طرفداری | لیورپول در سقوط آزاد است و اگر پیروزی مقابل آینتراخت فرانکفورت در لیگ قهرمانان اروپا نبود، روند باختهای متوالی قرمزها به عدد ترسناک شش میرسید. آرنه اسلوت این روزها حسابی تحت فشار قرار گرفته و کلیشهی معروف «خوردن نان تیم کلوپ» این روزها مدام به او سرکوفت زده میشود.
البته خبر خوب برای آرنه اسلوت این است که استون ویلا و سپس رئال مادرید و منچسترسیتی چندان به توپهای بلند متکی نیستند. سه بازی آینده لیورپول از آن دست بازیهایی هستند که سرمربی این تیم ظاهراً همیشه مشتاقشان بوده است؛ بهخصوص اینکه بازی مستقیم برخی رقبا نقش مهمی در فروپاشی این روزهای لیورپول داشته و پیشتر چلسی 16-2015 و لسترسیتی 17-2016 چگونه با این روش ضربات سختی خوردند. اسلوت حالا زمان بیشتری دارد تا با تیمش روی این موضوع کار کند.
در جریان شکست 3-0 مقابل کریستال پالاس در لیگ کاپ، اسلوت تصمیم گرفت بسیاری از بازیکنان اصلی تیم را با هدف داشتن زمان بیشتر برای تمرین، نیمکتنشین کند. اسلوت از منطق هماهنگی بیشتر مهرههای اصلی تیم عقبنشینی نخواهد کرد اما اکنون این انتخاب او، باعث شده زیر ذرهبین برود. برخی هواداران با توجه به مصدومیتهای کنونی، انتخاب اسلوت را منطقی دانستهاند اما گروهی دیگر عصبانیاند چون اعتقاد دارند اسلوت با ترکیب بازی کریستال پالاس از پیش تسلیمشده بود.
پنجشنبه برای صلاح، فن دایک، کوناته و سایرین جلسه ریکاوری انجام نشد اما بهای یک شب استراحت این است که لیورپول محکوم به اجرای نمایشی است که جلوی روند گلخوردنهای متوالی را بگیرد، نتیجه مثبتی کسب کند و مسیر مربیگری اسلوت که تا پنج هفته پیش تقریباً بینقص بود را اصلاح کند. به زبان ساده، لیورپول بعد از زنجیرهی تکراری باختها باید روزنهای از امید را نشان دهد.
صلاح فصل آمادهای نداشته و مورد انتقادهای زیادی قرار گرفته است
البته چنین کاری آسان نیست چون شش شکست در هفت بازی گذشته نشان میدهد اسلوت فعلاً سرنخی از کشف راهحل پیدا نکرده است. در عوض، همه آن مشکلات بارها تکرار شدهاند. سرمربی هلندی در هفتههای اخیر بارها در نشستهای خبری جملاتی تکراری مثل اینها را گفته است:
آنها شایستهی پیروزی بودند. مجبور شدیم مدام توپهای بلند و توپهای دوم را دور کنیم و این نقطه قوت آنهاست.
البته این نقلقول مربوط به مارس 2025 یعنی هفت ماه پیش و پس از شکست مقابل نیوکاسل در فینال لیگ کاپ است و از آن زمان لیورپول هنوز پاسخی به این مسئله نیافته است. البته اینطور نیست که تیم اسلوت توانایی دفاع مقابل نبردهای هوایی را نداشته باشد.
براساس گزارش دیوید سیگر از اوپتا، لیورپول در 317 نبرد هوایی توانسته 179 عدد معادل 56.5% را ببرد و فقط منچسترسیتی با 129 پیروزی در 221 نبرد هوایی معادل 58.4% موفقیت آمار بهتری نسبت به قرمزها در لیگ برتر داشته است. فن دایک هفت نبرد هوایی بیش از هر بازیکن دیگری در لیگ برتر انگلیس برده و کوناته، همتیمی او نیز در جایگاه سوم بیشترین پیروزی نبرد هوایی قرار دارد.
فن دایک بهترین آمار را در دوئلهای هوایی لیگ برتر دارد
مشکل اصلی لیورپول همان توپهای دوم است و این موضوع نقصی ساختاری را در تیم نشان میدهد. در عصری که فوتبال دیگر به غریزه تکیه ندارد، این بینظمی در جایگیری بازیکنان لیورپول قابل توجیه نیست.
در دوران یورگن کلوپ، تمرکز ذهنی و بدنی بازیکنان در تمرینها روی بازی بدون توپ بود. جردن هندرسون، فابینیو و واینالدوم با حفظ نظم تیمی، از نظر فیزیکی نسبت به حریف برتری داشتند. اسلوت دوست دارد از تعداد بیشتری بازیکن در حمله بهره گیرد و باید ببینیم او حاضر است برای برقراری تعادل و امنیت بیشتر در تیم از برخی اصولش کوتاه بیاید یا خیر.
بلافاصله بعد از باخت به نیوکاسل در فینال لیگ کاپ، این پرسش مطرح شد که آیا لیورپول باید از نظر فیزیکی خودش را تقویت کند؟ با توجه به بازیکنانی که در تابستان جذب شدند، پاسخ از درون باشگاه یک «نه» قاطع بود. لیورپول تصمیم گرفت مسیر متفاوتی را امتحان کند و بهجای جذب بازیکنان تخریبی روی سرعت و خلاقیت بیشتر سرمایهگذاری کرد. فلوریان ویرتس، جرمی فریمپونگ، میلوش کرکز، هوگو اکیتیکه و الکساندر ایساک با هزینهای حدود 450 میلیون پوند به آنفیلد آمدند.
بیشترین توپهای بلند روی دروازه لیورپول فرستاده شده است
لیورپول تصمیم گرفت هزینهها را به شکل پراکنده انجام ندهد و این تصمیم باعث میشود صحبت اسلوت بعد از سومین شکست فصل مقابل کریستال پالاس را بهتر درک کنیم. او گفته بود که منچسترسیتی از عمق ترکیب بهتری برخوردار است.
پراکندگی سنی خریدهای جدید لیورپول بین 18 تا 26 سال است و باشگاه انتظار داشت این بازیکنان باکیفیتِ آینده، در کوتاهمدت برای تطبیق به زمان نیاز داشته باشند. پیشتر نیز اندی رابرتسون و فابینیو هم در چهار ماه اول حضورشان در آنفیلد یک تماشاگر بودند تا بازیکن ثابت.
با همهی اینها هیچکس در مدیریت باشگاه، وضعیت کنونی را پیشبینی نمیکرد؛ اگرچه هنوز سؤال لزوم اعتماد به اسلوت هنوز میان آنها مطرح نشده است. مصدومیت کشالهران ایساک مقابل آینتراخت فرانکفورت که باعث میشود او احتمالاً بازی با استون ویلا را از دست دهد، تا حدی معمای ترکیب تیم برای سرمربی هلندی را سادهتر کرده است.
یکی از دوگانگیهای اصلی ترکیب لیورپول، انتخاب از میان ویرتس یا صلاح است. بهترین بازی ویرتس برای لیورپول احتمالاً همان مسابقهای بود که او در جناح راست مقابل فرانکفورت بازی کرد؛ میزبان مهربانی که کمترین میزبان توپ بلند را بهروی دروازه لیورپول ارسال کرد و صلاح نیمکتنشین بود. در بازی اخیر مقابل برنتفورد، صلاح به پستش در سمت راست برگشت و ویرتس در پست شماره 10 مقابل قدرت فیزیکی جردن هندرسون کاملاً گم شده بود.
البته صلاح گلی تماشایی زد و اگرچه آن گل تأثیری در نتیجهی بازی نداشت اما شاید این گل همان لحظهای باشد که فصل او را دوباره راه بیندازد. او به چنین چیزی نیاز دارد چون در پرس کردن کمک خاصی به تیم نمیکند. البته باید گفت لیورپول مثل گذشته فرصت خاصی برای بازپسگیری توپ در نیمه زمین حریف ندارد چون رقبا بهکرات از توپهای بلند بهره میبرند. میانگین شاخص «بازپسگیری توپ در بالای زمین» از 8.1 در فصل گذشته به 6 در فصل جاری تنزل پیدا کرده است.
میزان بازپسگیری توپ در بالای زمین و افت فاحش لیورپول
اینها یعنی سرمربی تیم باید تصمیمهای بزرگ بگیرد و بازیکنها نمایش بهتری نشان دهند تا ثابت کنند تغییر در راه است. الان زمان مناسبی برای عقبنشینی در چالش بزرگ لیورپول نیست. روی یکی از دیوارهای مرکز تمرینی لیورپول، نقلقولی از ویرجیل فن دایک نقش بسته است: «ترس چیزی نیست که در لیورپول حسش کنیم».
حالا وقت آن رسیده لیورپولیها سینه سپر کنند و نشان دهند ترسی ندارند.