بهروز مرادی، جامعهشناس دین، در کانال تلگرامی خود نوشت: «امروز از گفتوشنود همسرم با یکی از شاگردان سابقش شنیدم که در مسجد یوگا میکند، همان مسجدی که جلسات پیلاتس هم در آن برگزار میشود، آنهم به قیمت بسیار پایین.
در ابتدای جنگ عراق با ایران و جیرهبندی کالاها و خوراکیها، مساجد به مکان توزیع اجناس کوپنی مانند سیگار، پنیر، کره و… تبدیل گردیدند. هنگام انتخابات نیز مساجد ازجمله اصلیترین مراکز رأیگیری را تشکیل میدهند.
همچنین مساجد در ایران از دیرباز مکانی برای مراسم عزاداری مذهبی و بویژه عزاداری ماه محرم، روضهخوانی و نوحهسرایی بودهاند. امروزه مساجد مرکز اصلی مداحی به شمار میروند. البته در مساجد، امکان برگزاری مراسم ختم مردگان برای عموم نیز وجود دارد، مشروط به رزرو آن از قبل و پرداخت هزینهی مربوطه.
همچنین بسیاری از مساجد امروزه به کار پختوپز و فروش غذا مشغولند و یعنی اینکه تبدیل به آشپزخانه و رستوران و چلوکبابی شدهاند. چنین مساجدی از کارکرد فروش غذا به متقاضیان، از درآمد قابل توجهی برخوردار میگردند و البته افراد گرسنهشده را نیز به خود جذب میکنند.
این سازمان دینی آنچنان سرگرم امور غیرعبادی گردیده که فرصت چندانی برای ارائهی خدمات اصلی خود به متقاضیان عبادت ندارد.
شگفت اینکه عموم آنها پس از ساعت اولیهی اذان تعطیل میشوند و یعنی در بسیاری از ساعات شبانهروز امکان عبادت و اقامهی نماز در آنها وجود ندارد. بدینترتیب مسجد با از دستدادن کارکرد اصلی خود در ایران، به سازمانی متفاوت با کارکرد اقتصادی، سیاسی، عزاداری، نوحهگری، مداحی، روضهخوانی و آشپزی تبدیل گردیده است. از این به بعد میتوان کارکرد ورزشی را نیز به این لیست افزود.
در ادبیات اسلامی؛ مسجد از نظر لغوی به معنی «سجدهگاه» است. در فرهنگ مسلمانی، مسجد مکانی است خاص که برای عبادت خداوند ایجاد گردیدهاست.
منظور از تأسیس این سازمان دینی به طور ذاتی آن بوده که فردِ ایمان آورنده در فضایی برانگیزاننده، روح و روان خویش را در هوای پاکِ مکانی قدسی پاکیزه و از این مکان ویژه، مسلمانیِ خویش را طراوت بخشد و تازه کند. اما در یک جامعهی پولیشده، دنیاگرایان دین را به خدمت دنیا درمیآورند و حتی سازمانهای دینی را نیز تغییر کاربری میدهند و کارکرد ذاتی آنها را در فعالیتهای پولساز مضمحل میکنند.
در تهران گاه اطلاعیههایی بر درودیوارها نصبشده که ازجمله بر روی آن نوشته شده: “ارزانسرای مسجد…، خرید ضایعات مانند آهن و روی و… و فروش لوازم خانگی یا معاوضه با نو.” (نام مسجد را به عمد نیاوردهام.)
در ایران که حدود نیم قرن پیش قرار بود جامعهای آرمانی براساس ارزشهای والای قرآنی و معنوی ساخته شود، اینک کسانی ادارهی آن را در دست دارند که اجزای معنوی و اعتقادی و دینی ساختاری آن را از درون تهی نموده و لباس پول و مادیات را بر روح دین پوشاندهاند. ظلمهای بهنام دین چیزی از دین باقی نگذاشتهاند.
روند تغییر کارکرد ذاتی مسجد از سازمانی برای سازماندهی باکیفیتِ نیایش و ارتقای سطح پرستش پروردگار همچنان وارد فازهای نگرانکنندهی بدیعی میشود و مسجد را به طور کامل از کارکرد ذاتی و فلسفهی وجودی خود تهی ساخته است.
این نشانهای دیگر است از برآمدن جامعهای پولیشده که در آن؛ متولیانِ سازمانهای دینی به جای آنکه درصدد تقویت بنیانهای معنوی جامعه به کمک این سازمانها باشند، دست از دینداری معنوی برداشته و دین را در خدمت دنیا درآوردهاند. آنان حتی چنین سازمانهایی را فرصتی برای پولسازی میبینند. اکنون نیز کارکرد ورزشی را به آن تحمیل نمودهاند.
تبدیل مسجد به چلوکبابی یا بقالی یا باشگاه ورزشی، نشانهای بسیار نگرانکننده در حوزهی حیات دین و فاجعهای وخیم در حیات اسلام در ایران و سند تبدیل دین به ابزاری در خدمت دنیا و دنیاگرایان و صنعت پولسازی است.»
انتهای پیام