به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، انقلاب اسلامی با تکیه بر مبانی و آموزههای دینی، نگاه مترقی به زن داشته و الگوی جدیدی به جهان معرفی نموده است. ثمرهی این نگاه است که «امروز پرچمِ استقلالِ هویّتی و فرهنگیِ زنان در دست زنان ایرانی است؛ امروز بانوان ایرانی با حفظ حجاب، استقلال هویّتی خودشان و استقلال فرهنگی خودشان را دارند اعلام میکنند و به دنیا صادر میکنند؛ یعنی دنیا سخن جدیدی دارد میشنود.» ۱۳۹۶/۱۲/۱۷ و در صحنهی اقدام و عمل به آموزههای اسلامی و از جمله حجاب موجب «رشد و پیشرفتِ حقیقی» زنان ایرانی شده است: «امروز ما در نظام جمهوری اسلامی و زیر پوشش حجاب، زیر چادر، زیر مقنعه، این تعداد عظیم نخبهی فکری، علمی، عملی، فعال سیاسی، صاحبنظران فرهنگی و هنری داریم. آن روز بخشی از بخشها و بعضی از ابعاض این مجموعه را هم ما نداشتیم؛ بسیار محدود بودند. این، یک نظریهای درست عکس آن چیزی را که درصدد بودند القاء کنند، احیاء میکند و او اینکه آن کیفیت ترویج بی بندوباری نه فقط به معنای رشد دادن به زن، به معنویات زن، به استعدادهای زن نیست، بلکه سرگرم کردن زن به آنچه که لوازم آن، کیفیت زندگی است - آرایشهای گوناگون و گرفتاری های گوناگونِ جنبی ای که این کارها دارد - خودش مانع حرکت به سمت کمال و تعالی زنان است. در نظام اسلامی محدودیتی که به وجود میآید، که این محدودیت بر طبق فطرت انسانىِ زنانه است؛ هم برای مردها محدودیت است، به یک کیفیتی؛ هم برای زنها به کیفیت دیگری محدودیت است، کمک کنندهی به این است که نیروهای آنها هرز نرود و حتیالمقدور در جهت درستی به کار بیفتد؛ که آن وقت نتیجهاش میشود رشد فکری و علمی و عملی در جامعهی زنان، که امروز شاهدش هستیم.»۱۳۸۶/۴/۱۳
به عنوان یک نمونه از دستاوردهای انقلاب اسلامی در زمینهی پیشرفت حقیقی زنان، میتوان به رشد علمی بانوان اشاره کرد: «ورودیهای دانشگاههای ما یا پنجاه درصد یا بیش از پنجاه درصد دخترهای ما هستند، زنهای ما هستند. در مراکز علمی حسّاس و مهم که بنده از بعضی از آن مراکز خودم شخصاً بازدید کردم، زنان دانشمند ما آنجا نقشآفرینند. در میدان ادب، ادبیّات، شعر، رمان، شرححالنویسی، زنها جزو برجستهترینهایند.» ۱۴۰۱/۵/۵ که اینها همه از ثمرات تحققِ الگوی اسلامی زن است؛ الگویی مبتنی بر حضور و نقشآفرینیِ زنانه با حفظ عفت، حیا و کرامت.
* حجاب مایه تشخّص و آزادی زن
«حجاب اسلامی وسیلهی مصونیّت زن است.» ۱۳۹۶/۱۲/۱۷ و نه تنها با هویت و پیشرفت او تضادی ندارد بلکه «حجاب مایهی تشخص و آزادی زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانهی مادیگرایان، مایهی اسارت زن نیست.» ۱۳۹۱/۲/۲۳ به تعبیر دقیقتر «حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذاری زن است، سنگین شدن کفهی آبرو و احترام اوست.»۱۳۹۱/۲/۲۳ با این نگاه «حجاب، تکریم آن کسی است که در حجاب است. حجاب زن، تکریم زن است.» ۱۳۸۶/۱۰/۱۳
«الگوسازی» یکی از ثمرات نقشآفرینی بانوان با حفظ حجاب است؛ موضوعی که یک مصداق آن در عرصهی ورزش بانوان عملی شده است. زنان ورزشکار محجبه ایرانی با حضور در میادین ورزشی نشان دادند که «در میادین ورزشی نیز یک زن مسلمان میتواند با حفظ حجاب و حدود دینی، حضوری مقتدر و عزتآفرین داشته باشد.» ۱۳۹۲/۸/۲۰ اینکه «بعضی میگویند حجاب مانع از رشد زن و ترقّی زن است؛ نه بعکس؛ حجاب مانع از آن خودنماییهای بیموردی است که مانع حرکت زن میشود. ما امروز هزاران بانوی بزرگ و برجسته در صحنههای گوناگون علمی و عملی و اجتماعی و سیاسی و فنّی داریم که همه با حجاب کامل در حال زندگی هستند.» ۱۳۹۹/۱۱/۱۵
البته توجه به این نکته هم ضروری است که در کنار فطری و انسانی بودن، «حجاب ضرورت شرعی است؛ یعنی هیچ تردیدی در وجوب حجاب وجود ندارد؛ این را همه باید بدانند. این که حالا خدشه کنند، شبهه کنند که آیا حجاب هست، لازم است، ضروری است، نه، جای خدشه و شبهه ندارد؛ یک واجب شرعی است که باید رعایت بشود.» ۱۴۰۱/۱۰/۱۴ و «کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است.» ۱۴۰۲/۱/۱۵
* عصبانیت دشمن از موفقیت زنان ایرانی
اما حرکت موفق و پیشرفتهای چشمگیر زنان ایرانی با حفظ حجاب و عفاف و ارائهی الگویی جدید در مقابل الگوی مادی و تحقیرآمیز غربی، موجب کینهورزی دشمنانِ مستکبر و مفسد شده است: «از اوّل انقلاب مسئلهی زن را مطرح میکردند؛ ادّعای گزاف میکردند که از زن ایرانی میخواهند حمایت کنند و مانند اینها. باز اخیراً هم به بهانهی حجاب و مانند اینها باز قضیّهی زن را مطرح کردند و همان تلاشهای در واقع ناکام را دوباره دارند تکرار میکنند.» ۱۴۰۱/۵/۵
لذا شما میبینید «میگویند زن اگر چنانچه از قیود اخلاقی و شرعی و مانند این چیزها رها نشود نمیتواند پیشرفت کند، نمیتواند به مقامات عالی علمی و سیاسی و اجتماعی و غیره برسد؛ این جوری دارند میگویند. شرط رسیدن زن به رتبههای بالای اجتماعی و سیاسی و غیره این است که این قیود اخلاقی را رها کند. زن ایرانی این را در عمل تکذیب کرده؛ زن ایرانی در همهی میدانها با موفّقیّت و سربلندی و با حجاب اسلامی ظاهر شده.» ۱۴۰۱/۵/۵
بنابراین همهی ناراحتی و عصبانیت دشمن و استکبار جهانی از مسئلهی زن و حجاب در ایران اسلامی به خاطر آن است که موفقیتهای زن مسلمان ایرانی با حفظ عفت و حجاب در حقیقت «باطلکنندهی یک زحمت و تلاش دویست سیصد سالهی غرب است؛ نمیتوانند تحمّل کنند، عصبانی میشوند، خودشان را به در و دیوار میزنند تا بتوانند یک کاری بکنند؛ آن وقت میچسبند به قضیّهی حجاب، میچسبند به یک مورد و بنا میکنند تبلیغات کردن.» ۱۴۰۱/۵/۵
آنچه در اغتشاشات ۱۴۰۱ هم روی داد، مصداقی از توطئه دشمن در زمینه حجاب بود: «در این قضایای اخیر، خب دیدید دیگر، علیه حجاب خیلی کار شد.» ۱۴۰۱/۱۰/۱۴ در حقیقت «جاسوسهای دشمن، دستگاههای جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه [سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزهی با حجاب] هستند.» ۱۴۰۲/۱/۱۵ و در این زمینه «عامل تبلیغات فراگیر؛ تلویزیونها، ماهوارهها، فضای مجازی، اینترنت... دشمن همهی اینها را ردیف کرد... خوب مهندسی کرده بود.» ۱۴۰۱/۱۰/۲۲
اما نکتهی کلیدی این است که در مقابل این توطئهی دشمن «خود زنها؛ زنها ایستادگی کردند... اینها امیدشان این بود که همینهایی که حجاب نیمهکاره دارند بکلّی کشف حجاب کنند، [ولی] نکردند؛ یعنی زدند تو دهن آن تبلیغکننده و فراخوانفرستنده.» ۱۴۰۱/۱۰/۱۴
بنابراین باید دانست که «خیلی از این کسانی که حجاب کاملی هم ندارند، جزو هواداران جدّی نظام جمهوری اسلامی هستند؛ شما میبینید در مراسم مذهبی، در مراسم انقلابی، اینها شرکت میکنند.» ۱۴۰۱/۷/۱۱ و «آن کسانی که حجاب را به طور کامل رعایت نمیکنند، اینها را نباید متّهم کرد به بیدینی و ضدّانقلابی... این را نمیشود گفت ضدّانقلاب است؛ این چطور ضدّانقلابی است که این جور با شوق و با حرارت و با انگیزه میآید و مثلاً فرض کنید در فلان مراسم دینی یا فلان مراسم انقلابی شرکت میکند؟ اینها بچّههای خودمانند، دخترهای خودمانند.» ۱۴۰۱/۱۰/۱۴ حتی «خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند میکنند چه کسانی هستند، قطعاً نمیکنند؛ من میدانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند، اهل تضرّعند، اهل ماه رمضانند، اهل گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند.» ۱۴۰۲/۱/۱۵
نکتهی پایانی اینکه در قضایای مربوط به مسئلهی حجاب «دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم؛ کارهای بیقاعده و بدون برنامه نباید انجام بگیرد. مسئولین برنامه داشته باشند و دارند؛ انشاءالله این کار با برنامه دنبال بشود.» ۱۴۰۲/۱/۱۵
حجاب و پیشرفت بانوان (شبهه ها و پاسخ ها)
شبهه: حجاب زنان با پیشرفت آنها سازگار نیست. اگر زنان بخواهند پیشرفتهای علمی و اجتماعی داشته باشند، باید حجاب را کنار بگذارند تا بتوانند بهراحتی در جامعه تردّد کنند و حضور داشته باشند.
پاسخ: در جواب به این پرسش ابتدا باید روشن شود که مُراد از پیشرفت چیست؟ آیا مُراد از پیشرفت بهدستآوردن منصب و جایگاه یا درآمد و اعتبار و مانند اینها است یا اینکه مُراد از پیشرفت، رشد واقعی بر اساس کمالات انسانی است؟ حقیقت آن است که بسیاری از چیزهایی که بعضی از خانمها، پیشرفت حساب میکنند، پیشرفت واقعی نیست.
در بسیاری از مواردی که مصداق پیشرفت شمرده میشوند، انسان از یک زاویه، رشد میکند؛ امّا از زوایای دیگر سقوط میکند؛ مثلاً وقتی ورزشکاری در یک رشتۀ ورزشی به موفقیّت مهمی دست پیدا میکند و رتبۀ نخست و مدال طلا را به دست میآورد، گمان میکنیم که او پیشرفت کرده است؛ در حالیکه او وقت و تلاشی را که برای آن رشتۀ ورزشی صرف میکند اگر برای تحصیل علم و دانش صرف میکرد، به نفع او بود. با این توضیحات، آیا باز هم میتوان گفت که این ورزشکار پیشرفت کرده است؟
درست است که این ورزشکار، در یک بُعد، یعنی ورزش پیشرفت کرده است امّا باید پرسید که شرافتِ علم بیشتر است یا شرافت ورزش؟ مسلماً اهمیّت علم و دانش، دهها بار بیشتر از ورزش است. ورزش در حدّ حفظ سلامتی خیلی مهم است؛ امّا ورزش قهرمانی، اهمیّت چندانی در رشد انسان ندارد. در حقیقت کسی واقعاً پیشرفت میکند که اگر در ورزش نفر اوّل است، در درس هم نفر اوّل باشد.
اگر خانمی در بعضی عرصههای اجتماعی بهظاهر پیشرفت کند و به مناصبی از قبیل شهرداری و وزارت و... برسد؛ ولی از کمالات حقیقی بازبماند، در حقیقت پیشرفت نکرده است. خانمی که مسئولیت ادارهای را به عهده گرفته است، یا منصب خیلی مهمی را در شهر یا کشور به دست آورده است؛ امّا به فرزندانش رسیدگی نمیکند و کانون خانوادهاش آرامش ندارد و در شُرُف فروپاشی است؛ چنین خانمی در حقیقت پیشرفت نکرده است؛ چرا که مردان بسیاری هستند که میتوانند این شغلها و منصبها را مدیریّت کنند؛ امّا در یک خانواده، هیچ جایگزینی برای جایگاه همسر و مادر وجود ندارد.
اگر در این موضوع عمیقتر شویم، میفهمیم خانمی که به منصب و مقام بسیارعالی رسیده است امّا در اثر بهعهدهگرفتن مسئولیتهای اجتماعی، ارتباط او با خداوند و محبّتش به پروردگار ضعیف شده و حال عبودیت و تواضعش پایین آمده است؛ چنین خانمی در حقیقت پیشرفت نکرده است. این مسئله اختصاص به زنان ندارد و در مردان نیز صادق است. اگر مردی بهخاطر مشغولیّت در شغلهای متداول اجتماعی از جهت معنوی متوقّف شود یا سقوط کند، چنین مردی نیز پیشرفت حقیقی نکرده است و در حقیقت، در حال شکستخوردن است. پس ابتدا باید پیشرفت حقیقی را بهدقت معنا کنیم و معنی حقیقی آن را در نظرآوریم.
حال باید ببینیم که آیا رعایت پوشش اسلامی مانعی در برابر پیشرفت زنان در عرصههایی مانند علمآموزی و خدمات اجتماعی است؟ مسلّم است که پوشش اسلامی هیچ مانعیّتی در برابر این امور ندارد؛ زیرا کاملاً فطری است و با ساختمان وجود انسان تطابق و هماهنگی کامل دارد. زن میتواند این پوشش را حفظ کند و در عین حال، فعالیّتهای اجتماعی و آموزشی و تحصیلی خود را دنبال کند و اگر به کارهای خدماتی مانند پزشکی،پرستاری و... مشغول است وظیفۀ خود را بهخوبی انجام بدهد.
پوشش اسلامی، پوششی دستوپاگیر نیست که زن را از حضور در محیطهای ضروری منع کند. شاهد این ادعا آن است که بعد از انقلاب، با وجود رعایت حجاب در ملأعام، روند تحصیلات بانوان ایرانی در تمام دنیا بینظیر است و کشور ما از جهت مشارکت تحصیلی جنس مرد و زن، در دنیا رتبۀ اوّل را دارد. در طول سالیان گذشته خانمها در مجامع علمی شرکت فعّال داشتهاند و در بسیاری از رشتهها تعداد شرکتکنندگان خانم از آقا بیشتر بوده است.
پوشش اسلامی با کارها و فعالیّتهای اجتماعی صحیح بانوان سازگار است. اگر با مواردی از فعالیّتهای اجتماعی مواجه شویم که با پوشش اسلامی منافات دارند، باید دقّت کنیم که حضور خانمها در آن رشتهها ممکن است در ظاهر پیشرفت باشد، امّا حقیقتاً پیشرفت نیست. گاهی بانویی میگوید که اگر من بخواهم حجابم را مراعات کنم، نمیتوانم در فلان رشتۀ ورزشی شرکت کنم، چون همۀ مربیان این رشته مرد هستند و باید نزد مربّی مرد دوره ببینم!
در چنین موقعیّتهایی اگر بانویی بر حفظ پوشش خود مصمّم باشد و بهخاطر آن، از ادامۀ این رشتۀ ورزشی بازبماند، دیگران خواهند گفت که بهخاطر حجاب از پیشرفت باز مانده است؛ امّا آیا کنارگذاشتن حجاب و فراگیری ورزش از مردان، پیشرفت است؟ پاسخ این است که خیر، چنین چیزی پیشرفت حقیقی نیست؛ چون انسان ممکن است به موفقیّت ورزشی برسد امّا در حقیقت آرامش روحی و درونی خودش را بهتدریج از دست میدهد و از تشکیل خانوادۀ موفّق محروم میماند و سپس در گرداب روابط ناهنجار میافتد و کمکم محبّت خدا و رشد در مسیر بندگی را از دست میدهد و به این ترتیب، سایر تبعات کمحجابی گریبان او را میگیرد. هدف حجاب این است که پیشرفتهای زن، حقیقی باشد و در عین اینکه زن در وادی علم و عمل رشد میکند، ابعاد دیگر وجودش هم رشد کند؛ اُنس با خدا در او بیشتر شود و آرامش درونیاش بالاتر برود و پیوند خانوادگیاش مستحکمتر گردد. در حقیقت، بسیاری از مدلهای پیشرفت رشد انسان، کاریکاتوری است چرا که در این مدلها و الگوها، بخشی از وجود انسان خیلی بزرگ میشود ولی بقیّۀ بخشهای وجود او کوچک میماند و در مجموع برآیند متعادلی پیدا نمیکند. پس هیچکدام از پیشرفتهای حقیقی با حجاب ناسازگار نیست، چون پوشش اسلامی، پوششی فطری است که رفتوآمد با آن کاملاً آسان است و مانع حضور زن، در مجامع عمومی نمیشود. تجربۀ عینی کشور ما نیز در دوران پس از انقلاب، مهمترین دلیل بر این حقیقت است.