به گزارش خبرنگار ایلنا، قاسم محبعلی، در پلن دوم نشست تشکیلاتی حزب توسعه ملی ایران اسلامی، گفت: مهاجرت در حال حاضر یکی از موضوعات مهم جهانی است، به طوری که طبق آمارها، حدود ۳۰ درصد از جمعیت مناطق اروپا و آمریکا تمایل به مهاجرت دارند. اگر به نسبت مهاجرتها دقت کنیم، کشورهای مقصد عمدتاً شامل کشورهایی هستند که دارای ساختارهای حکمرانی مشخصی هستند. از جمله این موارد، حقوق بشر است که به وضوح قابل مشاهده است. به عنوان مثال، درصد قابل توجهی از کشورهای توسعهیافته، مانند سوئیس، در زمینه تجارت و مهاجرت فعال هستند.
وی ادامه داد: نگرانیهای موجود در خصوص مهاجرتها به ویژه در عصر جهانی شدن، به بحرانهای کشورهای آسیایی و دیگر کشورها برمیگردد. به عنوان نمونه، نزدیک به نیمی از جمعیت سوریه به دلیل بحرانهای داخلی به کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند. این مهاجرتها نه تنها به تحصیل بلکه به امنیت اجتماعی نیز مربوط میشود. بنابراین، میتوان به سه عامل اصلی اشاره کرد: حقوق بشر، اقتصاد و ساختار حکمرانی.
این کارشناس سیاست خارجی ایران با بیان اینکه کشورهایی که تحت تسلط اقتصادی یا انحصار اقتصادی قرار دارند، قدرت بیشتری در حاکمیت خود پیدا میکنند، تصریح کرد: در تاریخ، نمونههایی مانند ناپلئون در فرانسه، هیتلر در آلمان، شوروی سابق و امپراتوری ژاپن وجود دارند که نشاندهنده این واقعیت هستند. به همین ترتیب، صدام حسین و قذافی نیز در منطقه ما به این نوع تمرکز قدرت دچار بودند.
وی با تاکید بر این موضوع که اقتصادهای باز و بازارمحور به حاکمیتها اجازه نمیدهد که اندوختههای وسیعی داشته باشند، بیان کرد: به عنوان مثال، در سوریه، با وجود اینکه ۵۰ میلیارد دلار در اختیار بود، دولت نتوانست این منابع را به درستی مدیریت کند. در لبنان، کل بودجه دولت حدود ۴ میلیارد دلار است، اما به حزبالله ۶۵۰ میلیون دلار پرداخت میشود.
محبعلی عنوان کرد: حکومتهایی که به نوعی جنبه ایدئولوژیک دارند، معمولاً سیاستهای فرامرزی اتخاذ میکنند. در نتیجه، بحرانهای خارجی به طور طبیعی در حکومتهای ایدئولوژیک تولید میشوند. از سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰، ما به طور مداوم با بحرانهای خارجی مواجه بودهایم. به عنوان مثال، اشغال سفارت، سلمان رشدی و حادثه میکونوس، همگی نشاندهنده این واقعیت هستند که ما قادر به برقراری روابط ساختاری و نهادینهشده با هیچ کشوری نیستیم. کشورهایی که دچار تسلط اقتصادی هستند، با همین مشکل مواجهاند. در روابط بینالملل، قدرت نقش مهمی ایفا میکند، اما مفهوم قدرت در فرآیند جهانی شدن تحول پیدا کرده است.
وی خاطرنشان کرد: بحران بعدی ما ناشی از این واقعیت است که در زمان انقلاب، روند جهانی شدن در حال شکلگیری بود. کشورهایی که خارج از اروپا و غرب توسعه یافتند، مانند مالزی، از همین روند بهرهبرداری کردند، در حالی که ما در همان زمان خود را محروم کردیم. در نهایت، ما باید درک کنیم که امنیت در دنیای امروز تنها با تکیه بر قدرت نظامی تأمین نمیشود. حتی اگر سلاحهای بیشتری در اختیار داشته باشیم، برای حفظ امنیت باید در چرخه همکاریهای بینالمللی مشارکت کنیم.