عدالتخواه با استناد به آمارهای نگرانکننده سقطجنین در کشور، تصمیم به تولید این اثر گرفت تا صدای افرادی را به گوش جامعه برساند که درتلاش برای پیشگیری ازاین معضل اجتماعی هستند.مهمان عزیز با استفاده از تکنیکهای متنوع مستندسازی، شامل مصاحبه با پزشکان و فعالان اجتماعی، به تصویر کشیدن تجربیات واقعی و چالشهای آنها و ارائه دادههای علمی و آمارهای معتبر، روایت خود را تقویت میکند. همچنین، عدالتخواه تلاش کرده با بررسی آثار داخلی و خارجی و مشاوره با متخصصان، به غنای محتوایی مستندش بیفزاید. به شکلی این مستند، روایتی از معلمی اهل ارومیه است که با آشنایی با مسأله سقطجنین، به آگاهیرسانی و آموزشهای جمعی میپردازد. بهدلیل اهمیت تهیه و تولید چنین مستندی با سوژهای دغدغهمند، جامجم گپوگفتی داشته با تهیهکننده و کارگردان اثر، مطهره عدالتخواه و سیده مریم ناظمی فعال فرهنگی ــ اجتماعی و سوژه مستند مهمان عزیز که در ادامه میخوانید.
نامی برای حیات جنین
مطهره عدالتخواه، تهیهکننده و کارگردان مستند «مهمان عزیز» در توضیح نام این مستند به جامجم گفت: وقتی میگوییم مهمان عزیز،منظورمان فقط یک مهمان معمولی نیست،بلکه این نفس خودجنین است که عزیز شمرده میشود.اسم فیلم نیز از صحبتهای سوژه اصلی در کلاس درس نشأت گرفته که به منظور نزدیک کردن فضای ذهنی دانشآموزان به این نکته اشاره کردند که آنها مهمان هستند. قبل از تصمیمگیری درباره نام مستند، بهشدت وسواس داشتم نامی انتخاب کنم که هم از نظر محتوایی مناسب باشد و هم با فضای فعالیت سوژه همخوانی داشته باشد در نهایت، هیچ اصطلاحی بهتر از «مهمان عزیز» برای خطاب کردن سوژه اصلی فیلم (جنین) پیدا نکردم. این عبارت نهتنها لطیف و محترمانه است، بلکه بهخوبی در ذهن باقی میماند.
استدلالی نوین در رد سقطجنین
سیده مریم ناظمی که فعال اجتماعی ــ فرهنگی و سوژه اصلی مستندمهمان عزیز است، دراین مستند استدلالی متفاوت از استدلالات مرسوم در رد اختیار والد بر امکان سقطجنین داشت.وی درباره این شیوه متفاوت پاسخگویی عنوان کرد: شغل اصلیام کارشناس تعلیم و تربیت است. هرچند رشتهام ریاضی است اما کسی که در حوزه تعلیم و تربیت فعالیت میکند باید بتواند دانش را به دانشآموزان یا مخاطبانش منتقل کند و سپس این دانش را به درک و فهم عمیقتری ارتقا دهد. هدف نهایی این فرآیند، دستیابی به خلاقیت در محتواست. این تخصص من است و شامل ابعاد خلاقانه در آموزش نیز میشود.
«قرار مکین» و بارداری
ناظمی در پاسخ به میزان اشرافش به شبهات و حواشی سقطجنین یا حتی مبحث عفاف و حجاب اینگونه ادامه داد: مثلا در پاسخ به تبیین مسأله عفاف و حجاب، از منظر «قرار مکین» به این مبحث ورود پیدا میکنم. نظرم این است که خداوند در قرآن کریم بدن زن را قرار مکین معرفی کرده که نمیتوان آن را در اختیار هر کسی و هر جایی قرار داد و طبیعتا برای بارداری هم باید به این نکته توجه کرد. وقتی فرآیند بارداری اتفاق میافتد؛ در واقع زن، خلیفه خدا را در کالبد خود پرورش خواهد داد.
ضرورت خودشناسی در فرهنگسازی و تمدنسازی
این فعال اجتماعی توضیح داد: نکتهای که باید بهعنوان فعالان فرهنگی در نظر بگیریم این است که ما باید ابتدا خود را بشناسیم و بدانیم چه کاری انجام میدهیم و در حال ترمیم فرهنگ به کدام سمت هستیم. در مبحث فرهنگسازی یک مبحث اساسی و محوری وجود دارد؛ آنهم اینکه آیا میخواهیم کشور و محیط خود را توسعه دهیم یا بهدنبال ساخت تمدن هستیم. انقلاب اسلامی و اصول مسلمانی که در ذیل نظریه ولایتفقیه کار فرهنگی میکند، درواقع بهدنبال ساخت تمدن است. کسی که میخواهد تمدن بسازد، باید از ابتدا ذهن خود را شکل دهد تا بتواند شناخت پایهای لازم برای ایجاد دیگر پایهها و در نهایت ساخت بنای تمدن را داشته باشد. اگر پایههای محکمی داشته باشید، میتوانید به شبهات پاسخ دهید و مطالعاتتان بهگونهای پیش میرود که به تقویت بنیانهای فکری شما کمک کند.
واقعیت سقطجنین در ایران
عدالتخواه درخصوص آشنایی با سیده مریم ناظمی توضیح داد: با فضایی که در تولید مستندها تجربه میکنیم، کنجکاو شدم در حوزه جمعیت فعالیت کنم. در این بین، برنامهسازان تلویزیونی برای ما نشستی ترتیب دادند. در آن نشست با موضوع مبارزه با سقطجنین و یکی از افرادی که در این حوزه اندیشکدهای دارد، آشنا شدم. با صحبتهایی که انجام شد متوجه شدم که اطلاعات زیادی در مورد آمار سقطجنین در ایران ندارم. وقتی برای اولینبار آمار سقطجنین را گفتند، به سادگی پرسیدم که آیا این آمار مربوط به کل سال است، اما پاسخ بسیار شوکهکننده بود: (اما گفته شد،) این آمار سقطهای روزانه است! پس از آن جلسه، فکر کردم، بهعنوان یک رسانهای که به حوزه جمعیت علاقهمندم و بهدنبال این دست اطلاعات هستم، چقدر اطلاعاتم کم است. اگر سطح اطلاعات من اینقدر کم است، قطعا دیگرانی که در این حوزه نیستند، اطلاعات کمتری دارند.
آگاهیبخشی درباره سقطجنین
تهیهکننده این مستند اضافه کرد: به همین دلیل، شروع به جستوجو کردم. در پیگیریهایم متوجه شدم که برنامه خاصی در این زمینه وجود ندارد؛ نه سخنرانی و نه حتی تیزری که حق مطلب را ادا کرده باشد. به تدریج، بهواسطه دوستانی که در آن جلسه با آنها آشنا شده بودم، این گفتوگوها و جلسات ادامه پیدا کرد و با مؤسسات مردمی مختلف آشنا شدم. همچنین با اندیشکدهای که در نشست پیشین با آنها آشنا شده بودم، گفتوگوهایی داشتم و فایلهایی از تحقیقات و پژوهشهایی که انجام داده بودند، دریافت کردم. پس از این تحقیقات و جمعآوری اطلاعات، مستند را در قالب یک طرح ارائه دادیم تا بتوانیم این پروژه را به انجام برسانیم. با تعدادی از دوستان اتاق فکری تشکیل دادیم و خوشبختانه افرادی که در این حوزه دغدغهمند بودند به جمع ما اضافه شدند. در این مسیر پویش مردمی نفس شکل گرفت و پس از آن توانستیم حدود ۱۲ مستند برای این پویش تولید کنیم.
همکاری در تولید مستند
وی درباره آشنایی با سوژه مستندش اضافه کرد: در مورد آشناییام با خانم ناظمی باید بگویم، در تحقیقاتی که در شهرهای مختلف ایران انجام میدادم، فعالان مردمی را به کمک دوستان شناسایی کردیم. خانم ناظمی نیز در یک دوره، مدیریت مجموعه نفس را در ارومیه بهعهده داشتند و رزومه ایشان برای تمامی فعالان در این حوزه شناخته شده بود. با ایشان تماس گرفتیم و با وجود برخی موانع، واسطههایی قرار دادیم که خوشبختانه پذیرفتند و به ما افتخار و اجازه همکاری دادند.
عدالتخواه در توضیح ساخت یک مستند خوب افزود: برای تولید یک مستند خوب، لازم است که به ابعاد مختلف سوژه بپردازیم. با توجه به شرایط خاص خانم ناظمی، شاید اگر فرد دیگری بود، اجازه نمیداد گروه مستندسازی که نسبت به آنها شناخت ندارند، به محیط کارشان راه پیدا کنند. ما از ایشان درخواست کردیم ساعاتی از وقت همسرشان را در اختیار ما بگذارند، چون در دانشگاه کرسی دارند و در زمینه حقوق فعالیت میکنند.
ساخت مستند برای خدا
ناظمی، با اشاره به شرایط خاصی که باعث میشد تمایلی به ساخت مستند نداشته باشد، گفت: بر این باورم که هر کاری باید برای خدا انجام شود و حتی ساختن همین مستند نیز کار خدا بود. تا زمانی که مطمئن نشوم در مسیری هستم که خدا راضی است، با افرادی که ممکن است از بالادست فرضی بخواهند پروتکلهایی را تحمیل کنند، همکاری نمیکنم، چرا که در کار مردمی بالادست فرضی وجود ندارد. شاید این ایراد از من باشد اما معتقدم که کار باید برای خدا انجام شود و خدا کار را میبیند.
پیوند معنوی ناظمی و عدالتخواه
این فعال حوزه مبارزه با سقطجنین ادامه داد: تا قبل از این پروژه، هیچ قرار قبلی با خانم عدالتخواه نداشتم. آنها از تهران به ارومیه آمدند برای مستندسازی از سوژه دیگری اما شرایط بهگونهای پیش رفت که با توجه به اینکه ایشان مهمان شهر ما بودند، نمیخواستم مهمان (خانم عدالتخواه) بینتیجه برگردند. در ادامه متوجه شدم که قضیه به امام رضا(ع) مربوط است، زیرا خانم عدالتخواه بهشدت به امام رضا(ع) ارادت دارند و اهل زیارت و تشرف به حرم آن حضرت هستند. من هم که این فعالیت را از قبل آقا امام رضا(ع) مأموریت داشتم، این ارتباط بهوجود آمد و خدا را شکر میکنم.
حفظ حریم خانواده
وی درخصوص شروطی که برای ساخت مستند قائل بود، اضافه کرد: در مورد چارچوبهایی که در این دست مستندسازیها باید رعایت شود، یکی از نکات مهم، حفظ حریم خانواده و مادران بود. به هیچوجه موافق نیستم که مادران جلوی دوربین بیایند، مگر اینکه کاملا در مجموعه ما مشارکت داشته باشند و از حیات جنین حمایت کنند. این مادران باید توجیه شده باشند و با نگرش مثبت به این موضوع، به این نتیجه برسند که نگهداشتن بچه یک امر طبیعی است. دوست ندارم مادران به صورت احساسی وارد این فضا شوند؛ بلکه باید کاملا توجیه شده و بهعنوان همکاران مجموعه در کنار ما حضور داشته باشند. سپس، بهعنوان مادری که بچهاش را حفظ کرده و نجات داده، میتوانند صحبت کنند.
میزان بالای سقطها به دلایل غیرمعیشتی
عدالتخواه، کارگردان مستند مهمان عزیز بیان کرد: باور اشتباهی که در عموم مردم شکل گرفته و رواج داده شده که فقر عامل اصلی سقطجنین معرفی شده است. براساس پژوهشهای پیش از تولید، به آمار و اطلاعاتی دست یافتیم که نگاه تازهای در این خصوص به ما داد. در تحقیقات نشان داده شده که حدود ۲۰ تا ۲۵درصد از سقطها بهدلیل مشکلات معیشتی است اما جالب اینکه ۷۵ تا ۸۰ درصد موارد دلایل دیگری دارند. بهعنوان مثال، یکی از دلایل جنسیت است. ممکن است زنی در یک قبیله زندگی کند که به خاطر جنسیت فرزندش، تصمیم به سقط بگیرد یا زنی که در حال ورزش حرفهای است و نمیخواهد در این مقطع باردار شود یا زنی که در آستانه طلاق قرار دارد و به همین دلیل میخواهد سقط کند تا مشکلی بهوجود نیاید.
فشار اجتماعی و کماطلاعی
این مستندساز و پژوهشگر افزود: از سوی دیگر، زنانی که به این تصمیم میرسند، تحت فشار و استرس زیادی قرار دارند و اولین راهحل برای نجات از مشکلات خود را در از بین بردن یک انسان دیگر میبینند. آنها معمولا اطلاعات دقیقی در مورد جنین ندارند و حتی نمیدانند که جنین یک انسان است و در موردی نازلتر حتی نمیدانند قلب او چه زمانی تشکیل میشود. بسیاری از افراد براساس دادهها و آمارهای نادرستی که به آنها داده شده، فکر میکنند دیه انسان برای سقطجنینی است که از چهار ماهگی گذشته است؛ در حالی که اگر به مراجع و فتواها مراجعه کنید، متوجه میشوید که برای هر مرحله از بارداری، دیه متفاوتی در نظر گرفته میشود. به همین دلیل، بسیاری از آنها تصور میکنند که جنین فقط یک تکه گوشت یا لخته خون است و به عوارض جسمی و روحی ناشی از سقط فکر نمیکنند. این عوارض نهتنها بر مادر تأثیر میگذارد، بلکه عذابهایی نیز برای پدر جنین به همراه دارد. بنابراین، در این مرحله به این نتیجه میرسیم که فرآیند سقطجنین نباید بهعنوان یک مسأله صرفا زنانه در نظر گرفته شود و نقش پدران و همسران نیز بسیار حائز اهمیت است.
تجربیات مستندسازی
وی عنوان کرد: در مورد خط داستانی، بخشی از آن براساس تجربیات مستندسازی در سالهای گذشته شکل گرفته و قطعا به ما کمک کرده است. در مورد اینکه خانم ناظمی در طراحی خط داستانی چه کمکی داشتهاند، باید بگویم که ما در طول فیلمبرداری تقریبا هر روز بیش از ۱۰ ساعت ضبط داشتیم و این فرآیند چهار روز به طول انجامید. ضبط پلانها بعد از نماز صبح شروع میشد و تا پاسی از شب ادامه میدادیم. با وجود آنکه قبل از آغاز ضبط، با سوژه هماهنگیهای لازم را انجام میدادم؛ همانطور که در مستند دیدید خانم ناظمی جایی میگویند، نمیدانم با این میزان از ضبط میخواهند چه کار کنند.
این پژوهشگر درباره شروع آشنایی با خانم ناظمی اظهار کرد: طی پروسهای بالاخره توانستم خانم ناظمی را در مرکزی فرهنگی واقع در ساختمان محل زندگیشان ملاقات کنم. در آن جلسه من از دغدغههایم گفتم و ایشان نیز از نگرانیهای خود و دلایلی که باعث میشود، نخواهند مستندی دربارهشان تولید شود، صحبت کردند و گفتند؛ اولین فردی نیستم که به این موضوع پرداختهام و خیلیها پیش از من آمده و رفتهاند.
ناظمی روایت ماجرای آشنایی با عدالتخواه را اینطور ادامه داد: در هفته قبل از این ماجرا، آقای حسنزاده از مشهد به ارومیه آمده بودند و پیشنهاد ساخت مستند را داشتند که نپذیرفتم. البته یکی دیگر از فعالان این حوزه را معرفی کردم تا از این طریق کار پیش برود؛ چون علاقهای به دیدهشدن ندارم. معتقدم باید این اتفاق در مسیر، قرار و شکل بگیرد. این در شرایطی است که آقای حسنزاده را بسیار میشناسم و در حد قوم وخویشآشنایی داریم؛ اما تمایل نداشتم که سوژه مستند باشم.
تمایلی به تهیه مستند نداشتم
با وجود تمام شرایط و چارچوبهایی که خانم ناظمی برای ساخت مستند داشتند، بالاخره مستند به کارگردانی مطهره عدالتخواه ساخته شد. وی در توضیح میزان رضایتش از خروجی کار گفت: با توجه به مقتضیات رسانهملی و اصول کلی کار رسانهای، نتیجه بسیار خوبی حاصل شد. خدا را شکر میکنم که کارگردان هم به دیدگاه من توجه کرد و هم با وجود تمام سختیها، کار بهخوبی پیش رفت. البته نگاه من به بحث انصراف از سقطجنین این نیست که به تنهایی بخواهم چند نفر یا حتی چندده نفر را منصرف کنم. معتقدم که این موضوع، طبق فرمایشات حضرت آقا، باید به یک جریانسازی حلقههای میانی تبدیل شود. من باید سه گروه خاص از افراد، بالاخص نخبگان را شناسایی کنم. افرادی که نسبت به این موضوع بیتفاوت هستند، افرادی که هوشیارند اما نمیدانند باید چه بکنند و افرادی که در حال فعالیت هستند اما نیاز به انسجام، نظم و پویایی دارند.
شناسایی گروهها و جریانسازی
ناظمی ادامه داد: هدفم این است که این سه گروه را شناسایی کرده و به جریانسازی مفید و مناسب ختم شود. طبیعی است که این فرآیند به تعامل و آموزش مداوم نیاز دارد. از این نظر در صورتی که هرچه بیشتر بعد آموزشی شخصیتم بیشتر مشخص میشد، رضایت بیشتری میداشتم. ممکن است مستند به لحاظ اینکه مخاطب عام دارد این ظرفیت را نداشته باشد. خانم عدالتخواه این ظرفیت مدنظرشان بوده و براساس آن برنامهریزی و طراحی کردهاند. مثلا در دانشکده پرستاری صحبت مفصلی داشتم که نزدیک به دو ساعت طول کشید. علاقهمند بودم آن بخش از صحبتها به لحاظ روشنگری دیده میشد تا مردم جواب سؤالاتشان را گرفته باشند و جریانسازی که مد نظر دارم، اتفاق بیفتد. با توجه به مخاطب، به لحاظ کیفی کار بهخوبی انجام شده است.
لحظهای خاص
وی درباره لحظات احساسی مهمان عزیز گفت: یک صحنه خاص در این مستند هم تأثیر زیادی بر من داشت. من از آن شخصیتهایی هستم که بهسختی گریه میکنم، ولی وقتی از من پرسیدند وقتی نمیتوانم کسی را منصرف کنم و میشنوم که بچهای از دست رفته، چه حسی دارم؛ گفتم این نیست که بیاحساس شده باشم اما از این مرز رد شدهام و به کلیت بالاتر رسیدهام و دید جامعتری نسبت به قضیه دارم. به همین دلیل نمیتوانید ببینید که من بههم بریزم یا گریه کنم، مگر در لحظهای که مطمئن شوم تمام تلاشم را کردهام. با رسیدن به این نقطه که همه تلاشم را کردهام و باقی کار به پروردگار عالم که از همه ما قویتر است و به مسائل اشراف دارد بستگی دارد، دیگر بههم نخواهم ریخت. با وجود جوابی که به سؤال داده بودم، در آن لحظه، احساسم خرج شد و گریه کردم اما قسمت نشد آن صحنه در مستند آورده شود.
نمایش جامعیت و حقیقت سوژه
عدالتخواه این بخش از صحبتهای ناظمی را اینگونه تکمیل کرد: برایم مهم است که جامعیت کارم بهدرستی نمایش داده شود. شاید اگر کارگردان دیگری بود آن صحنه احساسی را در فیلم جا میداد تا اثر بیشتری در مخاطب داشته باشد اما برای من بسیار مهم بود که اصل حقیقت سوژهام بهدرستی دیده شود و استحکام این زن بهخوبی نمایان شود.
تأثیر زیستبوم
ناظمی در پایان با اشاره به بخش دیگری از مستند که حرف از تأثیر شناخت ایشان از فرهنگ قومیتها بود عنوان کرد: خیلی مهم است که بحث انصراف از سقطجنین را در چه بوم و زیستی دنبال میکنید. بعضی اوقات از شدت کار به لحاظ روانی سرریز میشوم. به فرض با دوستانی که در سراسر کشور و شهرهای مختلف درددل میکنم، این عزیزان راهکارهایی پیشنهاد میدهند؛ در حالی که از آنها تشکر میکنم، افسوس میخورم که توجه نمیکنیم که بوم زندگی فردی که در حوزه انصراف از سقط فعالیت میکند، چقدر بر کارش تأثیر میگذارد. ما در کشوری زندگی میکنیم که به لحاظ منطقهای زمانی برخی نقاط از هم، یک منطقه زمانی فاصله دارند و این در حالی است که کل کره زمین ۲۴ منطقه زمانی دارد. یک بیست چهارم از این کل ابعاد بزرگی را شامل میشود. فاصله بین مشهد تا ارومیه یک منطقه زمانی کامل است، بنابراین کسی که در مشهد زندگی میکند، نمیتواند قضاوت و شناخت درستی از فضایی که مردم ارومیه در آن زندگی میکنند داشته باشد.
فرصتهای نهفته در بحرانها
معلم و فعال فرهنگی اجتماعی اینگونه ادامه داد: در عین حال، سردار قاسم سلیمانی فرمودند که در بحرانها و تهدیدها، فرصتهایی نهفته است که در زمان آرامش به چشم نمیآید. ایشان تأکید کردند که در این زمانها نترسید و دیگران را نترسانید. من گاهی اوقات، اقوام و مذاهب آذربایجان غربی را به موزاییک توصیف میکنم. موزاییک یک هنر است که به مرحله قبل از کاشیکاری گفته میشود. آذربایجان غربی موزاییک اقوام و مذاهب است. این اقوام و مذاهب به مانند موزاییک کنار هم چیده شدند و این هنر پروردگارم است که این منطقه را اینگونه چیده، البته این فرصت را ایجاد کرده تا درک کنیم که هیچ تکهای از این موزاییک را نمیتوان کنار گذاشت یا تکهای را بر دیگری قالب کنیم. این نکته بسیار مهمی است، چراکه دشمنان ایران دقیقا روی این موضوع تمرکز دارند. بارها نشان دادهام که نسبت به تمامی اقوام و مذاهب ساکن در آذربایجان غربی حساس هستم و برایم محترم و عزیزند. فرزندان این اقوام نیز انسانهایی هستند که حق حیات دارند.
عدالتخواه در تکمیل صحبتهای ناظری تصریح کرد: قبل از اینکه مستندساز باشم، یک کنشگر هستم و برایم بسیار مهم است که به خاطر تولید یک اثر، فضایی را ایجاد نکنم که برای خانم ناظمی مشکلی پیش بیاید، حتی برای یکبار. تمام تلاشم بر این مبنا بوده و البته از سمت خانم ناظمی در باب حساسیت این موضوع توجیه شده بودم. توضیحات و تأکیدات ایشان نیز در این زمینه مؤثر بود و بسیار به من کمک کرد تا به این مرحله برسم.
احترام به هویت اقوام و سوژهها
مستندساز و پژوهشگر فعال در حوزه جمعیت ادامه داد: نکتهای که درباره دقت خانم ناظمی نسبت به اقوام گفتید، برای من نیز حائز اهمیت است. باید بگویم هیچ بخشی از این مستند بازسازی نشده و من از سوژهام بازی نگرفتم، بلکه زندگی واقعی را به تصویر کشیدم. تصویربردارم همواره در تلاش بود تا صحنهها را شکار کند و در اینجا واقعا از آقای تقیزاده جهت همکاری بسیار مجدانهای که داشتند تشکر میکنم. آقای تقیزاده و من در طول مدت فیلمبرداری در زندگی خانم ناظمی حل شده بودیم. اینطور بود که خانم ناظمی در حال سفارش غذای آنلاین بودند و با فرزندانشان صحبت میکردند، مشغول آمادهسازی کارهای مدرسه، فعالیتهای انصراف از سقط و برگزاری جلسات برای فعالان فرهنگی بانوان بودند و ما در تمامی این لحظات با آنها زندگی میکردیم و حتی یک پلان را دو بار از خانم ناظمی نگرفتیم تا به شکلی، زیباتر بیفتند. در بخشی از مستند که در تماس تلفنی میگویند: «ببینید بزرگ خاندان این قوم کیست؟» قبلش به نکتهای اشاره کردهاند که ممکن است با آوردن آن نکته هویت افراد لو برود و برایشان مشکلی ایجاد شود اما این موضوع را مطرح نکردم، زیرا به خانم ناظمی قول داده و متعهد بودم که اطلاعاتی را فاش نکنم. حتی در جایی که یک قومیت نام برده میشود، من روی آن قسمت صدای بوق گذاشتم تا مشخص نشود، زیرا یکی از کیسهای موارد انصراف از سقطجنین ممکن است به اشتباه، سوءتفاهمی برایشان ایجاد شود. که اطلاعاتمان در معرض افشاست.
چالشهای تولید مستند
کارگردان مهمان عزیز عنوان کرد: توجه به این نکته لازم است که تولید یک اثر در زمان محدود و در شهری که زبان آنها را نمیدانید و این موضوع کاملا طبیعی است که مردم یک شهر با زبان اصلی خود صحبت کنند، کار سختی است. من هم که ترکی بلد نبودم، با وجود چنین ملاحظاتی ترجیح میدادم بیشتر با تیم محلی ارومیه همکاری کنم. شاید اگر کسی مانند آقای امیر تقیزاده، که نامش در تیتراژ بهعنوان تصویربردار آمده اما حقیقتا در واقع بهعنوان دستیار کارگردان عمل کردند، نبودند، کار این خروجی را نمیداشت. توضیحات ضمنی که ایشان ارائه میدادند، نقش مهمی در پلانهای شهری داشتند و همکاری آنها بسیار کمککننده بود. از همین تریبون از ایشان قدردانی میکنم.
روش مشاهدهگرانه
عدالتخواه در توجه به سیر داستان این مستند اظهار داشت: بخشی از این کار به تجربه مربوط میشود و بخشی دیگر این است که من اجازه میدهم سوژه زندگی کند و من بهعنوان یک مشاهدهگر عمل کنم. اگر بخواهم سیر روایت را به صورت پرسش و پاسخی پیش ببرم، ممکن است واقعیت بهدرستی نمایان نشود. من به خانم ناظمی میگفتم که اینجا بنشینید و برای ما درددل کنید؛ هرچه دوست دارید بگویید. ۲۰دقیقه دوربینم را روشن نگه داشتم تا بتوانم یک پلان یک دقیقهای بگیرم. زمانی که میگفتند خسته شدهاند و فشار جسمانی به آنها وارد شده، متوجه شدم که باید استراحت بدهم. ایشان واقعا با ما همراهی کردند. این نکته برای من بسیار مهم است و شاید کسانی که مستند ساختهاند، بهتر بتوانند این نکته را درک کنند.
اهمیت فرهنگ در جلوگیری از سقطجنین
ناظمی ادامه داد: از دیگر نکاتی که باید رعایت میشد، دامن نزدن به شبهات بود. یکی از مسائلی که اغلب مطرح میشود این است که افراد بهدلایل مالی تصمیم بر سقطجنین میگیرند و تصور این است که به خاطر ضعف مالی نمیتوانند بچه را نگه دارند اما نکته بسیار زیبایی که در مستند نشان دادهایم این است که بچهای از یک خانواده بسیار مرفه نجات داده شده است. البته منکر وجود مواردی از سقطجنین به علت ضعف معیشت نیستیم اما ما از مادرانی که با مشکلات اقتصادی مواجه هستند نیز حمایت میکنیم. ادعا نمیکنم حمایتمان یک حمایت صددرصدی است؛ چون تشکل ما و خود من، مردمی عمل میکنیم. بارانی است که میبارد و محصولی برداشت میشود اما در این زمینه بحث فقط اقتصادی نیست؛ موضوع اصلی فرهنگی است.
این فعال حوزه مبارزه با سقطجنین اضافه کرد: بحث سقط، بحث شیءپنداری جنین است. ریختن قبح سقطجنین بهدلیل برخی رفتارهای سیستماتیک در جامعه است. حتی متخصصان، ولو با نیت خیر، ممکن است در این زمینه آسیبهایی بهوجود آورند. دلیل دیگر کمیانگاری مسأله حیات است. به نظر میرسد که ما دچار یک بیماری فرهنگی شدهایم که از سمت غرب نشأت میگیرد و هر چیزی را کمیتگذاری و اندازهگیری میکند. هر آنچه را که بتوان به شکل کمیت دید قابل قیمتگذاری خواهد شد؛ حتی جان انسانها.
ناظمی توضیح داد: در غرب، کمیانگاری حیات از سقطجنین آغاز شده و حالا رسیدهاند به مرگ خودخواسته؛ به شکلی که خودکشی در سنین بالا توجیه میشود. این به آن معناست کهفرد تشخیص میدهد که جانش دیگر برای خود یا جامعه ارزشی ندارد و میتواند آن را از بین ببرد. حیات به نوعی زیر تیغ کمیانگاری رفته و این یک واقعیت تلخ است.
نقش مردان در تصمیمگیری سقطجنین
عدالتخواه تاکید کرد: این واقعیت وجود دارد که مردانی که حتی حاضر نیستند به گفتوگوهای دیگران گوش دهند، ممکن است ندانند که سقطجنین چه عوارضی برای همسرشان در آینده خواهد داشت. بهعنوان مثال، مردی که در دوران عقد است و میگوید که بارداری برای خانوادهاش بسیار بد خواهد بود، باید بداند که خداوند حلالی را برای این موضوع در نظر گرفته و قانون و حکومت نیز این را میپذیرند. این عوامل فرهنگی به فرآیند سقطجنین دامن میزنند. تاکید دارم که تکجنسیتی ندیدن مسئولیت تصمیم بر سقط در این مسیر میتواند تأثیرگذار باشد. درست است که تصمیم نهایی از سوی خانمها گرفته میشود اما بسیاری از زنانی که نمیخواهند چهره یا صدایشان دیده و شنیده شود، به ما گفتهاند که بهدلیل فشار همسرشان به این مسیر
کشیده شدهاند. این موضوع بهوضوح نشان میدهد که این فشارها وجود دارد و مردان نقش مهمی در این تصمیمگیری دارند. برخی از زنانی که دوست دارند جنینشان را حفظ کنند اما بهدلیل تهدید همسرشان احساس خطر میکنند، نمونههایی از صوت این موارد در اورژانسهای اجتماعی وجود دارد. برای مستند ما به منابع معتبر استناد میکنیم تا این مسائل را مستند کنیم.
∎
نامی برای حیات جنین
مطهره عدالتخواه، تهیهکننده و کارگردان مستند «مهمان عزیز» در توضیح نام این مستند به جامجم گفت: وقتی میگوییم مهمان عزیز،منظورمان فقط یک مهمان معمولی نیست،بلکه این نفس خودجنین است که عزیز شمرده میشود.اسم فیلم نیز از صحبتهای سوژه اصلی در کلاس درس نشأت گرفته که به منظور نزدیک کردن فضای ذهنی دانشآموزان به این نکته اشاره کردند که آنها مهمان هستند. قبل از تصمیمگیری درباره نام مستند، بهشدت وسواس داشتم نامی انتخاب کنم که هم از نظر محتوایی مناسب باشد و هم با فضای فعالیت سوژه همخوانی داشته باشد در نهایت، هیچ اصطلاحی بهتر از «مهمان عزیز» برای خطاب کردن سوژه اصلی فیلم (جنین) پیدا نکردم. این عبارت نهتنها لطیف و محترمانه است، بلکه بهخوبی در ذهن باقی میماند.
استدلالی نوین در رد سقطجنین
سیده مریم ناظمی که فعال اجتماعی ــ فرهنگی و سوژه اصلی مستندمهمان عزیز است، دراین مستند استدلالی متفاوت از استدلالات مرسوم در رد اختیار والد بر امکان سقطجنین داشت.وی درباره این شیوه متفاوت پاسخگویی عنوان کرد: شغل اصلیام کارشناس تعلیم و تربیت است. هرچند رشتهام ریاضی است اما کسی که در حوزه تعلیم و تربیت فعالیت میکند باید بتواند دانش را به دانشآموزان یا مخاطبانش منتقل کند و سپس این دانش را به درک و فهم عمیقتری ارتقا دهد. هدف نهایی این فرآیند، دستیابی به خلاقیت در محتواست. این تخصص من است و شامل ابعاد خلاقانه در آموزش نیز میشود.
«قرار مکین» و بارداری
ناظمی در پاسخ به میزان اشرافش به شبهات و حواشی سقطجنین یا حتی مبحث عفاف و حجاب اینگونه ادامه داد: مثلا در پاسخ به تبیین مسأله عفاف و حجاب، از منظر «قرار مکین» به این مبحث ورود پیدا میکنم. نظرم این است که خداوند در قرآن کریم بدن زن را قرار مکین معرفی کرده که نمیتوان آن را در اختیار هر کسی و هر جایی قرار داد و طبیعتا برای بارداری هم باید به این نکته توجه کرد. وقتی فرآیند بارداری اتفاق میافتد؛ در واقع زن، خلیفه خدا را در کالبد خود پرورش خواهد داد.
ضرورت خودشناسی در فرهنگسازی و تمدنسازی
این فعال اجتماعی توضیح داد: نکتهای که باید بهعنوان فعالان فرهنگی در نظر بگیریم این است که ما باید ابتدا خود را بشناسیم و بدانیم چه کاری انجام میدهیم و در حال ترمیم فرهنگ به کدام سمت هستیم. در مبحث فرهنگسازی یک مبحث اساسی و محوری وجود دارد؛ آنهم اینکه آیا میخواهیم کشور و محیط خود را توسعه دهیم یا بهدنبال ساخت تمدن هستیم. انقلاب اسلامی و اصول مسلمانی که در ذیل نظریه ولایتفقیه کار فرهنگی میکند، درواقع بهدنبال ساخت تمدن است. کسی که میخواهد تمدن بسازد، باید از ابتدا ذهن خود را شکل دهد تا بتواند شناخت پایهای لازم برای ایجاد دیگر پایهها و در نهایت ساخت بنای تمدن را داشته باشد. اگر پایههای محکمی داشته باشید، میتوانید به شبهات پاسخ دهید و مطالعاتتان بهگونهای پیش میرود که به تقویت بنیانهای فکری شما کمک کند.
واقعیت سقطجنین در ایران
عدالتخواه درخصوص آشنایی با سیده مریم ناظمی توضیح داد: با فضایی که در تولید مستندها تجربه میکنیم، کنجکاو شدم در حوزه جمعیت فعالیت کنم. در این بین، برنامهسازان تلویزیونی برای ما نشستی ترتیب دادند. در آن نشست با موضوع مبارزه با سقطجنین و یکی از افرادی که در این حوزه اندیشکدهای دارد، آشنا شدم. با صحبتهایی که انجام شد متوجه شدم که اطلاعات زیادی در مورد آمار سقطجنین در ایران ندارم. وقتی برای اولینبار آمار سقطجنین را گفتند، به سادگی پرسیدم که آیا این آمار مربوط به کل سال است، اما پاسخ بسیار شوکهکننده بود: (اما گفته شد،) این آمار سقطهای روزانه است! پس از آن جلسه، فکر کردم، بهعنوان یک رسانهای که به حوزه جمعیت علاقهمندم و بهدنبال این دست اطلاعات هستم، چقدر اطلاعاتم کم است. اگر سطح اطلاعات من اینقدر کم است، قطعا دیگرانی که در این حوزه نیستند، اطلاعات کمتری دارند.
آگاهیبخشی درباره سقطجنین
تهیهکننده این مستند اضافه کرد: به همین دلیل، شروع به جستوجو کردم. در پیگیریهایم متوجه شدم که برنامه خاصی در این زمینه وجود ندارد؛ نه سخنرانی و نه حتی تیزری که حق مطلب را ادا کرده باشد. به تدریج، بهواسطه دوستانی که در آن جلسه با آنها آشنا شده بودم، این گفتوگوها و جلسات ادامه پیدا کرد و با مؤسسات مردمی مختلف آشنا شدم. همچنین با اندیشکدهای که در نشست پیشین با آنها آشنا شده بودم، گفتوگوهایی داشتم و فایلهایی از تحقیقات و پژوهشهایی که انجام داده بودند، دریافت کردم. پس از این تحقیقات و جمعآوری اطلاعات، مستند را در قالب یک طرح ارائه دادیم تا بتوانیم این پروژه را به انجام برسانیم. با تعدادی از دوستان اتاق فکری تشکیل دادیم و خوشبختانه افرادی که در این حوزه دغدغهمند بودند به جمع ما اضافه شدند. در این مسیر پویش مردمی نفس شکل گرفت و پس از آن توانستیم حدود ۱۲ مستند برای این پویش تولید کنیم.
همکاری در تولید مستند
وی درباره آشنایی با سوژه مستندش اضافه کرد: در مورد آشناییام با خانم ناظمی باید بگویم، در تحقیقاتی که در شهرهای مختلف ایران انجام میدادم، فعالان مردمی را به کمک دوستان شناسایی کردیم. خانم ناظمی نیز در یک دوره، مدیریت مجموعه نفس را در ارومیه بهعهده داشتند و رزومه ایشان برای تمامی فعالان در این حوزه شناخته شده بود. با ایشان تماس گرفتیم و با وجود برخی موانع، واسطههایی قرار دادیم که خوشبختانه پذیرفتند و به ما افتخار و اجازه همکاری دادند.
عدالتخواه در توضیح ساخت یک مستند خوب افزود: برای تولید یک مستند خوب، لازم است که به ابعاد مختلف سوژه بپردازیم. با توجه به شرایط خاص خانم ناظمی، شاید اگر فرد دیگری بود، اجازه نمیداد گروه مستندسازی که نسبت به آنها شناخت ندارند، به محیط کارشان راه پیدا کنند. ما از ایشان درخواست کردیم ساعاتی از وقت همسرشان را در اختیار ما بگذارند، چون در دانشگاه کرسی دارند و در زمینه حقوق فعالیت میکنند.
ساخت مستند برای خدا
ناظمی، با اشاره به شرایط خاصی که باعث میشد تمایلی به ساخت مستند نداشته باشد، گفت: بر این باورم که هر کاری باید برای خدا انجام شود و حتی ساختن همین مستند نیز کار خدا بود. تا زمانی که مطمئن نشوم در مسیری هستم که خدا راضی است، با افرادی که ممکن است از بالادست فرضی بخواهند پروتکلهایی را تحمیل کنند، همکاری نمیکنم، چرا که در کار مردمی بالادست فرضی وجود ندارد. شاید این ایراد از من باشد اما معتقدم که کار باید برای خدا انجام شود و خدا کار را میبیند.
پیوند معنوی ناظمی و عدالتخواه
این فعال حوزه مبارزه با سقطجنین ادامه داد: تا قبل از این پروژه، هیچ قرار قبلی با خانم عدالتخواه نداشتم. آنها از تهران به ارومیه آمدند برای مستندسازی از سوژه دیگری اما شرایط بهگونهای پیش رفت که با توجه به اینکه ایشان مهمان شهر ما بودند، نمیخواستم مهمان (خانم عدالتخواه) بینتیجه برگردند. در ادامه متوجه شدم که قضیه به امام رضا(ع) مربوط است، زیرا خانم عدالتخواه بهشدت به امام رضا(ع) ارادت دارند و اهل زیارت و تشرف به حرم آن حضرت هستند. من هم که این فعالیت را از قبل آقا امام رضا(ع) مأموریت داشتم، این ارتباط بهوجود آمد و خدا را شکر میکنم.
حفظ حریم خانواده
وی درخصوص شروطی که برای ساخت مستند قائل بود، اضافه کرد: در مورد چارچوبهایی که در این دست مستندسازیها باید رعایت شود، یکی از نکات مهم، حفظ حریم خانواده و مادران بود. به هیچوجه موافق نیستم که مادران جلوی دوربین بیایند، مگر اینکه کاملا در مجموعه ما مشارکت داشته باشند و از حیات جنین حمایت کنند. این مادران باید توجیه شده باشند و با نگرش مثبت به این موضوع، به این نتیجه برسند که نگهداشتن بچه یک امر طبیعی است. دوست ندارم مادران به صورت احساسی وارد این فضا شوند؛ بلکه باید کاملا توجیه شده و بهعنوان همکاران مجموعه در کنار ما حضور داشته باشند. سپس، بهعنوان مادری که بچهاش را حفظ کرده و نجات داده، میتوانند صحبت کنند.
میزان بالای سقطها به دلایل غیرمعیشتی
عدالتخواه، کارگردان مستند مهمان عزیز بیان کرد: باور اشتباهی که در عموم مردم شکل گرفته و رواج داده شده که فقر عامل اصلی سقطجنین معرفی شده است. براساس پژوهشهای پیش از تولید، به آمار و اطلاعاتی دست یافتیم که نگاه تازهای در این خصوص به ما داد. در تحقیقات نشان داده شده که حدود ۲۰ تا ۲۵درصد از سقطها بهدلیل مشکلات معیشتی است اما جالب اینکه ۷۵ تا ۸۰ درصد موارد دلایل دیگری دارند. بهعنوان مثال، یکی از دلایل جنسیت است. ممکن است زنی در یک قبیله زندگی کند که به خاطر جنسیت فرزندش، تصمیم به سقط بگیرد یا زنی که در حال ورزش حرفهای است و نمیخواهد در این مقطع باردار شود یا زنی که در آستانه طلاق قرار دارد و به همین دلیل میخواهد سقط کند تا مشکلی بهوجود نیاید.
فشار اجتماعی و کماطلاعی
این مستندساز و پژوهشگر افزود: از سوی دیگر، زنانی که به این تصمیم میرسند، تحت فشار و استرس زیادی قرار دارند و اولین راهحل برای نجات از مشکلات خود را در از بین بردن یک انسان دیگر میبینند. آنها معمولا اطلاعات دقیقی در مورد جنین ندارند و حتی نمیدانند که جنین یک انسان است و در موردی نازلتر حتی نمیدانند قلب او چه زمانی تشکیل میشود. بسیاری از افراد براساس دادهها و آمارهای نادرستی که به آنها داده شده، فکر میکنند دیه انسان برای سقطجنینی است که از چهار ماهگی گذشته است؛ در حالی که اگر به مراجع و فتواها مراجعه کنید، متوجه میشوید که برای هر مرحله از بارداری، دیه متفاوتی در نظر گرفته میشود. به همین دلیل، بسیاری از آنها تصور میکنند که جنین فقط یک تکه گوشت یا لخته خون است و به عوارض جسمی و روحی ناشی از سقط فکر نمیکنند. این عوارض نهتنها بر مادر تأثیر میگذارد، بلکه عذابهایی نیز برای پدر جنین به همراه دارد. بنابراین، در این مرحله به این نتیجه میرسیم که فرآیند سقطجنین نباید بهعنوان یک مسأله صرفا زنانه در نظر گرفته شود و نقش پدران و همسران نیز بسیار حائز اهمیت است.
تجربیات مستندسازی
وی عنوان کرد: در مورد خط داستانی، بخشی از آن براساس تجربیات مستندسازی در سالهای گذشته شکل گرفته و قطعا به ما کمک کرده است. در مورد اینکه خانم ناظمی در طراحی خط داستانی چه کمکی داشتهاند، باید بگویم که ما در طول فیلمبرداری تقریبا هر روز بیش از ۱۰ ساعت ضبط داشتیم و این فرآیند چهار روز به طول انجامید. ضبط پلانها بعد از نماز صبح شروع میشد و تا پاسی از شب ادامه میدادیم. با وجود آنکه قبل از آغاز ضبط، با سوژه هماهنگیهای لازم را انجام میدادم؛ همانطور که در مستند دیدید خانم ناظمی جایی میگویند، نمیدانم با این میزان از ضبط میخواهند چه کار کنند.
این پژوهشگر درباره شروع آشنایی با خانم ناظمی اظهار کرد: طی پروسهای بالاخره توانستم خانم ناظمی را در مرکزی فرهنگی واقع در ساختمان محل زندگیشان ملاقات کنم. در آن جلسه من از دغدغههایم گفتم و ایشان نیز از نگرانیهای خود و دلایلی که باعث میشود، نخواهند مستندی دربارهشان تولید شود، صحبت کردند و گفتند؛ اولین فردی نیستم که به این موضوع پرداختهام و خیلیها پیش از من آمده و رفتهاند.
ناظمی روایت ماجرای آشنایی با عدالتخواه را اینطور ادامه داد: در هفته قبل از این ماجرا، آقای حسنزاده از مشهد به ارومیه آمده بودند و پیشنهاد ساخت مستند را داشتند که نپذیرفتم. البته یکی دیگر از فعالان این حوزه را معرفی کردم تا از این طریق کار پیش برود؛ چون علاقهای به دیدهشدن ندارم. معتقدم باید این اتفاق در مسیر، قرار و شکل بگیرد. این در شرایطی است که آقای حسنزاده را بسیار میشناسم و در حد قوم وخویشآشنایی داریم؛ اما تمایل نداشتم که سوژه مستند باشم.
تمایلی به تهیه مستند نداشتم
با وجود تمام شرایط و چارچوبهایی که خانم ناظمی برای ساخت مستند داشتند، بالاخره مستند به کارگردانی مطهره عدالتخواه ساخته شد. وی در توضیح میزان رضایتش از خروجی کار گفت: با توجه به مقتضیات رسانهملی و اصول کلی کار رسانهای، نتیجه بسیار خوبی حاصل شد. خدا را شکر میکنم که کارگردان هم به دیدگاه من توجه کرد و هم با وجود تمام سختیها، کار بهخوبی پیش رفت. البته نگاه من به بحث انصراف از سقطجنین این نیست که به تنهایی بخواهم چند نفر یا حتی چندده نفر را منصرف کنم. معتقدم که این موضوع، طبق فرمایشات حضرت آقا، باید به یک جریانسازی حلقههای میانی تبدیل شود. من باید سه گروه خاص از افراد، بالاخص نخبگان را شناسایی کنم. افرادی که نسبت به این موضوع بیتفاوت هستند، افرادی که هوشیارند اما نمیدانند باید چه بکنند و افرادی که در حال فعالیت هستند اما نیاز به انسجام، نظم و پویایی دارند.
شناسایی گروهها و جریانسازی
ناظمی ادامه داد: هدفم این است که این سه گروه را شناسایی کرده و به جریانسازی مفید و مناسب ختم شود. طبیعی است که این فرآیند به تعامل و آموزش مداوم نیاز دارد. از این نظر در صورتی که هرچه بیشتر بعد آموزشی شخصیتم بیشتر مشخص میشد، رضایت بیشتری میداشتم. ممکن است مستند به لحاظ اینکه مخاطب عام دارد این ظرفیت را نداشته باشد. خانم عدالتخواه این ظرفیت مدنظرشان بوده و براساس آن برنامهریزی و طراحی کردهاند. مثلا در دانشکده پرستاری صحبت مفصلی داشتم که نزدیک به دو ساعت طول کشید. علاقهمند بودم آن بخش از صحبتها به لحاظ روشنگری دیده میشد تا مردم جواب سؤالاتشان را گرفته باشند و جریانسازی که مد نظر دارم، اتفاق بیفتد. با توجه به مخاطب، به لحاظ کیفی کار بهخوبی انجام شده است.
لحظهای خاص
وی درباره لحظات احساسی مهمان عزیز گفت: یک صحنه خاص در این مستند هم تأثیر زیادی بر من داشت. من از آن شخصیتهایی هستم که بهسختی گریه میکنم، ولی وقتی از من پرسیدند وقتی نمیتوانم کسی را منصرف کنم و میشنوم که بچهای از دست رفته، چه حسی دارم؛ گفتم این نیست که بیاحساس شده باشم اما از این مرز رد شدهام و به کلیت بالاتر رسیدهام و دید جامعتری نسبت به قضیه دارم. به همین دلیل نمیتوانید ببینید که من بههم بریزم یا گریه کنم، مگر در لحظهای که مطمئن شوم تمام تلاشم را کردهام. با رسیدن به این نقطه که همه تلاشم را کردهام و باقی کار به پروردگار عالم که از همه ما قویتر است و به مسائل اشراف دارد بستگی دارد، دیگر بههم نخواهم ریخت. با وجود جوابی که به سؤال داده بودم، در آن لحظه، احساسم خرج شد و گریه کردم اما قسمت نشد آن صحنه در مستند آورده شود.
نمایش جامعیت و حقیقت سوژه
عدالتخواه این بخش از صحبتهای ناظمی را اینگونه تکمیل کرد: برایم مهم است که جامعیت کارم بهدرستی نمایش داده شود. شاید اگر کارگردان دیگری بود آن صحنه احساسی را در فیلم جا میداد تا اثر بیشتری در مخاطب داشته باشد اما برای من بسیار مهم بود که اصل حقیقت سوژهام بهدرستی دیده شود و استحکام این زن بهخوبی نمایان شود.
تأثیر زیستبوم
ناظمی در پایان با اشاره به بخش دیگری از مستند که حرف از تأثیر شناخت ایشان از فرهنگ قومیتها بود عنوان کرد: خیلی مهم است که بحث انصراف از سقطجنین را در چه بوم و زیستی دنبال میکنید. بعضی اوقات از شدت کار به لحاظ روانی سرریز میشوم. به فرض با دوستانی که در سراسر کشور و شهرهای مختلف درددل میکنم، این عزیزان راهکارهایی پیشنهاد میدهند؛ در حالی که از آنها تشکر میکنم، افسوس میخورم که توجه نمیکنیم که بوم زندگی فردی که در حوزه انصراف از سقط فعالیت میکند، چقدر بر کارش تأثیر میگذارد. ما در کشوری زندگی میکنیم که به لحاظ منطقهای زمانی برخی نقاط از هم، یک منطقه زمانی فاصله دارند و این در حالی است که کل کره زمین ۲۴ منطقه زمانی دارد. یک بیست چهارم از این کل ابعاد بزرگی را شامل میشود. فاصله بین مشهد تا ارومیه یک منطقه زمانی کامل است، بنابراین کسی که در مشهد زندگی میکند، نمیتواند قضاوت و شناخت درستی از فضایی که مردم ارومیه در آن زندگی میکنند داشته باشد.
فرصتهای نهفته در بحرانها
معلم و فعال فرهنگی اجتماعی اینگونه ادامه داد: در عین حال، سردار قاسم سلیمانی فرمودند که در بحرانها و تهدیدها، فرصتهایی نهفته است که در زمان آرامش به چشم نمیآید. ایشان تأکید کردند که در این زمانها نترسید و دیگران را نترسانید. من گاهی اوقات، اقوام و مذاهب آذربایجان غربی را به موزاییک توصیف میکنم. موزاییک یک هنر است که به مرحله قبل از کاشیکاری گفته میشود. آذربایجان غربی موزاییک اقوام و مذاهب است. این اقوام و مذاهب به مانند موزاییک کنار هم چیده شدند و این هنر پروردگارم است که این منطقه را اینگونه چیده، البته این فرصت را ایجاد کرده تا درک کنیم که هیچ تکهای از این موزاییک را نمیتوان کنار گذاشت یا تکهای را بر دیگری قالب کنیم. این نکته بسیار مهمی است، چراکه دشمنان ایران دقیقا روی این موضوع تمرکز دارند. بارها نشان دادهام که نسبت به تمامی اقوام و مذاهب ساکن در آذربایجان غربی حساس هستم و برایم محترم و عزیزند. فرزندان این اقوام نیز انسانهایی هستند که حق حیات دارند.
عدالتخواه در تکمیل صحبتهای ناظری تصریح کرد: قبل از اینکه مستندساز باشم، یک کنشگر هستم و برایم بسیار مهم است که به خاطر تولید یک اثر، فضایی را ایجاد نکنم که برای خانم ناظمی مشکلی پیش بیاید، حتی برای یکبار. تمام تلاشم بر این مبنا بوده و البته از سمت خانم ناظمی در باب حساسیت این موضوع توجیه شده بودم. توضیحات و تأکیدات ایشان نیز در این زمینه مؤثر بود و بسیار به من کمک کرد تا به این مرحله برسم.
احترام به هویت اقوام و سوژهها
مستندساز و پژوهشگر فعال در حوزه جمعیت ادامه داد: نکتهای که درباره دقت خانم ناظمی نسبت به اقوام گفتید، برای من نیز حائز اهمیت است. باید بگویم هیچ بخشی از این مستند بازسازی نشده و من از سوژهام بازی نگرفتم، بلکه زندگی واقعی را به تصویر کشیدم. تصویربردارم همواره در تلاش بود تا صحنهها را شکار کند و در اینجا واقعا از آقای تقیزاده جهت همکاری بسیار مجدانهای که داشتند تشکر میکنم. آقای تقیزاده و من در طول مدت فیلمبرداری در زندگی خانم ناظمی حل شده بودیم. اینطور بود که خانم ناظمی در حال سفارش غذای آنلاین بودند و با فرزندانشان صحبت میکردند، مشغول آمادهسازی کارهای مدرسه، فعالیتهای انصراف از سقط و برگزاری جلسات برای فعالان فرهنگی بانوان بودند و ما در تمامی این لحظات با آنها زندگی میکردیم و حتی یک پلان را دو بار از خانم ناظمی نگرفتیم تا به شکلی، زیباتر بیفتند. در بخشی از مستند که در تماس تلفنی میگویند: «ببینید بزرگ خاندان این قوم کیست؟» قبلش به نکتهای اشاره کردهاند که ممکن است با آوردن آن نکته هویت افراد لو برود و برایشان مشکلی ایجاد شود اما این موضوع را مطرح نکردم، زیرا به خانم ناظمی قول داده و متعهد بودم که اطلاعاتی را فاش نکنم. حتی در جایی که یک قومیت نام برده میشود، من روی آن قسمت صدای بوق گذاشتم تا مشخص نشود، زیرا یکی از کیسهای موارد انصراف از سقطجنین ممکن است به اشتباه، سوءتفاهمی برایشان ایجاد شود. که اطلاعاتمان در معرض افشاست.
چالشهای تولید مستند
کارگردان مهمان عزیز عنوان کرد: توجه به این نکته لازم است که تولید یک اثر در زمان محدود و در شهری که زبان آنها را نمیدانید و این موضوع کاملا طبیعی است که مردم یک شهر با زبان اصلی خود صحبت کنند، کار سختی است. من هم که ترکی بلد نبودم، با وجود چنین ملاحظاتی ترجیح میدادم بیشتر با تیم محلی ارومیه همکاری کنم. شاید اگر کسی مانند آقای امیر تقیزاده، که نامش در تیتراژ بهعنوان تصویربردار آمده اما حقیقتا در واقع بهعنوان دستیار کارگردان عمل کردند، نبودند، کار این خروجی را نمیداشت. توضیحات ضمنی که ایشان ارائه میدادند، نقش مهمی در پلانهای شهری داشتند و همکاری آنها بسیار کمککننده بود. از همین تریبون از ایشان قدردانی میکنم.
روش مشاهدهگرانه
عدالتخواه در توجه به سیر داستان این مستند اظهار داشت: بخشی از این کار به تجربه مربوط میشود و بخشی دیگر این است که من اجازه میدهم سوژه زندگی کند و من بهعنوان یک مشاهدهگر عمل کنم. اگر بخواهم سیر روایت را به صورت پرسش و پاسخی پیش ببرم، ممکن است واقعیت بهدرستی نمایان نشود. من به خانم ناظمی میگفتم که اینجا بنشینید و برای ما درددل کنید؛ هرچه دوست دارید بگویید. ۲۰دقیقه دوربینم را روشن نگه داشتم تا بتوانم یک پلان یک دقیقهای بگیرم. زمانی که میگفتند خسته شدهاند و فشار جسمانی به آنها وارد شده، متوجه شدم که باید استراحت بدهم. ایشان واقعا با ما همراهی کردند. این نکته برای من بسیار مهم است و شاید کسانی که مستند ساختهاند، بهتر بتوانند این نکته را درک کنند.
اهمیت فرهنگ در جلوگیری از سقطجنین
ناظمی ادامه داد: از دیگر نکاتی که باید رعایت میشد، دامن نزدن به شبهات بود. یکی از مسائلی که اغلب مطرح میشود این است که افراد بهدلایل مالی تصمیم بر سقطجنین میگیرند و تصور این است که به خاطر ضعف مالی نمیتوانند بچه را نگه دارند اما نکته بسیار زیبایی که در مستند نشان دادهایم این است که بچهای از یک خانواده بسیار مرفه نجات داده شده است. البته منکر وجود مواردی از سقطجنین به علت ضعف معیشت نیستیم اما ما از مادرانی که با مشکلات اقتصادی مواجه هستند نیز حمایت میکنیم. ادعا نمیکنم حمایتمان یک حمایت صددرصدی است؛ چون تشکل ما و خود من، مردمی عمل میکنیم. بارانی است که میبارد و محصولی برداشت میشود اما در این زمینه بحث فقط اقتصادی نیست؛ موضوع اصلی فرهنگی است.
این فعال حوزه مبارزه با سقطجنین اضافه کرد: بحث سقط، بحث شیءپنداری جنین است. ریختن قبح سقطجنین بهدلیل برخی رفتارهای سیستماتیک در جامعه است. حتی متخصصان، ولو با نیت خیر، ممکن است در این زمینه آسیبهایی بهوجود آورند. دلیل دیگر کمیانگاری مسأله حیات است. به نظر میرسد که ما دچار یک بیماری فرهنگی شدهایم که از سمت غرب نشأت میگیرد و هر چیزی را کمیتگذاری و اندازهگیری میکند. هر آنچه را که بتوان به شکل کمیت دید قابل قیمتگذاری خواهد شد؛ حتی جان انسانها.
ناظمی توضیح داد: در غرب، کمیانگاری حیات از سقطجنین آغاز شده و حالا رسیدهاند به مرگ خودخواسته؛ به شکلی که خودکشی در سنین بالا توجیه میشود. این به آن معناست کهفرد تشخیص میدهد که جانش دیگر برای خود یا جامعه ارزشی ندارد و میتواند آن را از بین ببرد. حیات به نوعی زیر تیغ کمیانگاری رفته و این یک واقعیت تلخ است.
نقش مردان در تصمیمگیری سقطجنین
عدالتخواه تاکید کرد: این واقعیت وجود دارد که مردانی که حتی حاضر نیستند به گفتوگوهای دیگران گوش دهند، ممکن است ندانند که سقطجنین چه عوارضی برای همسرشان در آینده خواهد داشت. بهعنوان مثال، مردی که در دوران عقد است و میگوید که بارداری برای خانوادهاش بسیار بد خواهد بود، باید بداند که خداوند حلالی را برای این موضوع در نظر گرفته و قانون و حکومت نیز این را میپذیرند. این عوامل فرهنگی به فرآیند سقطجنین دامن میزنند. تاکید دارم که تکجنسیتی ندیدن مسئولیت تصمیم بر سقط در این مسیر میتواند تأثیرگذار باشد. درست است که تصمیم نهایی از سوی خانمها گرفته میشود اما بسیاری از زنانی که نمیخواهند چهره یا صدایشان دیده و شنیده شود، به ما گفتهاند که بهدلیل فشار همسرشان به این مسیر
کشیده شدهاند. این موضوع بهوضوح نشان میدهد که این فشارها وجود دارد و مردان نقش مهمی در این تصمیمگیری دارند. برخی از زنانی که دوست دارند جنینشان را حفظ کنند اما بهدلیل تهدید همسرشان احساس خطر میکنند، نمونههایی از صوت این موارد در اورژانسهای اجتماعی وجود دارد. برای مستند ما به منابع معتبر استناد میکنیم تا این مسائل را مستند کنیم.