شناسهٔ خبر: 23166185 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: فارس | لینک خبر

بازتوانی بزه دیده در پرتو بزه دیده‌شناسی بالینی - بخش اول

مراحل واکنش روانی در مقابل بحران بزه دیدگی

بزه دیده شناسی بالینی به دنبال شناخت درد و رنج ناشی ازجرم، جبران آسیب و زیان بزه دیده و در نهایت، درمان و بازتوانی بزه دیده است.

صاحب‌خبر -

 

چکیده

بزه دیده شناسی بالینی به دنبال شناخت درد و رنج ناشی ازجرم، جبران آسیب و زیان بزه دیده و در نهایت، درمان و بازتوانی بزه دیده است. اما در ادبیات جرم شناسی ایران بررسی این موضوع، کمتر دید می شود. بنابراین در این مقاله سعی شده است، چارچوب مفهومی و مراحل بزه دیده شناسی بالینی تبیین شود. در این راستا، انواع آسیب های وارد شده بر بزه دیدگان همراه با ارائه ی شناخت جدیدی از اختلال استرس پس از آسیب، نشانه ها و سبب شناسی این اختلال بررسی می شود. اختلال استرس پس از آسیب، واکنش شایعی است که انسان ها در مقابل رویدادهای بسیار استرس زا یا آسیب زا از خود نشان می دهند.

پس از درک این مهم، با استفاده از دانش پزشکی، روانپزشکی و روان شناسی، انواع تدابیر حمایتی روانی و عاطفی، دارو درمانی و روان درمانی برای کاهش آثار آسیب های واقعه ی مجرمانه و تلاش برای بازتوانی بزه دیده ارائه می شود و در انتهای بحث، برای ارتقای ارائه ی خدمات بالینی به بزه دیده، اصلاح قانون تشکیل سازمان پزشکی قانونی پیشنهاد شده است

کلیدواژه ها

بزهدیده شناسی بالینی؛ آسیب های روانی و عاطفی؛ اختلال آسیب پس از استرس؛ دارو درمانی؛ روان درمانی

مقدمه؛

اهداف، اصول، تدابیر و اقدامات مربوط به اصلاح و درمان مجرمین و مفهوم حالت خطرناک مجرم در جرم شناسی بالینی[1] بحث می شود. در  تعاریفی که برای اصلاح و درمان مجرمین ارائه شده است، می توان واژگانی چون بازپذیری، بازسازگاری و بازاجتماعی شدن را ملاحظه کرد. در مجموع می توان جرم شناسی بالینی را جرم شناسی اصلاح و درمان، در پی شناخت حالت خطرناک مجرم و در نهایت پیشگیری از تکرار جرم دانست.[2] اما به نظر می رسد به مثابه بازپروی بزهکاران، برای پیشگیری از تکرار جرم، باید به دنبال بازتوانی بزه دیدگان برای پیشگیری از تکرار  بزه‌دیدگی بود.

بر این اساس، بزه دیدگانی که پس از تحمل جرم از حالت عادی خارج شده اند و توان جسمی، عاطفی و روانی خود را از دست داده اند، باید مورد بازتوانی قرار گیرند. به تعبیر دیگر، مسائلی چون ترمیم آسیب های جسمی، روانی و عاطفی، موضوعاتی است که می توان در بزه دیده شناسی بالینی مورد بررسی قرار داد. درواقع، در بزه دیده شناسی بالینی[3] با استفاده از شیوه های پزشکی، روانپزشکی و روان  شناسی بعد از شناخت آسیب های ناشی از جرائم، درمان بزه دیدگان در دستور کار قرار می گیرد.

 شاخه های مختلف بزه دیده شناسی بالینی شامل عدالت برای بزه دیدگان، کمک به بزه دیدگان، بزه دیده شناسی علمی(تجربی) و بزه دیده شناسی بالینی است. در ادبیات جرم شناسی ایران، درباره دو موضوع عدالت برای بزه دیدگان و کمک به بزه دیدگان در قالب انواع حمایت های حقوقی، مالی، اجتماعی و غیره در قالب بزه دیده شناسی حمایتی تحقیقات قابل توجهی شده است،[4] اما در مورد بزه دیده شناسی علمی(تجربی) که به شناخت علت وقوع جرم از زاویه بررسی میزان نقش بزه دیده در ارتکاب جرم و رابطه وی با بزهکار می پردازد، مطالب علمی کمی وجود دارد.[5] 

با این وصف، در مورد بزه دیده  شناسی بالینی که علاوه بر علوم جنایی و اجتماعی، نیاز به علوم پزشکی و پیراپزشکی نیز دارد، کمبود تحقیقات بسیار جدی است. بنابراین مقاله ی کنونی در صدد پاسخگویی به این سوالات است که ابعاد بزه دیده شناسی بالینی و مراحل اصلی آن چیست؟ چه تدابیر بالینی برای بازتوانی بزه دیده بویژه در مورد اختلال استرس پس از آسیب می توان بکاربست؟

در این راستا، مطالب در سه بخش ساماندهی شده است. ابتدا مراحل بزه دیده شناسی بالینی برای معاینه و تشخیص بزه دیدگی بررسی می شود. در بخش دوم انواع آسیب های وارد بر بزه دیدگان با تاکید بر اختلال استرس پس از آسیب شناسایی موضوع بحث است و در بخش سوم تدابیر روان درمانی و دارو درمانی به عنوان راه کارهای بالینی ارایه می گردد.

1. مراحل بزه دیده شناسی بالینی؛

جرم شناسی بالینی در مفهوم مضیق، یعنی مطالعه و معاینه ی مجرم به منظور ارزیابی نوع حالت خطرناک و تشکیل پرونده ی شخصیت برای او که با هدف اصلاح و درمان و پیشگیری از تکرار جرم انجام می شود. بزه دیده شناسی بالینی نیز به سهم خود، بازتوانی بزه دیده را از طریق تشکیل پرونده ی شخصیت او به منظور پیشگیری از تکرار بزه دیدگی به ویژه در جرایمی چون ضرب و جرح، اذیت و آزار، تجاوز به عنف و جرائم دیگر که قربانی آن ها متحمل درد و رنج جسمانی، روانی و عاطفی می شود، دنبال می کند.

باید دانست با اعمال مجازات نسبت به مجرم، این دردها تسکین نمی یابد. بزه دیدگان نیاز به حمایتی غیر از حمایت حقوقی- قضایی نیز دارند. مجازات مجرم تنها بخشی از تسکین آلام به شمار می آید. به همین دلیل کلینیک بزه دیده، که ابتدا سازمان های غیردولتی و انجمن های مدنی (مانند انجمن حمایت از کودکان آزاردیده و جمعیت حمایت از زنان آسیب دیده جنسی) و کسانی که در گذشته ی خود قربانی این جرائم بوده اند، ایجاد گردیده تا به صورت داوطلبانه، قربانیان جرائم خاص را ترمیم کنند و با دادن مشاوره به آنان، آسیب های وارده به آنان (به ویژه دردهای عاطفی و مشکلات روانی) را التیام بخشند.

بر اساس این اقدامات درمانی، بزه دیده به مرور زمان به شرایط قبل از تجربه جرم باز می گردد. در کلینیک بزه دیده، بیشتر به رفع خساراتی توجه می شود که در عین وجود، ملموس نبوده ولی بزه دیده را جریحه دار کرده و ممکن است درآینده از او یک بزهکار وانتقام جو بیافریند.

بنابراین هدف عمده ی بزه دیده شناسی بالینی و درمانگاه بزه دیده، برگرداندن حالت روانی و عاطفی بزه دیده به شرایط قبل از تحمل جرم است(رجبی، 1386 :12). علی رغم اینکه ایجاد شاخه ی بزه دیده شناسی بالینی به دلیل وجود مقاومت های متعددی با تأخیر بسیار صورت گرفته است. اما به هر حال، بزه دیده شناسی بالینی حوزه های مشتمل بر این موارد می شود: مطالعه ی نتایج و تبعات پزشکی و روانی ناشی از روند بزه دیدگی، بررسی و مطالعه ی موارد پیچیدگی ها و سپس بررسی و ارزیابی ابعاد خسارت وارد بر فرد (Lopez,1995:12).

مراحلی که به طور کلی در بزه دیده شناسی بالینی طی می شود، شامل موارد ذیل خواهد بود.

1- بزه دیده شناس بالینی ابتدا شخص مدعی بزه دیدگی را معاینه کرده و بررسی می کند تا دریابد آیا واقعاً بزه دیده به شمار می رود، یا اینکه بزه دیده ی صوری و تخیلی است. برای مثال درحریق های عمدی که مرتکب، انبار یا مغازه اش را آتش زده تا از بیمه خسارت بگیرد، ابتدا بررسی می شود که حریق اتفاقی است یا مجرمانه؟ همچنین در جرم تجاوز جنسی بررسی می شود که آیا بزه دیده واقعاً رضایت نداشته یا منفعل بوده است؟ دراین زمینه می توان از نظرات کارشناسان، مشاوران، روان پزشکان و روان شناسان بهره جست.

2- مرحله ی دیگر، بررسی خصیصه و ماهیت بزه دیدگی است. همان طور که جرم شناس بالینی، بزهکار را با تشکیل پرونده ی شخصیت معاینه می کند تا میزان خطرناک بودن آن را تشخیص دهد و سپس به بازپروری او بپردازد، در کلینیک بزه دیدگی نیز ماهیت بزه دیدگی، یعنی خسارت و درد و رنج ناشی از جرم برآورد می‌شود. در خصوص تشخیص نوع بزه دیدگی، مددکار یا بزه دیده شناس بالینی به دنبال سنجش ضربه ی روانی، جسمانی و عاطفی است که از طریق ارتکاب جرم به فرد وارد شده است. بزه دید گان سرقت، آدم‌ربایی، کودک ربایی و سایر جرائم، همگی نیاز به حمایت مادی، عاطفی، روانی دارند. میزان و نوع حمایت در کلینیک بزه دیده برآورد می شود.

3- مددکاران اجتماعی یا بزه دیده شناسان بالینی به دنبال آنند که آیا بزه دیده ی شاکی از فرایند رسیدگی به شکایات خود در دادگستری و کلانتری یا از رفتار قاضی و وکیل خود راضی است یا خیر؛ زیرا در کلینیک بزه دیده مشاهده می شود که پاره ای از بزه دیدگان، افزون بر زیان های ناشی از جرم، از رفتار مقام های پلیسی- قضایی نیز رنج می برند و شکایت دارند(اداره کنترل مواد مخدر و پیشگیری از جرم سازمان ملل متحد، 1384: 24).

بنابراین در کلینیک بزه دیده، دو نوع بزه دیدگی از یکدیگر تفکیک می شوند: یکی بزه دیدگی ناشی از تحمل جرم( بزه دیدگی اولیه یا اصلی)[6] که جنبه ی حقوقی و قضایی دارد و دیگری بزه دیدگی یا ناملایمات ثانوی[7] یا فرعی که همانا ناملایمات و فشارهایی است که شاکی در مراحل مختلف فرایند کیفری از زمان اقامه ی شکایت در جامعه متحمل شده است.[8] در چنین حالتی بزه دیده به جای ترمیم و توجه، مورد  بی توجهی و خشونت واقع می شود. حتی سلسله ای از ناملایمات جدید به بزه دیدگی اصلی او اضافه می شود که آثار آن برای او گاه بسیار شدیدتر از تجربه ی جرم است.

بر این اساس، امروزه درکنار تضمین های حقوقی پیش بینی شده برای بزه دیده، حق دیگری نیز با عنوان «ترمیم آلام ناشی از رجوع به عدالت کیفری» پدید آمده است. برای مثال پوشش مطبوعاتی دادن به رسیدگی و گرفتن عکس و انعکاس آن در رسانه ها یا طولانی شدن فرآیند رسیدگی، ممکن است بزه‌دیدگی ثانوی را برای شاکی ایجاد کند.

علاوه بر این، بزه دیدگی اولیه ی فرد، امکان ورود وی به بزهکاری آینده را به ویژه در مورد کودکان افزایش می دهد. مشهور است که گفته می شود:« بزه دیده امروز، بزهکار آینده» است. این موضوع در مورد سوء استفاده جنسی از زنان، قابل تأمل است. یافته های مطالعه ی میدانی هشدار جدی در این باره بیان کرد ه است، به طوری که 5/22 درصد از زنان روسپی مورد مطالعه، در کودکی، قربانی سوء استفاده ی جنسی بوده اند(علیانی زند، 1383: 36).

4- پس از برآورد میزان خسارت جسمانی، روانی و عاطفی با ارائه ی نظریات مشورتی به دادگاه، سعی می‌شود ماهیت حکم، منطبق با شرایط و نیازهای بزه دیده تنظیم و صادر شود. خسارات روانی وعاطفی به اصطلاح نامرئی هستند و ترمیم آن ها طولانی و زمان بر است. از این روی بزه دیده، چه مقصر و چه بی گناه آثار نامطلوب آن را تحمل می کند و سزاوار حمایت های گوناگون است. درنهایت، هدف یا رسالت عمده ی بزه دیده شناسان بالینی و درمانگاه بزه دیده، اعاده ی بزه دیدگان به شرایط سالم و طبیعی از لحاظ روانی، عاطفی و معنوی است که از طرق مختلف به آن می پردازند(رجبی، همان: 19). به عبارت دیگر، پس از شناخت آسیب های وارده بر بزه دیدگان، با راهکارهای مختلف اقدام به درمان و بازتوانی آنان می کنند.

از این رو، در این نوشتار ابتدا آسیب های وارده بر بزه دیدگان بررسی می شود، سپس راهکارهای ترمیم این آسیب ها یا بازتوانی بزه دیدگان، مورد اشاره قرار خواهند گرفت.

2. آسیب های وارد بر بزه دیدگان؛

آسیب های ناشی از جرم که بر بزه دیدگان جرائم وارد می شود، بر اساس نوع جرم، شدت آن و نیز شخصیت بزه دیده متفاوت است. به طور معمول در همه ی جرائم آسیب های عاطفی، حیثیتی و روانی بر بزه دیدگان وارد شده و در برخی جرائم نیز بزه دیدگان دچار آسیب های جسمی می شوند. در ادبیات علوم جنایی در خصوص آسیب های جسمی مطالب زیادی گفته شده است اما در مورد آسیب های روانی، عاطفی، ضرورت بیشتری به بحث و بررسی وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم.

2-1. آسیب های روانی و عاطفی؛

از جمله آسیب های وارد بر بزه دیدگان جرائم، اختلالاتی است که در روح و روان فرد ایجاد می شود. علاوه بر اختلالات جسمی که در اثر بزه دیدگی در برخی جرائم به وجود می آیند، در اغلب جرائم، آسیب هایی بر بزه دیدگان وارد می آید که آنان را از سلامت روانی خارج می سازد. در این حالت فرد بزه دیده- هرچند به صورت موقت- بیمار محسوب می شود که باید نسبت به درمان سریع و مطلوب وی اقدامات لازم را به عمل آورد. 

همچنین در برخی موارد نیز ممکن است فرد بزه دیده در سلامت روانی به سر بَرَد، ولی عواطف و احساسات او خدشه دار شده باشد. حمایت های عاطفی، کمک های روان شناسانه ای است که برای ترمیم درد و رنج های عاطفی بزه‌دیدگان انجام می شود و پیش از هر چیز نقش روان شناسان و روان کاوان در آن برجسته است.

اریک لیندمان[9] به عنوان یک پیشرو در مطالعه ی آثار بحران‌ها بر سلامت ذهنی و عاطفی انسان‌ها، شناخت بهتری از پویایی‌های بحران و دیدگاهی سیستمی برای درمان افرادی که از آن رنج می برند، ایجاد کرد. مطالعه ی او که به فرآیند اندوه[10] نجات یافتگان آتش سوزی بیشه کوکونوت[11] در سال 19422 در بوستون اختصاص داشت، مبنایی شد که بخش مهمی از دانش فرآیند اندوه بر اساس آن ساخته شود. او اعتقاد داشت که اندوه شدید، پاسخی طبیعی و ضروری به «فقدان شدید»[12] است.

یکی دیگر از متخصصان به نام گارلند کاپلین[13] این  دیدگاه را به این نحو گسترش داد که تمامی واکنش های انسانی به وقایع تروماتیک، نتیجه ی فقدان است. افراد به شکل های متفاوتی به موقعیت های مختلف واکنش نشان می دهند. آن چه برای یک فرد تبدیل به بحران می شود، ممکن است برای دیگری تنها یک آزار جزئی به حساب آید. در نتیجه، بحران معانی متفاوتی دارد.

 این کلمه در پزشکی یک معنا دارد و در روانپزشکی معنایی دیگر. بسیاری از محققان این کلمه را تعریف کرده اند. اما آنچه در این جا برای ما اهمیت دارد، معنایی است که می‌توان در بزه‌دیده‌شناسی از آن مستفاد کرد. بحران در اینجا به عنوان مجموعه‌ای از شرایط موقتی خاص است که منجر به حالتی از ناراحتی و عدم تعادل می‌شود. ویژگی این مشکل، ناتوانی فرد در کنار آمدن با شرایط خاص با استفاده از روش‌های مرسوم حل مسئله است ( Ibid: 43). یکی از تحلیل های رایج در خصوص واکنش به بحران، این واکنش را به سه مرحله تقسیم می‌کند: مرحله ی تاثیر،[14] مرحله ی بازگشت،[15] و مرحله ی بازسازی.[16]  که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرند.

2-1-1. مراحل واکنش روانی در مقابل بحران بزه دیدگی؛

الف: مرحله ی تأثیر

این مرحله بلافاصله پس از وقوع جرم رخ می‌دهد. در این حالت به بزه دیده احساسی شبیه به شوک دست می‌دهد. بعضی از آن ها نمی‌توانند غذا بخورند یا بخوابند. بعضی دیگر ممکن است اساساً رخداد جرم را منکر شوند. عبارت‌هایی نظیر «نمی‌توانم باور کنم که این اتفاق برای من رخ داد»، در این مرحله بسیار رایج است. بسیاری از بزه‌دیدگان احساس بی‌پناهی و آسیب‌پذیری می کنند و یا جملاتی ناامیدکننده به زبان می‌آورند. مرحله ی تأثیر ممکن است از چندین ساعت تا چندین ماه پس از جرم به طول بیانجامد و نوسانات زیادی در رفتار بزه‌دیده مشاهده ‌شود.

رفتار وی در یک زمان کاملاً تحت کنترل است و در زمان دیگر، احساسات کنترل ناشده و درهم ریخته از خود بروز می‌دهد. بزه‌دیده ی جرم در این زمان بسیار آسیب‌پذیر بوده و نسبت به جهت‌گیری دیگران حساس است. دیدگا‌ه‌هایی که کاملاً غیرسرزنش‌آمیز و ساده به نظر می‌رسند و توسط اطرافیان مطرح می‌شوند، ممکن است از سوی بزه‌دیده، سرزنشی برای بزه‌دیدگی اش تلقی شود. سرانجام اینکه جرم می تواند در روابط زناشویی و در بلند مدت بر اشتغال بزه دیده تاثیر نامطلوب بگذارد بویژه در جایی که جرم در محل کار ارتکاب یابد(اداره کنترل مواد مخدر و پیشگیری از جرم سازمان ملل متحد، 1384: 15).

ب: مرحله ی بازگشت

در طول این مرحله، بزه‌دیده تلاش می‌کند تا واقعیت رخ‌داده یعنی جرم را بپذیرد و شخصیت خود را دوباره بازسازی کند. بزه‌دیدگان معمولاً احساساتی شامل گناه، ترس، خشم،‌ ترحم به حال خود و اندوه را تجربه می‌کنند. بعضی از آن ها، این احساساتِ دردناکِ ناشی از جرم را نمی‌پذیرند و در زمان‌های دیگر، اساساً تجربه ی چنین حالاتی را نیز منکر می‌شوند. کاپلین این چرخه را به عنوان فرآیند درگیر کردن بزه‌دیدگانی[17] مطرح می‌کند که نیاز به فرصت‌هایی برای رها شدن از نبرد با شرایطشان دارند.

اما در نهایت باید هوشیاری خود را بازیافته و به  درک مشکل نائل آیند. اساساً، بزه‌دیدگان، پس از تلاش برای کنار آمدن با احساساتشان در خصوص جرم،‌ به لحاظ احساسی خسته می‌شوند و از فکر کردن به آن صرفنظر می‌کنند تا بتوانند آرامش بگیرند، خود را بازیابند و فرایند درمان را آغاز کنند. سپس آنها خواهند توانست تا احساسات خود را نسبت به جرم با بازسازی منابع احساسی شان مورد رسیدگی قرار دهند.

در این مرحله است که بزه دیدگان تلاش می کنند از پس احساساتشان در مورد جرم برآیند. عده‌ای تمامی ابعاد و جزئیات واقعه ی جنایی را به ذهن می آورند، بعضی تمایل دارند تا به صورت نامحدود در مورد آن صحبت کنند؛ بعضی خواب آن واقعه را می بینند. همچنان که بزه‌دیدگان با واقعیت عمل مجرمانه مواجه می‌شوند، ممکن است مجدداً دچار احساس ترس شوند.

 پس از گذشت هجوم ناگهانی جرم، بعضی از بزه‌دیدگان، شدت احساسات در مورد جرم را، تنها در خود نگاه می‌دارند. این احساس ترس ممکن است غیرقابل انتقال باشد. بزه‌دیدگان باید ترس و دیگر احساسات شدیدی که در مورد جرم دارند را به زبان آورند تا فرایند درمان را آغاز کنند. با گذشت زمان، اکثر تأثیرات تروماتیک مرتبط با این احساسات کاهش می‌یابند(Ibid: 44).

یکی دیگر از ویژگی‌های رایج در این مرحله، خشم نسبت به مجرم است. بزه‌دیدگان ممکن است احساس خشم شدید کنند اما از بازگو کردن آن ناتوان باشند. بعضی بزه‌دیدگان ممکن است ساعت‌ها بنشینند و به انتقام فکر کنند؛ به خصوص کسانی که بزه‌دیده ی حملات خشونت‌آمیز شده‌اند. بزه دیدگان باید بدانند تمایل به انتقام میلی طبیعی بوده و یکی از بخش‌های عادی فرآیند بهبودی است. بسیاری از بزه دیدگان می‌خواهند تا دلیلی برای بزه‌دیدگی خود بسازند. این افراد به دنبال پاسخ این سوال هستند که «چرا من؟»

پ: مرحله ی بازسازی

بعد از گذشت یک دوره ی زمانی، مرحله ی بازگشت، راهی برای مرحله ی بازسازی ایجاد می‌کند. از آنجایی که حالات ترس و خشم، شدت خود را از دست می‌دهند، بزه‌دیده به سمت حالتی متعادل‌تر حرکت می‌کند و انرژی بیشتری برای او باقی می ماند تا با فعالیت‌های روزمره ی زندگی مواجه شود. وقتی نیاز به انکار بزه‌دیدگی در بزه‌دیده کاهش پیدا می‌کند، او طبیعی تر می‌شود. به تدریج، بزه‌دیدگان قادر می‌شوند تا تنها دورنمایی از تجربه ی بزه‌دیدگی را نزد خود نگاه دارند و توان خود را به زندگی روزانه ی خود اختصاص دهند.

بزه‌دیدگان هرگز تجربه ی بزه‌دیدگی را فراموش نخواهند کرد و به روش‌های مختلفی به آن پاسخ می‌دهند. بحران یکی از این واکنش‌ها بوده و لزوما همه   ی بزه‌دیدگان دچار آن نمی‌شوند(Lopez, 2007: 143).

پس از بررسی مراحل واکنش در مقابل بحران به مهم ترین اختلالی که پس از وقوع بزه در بزه دیده پدیدار می شود، اشاره می گردد. این اختلال روانی، اختلال استرس پس از آسیب (پست تروماتیک PTSD[18])  است. شناخت این اختلال و راه های درمان آن، مهم ترین بخش بزه دیده شناسی بالینی است.

2-2.  اختلال استرس پس از آسیب؛

اختلال استرس پس از آسیب واکنش شایعی است که انسان ها در مقابل رویدادهای بسیار استرس زا یا آسیب زا از خود نشان می دهند. رویدادهای متفاوتی می توانند منجر به اختلال استرس پس از آسیب شوند. مثلاً حوادث اتومبیل، مورد تهاجم قرار گرفتن یا قربانی جنایت دیگری شدن، مورد تجاوز جسمی یا جنسی قرار گرفتن، جان در بردن از یک مصیبت مانند سیل یا انفجار، یا شاهد مرگ دیگری بودن از جمله مواردی است که ممکن است منجر به اختلال استرس پس از آسیب شوند (طهماسبی، 1390: 1).

افراد دچار اختلال استرس پس از آسیب تمایل دارند آسیب را به شکل کابوس های شبانه، خاطرات نگران کننده و مرور خاطرات گذشته در طی ساعت های بیداری نشان دهند. غرق شدن در خاطرات گذشته ممکن است موجب شود که ارتباط فرد با واقعیت برای ساعت ها و یا حتی روزها قطع شود. گاه در مرور خاطرات؛ تصاویر، صداها و بوها به قدری واقعی و طبیعی هستند که شخص احساس می کند که واقعه ی آسیب زا مجدداً در حال بروز است.

در کودکان خردسال، رؤیاهای پریشان کننده ی مربوط به رویداد ممکن است ضمن چند هفته به کابوس های فراگیر مربوط به موجودات عجیب، نجات دادن دیگران، تهدید علیه خود و یا دیگران تبدیل شود.

میزان شیوع  اختلال استرس پس از آسیب در زنان دو برابر مردان است. علت دقیق این موضوع در مردان و زنان ناشناخته است، اما احتمالاً ناشی از عوامل فیزیولوژیک و روان شناختی است.

 در مکان هایی که آسیب برای هر دو جنس به یک میزان اتفاق می افتد (مانند حوادث طبیعی)، در زنان به دلایل ناشناخته و یا کمتر شناخته شده، به طور معناداری احتمال بروز علائم اختلال استرس پس از آسیب در سال های بعد افزایش می یابد.

علاوه بر جنسیت یکی دیگر از عواملی که فرد را مستعد این اختلال می کند، طول مدت شرایط استرس می‌باشد. تجربه ی جنگ ویتنام نشان داد، سربازانی که در جنگ های طولانی تری حضور داشتند، گرایش بیشتری به بروز علایم اختلال استرس پس از آسیب از خود نشان دادند و بالاخره یک تجربه ی قبلی از  این اختلال، شخص را نسبت به فشارهای روانی بعدی، آسیب پذیرتر می نماید.

در مجموع نشانه های این اختلال اگر توسط فرد دیگری رخ دهد، نظیر آنچه که در تجاوز جنسی اتفاق می افتد، به مراتب بدتر از زمانی است که در اثر یک حادثه ی طبیعی مانند سیل اتفاق می افتد. در جدول زیر علائم اختلال استرس پس از آسیب ساده و پیچیده بیان شده است.

PTSD  ساده

PTSD   پیچیده
درگیر تنها یک حادثه است. درگیر چندین حادثه  است.
طول مدت حادثه بسیار کوتاه است. طول مدت حادثه طولانی است.
در سنین بالاتر رخ می دهد. در سنین پایین تر رشد اتفاق می افتد.
مشتمل بر خشونت هایی نیست که به وسیله انسان اعمال شده باشد. درگیر خشونت هایی است که به وسیله انسان به وجود آمده است.
در حادثه به وجود آمده، فرد می تواند نقش فعالی داشته باشد. در حادثه به وجود آمده فرد نمی تواند نقش فعالی داشته باشد.
همراه با هشدارهای قبلی است. ناگهانی و بدون هیچ زمینه قبلی رخ می دهد.
نشانه های اختلال برای مدت کوتاهی وجود دارد. نشانه ها برای مدت طولانی تری ادامه می یابد و گاه موجب تغییر نوروفیزیولوژی می شود که ممکن است برگشت ناپذیر باشد.
نشانه ها به خودی خود و یا در یک محیط حمایت شده بهبود می یابد. برای بهبود به مداخلات حرفه ای نیاز است.

(کمیجانی، 1387: 47-48)

پی نوشت:

[1]. La Criminologie Clinique

[2]. برای مطالعه بیشتر در مورد جرم شناسی بالینی رک به بابایی، محمدعلی، جرم شناسی بالینی، انتشارات میزان، 1390

[3]. La Victimologie Clinique

- Stress:  www.aaets.org

[4]. برای مطاله بیشتر در مورد عدالت برای بزه دیدگان رک به اداره کنترل مواد مخدر و پیشگیری از جرم سازمان ملل، عدالت برای بزه دیده، ترجمه علی شایان، انتشارات سلسبیل، 1384 و در مورد بزه دیده شناسی حمایتی رک به رایجیان اصلی، مهرداد، بزه دیده شناسی حمایتی، نشر دادگستر، چاپ دوم، 1390 و در مورد بزه دیده شناسی رک به رایجیان اصلی، مهزداد، بزه دیده شناسی، جلد یکم، موسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی، 1390 و نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات درس جرم شناسی(بزه دیده شناسی)، 74-1373 و جرم شناسی بازپروری بزهکاران، دانشگاه تربیت مدرس، 87-1386

[5]. برای مطالعه بیشتر در مورد بزه دیده شناسی علمی رک به نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات درس بزه دیده شناسی علت شناختی، دانشگاه شهید بهشتی، 87-1386

[6]. La victimization première

[7]. La victimization deuxième

.[8] در این زمینه می توان به طرح حمایت از بزه دیدگان در مشهد اشاره کرد که توسط معاونت اجتماعی و پیشگیری استان خراسان رضوی به صورت آزمایشی در مجتمع کامیاب مشهد در حال اجراست. ازجمله اهداف این طرح در راستای پیشگیری از بزه دیدگی ثانوی آنان، شناسایی مشکلات بزه دیده، اطلاع رسانی بهتر به بزه دیده در مسیر دادرسی و کمک رسانی فوری به بزه دیدگان است. برای مطالعه بیشتر رک به  بهروزیه، محمد، نشریه جرم شناسی پیشگیری، دادگستری کل استان خراسان رضوی، پیش شماره 1، 1390، ص 23

[9]. Eric Lindemann

[10]. Grief process

[11]. Coconut Grove

[12]. Acute loss

[13]. Garland Caplin

[14]. Impact stage

[15]. Recoil stage

[16]. Reorganization Stage

[17]. Involving victims

[18]. Post Traumatic Stress Disorder

مراجع

منابع

فارسی

- اداره کنترل مواد مخدر و پیشگیری از جرم سازمان ملل،(1384)، عدالت برای بزه دیده، ترجمه علی شایان، تهران: انتشارات سلسبیل

- آشوری، محمد؛ خدادی، ابوالقاسم، (1390)، «حقوق بنیادین بزه دیده در فرایند دادرسی کیفری»، فصلنامه آموزه های حقوق کیفری، پاییز و زمستان

- بابایی، محمدعلی، (1390)، جرم شناسی بالینی، تهران: انتشارات میزان.

- بنی فاطمه، سعید و دیگران، (1387)، فیزیوپاتولوژی PTSD، قم، انتشارات رازبان.

- رایجیان اصلی، مهرداد، (1390)، بزه دیده شناسی حمایتی، نشر دادگستر، چاپ دوم، تهران

- رایجیان اصلی، مهرداد، (1390)،  بزه دیده  شناسی، موسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهردانش، تهران

- رجبی، ابراهیم، «درمانگاه بزه دیده و بزه دیدگی و نقش پلیس در آن»، فصلنامه دانش انتظامی، سال دوازدهم، شماره اول

- ژرار لپز، ژینا فیلیزولا، (1388)، بزه‌دیده و بزه‌دیده‌شناسی، ترجمه روح‎الدین کرد علیوند و احمد محمدی، چاپ دوم، تهران: نشر مجد.

- طهماسبی، شهرزاد، اختلال استرس پس از ضربه، مرکز مشاوره و خدمات روان شناسی سگال، www.segalcbt.com  

- علیایی زند، شهین، (1383)، «روسپیگری، کودکان خیابانی و تکدی»، مجموعه مقالات اولین همایش آسیب های اجتماعی، جلد پنجم،  نشر آگاه.

- کمیجانی، مهرناز، (1387)، «اختلال استرس پس از آسیب»، مجله تعلیم و تربیت استثنایی،  شماره 87

- نجفی ابرندآبادی، علی حسین، (74-1373) ، تقریرات درس جرم شناسی(بزه دیده شناسی)

- نجفی ابرندآبادی، علی حسین، (87-1387)،  تقریرات درس بزه دیده شناسی علت شناختی، دانشگاه شهید بهشتی

انگلیسی

- Adams,E,Understanding the Traumas of Childhood Psycho-Sexual Abuse, Bedford,Mass:Mills,Sanderson Publisher2008,

- Cario R , victimologie, Ed. L’Harmattan, Vol. 4, 2e éd, 2001

- Cognitive – behavioral therapies for trauma/ edited by Victoria M. Follette, Josef I. Ruzek, Francis R. Abueg, the Guilford press, 1998

- Diagnostic and statistical manual of mental disorder, fifth edition. Arlington, AV, American psychiatric association, 2013

- Kaplan & sadock synopsis of psychiatry: behavioral sciences/clinical psychiatry, eleventh edition, Benjamin james Sadock, Virginia Alcott Sadock, Pedro Ruiz, 2014

- Lopez G , Bornstein S, Victimologie Clinique, Ed. Malion, 1995

- Lopez G , Portelli S, Clément, Les droits des victimes , Ed. Dalloz, Coll. États de droit, 2e éd, 2007

- Renee Z. Dominguez., Connie F. Nelke, Bruce D. Perry, Sexual Abuse of Children, American Academy of Experts in Traumatic Stress:  www.aaets.org

نویسندگان:

ابوالقاسم خدادی: استادیار گروه حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه شاهد 

مریم افتخار: دانشجوی تخصصی روانپزشکی انستیتو روانپزشکی تهران - دانشگاه علوم پزشکی تهران 

فصلنامه پژوهش حقوق کیفری شماره 17

ادامه دارد...