گزارشهای محیطزیستی–اقتصادی نشان میدهد که زیرساختهای فرسوده، روشهای آبیاری هدررفته و سیاستهایی که کشت محصولات پرآب را تشویق میکنند، موجب افت بهرهوری اقتصادی آب شدهاند.
برخی پروژههای بینالمللی مانند طرح «بهبود مدیریت شوری و آبیاری مزارع در حوضه سند» نشان میدهد که حدود ۶.۳ میلیون هکتار از اراضی پاکستان تحت تأثیر شوری یا بالابودن سطح آب زیرزمینی قرار دارند.

راهکارهایی مانند ایجاد شبکه زهکشی مؤثر، شستوشوی نمک خاک و استفاده از آبهای برگشتی مطرح شدهاند، اما پژوهشها تأکید میکنند که بدون هماهنگی نهادی میان دولت فدرال، استانها و سازمانهای آب، اجرای کامل این راهکارها ممکن نیست.
مشکل دیگری که در مطالعات مطرح شده، کارآمدی پایین تحویل آب است. تنها حدود ۳۶ درصد آبی که در ابتدای کانال رها میشود، واقعاً به مزارع میرسد؛ باقیمانده بر اثر نشت، تبخیر و استفاده غیربهینه تلف میشود.
جمعبندی و درسهایی برای ایران
تجربه هند و پاکستان نشان میدهد که بحران آب تنها با ساخت سدهای جدید یا پروژههای بزرگ مهار نمیشود. هند ثابت کرده است که مشارکت مردم و احیای شیوههای بومی میتواند به نتایجی پایدار، کمهزینه و قابل تکرار بینجامد. در سوی دیگر، وضعیت پاکستان یادآوری میکند که اگر زیرساختها بهروز نشود و مدیریت هماهنگ وجود نداشته باشد، حتی شبکههای گسترده نیز ناکارآمد خواهند بود.
ایران میتواند با ترکیب این دو رویکرد — از نوسازی شبکههای فرسوده تا فعالسازی ظرفیتهای محلی و احیای روشهای سنتی ذخیره باران — مسیر واقعبینانهتری برای مقابله با کمآبی در پیش گیرد.