به گزارش ایرنا، نواهای کتول پلی است که ما را به دنیایی میبرد که در آن طبیعت و انسان با هم تن و تناوب میسازند. در آن دنیا، هر آهنگ یک داستان است از عشقهای جوانان در سایه درختان بلوط تا غمهایی که همراهی زندگی داشته است. این موسیقی، با تمام عمق خود، فرصتی میدهد تا دلهایی که از دور هستند، به این سرزمین برسند و داستانهایش را بشناسند.
اما این داستانها هنوز کامل نشدهاند. هنوز بسیاری از نواها، داستانها و سنتهای کتولی منتظرند که به زبانی جدید بگوییم. هنوز باید این نواها را به سراسر جهان برسانیم تا دنیا بداند که در این سرزمین یک فرهنگ زنده و پویا وجود دارد که داستانهایی را بر میگوید که هنوز گفته نشده است.
نواهای کتول نه تنها صدای یک سرزمین است، بلکه یک دعوت به شناخت، احترام و اشتراک در داستانهایی است که هنوز منتظرند تا به جهان برسند. اینجا، موسیقی فقط نوا نیست؛ قصه زندگی است که هنوز نفس میکشد و در دل مردم زنده میماند.
جشنواره موسیقی کتولی که پس از چند سال وقفه در علیآبادکتول برگزار شد، بیش از یک رویداد فرهنگی، یک پیوند عمیق با گذشته، حال و آینده مردم این منطقه است.
این جشنواره که مثل یک داستان افسانهای از زمانهای قدیمی به ما رسیده، نه تنها صدای سنتهای محلی را زنده میدارد، بلکه روحیهای از هویت و تاریخ کتول را در دل مردم به یاد میآورد.
موسیقی کتولی، یک سبک خاص و منحصر به فرد است که ریشه در زندگیهای ساده و طبیعی مردم این منطقه دارد. این موسیقی، که با سازهایی همچون دوتار، کمانچه اجرا میشود، داستانهایی از زندگی در کنار جنگلها، رودخانهها و کوهها را بر میگوید.
هر نوا یک گفتگویی با طبیعت است؛ گاه از شکار و جنگلزنی، گاه از عشقهای جوانان در سایه درختان بلوط و گاه از غمهایی که همراهی زندگی داشته است.
تصور کنید در یک زمین دور، جایی که بلوطها به عنوان شاهدان زمان ایستادهاند، یک موسیقی وجود دارد که قادر است دلها را به یاد آورد. این موسیقی، که از نسلها قبل از ما به ما رسیده، حالا در دل جوانها جدید شده و آماده است تا به دنیایی که هنوز از آن آگاه نیست، معرفی شود.
طنین زندگی در نغمههای کتول، تازه شروع شده است. این موسیقی که از نسلها قبل از ما به ما رسیده، حالا در دل جوانها جدید شده و آماده است تا به دنیایی که هنوز از آن آگاه نیست، معرفی شود. اینجا، موسیقی فقط نوا نیست؛ قصه زندگی است که هنوز نفس میکشد و در دل مردم زنده میماند.
شبی که نواها به یادگاری تبدیل شدند
شب آخر جشنواره موسیقی کتولی در علیآبادکتول، شبی خاص بود. هوا هنوز سرمای زمستان را حفظ میکرد اما در میدان اصلی شهر، گرمای دلها و انرژی مردم، هر چیزی را فراموش کرده بود. صدای دوتار و کمانچه همچنان در فضا میپیچید، ولی این بار با یک حس مختلف. شب آخر، شبی برای یادگیری، تشکر و امید بود.
در آخرین ساعتهای شب، یک گروه آوازخوانی محلی روی صحنه قرار گرفت. آنها، که از قدیمیترین آوازخوانان منطقه بودند، با صداهای بلند، آخرین آهنگهای خود را اجرا کردند. هر آهنگ، داستانی از زندگی مردم کتول بود از عشقهای جوانان در سایه درختان بلوط، تا غمهایی که همراهی زندگی داشته است.
مردم، که از تمام نقاط کشور آمده بودند، حالا با هم ایستاده بودند. بچهها، پیرمردان، زنان و جوانان. صدای آنها که در پشت آوازخوانان، آهنگ را تکرار میکرد، مثل نسیمی بود که از فضای شب عبور میکرد.
بعد از اجرای آخرین آهنگ، سرپرست معاونت سیاسی و اجتماعی استانداری گلستان، روی سن آمد و گفت: شب آخر جشنواره ما، شبی برای یادگیری است. نشان دادیم که موسیقی ما، فقط صدا نیست؛ این زندگی ما، فرهنگ ما، هویت ما است.
محمد حمیدی ادامه داد: ما همچنین نشان دادیم که این موسیقی، قادر است به آیندهای جدید برسد. ما باید کاری کنیم که این نواها فقط خاطره نشوند، بلکه آینده خود را با آن بسازیم.
وی ادامه داد: به یک فرهنگسرای موسیقی کتولی نیاز داریم جایی که نه تنها برای خود بلکه برای همه ایران یک نشانه از کتول باشد. ما در استانداری با همه توان کنار شما هستیم.
سرپرست معاونت سیاسی و اجتماعی استانداری گلستان ادامه داد: در شرایطی که جوانان ما غرق در فضای مجازی هستند برگزاری اینگونه جشنوارههای بومی محلی برای اشاعه موسیقی فاخر ایرانی در نسل جوان بسیار ارزشمند، موثر و قابل تقدیر است
حمیدی افزود: ثبت موسیقی کتولی بعنوان میراث فرهنگی ناملموس ملی و جهانی ارزشمند است اما کافی نیست، باید به سمتی حرکت نماییم تا موسیقی اصیل کتولی برای شهرستان درآمدزا باشد
وی گفت: راهاندازی کارگاه ساخت سازهای کتولی و همچنین کلاس های آموزشی موسیقی کتولی میتواند علاوه برایجاد درآمد موجب توسعه موسیقی کتولی در کشور شود
پایان جشنواره؛ یک شروع جدید
وقتی آخرین نوا خاموش شد، صدای دستها فضا را پر کرد. مردم، با چشمهایی براق و قلبهایی پر از امید، به خانهها برگشتند. اما انگار چیزی در دل همه تغییر کرده بود. جشنواره تمام شده بود، اما انگار تازه شروع یک راه بزرگ بود؛ راهی که قراراست نواهای کتولی را از این گوشه گلستان به همه دنیا برساند.
طنین زندگی در نغمههای کتول، تازه شروع شده بود. اینجا، موسیقی فقط نوا نبود؛ قصه زندگی بود که هنوز نفس میکشید و در دل مردم زنده میماند.