«شام و موسیقی زنده، پذیرایی در رستوران سنتی بین المللی با پرداخت تنها ۳۹ هزار تومان!»
با شرکت در این مراسم ویژه شب یلدا میتوانید با هندوانه، انار و آجیل پذیرایی شوید، شام بخورید و از برنامه موسیقی زنده شامل دف و نی و شعرخوانی- البته با پرداخت ۲۰ هزار تومان ورودی جداگانه- استفاده کنید. اگر علاقهمندید، باید بجنبید و تا ظرفیت ۱۷۰ نفری برنامه پر نشده، بلیت آن را تهیه کنید.
یک پیشنهاد دیگر هم هست: «باغرستوران ساحلی با منوی باز، غذای اصلی و موسیقی زنده ویژه شب یلدا با پرداخت تنها ۱۸ هزار و پانصد تومان!»
در فرهنگ ایرانی، آیین یلدا فرصتی است برای دورهم جمعکردن اعضای خانواده و فامیل، محفلی گرم برای تازهکردن دیدارها و گپ و گفتهای صمیمانه و شاهنامهخوانی و تفأل به دیوان حافظ. میوههای معروف این شب، انار و هندوانه، هردو سرخ و آتشیناند، مناسب برای اینکه در میهمانیهای دورهمی این شب زمستانی صرف شوند، خوردنشان باید به تفصیل باشد و به هرکس سهمی برسد از برشهای هندوانه و دانههای انار.
در شب یلدا کوچکترها دلی از عزا در میآورند و پدر بزرگها و مادربزرگها از خاطرات گذشته میگویند. همه اینها ترفندهایی است تا خانوادهها دور هم جمع شوند و بلندترین شب سال را به شادی بگذرانند.
چرا گروهی از مردم، این جشن کهن ایرانی را به جای خانه در باشگاهها و رستورانها میگذرانند و ترجیح میدهند بلندترین شب سال را در کنار غریبهها به سر ببرند؟
ابزاری برای پول در آوردن
دکتر اعظم آهنگر، جامعهشناس و عضو موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، در بیان چراییِ گرایشِ بخشی از مردم به جشنهای عمومی شب یلدا میگوید: جامعه ما روزبهروز بیشتر به سمت فردگرایی میرود. ابعاد خانوادهها کوچک شده و گاه اصلا خانوادهای وجود ندارد. بنابراین افرادی که میخواهند مناسبتهای مختلف را برای خودشان شاد کنند، با گروههایی خارج از اعضای خانواده و فامیل، دور هم جمع میشوند.
از طرف دیگر، در مملکتی که آمار اشتغال پایین است، برخی افراد تلاش میکنند با ایدهپردازی و ایجاد مشاغل جدید، کسب درآمد کنند. آنها نیازهای جامعه را میبینند و دست به کارهایی در راستای برآوردن این نیازها میزنند. برگزاری چنین مراسمی ممکن است در کنار تولید شغل، برای افرادی که تنها یا در شهری غریب زندگی میکنند نیز مفید باشد اما با نگاه خانوادهمحور، جامعهای را میبینیم که افراد در آن سعی دارند حتی از اقوام نزدیک خودشان دور باشند. از آن بدتر وقتی است که این قضیه به صورت مد دربیاید و بهعنوان نشانهای از یک پایگاه و کلاس اجتماعی خاص در نظر گرفته شود. درآن صورت خواهناخواه شرایط طوری پیش میرود که افراد سعی میکنند به شکل خانوادگی در این مراسم شرکت کنند و بعید نیست که کمکم آیینها به صورت نهادی برگزار شود و حتی از دولت انتظار برود که مراسمی مانند شب یلدا را برگزار کند! به این ترتیب، هدف اصلی آیینها از بین میرود.
راهکار این مسأله چیست؟ دکتر آهنگر در پاسخ به این پرسش میگوید: جلوی برگزاری چنین مراسمی را نمیشود گرفت. مردم خودشان باید قدر آیینهای باستانی را بدانند و دریابند که هدف از آنها چه بوده، وگرنه این موضوع برای عدهای تبدیل به ابزاری برای پول در آوردن میشود.
این جامعه شناس میافزاید: خوب است که جوانها حتما در مراسم خانوادگی شرکت کنند، زیرا تنها ایجاد همجواری با دیگران، حتی با وجود تفاوتها و اختلافات فکری است که میتواند در تعاملات اجتماعی و درک دیگران به آنها کمک کند. این یک اتفاق دوطرفه است، یعنی از یک طرف خانوادهها باید سعی کنند جوانان را با تفاوتهای فکریشان بپذیرند و نخواهند آنها را تغییر بدهند و به شکل خودشان دربیاورند. زیرا حتی اگر بخواهید جوان را به سوی خانواده سوق بدهید، باید اول او را به همان شکلی که هست، در میان خودتان بپذیرید و در درجه بعدی اجازه بدهید خودش با شناخت مزایا و معایب این همجواریها، اطرافیان خود را درک کند. در این حالت هردو میتوانید با رویکردهای یکدیگر آشنا و به هم نزدیکتر شوید.
از طرف دیگر جوانان نیز باید سعی کنند به خانواده نزدیک شوند، زیرا خانواده یکی از سرمایههای اجتماعی فرد است که در مواقع لزوم، میتواند حامی و دلگرمکننده باشد.
فرصتی برای انسجام خانوادگی
هانیه ابوطالبی، کارشناس ارشد پژوهش اجتماعی، درباره کارکرد مراسمی مانند شب یلدا میگوید: کارکرد اصلی آیینهای فرهنگ ایرانی مانند سال نو و شب یلدا و شب نشینیها و دورهمیها یا مراسم افطاری (که ترکیبی از فرهنگ ایرانی و اسلامی است و تناقضی باهم ندارند) این است که انسجام بین خانوادهها را تقویت میکند و نتیجه این انسجامهای خانوادگی منجر به نوعی وحدت ملی میشود.
وی میافزاید: زندگی ایرانیان در گذر زمان دچار تغییراتی شده است. برای مثال دیگر مانند دهه ۵۰، اعضای خانواده دور کرسی نمینشینند و زندگی ساده در خانههای حیاطدار جای خود را به خانههای مبله با سیستمهای گرمایشی داده که در آنها دیگر نیازی به کرسی نیست. صحبتها یا به عبارتی گلگفتنها و گلشنیدنها نیز جای خود را به تمرکز روی صفحههای موبایل به ویژه در قشر جوان داده است.
به همین ترتیب، شاهد اشکال دیگری از برگزاری مراسم شب یلدا هستیم، مثل پکیجهای ویژه شب یلدا که در برخی رستورانها ارائه میشود. اگر بخواهیم به بررسی دلیل شکلگیری این مقوله بپردازیم به دلایل مختلفی میرسیم.
اولین دلیل، مهاجرت جوانان برای کار و ازدواج و تحصیلات به شهرهای بزرگ و نبودنشان در کنار خانواده است که باعث میشود تمایل داشته باشند شب یلدا را به تنهایی یا با دوستان در محیطی جدید مثل کافه و رستوران بگذرانند. دومین دلیل میتواند فوت اعضای بزرگتر فامیل باشد که خود حلقهای برای جمع کردن خانواده دورهم بودند. سومین عامل، شاغل بودن زنان و محدودیت زمان است که امکان پذیرایی و برگزاری میهمانی را برای آنها دشوار میکند.
چهارمین عاملی که میتواند موثر باشد، زندگی آپارتماننشینی و خانههای نقلی است که مانعی برای پذیرایی و گرفتن میهمانی میشود و افراد ناچارند در خارج از خانه به برگزاری مراسم دلخواهشان بپردازند.
بعد اصلی شب یلدا
هانیه ابوطالبی با اشاره به این که شب یلدا یک دورهمی خانوادگی است و همه افراد در منزل بزرگتر فامیل جمع می شوند، میگوید: نتایج تحقیقات میدانی که برای پژوهشی انجام دادم، نشان داد افرادی که ساکن شمال شهر تهران هستند تمایل بسیار کمی برای رفت و آمدهای فامیلی دارند و این پنجمین عاملی است که میتواند باعث برگزاری نوع دیگری از شب یلدا باشد.
ششمین عامل، نفوذ شدید شبکه اجتماعی اینستاگرام در بین مردم ایران است که علاقه افراد را برای نمایش متفاوت روزها و شبهای خاصشان به دیگران افزایش داده است و این هم میتواند عاملی برای استقبال از شرکت در مراسم شب یلدا در خارج از خانه باشد.
این کارشناس پژوهشهای اجتماعی میافزاید: ما انتظار نداریم که یلدا مانند صدسال قبل برگزار شود ولی دلیل بزرگداشت و ماندگاری این شب، فقط هندوانه و آجیل و یک سری خوراکیها و غذاهای خاص نبوده که سعی کنیم این بُعد آن را حفظ کنیم. هدف این شب، صله رحم و دورهمیهایی بوده که انسجام اعضای خانواده را حفظ میکند. وقتی این بُعد اصلی را فراموش کنیم، یعنی با دست خود این رسم را به مرور زمان از حافظه ایرانیان پاک میکنیم. هیچ نیروی ماورایی قادر به حفظ اصالت و آداب و رسوم ما نیست، مگر خودمان بخواهیم و ابعاد اصلی آن را حفظ کنیم.
وی تأکید میکند: همانطور که این روزها شاهد هستیم، رسوم غربی که قدمت چندهزار ساله آیینهای ما را هم ندارد، از طریق شبکههای اجتماعی ترویج میشود و باعث شده در آستانه سالنو میلادی، پاساژها و فروشگاههای ما پر از عروسکهای بابانوئل و درختهای کریسمس باشد یا مراسمی مثل هالووین و ولنتاین طی سالهای اخیر جایگاه ویژهای بین جوانان پیدا کند. ما هم خودمان باید تلاش کنیم تا شب یلدا را که یکدقیقه طولانیتر بودن آن دلیلی است برای شادی و دورهم بودن خانواده، به تمام دنیا نشان بدهیم.
فراموشی آداب ایرانی
فرنوش مهریان، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی و دانشجوی دکترا، درباره برگزاری مراسم شب یلدا در خارج از منزل میگوید: متأسفانه حتی برخی ارگانها و موسساتی که کارهای فرهنگی و روانشناختی انجام میدهند، به خاطر بالا بردن سطح فرهنگ و آموزش به خانوادهها در مناسبتهایی از قبیل شب یلدا افراد را دور هم جمع میکنند و علاوه بر کسب درآمد، آموزشهایی به آنها میدهند. در این میان عملا رسم و رسوم ما به فراموشی سپرده میشود و نسلهای آینده فراموش میکنند شب یلدا مراسمی بوده که طی آن، همه باید در خانه یکی از بزرگان فامیل دور هم جمع میشدند و خوراکیهایی میخوردند که هرکدام دلیلی داشته و در نهایت بهانهای بوده برای دور هم جمع شدن و بازدیدهایی که ممکن بود به دلیل مشکلات زندگی دیر بهدیر اتفاق بیفتد.
وی درباره تأثیر جشنگرفتن شبیلدا در خارج از منزل بر روی کودکان میگوید: در جامعهای که رو به تکفرزندی می رود، کودکان در تنهایی بزرگ میشوند و این روشهای جدیدِ برگزاری آداب و رسوم نیز باعث میشود آنها برخی تعاملات را آموزش نبینند. در واقع کودکان فرصتی ندارند تا یاد بگیرند شب یلدا چه رسمی بوده و چه مناسبتی داشته است.
ما در دورانی زندگی میکنیم که بیثباتی هیجانی زیاد شده و میانگین هوش هیجانی پایین آمده و علت عمده آن، تعاملات اشتباه والدین، افزایش تکفرزندی و تنهایی کودکان و عدم دسترسی آنها به همسن و سالان خودشان است. بزرگترها دلآزردگیهای خود را به فرزندان منتقل میکنند و مثلا چون خودشان با فامیل مشکل دارند، بچهها را نیز از رفتوآمد با آنها محروم میکنند. پس فرزندان ما رسوم را کجا باید یاد بگیرند؟
از طرف دیگر، جشنگرفتن کریسمس و هالووین مرسوم شده است و مغازهها درخت کریسمس و کدوتنبل میفروشند. ما یلدا را فراموش کردیم و شرکتهایی بهوجود آمدند که هم مراسم شبیلدا را برگزار می کنند و هم کریسمس را جشن میگیرند. به این ترتیب فرهنگ غربی رواج پیدا میکند، چنان که ولنتاین بیشتر از سپندارمزگان شناخته شده است.
البته ما هم در کشورمان هموطنان ارمنی و غیرمسلمان داریم و آشنایی با فرهنگ آنها خوب است اما این که یک مسلمان درخت کریسمس میخرد ولی شب یلدا را به فراموشی می سپارد، درست نیست.
یلدا چگونه شبی است؟!
شب یلدا که به عنوان یکی از شبهای استثنایی در ایران باستان مطرح بود، بهصورت رسمی از سال ۵۰۲ قبل از میلاد در زمان داریوش یکم به تقویم رسمی ایرانیان راه یافت. مردمی که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد، در طول سالها بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت ستارگان تنظیم کنند.
آنان میدیدند که در بعضی فصول، روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانند استفاده کنند. همچنین دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید (مهر) نامیده و آغاز سال قرار دادند.
اقوام قدیم آریایی در آغاز زمستان، جشن تولد آفتاب را میگرفتند، زیرا آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو بهدرخشندگی میگذارد و هر روز قویتر میشود. تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، در این شب آتش برمیافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی نابود شوند و آتش نیز مانند خورشید به دلیل فروغ و گرمای کارسازش ارزش پیدا کرد.
بعضی پژوهشگران بر این باورند که در شب یلدا، پیامبری زاده میشود: «در سال ۵۱ پادشاهی اشکانیان که مصادف است با سال ۱۹۶ میلادی، پیامبری در شب یلدا زاده میشود. او را دو دلفین از آب بیرون میآورند، چه آنکه براساس آیین مهر، آب از اهمیت ویژهای برخوردار بودهاست.»
اسرار هندوانه!
شب یلدا یا شب چله، آخرین روز آذرماه، شب اول زمستان و طولانیترین شب سال است. جشن شب یلدا از هفتهزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود؛ یعنی زمانیکه نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. بنابراین جشن یلدا به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند، قدمت دارد.
سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوههای تازه فصل و میوههای خشک و آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» بود. آجیل مخصوص، هندوانه، انار، شیرینی و میوههای گوناگون در شب یلدا، همگی جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. شمار زیادی بر این باورند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند، در زمستانی که پیش رو دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
بهعنوان مثال در گیلان هندوانه را حتماً فراهم میکنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. در آذربایجان مردم هندوانه چله میخورند و باور دارند که با خوردن آن، لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
همه ما هندوانه را میوهای تابستانی میدانیم اما اینکه چرا خوردن آن در شب یلدا بسیار مهم است، به این واقعیت برمیگردد که در باور ایرانیان با خوردن هندوانه دیگر تحمل سوز و سرما کار دشواری نیست. انار هم سمبل شادی و زایش است.
برای نیاکان ایرانیها که به آیین مهر دلبستگی داشتند، رنگ قرمز (نماد نور خورشید) گرامی بود. رنگ سرخ انار و هندوانه و انتخاب سیب قرمز و سنجد در سفره شب یلدا نیز چه بسا اشاره به همین موضوع دارد.
یلدا در شهرهای ایران
مردم شیراز در شب یلدا سفرهای پهن میکنند که بیشباهت به سفره هفتسین نوروز نیست. در آن آینه میگذارند و گونههای بیشمار آجیل و تنقلات، مثل نخودچی کشمش، حلواشکری، رنگینک، خرما و میوههایی مانند انار و هندوانه.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را سوگند میدهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغزگردو و نخودچی و کشمش میخورند.
گیلانیها در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب میکنند و کمی نمک هم به آن میافزایند، در خم را میبندند و در گوشهای خارج از هوای گرم اتاق میگذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه میشود. آوکونوس (ازگیل) در اغلب خانههای گیلان تا بهار آینده یافت میشود و هر زمان هوس کنند ازگیل تازه و پخته را از خم بیرون میآورند و آن را با گلپر و نمک میخورند.
بنا به برخی روایت، مردم کرمان و خوزستان شبچله تا سحر انتظار میکشند تا از «قارون افسانهای» استقبال کنند. قارون در لباس
هیزم شکن برای خانوادههای فقیر تکههای چوب میآورد. این چوب ها به طلا تبدیل میشوند و برای آن خانواده، ثروت و روزی به همراه میآورند.
در خراسان مراسم خاصی وجود داشته که به آن شبچراغانی یا شبچراغ میگفتند. از آنجا که هر میهمان برای رفتن به شبنشینی، چراغی همراه خود میبرد، به دلیل فراوانی چراغها عبارت چهلچراغ را بهکار میبردند.
همدانیها فالی میگیرند به نام فال سوزن. این رسم در گلپایگان قدیم هم وجود داشت. همه دور تا دور اتاق مینشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر میخواند. دختر بچهای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن میزند و مهمانها بنا به ترتیبی که نشستهاند شعرهای پیرزن را فال خود میدانند. همچنین در مناطق دیگر همدان، تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقهاست در این شب خورده میشود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مویز میخورند که از معمولترین خوراکیهای موجود در این شهرستانهاست.
به عقیده مادربزرگهای قزوینی، اگر در این شب ننهسرما گریه کند، باران میبارد، اگر پنبههای لحافش بیرون بریزد، برف میآید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود، تگرگ میآید.
یکی دیگر از آداب و رسوم شب یلدا، فرستادن «خونچه چله» از سوی داماد بهعنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خوانچه برای عروس، پارچه، جواهر، کلهقند و هفت نوع میوه مثل گلابی، هندوانه، خربزه، سیب و به با تزئینات خاصی فرستاده میشود.
شب چله در میان مردم مناطق لر نشین دارای آداب و رسوم خاصی است و به آن «شو اول قاره» میگویند. شب نشینی، دید و بازدید اقوام، فال چهل سرو، فال حافظ، پختن غذاهای خاص، دراز کردن شال یا چادری از پشت بام همسایه برای دریافت آجیل و میوه از سوی دیگر همسایگان و خواندن اشعاری به همین منظور از برنامههای ویژه شب یلدا در شهرهای مختلف این نواحی است.
برای شام شب یلدا معمولا غذاهایی مثل انارپلو، سبزیپلو با ماهی و زرشکپلو پخته میشود. این فقط ایرانیها نیستند که طولانیترین شب سال را با شادی میگذرانند بلکه یلدا در کشورهای اطراف ایران مثل افغانستان، پاکستان و تاجیکستان هم جشن گرفته میشود.
«شبچله» در خراسان بزرگ تا کشمیر مورد تکریم بودهاست. در افغانستان، بخشهایی از پاکستان و شمال هند و کشمیر به شب یلدا شب چله کلان میگویند. بخصوص در میان تاجیکان شب چله کلان (بزرگ) با آیینهایی همراه است که شباهت زیادی به آیینهای شب چله ایرانی دارد.
پیش از این گفته میشد جمهوری آذربایجان در پی آن است تا یلدا را به نام خود ثبت کند، اما از دوسال پیش تا کنون که ایران، پرونده مراسم شب یلدا را بهعنوان یک میراث ناملموس چندملیتی برای اشتراکگذاری اطلاعات در یونسکو ثبت کرد، هنوز هیچکشوری تمایلی برای پیوستن به این پرونده نشان نداده و تقاضای خود را رسما به یونسکو اعلام نکرده است.
ارمغان زمان فشمی
یلدا، فرصتی برای یک دورهمی خانوادگی
صاحبخبر -
∎
