خانه، خاکِ نخستِ کِشتِ اندیشه است؛ جایی که بذرِ شناخت و کنجکاوی در ذهنِ کودکان کاشته میشود. اما این بذر اگر تنها در خانه بماند، ممکن است خشک شود یا محدود گردد. برای روییدن و بالیدن، نیاز به سرزمینی گستردهتر، روشنایی بیشتر و فضایی آزادتر دارد. اینجاست که کتابخانه معنا پیدا میکند؛ کتابخانه ادامه طبیعیِ خانه است. اگر خانه، آغاز معنا باشد، کتابخانه حافظ معنا ست. کتابخانه خانهای بزرگتر است، نه برای سکون، بلکه برای حرکت؛ حرکتی به سوی اندیشههای ناب، گفتوگوهای سازنده و رشدِ فرهنگیِ انسان.
کتابخانه در جهان امروز تبدیل به مرکزِ زنده تعامل، آموزش، و اندیشهورزی شده است. در هر کتابخانه، صدای حقیقت از میانِ صفحههای آرام کتابها شنیده میشود. اینجا جاییست که کودکان رؤیاهایشان را مینویسند، نوجوانان پرسشهایشان را مطرح میکنند و بزرگسالان تلاش میکنند پاسخهایی برای زندگی بیابند. کتابخانه، پلیست بین گذشته و آینده؛ بین سنت و نوآوری؛ بین دانستن و عمل کردن.
در خانه، ذهن یاد میگیرد که دوست بدارد و احساس کند؛ در کتابخانه، ذهن میآموزد که تحلیل کند و معنا بسازد. خانه، زیربنای عاطفیِ فرهنگ است و کتابخانه، ساختارِ معرفتیِ آن. و میانِ این دو، جامعهای زندهای شکل میگیرد که میتواند بپرسد، بیندیشد و پایدار بماند.جامعهای که رابطه خانه و کتابخانه را حفظ کند، جامعهای تابآور است. زیرا در چنین جامعهای، آموزش از دلِ زندگی میجوشد، نه از اجبار بیرونی.
وقتی کودک از خانه به کتابخانه میرود، در واقع از عشق به دانایی سفر میکند. کتابخانه برای او همان خانه دوم است؛ جایی که حسِ آرامش و تعلق با اشتیاقِ یادگیری درهم میآمیزد. کتابخانه میتواند به عنوان بخشِ طبیعیِ زیستِ خانوادگی هم شناخته میشود. خانوادههایی که با فرزندان خود به کتابخانه سر میزنند، در حقیقت فرهنگِ تفکر مشترک را میآفرینند. این رفتار، یک جریانِ فکری است که نسلها را به هم پیوند میدهد.
کتابخانه، بزرگترین مرکزِ رشدِ اندیشه است، زیرا چند ویژگیِ منحصربهفرد دارد. نخست آنکه در کتابخانه، همه چیز با پرسش آغاز میشود.
پرسیدن، جوهرِ رشد فکری است. هر کتاب، پاسخی است به یک پرسشِ قدیمی یا دریچهای برای پرسشِ جدید. کسی که کتاب میخواند، با هر صفحه، پرسشهای بیشتری میسازد و ذهنش پویاتر میشود.
دوم آنکه کتابخانه، درِیچه گفتوگو را میگشاید. گفتوگو میانِ انسانها، میانِ نسلها، میانِ اندیشههای متفاوت. گفتوگو همبسته تاب آوری است؛ بدون گفتوگو، دانایی سکون مییابد.
در کتابخانههای امروز، سخنرانی، نمایشگاه، نشستِ کتابخوانی و کارگاههای آموزشی، بخشهای جداییناپذیرِ رشدِ فرهنگی هستند. کتابخانه با فناوری پیوند خورده است و به یکی از ارکانِ جهانِ دیجیتال تبدیل شده. اما مهم این است که همچنان ریشه در خانه دارد؛ ریشه در گرمایِ ارتباط انسانی. هیچ الگوریتمی نمیتواند جایِ لبخندِ مادر یا نگاهِ اندیشناکِ کتابدار را بگیرد؛ زیرا رشدِ واقعیِ اندیشه در تعاملِ انسانی است، نه در ذخیره داده.
پیوندِ خانه و کتابخانه میتواند راهی نو برای توسعه فرهنگی باشد. اگر هر خانه بداند که تنها چند قدم تا کتابخانه فاصله دارد، فرهنگِ مطالعه ملی زنده خواهد شد. وقتی خانوادهها کتابخانه را ادامه خانه خود بدانند، کتابخانهها به کانونِ پویایی اجتماعی بدل میشوند. از خانه تا کتابخانه، یکی از مسیرِهای تابآوری فرهنگیِ ایران است؛ مسیری که از عشق و معنا آغاز میشود و به خرد و عدالت میرسد.
در این میان، نقشِ کتابداران بسیار حیاتی است. کتابدار، نگهبانِ اندیشه نیست، بلکه راهنمایِ اندیشیدن است. او کسیست که در سکوتِ کتابخانه، چراغِ جستوجو را روشن نگه میدارد. کتابدار، همان آموزگارِ بیکلاس است که آدمها را به سفر در جهانِ اندیشه دعوت میکند. او کسیست که یادآوری میکند دانایی یعنی پرسشگری، نه صرفاً دانستن.
خانه، بسترِ نخستِ شکلگیریِ احساسِ تعلق است؛ و کتابخانه، زمینِ رشدِ آگاهی. اگر خانه را نقطهی آغازِ انسانسازی بدانیم، کتابخانه نقطه استمرارِ این فرایند است. پیوندِ این دو، یعنی پیوندِ احساس و اندیشه، همان چیزیست که فرهنگ را زنده نگه میدارد. جامعهای که بتواند بین خانه و کتابخانه پلی بسازد، در واقع بین دل و عقل رابطه برقرار کرده و این رابطه بنیادِ هر توسعه پایدار است.
کتابخانهها باید چنان طراحی شوند که روحِ خانه را در خود داشته باشند. در معماری، در طراحی داخلی، در برنامههای فرهنگی، حتی در برخوردِ کتابدار با مراجعهکننده، باید حسِ آرامش و احترامِ خانه حفظ شود. کتابخانه نباید سخت و رسمی باشد، بلکه باید نرم و انسانی باشد؛ مکانی برای اندیشیدن، استراحت ذهن، و گفتوگو. در چنین فضاهایی، اندیشه رشد میکند بیآنکه کسی احساسِ فاصله کند.
از خانه تا کتابخانه، راهیست از تجربه تا تحلیل، از احساس تا دانایی، از فرد تا جمع. این مسیر، مسیرِ رشدِ فکریِ انسان ایرانی است. اگر این راه را درست بشناسیم، هر فرد میتواند از دایرهی کوچکِ زندگی به جهانِ بزرگِ اندیشه گام بردارد. کتابخانهها نه فقط مکان، بلکه جریاناند؛ جریانِ دانایی که خانهها را روشنتر و خانوادهها را اندیشمندتر میکند.
در جهانِ پرشتابِ امروز، که رسانهها ذهنها را غرقِ تصویر و هیاهو کردهاند، کتابخانه پناهگاهِ تفکرِ آرام است. در این سکوتِ آرام، ذهن میفهمد که دانایی یعنی دیدنِ عمق، نه حجم. و خانههایی که کودکانشان کتابخوانی را از خردسالی آغاز کنند، نسلِ آیندهای را خواهند ساخت که با پرسش، برای پاسخ و با امید، برای استمرار زندگی تلاش کند. این همان جامعهی تابآور است، جامعهای که از خانه تا کتابخانه امتداد دارد.
دکتر محمدرضا مقدسی مشاور عالی ماموریت ملی
دکتر محمدرضا مقدسی، زاده کرمانشاه است و در سال ۱۳۹۴ آدرس تاب آوری ایران را در شبکه جهانی اینترنت راه اندازی کرده است. وی مترجم و پدید آورنده بالغ بر ۴۰ عنوان کتاب تخصصی در زمینه تاب آوری است.