بر پایه همین جمله ساکی کبیر هم باید گفت شهرآوردهای بزرگ جهان معمولاً هویت خاصی دارند. شهرآورد اسکاتلند، بین سلتیک و رنجرز، یک شهرآورد مذهبی است که ریشه در اختلافات کاتولیکها و پروتستانها دارد. شهرآورد منچستر با توجه به حضور باشگاههای ثروتمند و سرمایهگذاریهای کلان، به یک شهرآورد اقتصادی تبدیل شده است. در اسپانیا، بازی الکلاسیکو میان رئالمادرید و بارسلونا، یک شهرآورد سیاسی است که بازتابی از جداییطلبی کاتالونیا محسوب میشود. اما شهرآورد تهران، فراتر از تمام این دستهبندیها، یک شهرآورد اجتماعی است؛ جایی که بحرانهای اقتصادی و دغدغههای مردم در آن بازتاب مییابد.
اصولاً فوتبال، بهواسطه سیاسی شدن، سالهاست که به آینهای از جامعه تبدیل شده و اوضاع دو تیم پایتخت، دقیقاً مانند شرایط کلی مدیریت در کشور، آشفته و پر از بحران است. ناکارآمدی مدیریتی، بدهیهای سنگین و نتایج ناامیدکننده، هواداران این دو باشگاه را سرخورده کرده است، همانطور که بسیاری از مردم ایران در برابر مشکلات روزمره احساس ناامیدی میکنند.با وجود شرایط اقتصادی سخت، تورم سرسامآور و معضلات معیشتی، اما مردم همچنان به فوتبال و بهخصوص شهرآورد، پناه میبرند. این نبرد، هرچند موقتی، فرصتی برای فراموش کردن زخمهای زندگی است. آنهایی که توان سفر یا تفریح ندارند، در این ۹۰ دقیقه به عشق تیمشان دل میبندند، گویی که شهرآورد، مانند وطن، چیزی است که هرچند از آن گلهمندند، اما عشقشان به آن پایانی ندارد.
در مستطیل سبز، استقلال و پرسپولیس دشمنان ابدیاند، اما هوادارانشان، در میان تمام هیاهوها، عشق عمیقی به این رقابت دارند. اشکهایی که از سر ناامیدی و شکست جاری میشوند، همانقدر واقعیاند که لبخندهایی که پس از یک پیروزی نقش میبندند. این اشکها و لبخندها، فراتر از یک مسابقه فوتبال، بازتابی از زندگی مردماند؛ شادیهای کوچک در میان سختیهای روزمره و اندوههایی که از فراتر از این بازی سرچشمه میگیرند. امروز میتوان اعتراف کرد در شرایطی که شادی عمومی در جامعه رو به کاهش است، شهرآورد به یکی از معدود لحظاتی تبدیل شده که مردم میتوانند بدون توجه به مشکلات زندگی، خوشحالی یا حتی غم خود را در کنار هم تجربه کنند. هر گل، هر شکست، هر پیروزی، بیش از آنکه یک رویداد ورزشی باشد، فرصتی برای تجربه عمیقترین احساسات مردمی است که با عشق و رنج، به این بازی چشم دوختهاند.
شاید اگر روزی اوضاع اقتصادی کشور بهبود یابد (مییابد؟) و باشگاهها بهطور حرفهای اداره شوند، شهرآورد دیگر یک زخمشیرین نخواهد بود، بلکه تنها یک بازی زیبا و هیجانانگیز خواهد ماند. اما تا آن روز، این رقابت چیزی فراتر از فوتبال خواهد بود؛ یک محمل برای تخلیه دردها، یک لحظه برای عشق ورزیدن به چیزی که مردم، مانند وطن، هرگز از آن دست نمیکشند.