شناسهٔ خبر: 47812351 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: ورزش۳ | لینک خبر

تاریخی که با این سرمربی ورق خورد؛

افسانه‌های تیم ملی علیه دراگان اسکوچیچ

چرا انرژی فوتبال ایران در دوره کنونی، به جای آماده سازی بهتر در راه صعود به جام جهانی، باید صرف بحث های بی فایده شود؟

صاحب‌خبر -

به گزارش "ورزش سه"، در روزهایی که منتظر نمایش یک نام ایرانی از خروجی وبسایت فدراسیون فوتبال برای پست سرمربی تیم ملی بودیم، دراگان اسکوچیچ وارد خیابان سئول و آن ساختمان معروف شد و دقایقی بعد قراردادش را امضا کرد تا در روز برگزاری دربی پایتخت، هواداران فوتبال یک بار دیگر از انتخاب مدیران فدراسیون شگفت زده شوند. اما این تنها شگفتی ایران با اسکوچیچ نبود؛ یک سال و نیم بعد، تیم او در کمال ناباوری منتقدان، چهار پیروزی متوالی به دست آورد تا تیم ملی بحران زده با صدرنشینی به مرحله نهایی مقدماتی جام جهانی صعود کند.

 

از شب گذشته که تیم ملی، عراق را شکست داده و جایگاه این تیم را به دست آورده، دوباره صحبت درخصوص آینده نیمکت تیم ملی به اوج خود رسیده. این البته قراری بود که هواداران در زمان سفر تیم ملی به منامه گذاشتند: این که همه بحث های جانبی تیم ملی را بگذارند برای بعد از تورنمنت و آن موقع به جدل با یکدیگر بپردازند. یعنی در واقع حالا «مقطع حساس کنونی» برای ابراز نظر را پشت سر گذاشته ایم و کسی نمی‌تواند به این خاطر، جلوی نقد و مخالفت کسی دیگر را بگیرد.

 

 

استخوان بندی استدلال افرادی که مخالف ادامه کار دراگان اسکوچیچ در تیم ملی هستند، «صعود با دردسر تیم ملی به مرحله نهایی مقدماتی جام جهانی» است. اینکه تیم ملی استرس زیادی را در این مدت تجربه کرد و تا آخرین دقایق بازی با عراق نیز تکلیف صعود مشخص نبود. در پاسخ به این نقد باید این نکته را روشن ساخت که اساسا کادرفنی فعلی تیم ملی، مسئول نتایجی نیستند که در دوره قبلی رخ داد. یعنی اگر ایران مقابل بحرین و عراق شکست نمی‌خورد، بازی آخر یک مسابقه تشریفاتی بود؛ یعنی همان چیزی که احتمالا به برخی از اهالی فوتبال «حس افتخار» می‌دهد.

 

نکات دیگری هم در این زمینه هستند که مغفول مانده‌اند. مثلا اینکه کره جنوبی تا پایان نیمه اول بازی با لبنان (دور آخر)، با این تیم هم امتیاز بود و به لطف تفاضل گل بالاتر قرار می‌گرفت. یا این که عربستان میزبان، با نگرانی از دست دادن صدر جدول وارد مسابقه با ازبکستان در هفته پایانی شد. همچنین چین با هزینه میلیارد دلاری سالهای گذشته روی فوتبالش، در نهایت پایین تر از سوریه جنگ زده و ویران، قرار گرفت. یا امارات که تا بازی آخر مقهور شگفتی ویتنام شده بود. اما در نهایت ایرادی به هیچ یک از این تیم ها وارد نیست چون همه توانستند جواز حضور در مرحله بعدی را کسب کنند و در قرعه کشی هم اهمیتی ندارد که تیمی از جدول تیمهای دوم صعود کرده باشد یا به عنوان صدرنشین.

در این باره البته افسانه‌سازی‌هایی هم درباره تاریخ تیم ملی شکل گرفته که اغلب ناصحیح هستند. پایه استدلال این است که تیم ملی همیشه به راحتی از مرحله پیش مقدماتی بالا رفته و هیچگاه مشکلی در این مرحله نداشته، اما آیا واقعا اینطور بوده؟!


سال 2018 تیم ملی ایران با ترکمنستان، گوام، عمان و هندوستان همگروه بود که اساسا قدرت این تیم‌ها با گروه امسال ایران قابل مقایسه نیستند اما با این حال تیم ملی در دو بازی خارج از خانه برابر ترکمنستان و عمان متوقف شد و چه بسا اگر گل سیدجلال حسینی نبود، در کشور سلطان‌نشین، مغلوب عمان هم می‌شد.


سال 2014 ایران با قطر، بحرین و اندونزی همگروه بود و نتوانست بردی در خارج از خانه کسب کند و در بازی آخر هم مقابل قطر متوقف شد. نکته جالب این که تا روز آخر، صدرنشینی ایران هم قطعی نبود.


سال 2010 تیم علی دایی سه بازی نخست برابر سوریه، کویت و امارات را با تساوی به پایان رساند تا امیدهایش برای صعود بسیار کاهش یابد اما در آخر کار را با سرگروهی به پایان برد.


سال 2006 تیم ملی ایران در خانه به اردن باخت و در آستانه حذف قرار گرفت ولی در آخر با سه پیروزی متوالی مقابل قطر، اردن و لائوس، راه صعود خود را پیدا کرد و تیم اول گروه شد.

البته امید این است که چهار نکته بالا مربوط به دوره های مختلف تیم ملی، با این برداشت همراه نشود که هدف مقایسه تیم دراگان اسکوچیچ با تیم کیروش، دایی و برانکوست. امید این بود که نکته اصلی با همان برهان های اولیه به مخاطب انتقال پیدا کند: 1. مسئول شکست به بحرین و عراق در بازی رفت، کادرفنی فعلی تیم ملی نیست و 2. آنچه از مقدماتی جام جهانی اهمیت دارد، قرارگیری در منطقه سبز صعود است. اما با این حال شاید لازم بود که افسانه زدایی نیز صورت بگیرد.

 

نقد دیگر این است که «اگرچه تیم ملی با کادر فعلی به موفقیت دست یافته اما برای صعود از مرحله نهایی، به کادری مجرب تر نیاز است که توان رویارویی با قدرتهای فوتبال آسیا را داشته» باشد. اول اینکه شاید نیاز باشد درباره کادر مجرب تر توضیح داده شود. مجرب به معنی فردی که کارنامه پرباری دارد و به طور مثال حضور سرمربی سابق بلژیک و ساحل عاج یعنی مارک ویلموتس؟ یا شاید آنطور که احتمالا بسیاری از پیشکسوتان علاقه دارند، یک سرمربی ایرانی؟

 

به هر حال منظور هرچه که باشد، شاید منتقدان و مخالفان باید به چند سوال پاسخ بدهند: چه تضمینی وجود دارد که کادر فنی جدید، بتواند در مرحله نهایی نتیجه بگیرد؟ این کادر چه زمانی انتخاب و معرفی خواهد شد که فرصت بازی تدارکاتی داشته باشد؟ آیا هواداران این دیدگاه [و شاید تصمیم گیران]، اطلاع دارند که مقدماتی جام جهانی از شهریور ماه آغاز خواهد شد؟ [اگرچه موضوع تحریم و فقدان آلترناتیو نخ نما شده اما] منبع مالی جذب یک سرمربی شناخته شده نظیر کارلوس کی‌روش از چه راهی تامین خواهد شد؟ سوالات مهمتر: چرا باید یک سرمربی موفق کنار گذاشته شود؟ و چه کسی جایگزین او شود؟

 

در شبکه‌های اجتماعی آمده بود که تیم ملی ایران در سه دهه اخیر همیشه به مرحله نهایی مقدماتی جام جهانی صعود کرده و این چیز تازه ای نیست. شاید لازم باشد که به این پاسخ دهند که در سه دهه چه زمانی پس از مرحله مقدماتی تغییر سرمربی اتفاق افتاده و نتیجه آن چه بوده؟!

فوتبال ایران اگرچه یک مقطع بسیار حساس را سپری کرد اما حالا وارد دوره ای سه ماهه می‌شود که پس از قرعه کشی در روز سوم تیر ماه، مسئولان فدراسیون فوتبال باید تدارک آماده سازی تیم را انجام دهند تا از شهریور ماه و در دوره ای بسیار فشرده، بازی های مرحله مقدماتی انجام شوند. در این بین شاید بهتر باشد که اهالی فوتبال نیز توجه و انرژی خود را معطوف به این بخش از کار و فشار برای آماده سازی مطلوب تیم ملی کنند. هیچ ایرادی ندارد که فوتبال ایران به یک سرمربی و دستیارانش فرصت این را بدهد تا اولین تجربه موفق ملی خود را رقم بزنند؛ خصوصا اینکه آنها موفقیتی را رقم زدند که شاید کسی نتواند تضمین کند با نفرات دیگر و با این هزینه هم رخ می‌داد.

 

البته که طرف حامی ثبات در تیم ملی هم نمی‌تواند چنین تضمینی را ارائه کند اما حداقل پشتوانه یک پیش بینی یا امیدواری درست را دارد؛ پیش بینی و امید به این که تیم ملی می‌تواند برای اولین بار بحرین را در منامه شکست دهد و عراق را پس از 10 سال مغلوب کند.

 

محمد همتی

 

نظر شما